به خاطر تو دل عاشقم تپش دارد

 وگرنه با همگان سخت کشمکش دارد

 تو بر مدار کدامین ستاره می گذری

 که هر دو قطب وجودم به تو کشش دارد

 نگاه ماه تو از خاطرم نخواهد رفت

 اگرچه حرف قشنگی به سرزنش دارد

 میان من و تو ٬ با این زمین و فاصله هاش

 یکی به دو شده تا ناکجا جهش دارد

 دلم برای تو تنگ است آه حوصله نیست

 چه تنگ حوصله چشمت که این روش دارد

 همیشه عاشق چشمان مهربان توام

 که نبض هستی من این چنین تپش دارد

حتی اگر در بی نشانی ها رها باشی

من با تو هستم مثل سایه هر کجا باشی

من با تو هستم مثل پیراهن به تن ٬ یعنی

آغشته با یاد توام اینگونه تا باشی

می خواهمت ٬ در غربت این بی تفاوتها

تنها تو می خواهی که باشی ٬ آشنا باشی

ای سبز ٬ آبی ٬ ای طلایی ٬ راز زیبایی

آن قدر دلخواهی که می خواهم مرا باشی

نجوای شب های دلم با ماه ٬ ماه من

کی می شود تاریکی ام را روشنی باشی

کی می شود پیداتر از این راه ناپیدا

همراه من از ابتدا تا انتها باشی

هرچه نباشد میشود ماند و تحمل کرد

هرچه نباشد حاضرم ٬ اما شما باشی

 


موضوعات مرتبط: مطالب عاشقانه

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۱/۰۳/۱۶ | 11:29 AM | نویسنده : محسن آزاد |