سلامت خون   هدف سازمانهای انتقال خون، اطمینان از تهیه خون کافی و عاری از عفونت برای بیماران می باشد؛ بطوری که فرآورده بدون ریسک و یا حداقل ریسک را با استفاده مناسب از امکانات موجود برای بیمار فراهم آورند . برای برآوردن این هدف نیاز به منبع بزرگی از اهدا کنندگان سالم، داوطلب و بدون چشم داشت داریم که بصورت منظم مبادرت به اهداء خون نمایند. جمع آوری خون بایستی در شرایط بهداشتی و با استفاده از وسایل استریل و یک بار مصرف صورت گرفته و آزمایشات لازم برای کاهش خطر عفونتهای منتقله از طریق خون با دقت تمام روی آن انجام گیرد. بایستی به این نکته توجه نمود که هنوز امکان تهیه یک سرویس خونی صد در صد بدون ریسک وجود ندارد و احتمال کمی خطر که آن را خطر باقیمانده  می نامیم وجود دارد و باید برای مقابله با این خطر تمامی تلاش خود را هنگام جمع آوری خون برای کاهش فاکتورهای خطر به کار گیریم. گرچه از میان برداشتن کامل این فاکتورها همیشه امکان پذیر نمی باشد. بالاخره بایستی به این مسأله مهم که علیرغم تمام تلاشها هنوز خطر مصرف فرآورده های خونی به صفر نرسیده توجه شود و مصرف کننده بایستی احتمال این خطر ناچیز را با لحاظ کردن منافعی که از تزریق خون شاملش می شود بپذیرد. امروزه انتقال خون در کشورهای پیشرفته بطور قابل توجهی از سلامت برخوردار است. مهمترین معیارهایی که موجب رسیدن به این توفیق گردیده اند به شرح زیر است: 1. اهداء کنندگان از جمعیتهایی انتخاب می شوند که کمترین خطر را از نظر احتمال عفونت داشته باشند. 2. اهداء کنندگان پس از مراجعه برای اهداء خون مصاحبه می شوند تا چنانچه تاریخچه ای از رفتارهای ناهنجار یا مشکلات طبی که آنان را در خطر بالای عفونت زایی قرار می دهد داشته اند از چرخه اهداء به طور موقت یا دایم حذف گردند. 3. مراقبتهای لازم برای اطمینان از آسپتیک بودن روشهای خونگیری و همچنین ذخیره خون بعمل آورده می شود. 4. هر واحد خون اهدایی از نظر عفونتهای منتقله از طریق تزریق خون مورد آزمایش قرار می گیرد. 5. روشهای برچسب زدن  و قرنطینه لازم برای جلوگیری از ورود خونهای تست نشده و یا خونهایی که تست مثبت دارند به منبع خونهای سالم، به کار گرفته می شود. 6ـ گزارشات لازم برای جلوگیری از جمع آوری یا مصرف فرآورده اهداء کنندگانی که قبلاً مردود گردیده و خون آنها غیرقابل مصرف است تهیه و نگهداری می شود. 7ـ اقدامات لازم برای ویروس زدایی بعضی محصولات در شرایط خاص انجام می شود. 8ـ تمام فعالیتهای فوق در قالب یک سیستم تعریف شده کنترل کیفیت نظارت می شود . البته استراتژیهای دیگری نیز برای تحقق بهبود سلامت خون به کار گرفته می شود. یکی از این استراتژیها به کارگیری روشهایی است که در آن حتی المقدور فرآورده های مورد نیاز بیمار از اهداء کنندگان کمتری تأمین گردد و تا جایی که ممکن است مواجهه با اهداء کنندگان مختلف کاهش یابد .  مصرف خون اتولوگ در بیماران کاندید عمل جراحی می تواند یکی دیگر از این استراتژیها باشد. خطر عفونتهای منتقله از طریق تزریق خون در این روش به صفر می رسد. استفاده از فاکتورهای رشد خونساز مانند اریتروپروتئین که امروزه در بیماران کلیوی و دیگر نیازمندان به تزریق خون استفاده می شود گام دیگری در جهت کاهش مصرف خون و کمک به سلامت انتقال خون است. از همه عوامل فوق مهمتر، بهینه کردن مصرف خون و فرآورده های خونی است. امروزه ثابت شده است که بسیاری از مواردی که در گذشته اقدام به تزریق خون و فرآورده های آن می شد بی مورد بوده و می توان تزریق خون یا فرآورده خونی را تا حدود زیادی کنترل نموده و به سیستم خونساز بدن اجازه داد تا با فعالیت خود این کمبودها را جبران سازد؛ مثلاً میزان هموگلوبین یا پلاکت بیماران تحت شیمی درمانی که مستحق دریافت خون یا پلاکت هستند امروزه بسیار پایین تر از گذشته در نظر گرفته می شود. انتخاب اهداء کننده سالم تأمین خون کافی و سالم با حفظ ذخیره کافی از اهداء کنندگان داوطلب و بدون چشم داشت که بطور منظم حداقل یک تا دو بار در سال خون اهداء می نمایند میسر خواهد بود. این افراد که اهداء کننده مستمر نامیده می شوند علم کافی در مورد سلامتشان داشته و آگاهی نسبتاً خوبی از خطرات بالقوه خون و فرآورده ها دارند. این افراد همچنین به این نکته واقفند که چنانچه تغییری در وضعیت سلامتشان حاصل شده و در جمعیت پرخطر باشند بایستی از چرخه اهداء خون حذف شوند. اهداء کنندگان حرفه ای که در گذشته منبع قابل توجهی از بانک اهداء خون را تشکیل می دادند امروزه از ورود به چرخه اهداء حذف شده اند؛ ولی هنوز کشورهایی وجود دارند که مجبورند برای تأمین خون موردنیاز، از این اهداء کنندگان استفاده نمایند. بدیهی است افرادی که داوطلب فروختن خون می شوند معمولاً از سطوح اجتماعی اقتصادی پایین بوده و خطر انتقال عفونت نیز در بین آنان بیشتر است. خوشبختانه از سالهای بسیار دور اهداء کننده حرفه ای در ایران نداشته ایم و هم اکنون اکثریت اهداء کنندگان خون، کسانی هستند که از فامیل یا وابستگان بیماران انتخاب شده و بصورت جایگزینی خون اهداء می نمایند . مصاحبه بیمار توسط پزشک : لازم است مراجعه کنندگان برای انصراف افراد پرخطر از اهداء خون، توسط پزشک انتقال خون مصاحبه گردیده و تحت معاینه قرار گیرند. پزشک بخش اهداء کننده با سؤالات آماده شده با اهداء کننده به گفتگو می پردازد. چنانچه وضعیت و شرایط وی از نظر سلامت جسمانی به گونه ای باشد که اهداء خون برای وی مضر تشخیص داده شود مثلاً بیماری عروق کرونر و یا فشار خون خیلی بالا داشته باشد، ممکن است بطور موقت یا دایمی از اهداء خون معاف گردد. در این مصاحبه افراد معتاد یا کسانی که رفتار پرمخاطره آنان باعث گردیده تا در گروه پرخطر از نظر ویروس ایدز باشند و همچنین کسانی که سابقه هپاتیت دارند و یا اخیراً به مناطق مالاریاخیز مسافرت داشته اند از اهداء خون معاف می گردند. مصاحبه و معاینه اهداء کنندگان شامل کلیه موارد بیماری ها و مصرف داروها می باشد.   تستهای غربالگری امروزه تستهای HBsAg ، HCVAb ، RPR ، HIVAb برای تشخیص هپاتیت B ، هپاتیت C ، سیفیلیس و ایدز بر روی تمام خونها انجام می شود. در بعضی کشورها HBcAb ، ALT ، HTLV-I/II و همچنین HIV Ag نیز مورد بررسی قرار می گیرند. در کشور ما HTLV-I/II در حال حاضر روی تمام خونهای اهدایی استان خراسان که از شیوع بالای این عفونت برخوردار است انجام می گیرد.     خون کامل توصیف : }       یک واحد خون کامل شامل 450 ml خون و 63 ml ماده ضد انعقادی و نگهدارنده است. هماتوکریت آن به طور متوسط 44%ـ36% است. خون کامل در یخچالهای ویژه ای در دمای c 6-1 نگهداری می شود. مدت نگهداری خون کامل بوسیله سرعت افزایش شمارش گلبولهای قرمز، 24 ساعت پس از تزریق مشخص می گردد که باید بطور متوسط 75% و یا بیشتر باشد. به همین علت مدت نگهداری خون کامل به ماده نگهدارنده مصرف شده، بستگی دارد . }       مدت نگهداری خون حاوی سیترات ـ فسفات ـ دکستروز CPD) )21 روز و مدت نگهداری خون حاوی آدنین ـ   CPD (CPDA-1) 35روز است. }       خون کاملی که بیش از 24 ساعت نگهداری شود، حاوی میزان کمی پلاکت یا گرانولوسیت زنده می باشد. }       البته پس از 24 ساعت نگهداری خون کامل، تنها سطوح فاکتور VIII، 13% کاهش می یابد؛ ولی سطح فاکتورهای V، VII، X، فیبروینوژن، آنتی ترومبین III، پروتئین  c و s  تفاوت بارزی ندارد. }       فرم دیگری از خون کامل، خون کامل تعدیل شده  است که بوسیله برگرداندن پلاسما به گلبولهای قرمز، پس از جداسازی پلاکت ویاکرایوپرسیپیتات آن به دست می آید. خون کامل تعدیل شده حاوی مقادیر کمتری فیبرینوژن است؛ ولی خواص انعقادی آن مشابه خون کامل ذخیره شده است.     موارد مصرف : خون کامل هم قابلیت حمل اکسیژن و هم توانایی افزایش حجم خون را دارد. مورد مصرف اولیه آن برای بیمارانی است که خونریزی فعال داشته، بیش از 25% از کل حجم خونشان را از دست داده اند و در خطر ایجاد شوک هموراژیک می باشند.  مصرف خون کاملی که کمتر از 7 روز نگهداری شده است، جهت جلوگیری از هیپرکالمی در تعویض خون نوزادان سودمند است.   موارد منع مصرف و احتیاط :      خون کامل نباید برای مبتلایان به کم خونی مزمن تجویز شود زیرا حجم خون در گردش در این افراد طبیعی است و تنها نیاز به افزایش حجم گلبولهای قرمز دارند؛ به چنین بیمارانی برای کم کردن خطر افزایش بار حجمی باید گلبول قرمز متراکم داده شود.      واکنش های همولیتیک، انتقال عفونت های ویروسی (مانند ویروس هپاتیت، ایدز و سیتومگال) و واکنش های آلرژیک و تب دار از جمله عوارضی هستند که هنگام انتقال خون، همیشه باید در نظر گرفته شوند. میزان َو نحوه تجویز : در یک فرد بالغ تزریق یک واحد خون کامل، هموگلوبین را g/dl 1 و هماتوکریت را حدود 4 ـ 3% افزایش  می دهد. در کودکان تزریق خون کامل به میزان ml/kg8باعث افزایش هموگلوبین به میزان g/dl1 می شود. خون کامل باید با استفاده از فیلتر خونی تجویز گردد. سرعت تزریق بستگی به وضعیت بالینی بیمار دارد ولی تزریق هر واحد خون نباید حداکثر بیش از 4 ساعت طول بکشد.   گلبولهای قرمز متراکم توصیف : گلبول قرمز متراکم  پس از جداسازی ml250 ـ200 پلاسما از خون کامل تهیه می شود؛ و در دمای ....  و در محلولهای مختلف نگهدارنده و ضد انعقادی نگهداری می شود. }       پلاکت یا گرانولوسیت موجود در کیسه های حاوی گلبول قرمز متراکم دارای عملکرد نیستند. گلبولهای قرمز و خون کامل، ظرفیت حمل اکسیژن مشابهی دارند، زیرا تعداد گلبولهای قرمز در هر دو یکسان می باشد. }       این محلولها انواع و مقادیر مختلفی از عوامل نگهدارنده (مانند بافر، دکستروز، آدنین و مانیتول) را شامل هستند. در نتیجه گلبولهای قرمز مدت نگهداری و هماتوکریت متفاوتی دارند. }       گلبولهای قرمزی که در محلولهای نگهدارنده،  نگهداری می شوند، هماتوکریت 60 ـ 52% و مدت نگهداری 42 روزه دارند؛ در حالیکه گلبولهای قرمزی که در CPDA-1 نگهداری می شوند، هماتوکریت 80 ـ 70% و مدت نگهداری 35 روزه دارند. }       گلبولهای قرمزی که در CPD نگهداری می شوند، هماتوکریتی مشابه گلبول قرمز نگهداری شده در CPDA-1 دارند ولی مدت نگهداری 21 روزه دارند. میزان بقاء گلبولهای قرمز آلوژن تزریق شده با بقاء گلبولهای قرمز اتولوگ تفاوتی ندارد. در حالت عادی، روزانه کمتر از 1% از تعداد گلبولهای قرمز تزریق شده، تخریب می گردد؛ ولی در موقعیت های بالینی خاصی مانند کمخونی همولیتیک (با مکانیسم خارجی)، آنمی آپلاستیک، تب، خونریزی و هیپراسپلنیسم، بقاء گلبولهای قرمز تزریق شده، کاهش می یابد.   موارد مصرف : }       گلبولهای قرمز برای درمان کم خونی در بیمارانی مورد استفاده قرار می گیرد که حجم خون طبیعی دارند و تنها نیاز به افزایش ظرفیت حمل اکسیژن و حجم گلبولهای قرمز دارند (مانند مبتلایان به کم خونی مزمن ناشی از نارسایی کلیوی یا بدخیمی). }       یکی از راههای درمان کم خونی در مبتلایان به نارسایی کلیه، تزریق خون است که البته، به علت خطرات ناشی از آن، پس از درمان با اریتروپوئتین ریکامبینانت و عدم کفایت آن، صورت می گیرد. میزان خون تجویز شده برای هر بیمار، بستگی به وضعیت بالینی بیمار دارد؛ نه رسیدن به هموگلوبین یا هماتوکریتی که از قبل برای بیمار تعیین شده است. }       گلبولهای قرمز متراکم برای بیمارانی که نیازی به افزایش حجم در گردش ندارند و یا نمی توانند افزایش حجم در گردش خون را تحمل کنند (مانند مبتلایان به کم خونی توأم با نارسایی قلبی) نسبت به خون کامل کاملاً ارجحیت دارد. با وجودیکه هموگلوبین به میزان g/dl 5/12 تا g/dl16باعث افزایش بقاء در مبتلایان به نارسایی حاد تنفسی و شوک سپتیک می گردد، در اکثر بیمارانی که جریان خون مغزی و عملکرد قلبی، ریوی، کلیوی و کبدی طبیعی دارند، هموگلوبین به میزان 7g/dl تا 8g/dl کافی خواهد بود. }       در اعمال جراحی اورژانس که نیاز به تزریق خون سریع و ماسیو وجود دارد، با توجه به زمان موجود، ممکن است خونی که به صورت نسبی تحت کراس مچ قرار گرفته و یا اصلاً کراس مچ نشده است، تجویز گردد. }       بسیاری از متخصصان بیهوشی، تمایل به مصرف کریستالوئید در خونریزی تا حد 10%، آلبومین در خونریزی در حد 10 تا 20 درصد و تزریق خون تنها در خونریزی بیش از 20% دارند. }       امروزه حجم خونریزی در بیمارانی که تحت بای پس قلبی عروقی قرار می گیرند، نسبتاً اندک و معادل 1 تا 6 واحد است که این میزان خونریزی با تزریق گلبول قرمز، جایگزین می گردد و از آنجایی که گلبولهای قرمز حین بای پس دچار صدمه می شوند، بهتر است که از گلبولهای قرمز تازه جهت تزریق استفاده گردد. موارد منع مصرف و احتیاط : }       خطرات تزریق گلبول قرمز فشرده مشابه خطرات تزریق خون کامل است. افزایش حجم در گردش خون پس از تزریق مقادیر زیاد گلبول قرمز نیز ممکن است رخ دهد. میزان و نحوه تجویز : }       در یک فرد بالغ با حجم خون طبیعی، تزریق یک واحد گلبول قرمز، هموگلوبین را g/dl 1و هماتوکریت را حدود 3% افزایش می دهد. در مبتلایان به اسپلنومگالی، تزریق میزان مشخصی خون، افزایش اندکی در غلظت هموگلوبین ایجاد می کند. در فرد مبتلا به اسپلنومگالی که طحال حدود 5cm زیر لبه دنده لمس می شود، پس از تزریق یک واحد خون، غلظت هموگلوبین 16/0-6/0   افزایش می یابد. }       متعاقب تزریق گلبول قرمز متراکم در فرد مبتلا به کمخونی مزمن، به علت افزایش حجم گلبول قرمز، تولید اریتروپوئتین سرکوب شده و در نتیجه تولید گلبول قرمز و شمارش لکوسیتی در فرد گیرنده کاهش می یابد. به همین علت فرد مبتلا به کمخونی مزمن، از تزریق گلبول قرمز، منفعت کمتری می برد و افزایش سطح گلبول قرمز به مدت کمتری به طول خواهد انجامید. }        گلبولهای قرمز باید از طریق فیلتر تجویز گردند. }    هماتوکریت بالای گلبول قرمز حاوی CPD یا CPDA-1 باعث افزایش غلظت خون تزریق شده و در نتیجه کاهش سرعت تزریق می گردد. برای کاهش غلظت خون   می توان 100-50 سی سی محلول ایزوتونیک نرمال سالین (9/0%) به کیسه خون اضافه نمود؛ ولی این عمل بیمار را در خطر افزایش حجم در گردش قرار می دهد. هماتوکریت کمتر موجود در گلبول قرمز متراکم حاوی AS باعث افزایش سرعت تزریق در این محصول می گردد. }        هیچ محلولی (به جز سالین ایزوتونیک) و هیچ دارویی نباید به گلبولهای قرمز اضافه گردد.   گلبولهای قرمز شسته شده                    توصیف : }       گلبولهای قرمز با سالین استریل و با کمک ماشینهای ویژه ای شسته می شوند. گلبولهای قرمز شسته شده در سالین استریل و معمولاً با هماتوکریت 80 ـ 70% و حجم تقریبی 180ml شناور می مانند. سالین حدود 98% از پلاسما را از سلولهای خونی می شوید و فقط مقدار اندکی از پلاسما باقی می ماند، تعداد لکوسیت ها را کاهش می دهد و پلاکت ها و باقیمانده های سلولی را نیز جدا می کند. شستشو با سالین در هر زمانی از عمر یک واحد خون می تواند انجام شود، ولی چون این شستشو در یک سیستم باز صورت می گیرد، گلبولهای قرمز باقیمانده فقط به مدت 24 ساعت در دمای1-6 درجه قابل نگهداری هستند.             موارد مصرف : }       هدف اصلی شستشوی گلبولهای قرمز، جداسازی پروتئین های پلاسمایی (علت اکثر واکنشهای آلرژیک) می باشد، اگر چه تعدادی از لکوسیت ها (علت اکثر واکنش های تب دار) و پلاکت ها نیز جدا می گردند. به صورت تئوری اجزاء کمپلمان که ممکن است باعث لیز گلبولهای قرمز حساس به کمپلمان در فرد بیمار شوند، توسط شستشو از گلبول قرمز جدا می گردند. کاربرد بالینی عمده گلبولهای قرمز شسته شده جلوگیری از واکنش های شدید آلرژیک ناشی از انتقال پلاسما است که با واسطه آنتی بادیهای گیرنده عمدتاً IgE نسبت به پروتئین های پلاسمایی اهداء کننده صورت می گیرند. و در صورتی که این واکنش ها، حتی با تجویز آنتی هیستامین، راجعه و شدید باشند، از گلبول قرمز شسته شده استفاده می گردد. موارد منع مصرف و ا حتیاط : }       نگهداری گلبولهای قرمز شسته شده به علت خطر آلودگی باکتریایی، بیش از 24 ساعت مجاز نمی باشد. شستشو با سالین باعث از بین رفتن 20-10% از گلبولهای قرمز متراکم می گردد. خطرات تزریق گلبول قرمز شسته شده مشابه خطراتی است که در مبحث گلبول قرمز عنوان شد. گلبولهای قرمز شسته شده قادر به انتقال هپاتیت و سایر بیماریهای عفونی هستند. و چون حاوی لکوسیت های زنده هستند از GVHD ناشی از تزریق خون و یا عفونت سیتومگال جلوگیری نمی کنند. میزان و نحوه تجویز : }       تمامی واحدها باید از طریق فیلتر خونی تزریق شوند. چون هر واحد گلبول قرمز شسته شده حاوی مقادیر کمتری RBC نسبت به گلبول قرمز متراکم می باشد، بیمارانی که به صورت مزمن گلبول قرمز شسته شده دریافت می دارند، در دراز مدت نیاز به تزریق واحدهای بیشتری دارند تا به هماتوکریت موردنظر برسند.         گلبول قرمز منجمد دی گلیسرولیزه }       گلبول قرمز منجمد بوسیله افزودن گلیسرول (یک ماده محافظت کننده از سرما) به خونی که عمری کمتر از 6 روز دارد، به دست می آید. سپس این واحد در دمای  c 65-تا c 200-(بسته به غلظت گلیسرول) به مدت حداکثر 10 سال منجمد گردیده و قابل استفاده است. زمانیکه ماده فوق گرم شده و آب می شود، بوسیله محلولهای سالین ـ گلوکز شسته می شود تا گلیسرول آن جدا گردد. این واحد دوباره با محلول استریل ترکیب شده تا به هماتوکریت 80-70% برسد. محصول به دست آمده در دمای 1-6درجه  به مدت حداکثر 24 ساعت قابل نگهداری است؛ زیرا عمل شستشو در سیستم باز صورت می گیرد. موارد مصرف : }       این روش برای نگهداری طولانی مدت واحدهای گلبول قرمزی که فنوتیپ نادری دارند و نیز گلبولهای قرمز اتولوگ مناسب است. پس از شستشو، تقریباً تمامی پلاسما و قسمت عمده لکوسیتها و پلاکتها از گلبول قرمز منجمد دی گلیسرولیزه جدا می شوند؛ بنابراین مصرف این محصول برای مبتلایان به کمبود IgA که نسبت به پروتئین IgA آلوایمونیزه شده اند، برای بیمارانی که واکنش شدید ایمنی نسبت به پروتئین های پلاسمایی موجود در خون تزریق شده نشان می دهند و در بیماری هموگلوبینوری حمله ای شبانه مفید است.   میزان و نحوه تجویز : }        تمامی واحدها باید از طریق فیلتر خونی تجویز شوند. }       گلبولهای قرمز دی گلیسرولیزه به علت از بین رفتن گلبولهای قرمز طی مراحل آماده سازی، حاوی حجم کمتری از گلبول قرمز هستند. پس بیمارانی که تحت درمان مزمن با این محصول قرار می گیرند، در دراز مدت برای رسیدن به هماتوکریت مطلوب، نیاز به تزریق واحدهای اضافی دارند.   پلاکت }       پلاکتها از واحدهای خون کامل بوسیله سانتریفوژ تهیه می شوند. واحدهای پلاکتی باید شامل حداقل 1010× 5/5 پلاکت در میزان کافی پلاسما (معمولاً (50-70 mlو PH بیش از 6 در طول دوره نگهداری باشند. }       کنسانتره های پلاکت در بانکهای خون به مدت 5 روز در دمای24-20درجه  و با حرکت دادن آهسته و مداوم نگهداری می شود  و پس از تزریق بقاء و افزایش شمارش پلاکتی طبیعی دارد. همچنین پلاکت در دمای 6-1 درجه  به مدت 48 ساعت قابل نگهداری است. پلاکتها مکرراً قبل از استفاده pooled می شوند؛ که در این صورت، کنسانتره های پلاکت باید طی 4 ساعت تجویز گردند.    موارد مصرف : }       در بیمارانی که عملکرد پلاکتی در آنها طبیعی است و هیچگونه عامل خطرسازی (تب یا عفونت) ندارند، تجویز پلاکت در شمارش پلاکتی کمتر از 5000  صورت می گیرد. }       تجویز پلاکت جهت پیشگیری به بیمارانی که شیمی درمانی دریافت می کنند، در شمارش پلاکتی کمتر از10000   صورت می گیرد. }       در حضور تب، عفونت یا داروهایی که همراه اختلال عملکرد پلاکتی است، تجویز پلاکت جهت پیشگیری در شمارش پلاکتی کمتر از 20000  صورت می گیرد. }       تجویز پلاکت در بیمارانی که به علت اختلال کمی یا کیفی در پلاکت خونریزی می کنند توصیه می گردد. بیماریها و موقعیت هایی که تجویز پلاکت در آنها لازم است متعدد هستند. }       مبتلایان به ترومبوسیتوپنی شدید ثانویه به اتوآنتی بادی علیه پلاکت (اولیه یا ثانویه به واکنشهای دارویی، بیماریهای خود ایمن، نئوپلاسمهای لنفوپرولیفراتیو) به ندرت از تزریق پلاکت سود می برند؛ زیرا پلاکت تزریق شده به سرعت تخریب می گردد. }        در این بیماران، چنانچه خونریزی از نظر بالینی تهدید کننده حیات باشد، پلاکت به آنها تجویز می گردد (با وجود عدم افزایش در شمارش پلاکتی). }       برعکس مبتلایان به ترومبوسیتوپنی ناشی از نارسایی مغز استخوان (به علت شیمی درمانی، رادیوتراپی، کمبود ویتامین یا آنمی آپلاستیک) به خونی به تجویز پلاکت پاسخ می دهند. }       بیماران مبتلا به ترومبوسیتوپنی ثانویه به سپسیس، مکرراً نیاز به تزریق پلاکت دارند، اگر چه به علت تخریب پلاکتی، افزایش شمارش پلاکتی در حد مطلوب نخواهد بود. }       در خونریزی ماسیو که با گلبول قرمز و افزایش دهنده های حجم پلاسما درمان شده، ترومبوسیتوپنی رقتی، مکرر به وقوع می پیوندد و گاهی آنقدر شدید است که نیاز به تزریق پلاکت دارد. در چنین مواردی تصمیم گیری برای تجویز پلاکت بر اساس ارزیابی بالینی و شمارش پلاکتی صورت می پذیرد و تزریق پلاکت نباید به صورت روتین به ازای تعداد مشخصی از واحدهای خون تزریق شده، صورت گیرد. }       در بیمارانی که اختلال انعقادی دارند و یا تحت درمان با هپارین هستند، شمارش پلاکتی باید بالای 20000  نگه داشته شود. در درمان بیماران مبتلا به اپیستاکسی، شمارش پلاکتی باید به بالاتر از 40000  رسانده شود. }       هنگامی که عملکرد پلاکتی طبیعی باشد، اعمال جراحی ماژور و مینور در شمارش پلاکتی در محدوده 30000  تا 60000  صورت می گیرند. ولی در شرایط ویژه ای تصحیح بیشتر ترومبوسیتوپنی، قبل یا پس از جراحی الزامی است. }       در مناطقی که ممکن است حتی مقادیر اندکی خونریزی آسیب های دائمی به جا گذارد مانند چشم یا سیستم اعصاب مرکزی، شمارش پلاکتی باید بیش از50000   باشد. مبتلایان به اختلال ارثی عملکرد پلاکتی (سندرم برنارد ـ سولیر، بیماری گلانزمن و سندرم ویسکوت ـ آلدریچ)، هنگام خونریزی شدید با هر شمارش پلاکتی، یا قبل از اعمال جراحی باید تحت درمان با کنسانتره های پلاکت قرار گیرند. موارد منع مصرف و احتیاط : }       تزریق پلاکت در بیمارانی که تخریب سریع پلاکتی دارند غالباً مؤثر نمی باشد؛ این موارد شامل ITP (پورپورای ترومبوسیتوپنیک ایدیوپاتیک)، TTP (پورپورای ترومبوسیتوپنیک ترومبوتیک  ( و DIC  (انعقاد درون عروق منتشر)درمان نشده می باشد. در چنین بیمارانی تزریق پلاکت فقط در صورت وجود خونریزی فعال و تحت کنترل بالینی دقیق صورت می گیرد. بیمارانی که ترومبوسیتوپنی ناشی از سپتی سمی یا هیپراسپلنیسم دارند، از تزریق پلاکت سودی نمی برند. }       پس از تزریق، تب، لرز و واکنش های آلرژیک ممکن است به وقوع بپیوندد. تب در این بیماران نباید با داروهای تب بر حاوی آسپرین (استیل سالیسیلیک اسید) درمان گردد، زیرا آسپرین عملکرد پلاکتی را مختل می نماید. }       تزریق پلاکت به صورت مکرر باعث آلوایمونیزاسیون نسبت به HLA و سایر آنتی ژنها می گردد و می تواند باعث ایجاد حالت «مقاومت»  گردد که با عدم پاسخ به تزریقات پلاکتی شناخته می شود. به نظر می رسد که برخی واکنش ها به علت تجمع سیتوکین ها در پلاکت های نگهداری شده می باشد. این موضوع پیشنهاد کننده این مطلب است که با استفاده از پلاکت هایی که کمتر از 3 روز نگهداری شده اند و یا کاهش تعداد لکوسیت قبل از نگهداری پلاکت، از ایجاد این واکنش ها جلوگیری می شود. }       به علت وجود تعداد کم گلبول قرمز موجود در واحدهای پلاکتی، بیمارانی که Rh منفی هستند فقط باید پلاکت از یک اهداء کننده Rh منفی دریافت کنند. در صورتی که مجبور به تجویز پلاکت Rh مثبت به خانم (حتی نوزاد) Rh منفی باشیم که در او پتانسیل بچه دار شدن وجود دارد، باید از ایمونیزاسیون D به وسیله استفاده از ایمونوگلبولین Rh پیشگیری گردد. }       اگر پلاسمای موجود در پلاکت تزریق شده، از نظر سیستم ABO با فرد گیرنده ناسازگار باشد، باعث ایجاد تست آنتی گلبولین مستقیم DAT مثبت و به ندرت باعث ایجاد همولیز در فرد گیرنده می شود. }       در صورتی که امکانپذیر باشد، پلاکت های سازگار از نظر ABO با فرد گیرنده باید انتخاب و تزریق شوند. تزریق سریع پلاکت می تواند باعث افزایش حجم در گردش خون و مشکلات ناشی از آن گردد.  میزان و نحوه تجویز : }       دوز معمول پلاکت برای بیماری که خونریزی ناشی از ترومبوسیتوپنی دارد، یک واحد به ازای هر 10 کیلوگرم وزن بدن است (معمولاً 10 ـ 6 واحد برای یک فرد بالغ مورد احتیاج است). یک واحد پلاکت، شمارش پلاکتی را در یک فرد بالغ 70 کیلویی به میزان 5000  افزایش می دهد. }        شکست مکرر در برقراری هموستاز، و یا عدم افزایش شمارش پلاکتی تا اندازه پیش بینی شده پس از تزریقات پلاکتی، به مفهوم حالت «مقاومت» است. این حالت به علت ایجاد آنتی بادی علیه HLA و یا سایر آنتی ژنهای پلاکتی، و یا به علت اسپلنومگالی، انعقاد درون عروقی منتشر، سپسیس و یا پیوند مغز استخوان رخ می دهد.       پلاکت فرزیس توصیف : }       در این روش پلاکت های مورد نیاز با روش فرزیس از یک اهداء کننده پس از انجام مراحل 3ـ2 ساعته سیتافرز  جمع آوری می گردد و محتوی بیش از 1011× 3 پلاکت است. این تعداد پلاکت معادل پلاکت های موجود در 6 ـ 5 واحد پلاکتی است. حجم پلاسما در این محصول بین 200ml تا 400mlمتغیر است. موارد مصرف : }        پلاکت تهیه شده به روش فرزیس چنانچه همراه با انجام تست سازگاری از نظر HLA یا کراس مچ از نظر سازگاری با فرد گیرنده باشد، برای بیمارانی که به علت آلوایمونیزاسیون به HLA ، پاسخ لازم به پلاکت اهداء کننده اتفاقی نمی دهند، مصرف می گردد. }       معمولاً هر واحد پلاکت فرزیس، شمارش پلاکتی را در یک فرد بالغ 70 کیلویی، حدود30000-60000   افزایش می دهد. انجام تست های سازگاری مانند مبحث پلاکت است. ترجیحاً پلاسمای اهداء کننده باید با گلبولهای قرمز گیرنده از نظر سیستم ABO سازگاری داشته باشد. نحوه تجویز پلاکت فرزیس مشابه نحوه تجویز پلاکت است.   پلاسمای منجمد تازه FFP ) )   }       پلاسما از آب، حدود 7% پروتئین و 2% کربوهیدرات و چربی تشکیل شده است. پلاسمای منجمد تازه به وسیله جداکردن پلاسما از خون کامل و منجمد کردن آن، حداکثر 8 ساعت پس از خونگیری به دست می آید. حجم یک واحد معمولاً ml250-200 است. پلاسما را می توان حتی تا یک سال در دمای18-درجه و یا سردتر نگهداری کرد. تحت این شرایط، از بین رفتن فاکتور V و VIII و فاکتورهای ناپایدار انعقادی، به حداقل می رسد. }       پلاسمای منجمد تازه به صورت اولیه برای جایگزین نمودن فاکتورهای انعقادی مصرف می گردد .یک سی سی پلاسمای منجمد تازه، شامل یک واحد (unit) فاکتور انعقادی فعال است. }       پلاسمای منجمد تازه برای خونریزی فعال در بیمارانی که نقایص انعقادی متعدد دارند (ثانویه به بیماری کبدی، انعقاد درون عروقی منتشر، اختلال انعقادی رقتی به علت خونریزی شدید با جایگزین نمودن حجم) مصرف می گردد. }        FFP برای بیمارانی که کمبود ارثی فاکتور انعقادی (مانند کمبود فاکتور V یا  ( XI دارند، زمانی که کنسانتره فاکتور انعقادی قابل دسترس نباشد، مصرف می گردد. }       درمان کمبود ویتامین K  یا مسمومیت با وارفارین، در صورتی که عملکرد کبد کافی بوده و زمان لازم برای ساخت فاکتورها وجود داشته باشد، با تزریق ویتامین K (وریدی یا عضلانی) صورت می گیرد. در این موارد در صورتی که بیمار خونریزی فعال داشته باشد و یا زمان کافی برای سنتز فاکتورها وجود نداشته باشد (مثلاً قبل از جراحی)، FFP تجویز می گردد. }        در برخی موارد، هنوز کمبود فاکتور IX با تجویز FFP درمان می گردد. }       FFP گاهی به عنوان ماده جایگزین کننده حین تعویض پلاسما (پلاسمافرز) به کار می رود. در پورپورای ترومبوتیک ترومبوسیتوپنیک (TTP)، سندرم همولیتیک اورمیک (HUS ) و «سندرم همولیز، افزایش آنزیمهای کبدی و کاهش پلاکت»(HELLP )، FFP حاوی ماده ناشناخته ای است که پلاسمای بدن بیمار فاقد آن است؛ در نتیجه تجویز FFP باعث از بین رفتن علایم بیمار می گردد. }        کمبود آنتی ترومبین  III ممکن است ارثی یا اکتسابی (مانند بیماری مزمن کبدی، اختلال انعقادی مصرفی، سوختگی) باشد و می تواند باعث ایجاد ترومبوز خود به خودی گردد. علاوه بر آن کاهش سریع آنتی ترومبین III  ممکن است حین تروما و یا اعمال جراحی رخ دهد. در این موارد  FFP یا کنسانتره لیوفیلیزه آنتی ترومبین III، به عنوان منبع آنتی ترومبین III استفاده می شود و هنگامی که جهت درمان ترومبوز تجویز می گردد، باید همراه با تجویز هپارین باشد. موارد منع مصرف و احتیاط : }        FFP نباید به عنوان افزایش دهنده حجم خون مورد استفاده قرار گیرد، زیرا در این صورت بیمار با خطر هپاتیت و سایر بیماریهای ناشی از انتقال خون مواجه خواهد شد. }       آلبومین، مشتق پروتئینی پلاسما و یا سایر محلولهای کلوئید یا کریستالوئید ـ که هیچگونه عفونتی را انتقال نمی دهند. برای افزایش دادن حجم خون مناسب تر هستند. به همین علت FFP  نباید به عنوان منبع پروتئین در مبتلایان به سوء تغذیه شدید مورد استفاده قرار گیرد . }       به صورت کلی خطر انتقال بیماریهای عفونی توسط FFP مشابه خون کامل است؛ گر چه FFP برخی بیماریهایی را که انحصاراً توسط لکوسیت ها منتقل می گردند (مانند سیتومگال و HTLV-I)  ) را انتقال نمی دهد. }       گاهی پس از تزریق FFP ، واکنش آلرژیک نیز ایجاد می گردد. گاهی واکنش آنافیلاکتیک شدید ، به ویژه پس از تجویز FFP با سرعت های بالا رخ می دهد. }       هنگامی که غیرفعال سازی ویروسی در  FFP به وسیله روش solvent/detergent صورت می گیرد، میزان فاکتور VIII  حدود 20% کاهش می یابد. میزان و نحوه تجویز : }       زمانی که FFP  برای جایگزینی فاکتورهای انعقادی مصرف می گردد، دوز تجویز شده ml/kg20ـ 10 (معادل 6 ـ 4 واحد FFP در فرد بالغ) است. این میزان، سطح فاکتورهای انعقادی را بلافاصله پس از تزریق، حدود 20% بالا  می برد. دوزهای پایینتر برای بیمارانی که کمبود ویتامین K  دارند و فرصت لازم برای کسب تأثیر مطلوب ویتامین  K تزریق شده وجود ندارد، استفاده می شود. }       پس از تزریق FFP ، بررسی و ارزیابی سطح فاکتورهای انعقادی واندازه گیری PT ، PTT  مهم و حیاتی است. }       مانند تمامی اجزاء خونی، تزریق  FFP باید از طریق فیلتر انجام شود.  FFP در دمای   آب شده و پس از آن باید در سریعترین زمان ممکن، حداکثر تا 24 ساعت، تزریق گردد. پس از آب شدن می توان آنرا در دمای 6-1 درجه نگهداری کرد. انجام تست های سازگاری لازم نیست ولی  FFP مصرفی باید از نظر سیستم ABO  سازگار باشد.   فاکتور ضدهموفیلی کرایوپرسیپیتات }       کرایوپرسیپیتات منبع تغلیظ یافته ای از پروتئین های مشخصی از پلاسما است و به وسیله آب نمودن یک واحد  FFP در دمای c 6-1  تهیه می شود. }       پس از این که FFP  آب شد، رسوب سفیدی تشکیل می شود که همان کرایوپرسیپیتات است. پلاسمای قسمت فوقانی رسوب سفید جدا شده و رسوب پروتئینی همراهml 15-10پلاسما در کیسه ریخته می شود. سپس این ماده ظرف یک ساعت در دمای c 18-   و یا کمتر دوباره منجمد می شود و به مدت یک سال قابل نگهداری است. }       کرایوپرسیپیتات شامل فاکتورهای تغلیظ یافته VIII:C (حاوی فعالیت پیش انعقادی)، vWF، فیبرینوژن و فاکتور XIII است. هر کیسه کرایوپرسیپیتات شامل 120-80 واحد فاکتور VIII:C ، بیش از mg 150 فیبرینوژن  و حدود 30-20، فاکتور XIII است. حدود 70-40% از    فاکتور فون ویلبراند موجود در یک واحد FFP ، در کرایوپرسیپیتات موجود است. منبع اصلی فیبرینوژن تغلیظ یافته، فاکتور ضد هموفیلی کرایوپرسیپیتات است. }       پس از این که کرایوپرسیپیتات آب شد، در صورتی که جهت جایگزینی فاکتور VIII استفاده می گردد، باید ظرف 6 ساعت و چنانچه به منظور افزایش سطح فیبرینوژن یا فاکتور XIII استفاده  می گردد، باید طی 24 ساعت تزریق گردد.     موارد مصرف : }       کرایوپرسیپیتات برای درمان کمبود ارثی یا اکتسابی فیبرینوژن و فاکتور 13 استفاده می شود. تنها زمانی برای درمان هموفیلی A و بیماری فون ویلبراند مصرف می گردد که محلولهای تغلیظ یافته ای که ویروسشان غیرفعال شده باشد در دسترس موجود نباشند . }       چون کرایوپرسیپیتات حاوی فاکتور Vنمی باشد، پس مصرف آن به تنهایی برای درمان انعقاد درون عروقی منتشر سودی ندارد. موارد منع مصرف و احتیاط : }       کرایوپرسیپیتات نباید برای درمان کمبود فاکتورهای انعقادی، غیر از فاکتور VIII ، فیبرینوژن فاکتور فون ویلبراند و فاکتور XIII مصرف گردد و نیز به تنهایی نباید برای درمان انعقاد درون عروقی منتشر مصرف گردد (چون حاوی فاکتور V  نمی باشد). }       تا جایی که امکانپذیر باشد، باید کرایوپرسیپیتات سازگار از نظر سیستم ABO مصرف گردد. }        خطر انتقال بیماریهای عفونی به ازای تزریق هر واحد کرایوپرسیپیتات معادل خطر ناشی از FFP است. }       قبل از تزریق، کرایوپرسیپیتات در دمای c 37-30 آب می شود. تزریق هر واحد آن در یک فرد بالغ، فیبرینوژن را حدود mg/dl 5افزایش می دهد. }       این ماده از طریق فیلتر استاندارد خونی تجویز می گردد. نیازی به انجام تست های سازگاری خون وجود ندارد. در صورتی که کرایوپرسیپیتات بلافاصله پس از آب شدن مورد استفاده قرار نگیرد، به عنوان منبع فاکتور VIII:C نمی توان آنرا بیش از 6 ساعت نگهداری کرد و پس از pooling  نمی توان آنرا بیش از 4 ساعت نگهداری کرد.     واکنش های حاد انتقال خون   تزریق خون می تواند با واکنش های نامناسب مختلفی همراه باشد. این واکنش ها می توانند حاد یا تأخیری باشند و ممکن است در 10% از گیرندگان خون رخ دهند. }       از آنجایی که بسیاری از عوارض جانبی ناشی از تزریق خون قابل پیشگیری نیستند، درمان باید با بررسی دقیق خطرات و منافع ناشی از آن صورت گیرد. تنها زمانی که منافع ناشی از آن به روشنی بر خطرات آن سنگینی می کند، تزریق خون تجویز می گردد. }       بیماران باید در مورد خطرات و منافع تزریق خون و جایگزین های آن آگاه گردند. قرار دادن رضایت نامه امضاء شده ای که حاوی آگاهی های لازم در مورد تزریق خون باشد در پرونده بیمار، توصیه  می شود. }       واکنش های حاد انتقال خون در طول زمان تزریق یا مدت زمان کوتاهی (طی 24 ساعت) پس از اتمام تزریق خون رخ می دهند. روی هم رفته شدت این واکنش ها بسیار متفاوت است. قسمت عمده ای از واکنش های تهدید کننده حیات ناشی از انتقال خون، در ابتدای تزریق خون رخ می دهد؛ به همین علت تمامی بیماران باید در طول دریافت خون به دقت تحت نظارت قرار گیرند و هر گونه علامت و نشانه ای از عوارض جانبی باید کاملاً مورد بررسی قرار گیرد.     واکنش های همولیتیک حا د : }       واکنش های همولیتیک به علت لیز با واسطه ایمنی، در گلبولهای قرمز تزریق شده رخ می دهد چنین واکنشهایی بر اساس زمان ایجاد، به دو دسته واکنش های حاد و تأخیری و بر اساس محل ایجاد همولیز، به دو دسته داخل عروقی و خارج عروقی تقسیم می شوند. }       واکنش های همولیتیک حاد انتقال خون   (AHTR)  زمانیکه گلبولهای قرمز ناسازگار به گیرنده ای که قبلاً آنتی بادی به میزان بارز علیه آنتی ژنهای موجود در سلولهای انتقال یافته تشکیل داده است، رخ می دهد. این واکنش ها اکثراً به علت اشتباهاتی در گروه خونی ABO است که معمولاً به علت اشتباه در تعیین هویت بیمار، در زمانی است که نمونه خونی جهت انجام تست های سازگاری از بیمار گرفته می شود و یا در زمانی است که تجویز خون صورت   می گیرد. }        AHTR غالباً چند دقیقه پس از شروع تزریق ایجاد می شود. در صورتیکه آنتی بادی گیرنده باعث فیکساسیون کمپلمان شود ـ همچنان که در اکثر موارد تزریق خون ناسازگار از نظر سیستم ABO رخ می دهد ـ یک واکنش همولیتیک داخل عروقی حاد ناشی از انتقال خون AHTR)) رخ  می دهد. }       آنتی A و آنتی B مسئول ،ایمونوگاماگلبولین (IgM )یا ایمونوگاماگلبولین فیکساتور کمپلمان (IgG )هستند که هر دوی اینها میتوانند به اجزاء 9-5 C کمپلمان باند شده و کمپلکس حمله کننده به غشاء را تشکیل دهند.فیکساسیون 9-5 C باعث ظاهر شدن سوراخهایی در غشاء گلبولهای قرمز و متعاقب آن لیز داخل عروقی می گردد. در نتیجه هموگلوبینمی رخ می دهد و پس از اینکه هموگلوبین آزاد توسط کلیه تصفیه شد، هموگلوبینوری ایجاد می شود. }       علایم بالینی شدید مانند شوک، افت فشار خون و برونکواسپاسم که در AIHTR رخ می دهد، ناشی از تولید قطعات  C a3 و C  a5 کمپلمان و سایر واسطه های التهابی است. علاوه بر این ایسکمی کلیه رخ می دهد که می تواند باعث ایجاد نکروز توبولار و نارسایی حاد کلیه گردد. ممکن است آبشار انعقادی نیز فعال شده و باعث ایجاد انعقاد درون عروقی منتشر شود. }       شدت AIHTR به سرعت و میزان تزریق خون بستگی دارد. هر چه میزان بیشتری از خون ناسازگار و با سرعت بیشتری داده شود، واکنش ها شدیدتر خواهند بود. }        اکثر موارد AHTR داخل عروقی هستند؛ چنانچه آنتی بادی کمپلمان را فیکس نکند و یا تنها 3C را فیکس کند، واکنش ناشی از آن یک AHTR خارج عروقی خواهد بود. }       در برخورد با واکنش همولیتیک حاد ناشی از تزریق خون، بایستی تزریق خون متوقف گردد، مسیر وریدی با کمک محلول  9 /0 % کلرور سدیم باز نگه داشته شود. }        سوند ادراری جهت کنترل برون ده ادراری تعبیه گردد. با تجویز مایعات ،برون ده ادراری به بیش از    ml/kg/hr 5/1رسانده شود. در صورتیکه برون ده ادراری کمتر از  ml/kg/hr 5/1 باشد، cvp line گذاشته شده و بر اساس آن، مایعات تجویز گردد. در صورتیکه فشار ورید مرکزی، کافی ولی برون ده ادراری کمتر از  ml/kg/hr 5/1 باشد، فورسماید به میزان mg  120ـ 80 تجویز گردد. در صورتیکه متعاقب تجویز فورسماید، دیورز افزایش نیافت، مانیتول 20% به میزان 100 ml به صورت وریدی تجویز گردد. در صورتیکه 2 ساعت پس از تجویز مانیتول 20%، برون ده ادراری کمتر از  ml/kg/hr 5/1 باشد، نارسایی کلیه محتمل است و باید مشاوره با نفرولوژیست صورت گیرد. }       در صورت بروز هیپرکالمی (ناشی از لیز گلبولهای قرمز)، چنانچه پتاسیم سرم بیش از  6 mmol/l  گردد،  50 mlمحلول گلوکز 50% وریدی همراه با 10 واحد انسولین به صورت وریدی تجویز گردد و سپس انفوزیون گلوکز 10% همراه با 10 واحد انسولین که داخل آن ریخته شده، به صورت وریدی طی 4 ساعت برقرار گردد. }       ممکن است برای کنترل پتاسیم به استفاده از اگزالات پتاسیم  نیاز گردد؛ که با کمک لوله نازوگاستریک و یا به صورت رکتال تجویز می گردد. }       در صورت ایجاد انعقاد درون عروقی منتشر، با توجه به وضعیت بالینی و نتایج تست های انعقادی، اجزاء خونی تجویز می گردد و تا زمانی که علت این واکنش مشخص شده و تصحیح گردد، نباید واحد دیگری از گلبول قرمز تجویز گردد. واکنش های تب دار : }       تب با انواع مختلفی از واکنش های انتقال خون می تواند همراه باشد و ممکن است اولین علامت آلودگی باکتریایی و یا واکنش همولیتیک حاد ناشی از انتقال خون باشد. شایعترین عاملی که در طول تزریق باعث ایجاد تب می شود، شرایط زمینه ای بیمار است. }       افزایش دمای خون بیشتر ازc1 درجه  که احتمالاً همراه  لرز است و در زمان تزریق یا در طول 2 ساعت پس از تزریق خون رخ می دهد و علت شناخته شده ای نیز ندارد، تحت عنوان واکنش تب دار غیرهمولیتیک انتقال خون(FNHTR) نامیده می شود. }        FNHTR در کمتر از 1% موارد تزریق خون رخ می دهد، ولی احتمال تکرار واکنش FNHTR در گیرنده ای که قبلاً چنین واکنشی را نشان داده است، پس از تزریق  1/8 است. }       این واکنش عموماً به علت آنتی  بادیها (آنتی بادیهای سیتوتوکسیک و لوکوآگلوتینین) که مستقیماً علیه گلبولهای سفید یا پلاکت های تزریق شده عمل می کنند، ایجاد  می گردد. مصرف اجزاء خونی حاوی مقادیر کاهش یافته لکوسیت می تواند واکنش های فوق را تخفیف دهد؛ ولی الزاماً این واکنش ها را حذف نمی کند. }       اکثر واکنش های تب دار به داروهای تب بر مانند آسپرین (غیر از مبتلایان به ترومبوسیتوپنی)، استامینوفن یا عوامل ضد التهابی غیراستروئیدی ( NSAIDs)   پاسخ می دهند. واکنش های تب دار به ندرت تهدید کننده حیات هستند ولی باعث می گردند که بیمار دچار ناراحتی و ترس گردد. چنانچه بیماری دو بار یا بیشتر دچار واکنش تب دار همولیتیک ناشی از تزریق خون شد، جهت جلوگیری از تکرار این واکنش در تزریق خون بعدی: استامینوفن به صورت خوراکی یک ساعت قبل از تزریق خون و سه ساعت پس از شروع تزریق خون تجویز شود، تزریق خون به صورت آهسته صورت گیرد (4 ساعت برای تزریق گلبول قرمز و 2 ساعت برای تزریق پلاکت)، و بیمار گرم نگه داشته شود   واکنش های آلرژیک : }       واکنش های آلرژیک در کمتر از 1% گیرنده های خون، و به علت واکنش های آنتی ژن ـ آنتی بادی ناشی از تزریق پروتئین های محلول پلاسما رخ می دهند. }       علایم و نشانه های آن از تظاهرات جلدی (کهیر، خارش و گاهی تب مختصر) تا واکنش های آنافیلاکتیک سیستمیک از جمله برونکواسپاسم متفاوت است. }       شدت یک واکنش آلرژیک معمولاً به میزان خون تزریق شده ارتباطی ندارد. اکثر واکنش های آلرژیک مختصر هستند، تکرار نمی شوند و به آنتی هیستامین های خوراکی یا تزریقی پاسخ می دهند. }       پس از ایجاد واکنش های مختصر و موضعی، می توان پس از دادن داروی مناسب، به شرطی که علایم و نشانه ها فروکش کنند، تزریق خون را ادامه داد. }        مصرف فیلترهای خونی نسل سوم کاهش دهنده لکوسیتی ارزشی برای درمان واکنش های آلرژیک ندارد زیرا آنتی بادیهای گیرنده مستقیماً علیه پروتئین های پلاسما عمل می کنند نه لکوسیت ها. }       در صورتیکه بیمار سابقه یک واکنش آلرژی شدید یا دو واکنش آلرژی خفیف داشته باشد، جهت جلوگیری از تکرار این واکنش، 30 دقیقه قبل از تزریق خون، mg   8 کلرفنیرامین به صورت خوراکی تجویز گردد. }       در مورد واکنش های آنافیلاکتیک یا آلرژیک شدید، تزریق خون باید به سرعت قطع گردد و باید مسیر وریدی مناسب به منظور تجویز مایعات در دسترس باشد. Air way گذاشته شده و اکسیژن تجویز شود، آدرنالین mg   1- 0/5به صورت عضلانی تجویز گردد و این دوز با توجه به فشار خون و نبض تا بهتر شدن وضعیت بالینی هر 10 دقیقه تکرار گردد، mg 20 -10کلرفنیرامین به صورت وریدی و آهسته تجویز گردد، سالبوتامول توسط نبولایزر داده شود و مشاوره با پزشکان متخصص صورت گیرد. }       در صورتیکه تجویز خون به میزان بیشتری مورد نیاز باشد، بیمار باید اجزاء سلولی شسته شده دریافت دارد و تصمیم گیری برای تزریق خون در این بیماران باید با ارزیابی منافع و خطرات آن و وضعیت بالینی بیمار باشد. }     تجویز کورتیکوستروئیدها با دوز بالا و آنتی هیستامین باید قبل از تزریق خون صورت گیرد و اپی نفرین باید در دسترس قرار گیرد. واکنش های آنافیلاکتیک در بیماران مبتلا به کمبود IgA که قبل از آنتی IgA- متعاقب تزریق خون ساخته اند یا حامله هستند یا واقعه ایمنی غیرمشخصی را تجربه کرده اند، ممکن است رخ دهد.   افزایش بار در گردش خون : }       هیپرولمی (افزایش بار در گردش خون) زمانی که حجم زیادی از خون به سرعت تزریق می شود، رخ می دهد. علایم و نشانه های افزایش بار در گردش خون شامل: سردرد، برافروختگی صورت، تنگی نفس، نارسایی احتقانی قلب و فشار خون سیستولیک بالا (افزایش بیش از mmHg 50  در فشار خون) است. }       علایم معمولاً در صورتیکه تزریق خون متوقف گردد و بیمار در وضعیت نشسته قرار گیرد و اکسیژن و دیورتیک برای خارج ساختن مایعات دریافت دارد، فروکش می کند. در صورتیکه علایم همچنان پا برجا باشند، انجام فصد خون الزامی است. }       برای جلوگیری از هیپرولمی، نباید اجزاء خونی سریعتر از ml/kg   4 ـ 2 در ساعت تجویز گردند. سرعت های پائینتر تزریق خون برای بیمارانی که در خطر ایجاد افزایش بار مایعات هستند مانند مبتلایان به کم خونی مزمن که حجم پلاسمای افزایش یافته ای دارند یا مبتلایان به اختلال عملکرد قلبی و/ یا ریوی توصیه می گردد. در چنین مواردی تزریق خون به دفعات متعدد از یک واحد خونی و به آهستگی قابل انجام است.   آسیب حاد ریوی ناشی از انتقال خون : }       انتقال غیرفعال تیتر بالای آنتی HLA یا آنتی بادی ضد گلبول سفید (لوکوآگلوتینین) که مستقیماً علیه لکوسیت های گیرنده عمل می کند همراه طیف وسیعی از صدمات حاد ریه است که به صورت ادم حاد ریوی تظاهر پیدا می کند. این واکنش ناشی از تجمع نوتروفیل های فعال شده فرد گیرنده در ریه است که باعث ایجاد انسداد عروق کوچک ونشت از مویرگها می گردد. مایع تجمع یافته در ریه باعث ایجاد ادم ریه می شود. }       مشخصه بالینی TRALI  :دیسترس تنفسی شدید، هیپوکسی، افت فشار خون، تب، و ادم دوطرفه ریه است که در طول یا طی 4 ساعت پس از تزریق خون رخ می دهد. }       درمان TRALI حمایتی است. بیمار ممکن است احتیاج به اکسیژن، لوله گذاری تراشه، و حمایت تنفسی داشته باشد و درمانهای فوق، تا زمانی که مایع داخل آلوئولی جذب گردد، در ICU صورت می گیرد. }       تزریق اجزاء سلولی خون پس از آن، تا زمانی که علت مشخص گردد، باید از نظر میزان لکوسیت کاهش یافته باشد. آلودگی باکتریایی : }       آلودگی باکتریایی خون نگهداری شده خطر شدید (ولی نادری) را برای فرد گیرنده به همراه دارد. باکتری ممکن است به علت آماده سازی نامناسب پوست در محل تزریق آنژیوکت هنگام گرفتن خون، در طول آماده سازی اجزاء یا مصرف آنها و یا به علت باکتریمی مخفی در اهداء کننده وارد کیسه خونی گردد. یک مطالعه آماری جدید میزان آلودگی واحدهای خونی را 3/0% گزارش کرده است. }       هم باکتریهای گرم منفی و هم باکتریهای گرم مثبت می توانند در واحدهای گلبول قرمز متراکم و پلاکت رشد نمایند واحدهای گلبول قرمز آلوده شده، از نظر ظاهری، صورت طبیعی دارند و یا ممکن است تغییرات دقیق و ظریفی در ظاهر داشته باشند. }       در طول یا پس از تزریق خون، بیمار ممکن است دچار لرز، تب شدید، افت فشار خون و شوک گردد. هموگلوبینمی و هموگلوبینوری معمولاً وجود ندارند. }       باید درمان حیات بخش تهاجمی و آنتی بیوتیک های وسیع الطیف، بلافاصله پس از اینکه واکنش سپتیک ناشی از تزریق خون تشخیص داده شد، شروع گردد.   عوارض متابولیک : }       سیترات در محلولهای نگهدارنده خون به عنوان باند شونده به کلسیم برای جلوگیری از انعقاد عمل می کند. در صورتیکه خون سیتراته به سرعت تزریق گردد و افت گذرایی در سطح کلسیم یونیزه ایجاد شود، بیمار از گزگز دور لب و انگشتان شکایت می کند. در صورتیکه سرعت تجویز خون سیتراته آهسته گردد، این علایم به سرعت فروکش می کنند.     واکنش های تأخیری انتقال خون : }       عوارض جانبی انتقال خون ممکن است چند روز تا چند سال پس از تزریق خون رخ دهند. از آنجایی که عوارض ناشی از انتقال خون ممکن است تأخیری باشد، پس خطرات واقعی ناشی از انتقال خون در مقایسه با منافع آن ممکن است مبهم باشد. واکنش های همولیتیک تأخیری: }       واکنش های همولیتیک تأخیری ناشی از انتقال خون (DHTR)  زمانی که گلبولها قرمز، پاسخ آنتی بادی را روزها یا هفته ها پس از دریافت خون در فرد گیرنده القاء می کنند، ایجاد می شود. زمان تولید آنتی بادی بستگی به این دارد که پاسخ ایجاد شده، یک پاسخ یادآوری (روزها) یا پاسخ اولیه (هفته ها) نسبت به تزریق خون باشد. }       تخمین زده شده است که به ازای هر یک واحد خونی که تزریق می شود، 6/1ـ 1% خطر حساس شدن فرد گیرنده به آنتی ژنهای گلبول قرمزغیر از آنتی ژن D) )وجود دارد. }       فیکساسیون کمپلمان محدود به 3C می گردد و باعث خروج گلبولهای قرمز از جریان خون بوسیله گیرنده های 3C کمپلمان در کبد می گردد. گلبولهای قرمزی که توسط IgG پوشیده شده اند، در طحال از جریان خون خارج می گردند. }       مبتلایان به DHTR معمولاً علایمی شامل تب مختصر، خستگی و ضعف از خود بروز می دهند. تست آنتی گلبولین مستقیم به علت پوشیده شدن گلبولهای قرمز اهداء کننده با آنتی بادیهای گیرنده مثبت می شود. }       پس از تزریق خون، ممکن است درجاتی از کم خونی و هیپربیلیروبینمی غیرمستقیم وجود داشته باشد ولی معمولاً هموگلوبینمی وجود ندارد. }       در صورتیکه بیمار نشانه های واکنش شدید تزریق خون را بروز دهد، درمان مطابق همان چیزی است که در مبحث AIHTR شرح داده شد. اغلب موارد DHTR ، خارج عروقی هستند و غالباً همراه آنتی بادیهایی علیه آنتی ژنهای سیستم Rh و Kell می باشند. در مبتلایان به کم خونی داسی شکل، بهتر است برای جلوگیری از DHTR راجعه، تست سازگاری فنوتیپی کاملی در مورد گلبولهای قرمز گیرنده و اهداء کننده به عمل آید. بیماری پیوند علیه میزبان (GVHD) : }       بیمارانی که سابقه ای از لنفوپنی یا سرکوب مغز استخوان داشته اند، جنین هایی که تزریق خون داخل رحمی دریافت نموده اند، نوزادانی که تعویض خون شده اند، مبتلایان به سندرم نقص ایمنی ارثی، مبتلایان به برخی بیماریهای اونکولوژیک و خونی (هماتولوژیک)، بیمارانی که از بستگان خود اجزاء خونی دریافت نموده اند، از نظر ایجاد TA-GVHD  در خطر می باشند. }       لنفوسیت های اهداء کننده در میزبان پیوند شده، تکثیر می گردند و به نسوج میزبان حمله می کنند. GVHD ناشی از تزریق خون معمولاً 12ـ10 روز پس از تزریق خون شروع می شود و با تب، بثورات پوستی، اسهال، هپاتیت و آپلازی مغز استخوان تظاهر پیدا می کند. }       GVHD ناشی از تزریق خون در اکثر موارد (84%) به علت عفونت ژنرالیزه یا خونریزی، کشنده است. GVHD ناشی از تزریق خون از طریق تابانیدن اشعه گاما به اجزاء سلولی خون، که باعث ناتوانی در تکثیر لنفوسیت های اهداء کننده می گردد، قابل پیشگیری است. برای جلوگیری از GVHD ناشی از تزریق خون در بیماران مستعد، باید به خون و اجزاء سلولی آن حداقل Gy25 اشعه تابیده شود.   }       آلوایمونیزاسیون از مواجهه قبلی از اجزاء خونی ایجاد می گردد. حتی مقادیر اندکی از گلبولهای قرمز حاوی آنتی ژن، قادر به تحریک پاسخ آلوایمونیزاسیون هستند. پس از ایجاد آلوایمونیزاسیون، یافتن واحدهای گلبول قرمز سازگار جهت تزریق به بیمار به علت وجود آنتی بادیهای بارز بالینی علیه گلبول قرمز بسیار مشکل خواهد شد، مقاومت به تزریق پلاکت بوجود می آید و واکنش های ناشی از انتقال خون ایجاد می گردد. }       علائم و نشانه های بالینی ممکن است خفیف (تب خفیف، افت هموگلوبین و هماتوکریت) و یا شدید (مقاومت به تزریق پلاکت همراه با خونریزی) باشند. برای تعیین وجود آلوایمونیزاسیون در یک بیمار، تست های متعددی سودمند هستند، تست غربالگری آنتی بادی برای یافتن آنتی بادیهای بارز بالینی علیه گلبول قرمز صورت می گیرد. }       در اولین مواجهه با آنتی ژنهای بیگانه، آنتی بادیهای IgM و IgG به میزان متوسط، تولید می گردند. پس از مواجهه بعدی، مقادیر فراوانی از آنتی بادی IgG به سرعت تولید شده و سطح این آنتی بادی در خون در دو روز اول پس از مواجهه افزایش می یابد. }       درمان بسته به نوع و شدت واکنش متفاوت است. اکثر واکنش های خفیف هستند و ممکن است از نظر بالینی بارز نباشند. در واکنش های شدید باید درمان مناسب صورت گیرد. آلوایمونیزاسیون کاملاً قابل اجتناب نمی باشد. با مصرف فیلترهای نسل سوم، تولید آنتی بادی ضدلکوسیت به تعویق می افتد. استفاده از گلبولهای قرمز با فنوتیپ مشابه فرد گیرنده جهت اجتناب از حساس شدن و تشکیل آنتی بادی علیه گلبول قرمز در بیمارانی که به صورت طولانی مدت و مزمن محصولات خونی دریافت می کنند پیشنهاد می گردد.   پورپورا پس از تزریق خون : }       یک عارضه نادر تزریق خون که معمولاً پس از مصرف کنسانتره های پلاکتی ایجاد می گردد پورپورا پس از تزریق خون است که با شروع ناگهانی و سریع ترومبوسیتوپنی به علت تولید  anamnesticآلوآنتی بادی علیه پلاکت شناخته می شود. پورپورا پس از تزریق خون معمولاً در خانم های چندزا رخ می دهد. فاصله زمانی بین تزریق خون و شروع ترومبوسیتوپنی حدود 14-7 روز است. }       آلوآنتی بادیهای پلاکتی به سطح پلاکت چسبیده و منجر به تخریب خارج عروقی پلاکت ها توسط سیستم رتیکولواندوتلیال در کبد و طحال می گردند. پلاکتهای اتولوگ خود بیمار نیز تخریب شده و منجر به تشدید ترومبوسیتوپنی می گردند. هنوز مکانیسم دقیق تخریب پلاکت ها، به صورت کامل توضیح داده شده است. }       پورپورا و ترومبوسیتوپنی حدود 2 ـ 1 هفته پس از تزریق خون رخ می دهد. ترومبوسیتوپنی ممکن است شدید باشد و شمارش پلاکتی کمتر از  l m 10000 گردد؛ هماچوری، ملنا، و خونریزی واژینال گزارش شده است. }       ترومبوسیتوپنی معمولاً خود به خود محدود می گردد و تزریق پلاکت فقط باید منحصر به موارد شدید و تهدید کننده حیات باشد. هموسید روز: }       یک میلی لیتر از گلبول قرمز متراکم حاوی 1 میلی گرم آهن می باشد.    پس یک  واحد خون که حدود 250 ml گلبول قرمز دارد، حاوی حدود  mg  250 آهن می باشد. در افرادی که کم خونی مزمن دارند، نیاز مستمر به تجویز گلبول قرمز باعث تجمع آهن در بدن می گردد که می تواند باعث وارد آمدن آسیب به ارگانها از جمله قلب و کبد و غدد مترشحه داخلی گردد. }       علایم و نشانه های بالینی هموسیدروز شامل ضعف عضلانی، خستگی، کاهش وزن، زردی خفیف، کم خونی، دیابت خفیف و آریتمی قلبی است. سابقه طولانی مدت تزریق گلبول قرمز نشانگر خوبی برای تشخیص هموسیدروز می باشد، اندازه گیری سطوح ذخیره آهن مانند فریتین و سایر تست های مرتبط باید صورت گیرد. رنگ آمیزی نسجی ویژه ای برای بیوپسی های بافتی از نظر آهن باید انجام شود. }       هیچ مکانیسم فیزیولوژیکی برای دفع آهن اضافی از بدن وجود ندارد. زمانیکه عوامل تزریقی باند شونده به آهن مانند دفروکسامین، به صورت مرتب تجویز گردند می توانند از عوارض ناشی از تجمع و افزایش بار آهن، بویژه در بیمارانی که به صورت مزمن تحت درمان با گلبول قرمز متراکم قرار می گیرند، جلوگیری نمایند.     بیماریهای منتقله از راه خون (TTD) هپاتیت }       هپاتیت ناشی از تزریق خون، شایعترین بیماری انتقال یافته از این طریق است. هپاتیت ناشی از تزریق خون، می تواند به علت انتقال ویروس هپاتیت A ، هپاتیت B ، هپاتیت C ، سیتومگال یا اپشتین بار باشد و در صورتیکه هیچکدام از عوامل فوق دخیل نباشد، هپاتیت ایجاد شده تحت عنوان non-A ، non-B ، non-C نامیده می شود. هپاتیت B }       تا چند سال پیش، تزریق خون یکی از راههای مهم انتقال و انتشار هپاتیت B بود و هپاتیت B یکی از عوارض عمده انتقال خون بود. در اکثر موارد ابتلا به هپاتیت B بدون علامت است. در صورتی که علایم بالینی بروز نماید، ویرمی و مثبت شدن تست HBs Ag ، 2 تا 6 هفته قبل از شروع علایم رخ می دهد. }       در حدود 10% از بیماران عفونت هپاتیت B مزمن می شود، ویروس در بدن باقی می ماند و مثبت بودن HBsAg تداوم می یابد. }       در گذشته، هپاتیت B عارضه عمده تزریق خون بود. انجام تست غربالگری آنتی ژن سطحی هپاتیت B بر خون اهداء کنندگان به صورت روتین، میزان شیوع هپاتیت B ناشی از تزریق خون را کاهش داد. اگر چه در امریکا آمار دقیقی در مورد میزان این کاهش در دسترس نمی باشد. }       اخیراً در امریکا تنها 10% از هپاتیت های ناشی از تزریق خون، هپاتیت B گزارش شده است. در سال 1987، تست غربالگری آنتی بادی علیه HBc (anti-HBc) به صورت روتین بر خون اهداء کنندگان صورت گرفت و باعث کاهش و یا تقریباً از بین رفتن موارد ابتلا به هپاتیت B ناشی از تزریق خون شد.   هپاتیت C }       مسئول ایجاد اکثر موارد هپاتیت non-A و non-B است که پس از تزریق خون ایجاد می شود. }       هپاتیت C حاد غالباً خفیف است و تا 80% موارد بدون علامت می باشد. اگر چه اثرات طولانی مدت آن جدی بوده و منجر به ایجاد بیماری مزمن کبدی می گردد. }       اهداء کنندگان آنتی HCV مثبت، غالباً مرد، مسن، با تحصیلاتی کمتر از سطح دبیرستان، و سیاهپوست هستند که برای اولین بار جهت اهداء خون مراجعه نموده و سابقه ای از تزریق خون داشته اند.     عفونت HIV  و اید ز }       شواهد اپیدمیولوژیک و سپس شواهد بالینی و آزمایشگاهی اثبات کردند که ایدز از رتروویروس HIV-1 ناشی شده و می تواند بوسیله تزریق خون انتقال یابد. }       از آنجایی که HIV کاملاً محدود به گروه در معرض خطر می باشد، کاهش عفونت زایی اجزاء خونی از طریق آموزش اهداء کنندگان و پرسیدن سؤالاتی به منظور شناسایی و رد کردن افراد در معرض خطر امکانپذیر می باشد. انجام چنین کاری در کاهش عفونت زایی اجزاء خونی کاملاً مؤثر بوده است. }       با وجودیکه انتقال HIV از طریق تزریق خون، مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است، تزریق خون مسئول ایجاد کمتر از 2% از موارد گزارش شده ایدز در امریکا می باشد. در سال 1985 پس از بکارگیری تست آنتی HIV-1 در آمریکا، تنها 35 مورد HIV ناشی از تزریق خون، شناسایی شد. }       HIV-1 یک رترو ویروس است، proviral DNA به DNA میزبان متصل شده، بنابراین باعث عفونت دائمی می گردد. ایجاد آنتی بادی نشانگر ریشه کنی ویروس فعلی نمی باشد بلکه نشانگر عفونت قبلی و احتمالاً فعلی می باشد. آنتی HIV غالباً تا ایجاد علایم بالینی باقی می ماند. }       خطر ابتلا به عفونت HIV پس از تزریق خون آنتی HIV-1 مثبت، به میزان 70 تا 91 درصد تخمین زده شده است. دوره کمون این بیماری (فاصله زمانی بین تزریق خون آلوده و توسعه علایم بالینی) حدود 5/4 تا 2/14 سال تخمین زده شده است. }       فاصله زمانی بین آلودگی با ویروس و ایجاد آنتی بادی علیه ویروس تحت عنوان «دوره پنجره ای» نامیده می شود. از آنجائیکه تست HIV ، وجود آنتی HIV در خون را می سنجد، ممکن است فرد آلوده به ویروس باشد ولی تست غربالگری آنتی HIV منفی باشد. }        دوره پنجره ای، که حین آن عفونت HIV-1 بوسیله اهداء کنندگان آنتی HIV منفی قابل انتقال است، حدود 6 هفته یا 45 روز است. ویروس سیتومگال }       آلودگی به این ویروس در افراد سالم علایم اندکی ایجاد می کند و یا بدون علامت است. ویروس سیتومگال از طریق خون قابل انتقال است در افرادی که سیستم ایمنی سالمی دارند، آلودگی با ویروس سیتومگال ناشی از تزریق خون بدون علامت است؛ در مقایسه، ویروس سیتومگال در مبتلایان به نقص ایمنی ارثی یا اکتسابی علایم بالینی شدیدی ایجاد می کند.   پاروو ویروس }       پاروو ویروس B19 یکی از علل آنمی آپلاستیک می باشد. این ویروس توسط تزریق خون انتقال می یابد. پاروو ویروس عفونت شایعی در کودکان می باشد. افراد آلوده ممکن است بدون علامت باشند و یا تب خفیفی داشته باشند. }       انتقال این بیماری با تزریق خون نادر باشد. از آنجایی که جهت تولید مشتقات، از تعداد زیادی واحد پلاسما استفاده می شود، احتمال آلودگی مشتقات خونی با پاروو ویروس وجود دارد.   آلودگی باکتریایی انتقال یافته از طریق تزریق خون }       از سالها پیش مشخص شده است که درصد اندکی از واحدهای خون حاوی باکتری زنده می باشند. انتقال عفونت باکتریایی در روزهای اولیه تزریق خون، مشکل عمده ای است؛ اگر چه بهبودی در فرم کیسه های خون، ایجاد سیستم بسته برای تولید اجزاء خونی، و نگهداری این اجزاء در دمای یخچال این مشکل را تا حدودی مرتفع ساخته است. البته به علت نگهداری پلاکت ها به مدت 7 روز در دمای اتاق همچنان با مشکل آلودگی باکتریایی مواجه هستیم. با کاهش زمان نگهداری پلاکت ها به 5 روز، این مشکل تا حدودی برطرف شده است. }       نیمی از موارد آلودگی گلبولهای قرمزی که در یخچال نگهداری شده اند، ناشی از یرسینیا انتروکولیتیکا می باشد. }       نوع ارگانیسمی که جزء خونی را آلوده کرده، تا حدودی منشأ آنرا مشخص می کند. برای مثال استافیلوکوک اپیدرمیدیس جزء فلور طبیعی پوست است و آلودگی از محل تزریق سوزن را مطرح می کند. }        احتمال آلودگی پلاکت هایی که از مخازن پلاکتی بدست می آیند از پلاکتهایی که از طریق پلاکت فرزیس و از یک اهداء کننده بدست آمده اند بیشتر است.   مالاریا }       عفونت مالاریا در آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی و مرکزی اندمیک است. هر چهار گونه پلاسمودیوم در خون نگهداری شده در یخچال زنده می مانند و می توانند از طریق تزریق خون، باعث ابتلا به مالاریا گردند؛ اگر چه اکثر موارد، ناشی از پلاسمودیوم مالاریه می باشند. مالاریا از طریق تزریق پلاکت نیز مانند گلبول قرمز قابل انتقال است. }       پلاسمودیوم فالسیپاروم و ویواکس طی 6 ماه، علایم بالینی ایجاد می کنند. بنابراین مسافرانی که از مناطق اندمیک مالاریا باز می گردند تا 6 ماه از اهداء خون معاف هستند؛ و افرادی که پروفیلاکسی علیه این بیماری دریافت کرده اند تا 3 سال نباید خون اهداء نمایند.   افزایش دهنده های صناعی حجم پلاسما }       محلول های کریستالوئید مانند نرمال سالین و رینگر لاکتات نسبت به پلاسما ایزوتونیک و ایزواسموتیک می باشند. نرمال سالین فقط حاوی یونهای سدیم و کلر است، در حالی که رینگر لاکتات شامل پتاسیم، کلسیم و لاکتات نیز می باشد. }       محلولهای کلوئید مانند دکستران و هیدروکسی اتیل استارچ (HES)به عنوان افزایش دهنده حجم مورد استفاده قرار می گیرند. دکستران زنجیره شاخه دار پلی ساکارید می باشد که از واحدهای گلوکز تشکیل شده است و در دو نوع دکستران با وزن مولکولی پائین (دکستران 40) و دکستران با وزن مولکولی بالا (دکستران 70) در دسترس است و در محلولهای دکستروز یا سالین به صورت محلول 6% یا 10% موجود است. نیمه عمر دکستران در خون حدود 6 ساعت است. HES به صورت محلول 6% در نرمال سالین موجود است. نیمه عمر داخل عروقی HES بیش از 24 ساعت است. موارد مصرف : }       با توجه به دارا بودن خاصیت اونکوتیک، هم دکستران و هم HES به عنوان افزایش دهنده حجم در شوک هموراژیک و شوک ناشی از سوختگی مفید می باشند. }       محلولهای کریستالوئید حجم پلاسما را به صورت موقت افزایش می دهند زیرا به سرعت از دیواره مویرگها می گذرند و فقط 3/1از محلول نمکی داخل فضای عروقی باقی می ماند. }       برای جایگزینی یک حجم از پلاسمای از دست رفته، به دو تا سه حجم از محلولهای کریستالوئید نیاز است. محلولهای کریستالوئید برای بیمارانی که دچار شوک ناشی از خونریزی و یا سوختگی شده اند و نیاز به افزایش سریع حجم پلاسما دارند مفید است. در بیماران دچار سوختگی محلولهای کریستالوئید درمان انتخابی برای افزایش حجم پلاسما در طول 24 ساعت اولیه است. زیرا مویرگهای نواحی دچار سوختگی، آلبومین را نشت می دهند و مصرف آلبومین به عنوان یک عامل اونکوتیک غیرمؤثر می باشد. موارد منع مصرف و احتیاط : }       دکستران می تواند واکنش های آنافیلاکتیک، تب، بثورات جلدی، تاکی کاردی، یا افت فشار خون ایجاد نماید. به علت تداخل دکستران با عملکرد پلاکتی و نیز ایجاد تحریک برای فیبرینولیز، مصرف دکستران همراه با افزایش تمایل به خونریزی است. نارسایی کلیوی با تزریق دکستران با وزن مولکولی پایین گزارش شده است. }       نیازی به تجویز محلولهای کریستالوئید، دکستران و HES از طریق فیلتر خونی وجود ندارد.   حداکثر خون درخواست شده برای جراحی (تعیین گروه خونی و غربالگری) }       اکثر افراد سالم که هموگلوبین طبیعی دارند و تحت اعمال جراحی غیراورژانس  قرار می گیرند، در صورتیکه حجم خون از دست رفته کمتر از cc 1000 باشد و این میزان خونریزی نیز با جایگزینی محلولهای کریستالوئید یا کلوئید تأمین گردد، نیازی به تزریق خون ندارند. }       در حقیقت فقط درصد کمی از بیماران جراحی تحت تزریق خون قرار می گیرند. }       برای اعمال جراحی که به نظر می رسد احتمال نیاز به تزریق خون کمتر از 10% باشد، تنها تعیین گروه خونی و انجام تستهای غربالگری به جای انجام کراس مچ توصیه می گردد. }       در غربالگری سرم بیمار از نظر وجود آنتی بادی علیه دو نوع یا بیشتر از گلبول قرمز که حامل شایع ترین و مهمترین آنتی ژنهای گروه خونی هستند آزمایش می شود. زمانی که آنتی بادی وجود داشته باشد، نوع آن باید تعیین گردد به گونه ای که خون سازگار در دسترس قرار گیرد. چنانچه تزریق خون در بیماری که آنتی بادی در سرمش یافت نشده، الزامی گردد، کراس مچ مختصری به عنوان کنترل نهایی سازگاری ABO صورت گرفته و پس از آن خون طی دقایقی قابل تزریق است. خون سازگار از نظر ABO که کراس مچ نشده است را می توان با اطمینانی بیش از 99% از سلامت آن به بیماری که    غربالگری آنتی بادی در او منفی است، تزریق نمود.   اساس برخورد با خونریزی حاد از جهت تزریق خون }       ـ مسیر وریدی مناسب و قطور گرفته شود. نمونه خونی گرفته شده و با حداکثر سرعت ممکن، محلولهای کریستالوئید تزریق گردد، تا زمانیکه به فشار خون سیستولیک قابل قبولی برسیم. }       ـ اقدامات جراحی برای کنترل خونریزی صورت گیرد. }       ـ اطمینان از کفایت ظرفیت حمل اکسیژن وجود داشته باشد. }       ـ غربالگری اولیه تست های انعقادی به عمل آید. }       در صورتیکه خونریزی، علیرغم اقدام جراحی برای برقراری هموستاز ادامه داشته باشد و زمانیکه تست های انعقادی یا شمارش پلاکتی غیرطبیعی باشند، ممکن است پلاکت، FFP ، کرایوپرسیپیتات و یا ترکیبی از اینها مودر نیاز باشد. دوز تخمین زده می شود و اثرات مصرف آنها بوسیله شواهد بالینی کاهش خونریزی، تست های غربالگری انعقادی و شمارش پلاکتی، کنترل می گردد. }       ملاحظات بالینی که باید به صورت روتین حین خونریزی حاد کنترل و ثبت گردد، شامل: تعداد نبض، فشار خون سیستولیک، فشار نبض، برون ده ادراری (از طریق کاتتر)، گازهای خون و تعادل اسید ـ باز است. ممکن است به CVP ، arterial line و کاتتر شریان ریوی نیاز باشد.   پیوند سلولهای اجدادی خونساز   }       سلولهای اجدادی خونساز آلوژن یا اتولوگ از مغز استخوان کرست ایلیاک (پیوند مغز استخوان)، از خون محیطی (پیوند سلولهای بنیادی خون محیطی) یا از خون بند ناف مشتق می گردند. }       قبل از پیوند تنها باید محصولات خونی حاوی مقادیر کاهش یافته لکوسیت و در بیماران سیتومگال منفی، محصولات خونی که خطر کمی از نظر انتقال سیتومگال دارند، مصرف شوند. ایجاد آلوایمونیزاسیون نسبت به آنتی ژنهای HLA باعث افزایش خطر رد پیوند متعاقب آن، بویژه در مبتلایان به آنمی آپلاستیک می گردد. به همین علت مواجهه با محصولات خونی باید به حداقل برسد و باید از دریافت خون از افرادی که در آینده اهداء کننده سلول اجدادی هستند اجتناب گردد. }       پس از انجام پیوند، بیماران به مدت 2 هفته یا بیشتر آپلازی مغز استخوان را تجربه می کنند که در این دوره باید نیازهای بیمار از نظر گلبول قرمز و پلاکت تأمین گردد. مصرف سلولهای اجدادی خون محیطی و فاکتورهای رشد خونساز فاصله فوق را کوتاه کرده و نیاز بیمار به تأمین اجزاء سلولی خون را کاهش می دهد. در صورتیکه تفاوت هایی در سیستم گیرنده  ABO و اهداء کننده وجود داشته باشد پس از پیوند گروه خونی بیمار عوض می شود و در این مورد باید برنامه ریزی دقیق انجام گیرد. }       سیستم ایمنی در تمام بیماران پیوندی به شدت سرکوب است؛ پس از بیماران از نظر ایجاد GVHD مهلک پس از تزریق محصولات سلولی خون در خطر می باشند. بنابراین تمامی محصولات خونی قبل از تزریق به این بیماران باید تحت تابش اشعه گاما (Gy 25 ) قرار گیرند. پیوند اعضای توپر }       پیوند اعضای توپر مانند کلیه، قلب، ریه و کبد جهت تزریق خون شرایط متفاوتی را مطرح می کند. پیوند این اعضاء با خونریزی شدید حین جراحی همراه است. اعمال جراحی پیوند اعضاء ـ به جز کلیه ـ معمولاً نیازمند تزریق گلبول قرمز و FFP است. }       میزان نیاز به اجزاء خونی در پیوند کبد بالغین به طور متوسط 20 واحد گلبول قرمز، 25 واحد FFP ، 17 واحد پلاکت و 5 واحد کرایوپرسیپیتات است. معمولاً بیماران دریافت کننده پیوند کبد اختلالات انعقادی پیچیده ای قبل از جراحی دارند که در طول فاز فقدان کبد در جراحی چند برابر شده و باعث ایجاد اختلالات شدید انعقادی طی جراحی می گردد. }       سازگاری سیستم ABO از اولین مواردی است که باید در پیوند اعضای توپر به آن توجه گردد. پیوندی که در آن سازگاری ماژور سیستم ABO وجود نداشته باشد(مانند اهداء کننده A به گیرنده O )بویژه در قلب و کلیه، رد سریع پیوند در آن صورت می گیرد. }        ناسازگاری مینور سیستم ABO چندان خطرناک نمی باشد ولی می تواند باعث ایجاد آنمی همولیتیک گردد که به علت تولید آنتی بادی علیه سیستم ABO توسط لنفوسیت های پیوند است. }       آلوایمونیزاسیون نسبت به سیستم ABO در پیوند اعضای توپر می تواند باعث رد پیوند به علت موجود بودن آنتی بادی علیه HLA گردد؛ و این نکته در پیوندهای کلیه، قلب، ریه و احتمالاً کبد از اهمیت ویژه ای برخوردار است. }       میزان بقاء پیوند در گیرنده و دهنده هایی که به میزان بالایی از نظر سیستم HLA ، سازگار هستند افزایش می یابد. }         GVHD پس از پیوند اعضای توپر شایع نیست .     تجویز خون   }       در زمان تجویز خون، واحد خونی با برچسب سازگاری که روی آن چسبیده (این برچسب نباید جدا گردد) باید با بازوبند هویت بیمار چک گردد. هیچگونه اختلافی در نوشتن حروف یا کلمات نباید وجود داشته باشد. }       ـ قبل از شروع تزریق خون، دما و نبض بیمار باید در جدول مناسبی درج گردد. با شروع تزریق خون، در نیم ساعت اول، هر 15 دقیقه و سپس هر ساعت تا پایان تزریق، دما و نبض ثبت شود. }       ـ باید میزان دریافت مایعات و برون ده ادراری به مدت 24 ساعت در جدول نوشته شود. }       ـ باید سرعت تجویز خون برای اتمام انفوزیون در زمان مناسب، تنظیم گردد. }       ـ حین تزریق خون، بیمار باید از نظر هر گونه علامت یا نشانه ای از ناسازگاری خون یا عوارض جانبی از جمله برافروختگی، کهیر، استفراغ، اسهال، تب، خارش، سردرد، هموگلوبینوری، درد در محل یا نزدیک محل تزریق خون، لرز، کمر درد شدید، کلاپس، و نارسایی گردش خون تحت کنترل باشد. در صورت بروز هر کدام از علایم فوق، بلافاصله تزریق خون متوقف شده و به پزشک اطلاع داده شود. }       یک واحد خون نباید بیش از زمانی کوتاه در دمای اتاق نگهداری گردد (به علت خطر رشد باکتریها). تزریق خون باید ظرف 30 دقیقه از خارج سازی کیسه خون از یخچال شروع شده و طی 4 ساعت از شروع تزریق خون، به اتمام برسد. چنانچه به نظر می رسد زمان تزریق خون از 4 ساعت بیشتر خواهد شد، یک واحد خون باید به واحدهای کوچکتر تقسیم شده و این واحدها تا زمان نیاز در یخچال بانک خون نگهداری شوند. یک واحد خون که بیش ازc  10  گرم شده ولی مصرف نشده را نمی توان دوباره به سرویس انتقال خون برگرداند. خون هیچگاه نباید در یخچالهایی که دمای آنها کنترل نمی شود نگهداری گردد. }       تزریق خون سرد با سرعتی بیش از ml/min  100 با افزایش میزان ایست قلبی در مقایسه با تزریق خون گرم همراه بوده است . اما بیمارانی که با سرعت آهسته ای خون را دریافت می کنند معمولا نیازی به گرم بودن خون ندارند .در این مورد گرم نگهداشتن خود بیماراحتمالا مهمتراز گرم نمودن خون تزریق شده است.        
موضوعات مرتبط: ايمونوهماتولوژي(بانك خون)

تاريخ : جمعه ۱۳۹۱/۱۱/۲۰ | 11:18 PM | نویسنده : محسن آزاد |