مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود!
مگذار که حتی آب دادن گل‌های باغچه، به عادت آب دادن گل‌های باغچه بدل شود!
عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست، پیوسته نو کردن خواستنی‌ست که خود پیوسته، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن.
تازگی، ذات عشق است و طراوت، بافت عشق

چگونه می‌شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟

عشق، تن به فراموشی نمی‌سپارد، مگر یک بار برای همیشه.
جام بلور، تنها یک بار می‌شکند.
می‌توان شکسته‌اش را، تکه‌هایش را، نگه داشت.
اما شکسته‌های جام ،آن تکه‌های تیز برنده، دیگر جام نیست.
احتیاط باید کرد.
همه چیز کهنه می‌شود و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز.
بهانه‌ها، جای حس عاشقانه را خوب می‌گیرند..

مگر توعاشق زارم نبودی ---- مگرتویارودلدارم نبودی

تورنجاندی مرا با بد زبانی----- بگو آخر چرانامهربانی

مگرباتو چه کردم سنگ خارا ---- چنین بشکسته خواهی قلب مارا

کلامت نیش مار است ای نگارم------ چه می شدگربدی باغ بهارم

اگر گویی سخنها بی کنایه ------ دگرشعری نگویم پرگلایه

سرایم من زعشق و خوشزبانی----- زخوبیهای تو ای یار جانی


موضوعات مرتبط: مطالب عاشقانه

تاريخ : شنبه ۱۳۹۱/۰۱/۲۶ | 9:51 AM | نویسنده : محسن آزاد |