MOHSEN AZAD
قـــــــــــــــــارچ شناســـــــــــــــــــــی پزشکــــــــــــــــــــی
جدیدترین مطالب
لینک های وب
آرشیو وبلاگ
درباره وب

ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلامی
به گــــــــــــرمی نـــــــــــــفسهاتون..
محسن
فوق لیسانس مدیکال مایکولوژی
و ســـــــــــــاکن شهر تهـــــــــــــــــران
هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــستم.
امیــــــــــــــــــــــــــــــــــــدوارم که
لحظـــــــــــــــــات خـــــــــوب و خوشی
را در وبـــــــلاگم سپـــــــــــــــری نمایید.
.
.
1388 دانشگاه علوم پزشکی قم - کارشناسی
1393 دانشگاه علوم پزشکی اصفهان - کارشناسی ارشد
........(_\.........
.../_)...) \........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
.
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز گفتا ز خوب رویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم گفتا که شبرو است او، از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید
این مطلب اولین بار در سال ۲۰۰۱ توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت ۴ روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد

Interview with god
گفتگو با خدا
I dreamed I had an Interview with god
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم
So you would like to Interview me? “God
asked”
خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟
If you have the time “I said”
گفتم : اگر وقت داشته باشید
God smiled
خدا لبخند زد
My time is eternity
وقت من ابدی است
What questions do you have in mind for me?
چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟
What surprises you most about humankind?
چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب
می کند ؟
Go answered …
خدا پاسخ داد …
That they get bored with childhood
این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می
شوند
They rush to grow up and then long to be
children again
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت
دوران کودکی را می خورند
That they lose their health to make money
این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می
کنند
And then lose their money to restore their
health
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند
By thinking anxiously about the future That
این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند
They forget the present
زمان حال فراموش شان می شود
Such that they live in neither the present
nor the future
آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه
در حال
That they live as if they will never die
این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز
نخواهند مرد
And die as if they had never lived
و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده
اند
God’s hand took mine and we were silent for
a while
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو
ساکت ماندیم
And then I asked …
بعد پرسیدم …
As the creator of people what are some of
life’s lessons you want them to learn?
به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه
درس هایی اززندگی را یاد بگیرند ؟
God replied with a smile
خدا دوباره با لبخند پاسخ داد
To learn they cannot make anyone love them
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به
دوست داشتن خود کرد
What they can do is let themselves be loved
اما می توان محبوب دیگران شد
learn that it is not good to compare
themselves to others
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران
مقایسه کنند
To learn that a rich person is not one who
has the most
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی
بیشتری دارد
But is one who needs the least
بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد
To learn that it takes only a few seconds to
open profound wounds in persons we love
یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی
عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم
And it takes many years to heal them
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام
یابد
To learn to forgive by practicing
forgiveness
با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن
To learn that there are persons who love
them dearly
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست
دارند
But simply do not know how to express or
show their feelings
اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا
نشان دهند
To learn that two people can look at the
same thing and see it differently
یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد
نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند
To learn that it is not always enough that
they are forgiven by others
یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را
ببخشند
They must forgive themselves
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند
And to learn that I am here
و یاد بگیرن که من اینجا هستم
Always
همیشه
موضوعات مرتبط: مطالب عاشقانه
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۳۰ | 3:45 PM | نویسنده : محسن آزاد |
.: Weblog Themes By Pichak :.
پيوندهای روزانه
لینک های مفید
امکانات وب