X
تبلیغات
MOHSEN AZAD

MOHSEN AZAD
علوم آزمایشگاهی88

مشهور ترین پیوند عضو در جهان + عکس

مشهورترین اتفاقات پیوند اعضا در جهان

با پیوند اعضای عسل بدیعی و بازگشت ۷ نفر به زندگی، توجه خیلی‌‌ها در کشور بار دیگر به مسئله اهدای عضو و حیاتی بودن آن جلب شده است. در کشورهای مختلف جهان افراد زیادی هستند که با تصمیم گرفتن در این رابطه و برای نجات زندگی انسان‌های دیگر، کارت‌های اهدای عضو یا نماد تصمیم خود را همراه‌شان دارند تا در صورت رخ دادن هر حادثه‌ای پزشکان بتوانند در فرصت ممکن از اعضای آنها برای نجات بیمارانی که جان‌شان در خطر است استفاده کنند.

اعضای بدن عسل بدیعی به بدن ۷ بیمار پیوند زده شد تا این افراد با وجود مرگ این بازیگر سینِما بار دیگر به زندگی بازگردند.در حالی که یک نفر جانش را از دست داده است ابراز رضایت او برای پیوند اعضای بدنش با ثبت‌نام برای اهدای عضو، می‌تواند زندگی دیگران را نجات دهد.

پیوند اعضا در جهان سالهاست که توانسته است جان و زندگی خیلی‌ها را نجات دهد و اهمیت آن حالا هر روز بیشتر مشخص می‌شود. عمل‌های سخت پیوند اعضا سالهاست که با تلاش پزشکان پیشرفت‌های جدی داشته است.

لطفا برای مشاهده ادامه به ادامه مطلب مراجعه کنید …

اولین‌های پیوند اعضا

پیوند عضو این‌طور تعریف می‌شود که تمام یک عضو یا بخشی از یک عضو را از بدن فردی زنده یا فوت شده خارج کنند و در بدن فرد دیگری بگذارند. هدف از پیوند،جایگزین کردن یا ترمیم عضو صدمه‌دیده یا از کارافتاده در شخص گیرنده است. پیوند اعضا تاریخی طولانی دارد و حتی داستان‌هایی افسانه مانند درباره آنها گفته شده است.

گفته شده که یک طبیب چینی به نام پی‌ین‌چیا‌او، قلب ضعیف یک مرد قوی‌النفس را با قلب قوی یک مرد ضعیف‌النفس عوض کرده تا بین این دو نفر تعادل برقرار شود. یا اینکه می‌گویند در قرن سوم میلادی، دو نفر به نام دامیان و کاسماس پای یک بیمار را که دچار قانقاریا شده بود با پای یک برده حبشی که تازه جانش را از دست بود عوض کرده‌اند. اگر بخواهید به صورت کلی بررسی کنید احتمالاً در تاریخ معاصر پزشکی اولین پیوند موفقیت آمیز، پیوند قرنیه‌ای بوده که توسط ادوارد زیرم صورت گرفت.

در سال ۱۹۵۴،اولین پیوند موفقیت آمیز کلیه در جهان توسط جوزف مورای انجام شد. رونالد هریک که در این عمل کلیه خود را به برادر دوقلوی خود داد به همین خاطر اولین اهدا کننده عضو در جهان شناخته می‌شود. هریک زمانی که ۲۳ سال داشت با وجود انتقادهای گسترده، یکی از کلیه های خود را به برادر دو قلویش که در اثر ابتلا به یک بیماری عفونی کلیوی در حال مرگ بود اهدا کرد. منتقدان در آن زمان اهدای عضو را نوعی هتک حرمت به بدن می‌دانستند. این عمل مهم به نقطه عطفی در تاریخ پزشکی تبدیل و باعث شد تا پزشکان با تجربه عمل‌های ناموفق گذشته بار دیگر نسبت به امکان پیوند اعضا امیدوار شوند.

مشهور ترین پیوند عضو در جهان + عکس

اولین اهدا کننده عضو در جهان(سمت راست) در کنار دکتر جوزف مورای

رونالد هریک سه سال قبل و پس از ۵۴ سال زندگی با یک کلیه در حالی که ۷۹ سال داشت درگذشت. در سال ۱۹۶۳ اولین پیوندهای کبد و ریه انجام شد. پیوند ریه توسط دکتر هاردی و با استفاده از ریه یک فرد فوت شده روی یک بیمار مبتلا به سرطان انجام شد. همه چیز در عمل خوب پیش رفت اما بیمار فقط ۱۸ روز زنده ماند. با ادامه تلاش‌ها اولین پیوند موفق پیوند ریه توسط دکتر جوئل کوپر در سال ۱۹۸۳ انجام شد.

آرزویی به نام پیوند قلب

پزشکان مختلف تلاش‌های گسترده‌ای برای نجات بیماران در آستانه مرگ با پیوند اعضا داشتند اما در حالی که پیوند اعضای دیگر انجام شده بود انجام پیوند قلب، یک آرزو برای همه آنها بود. سرانجام اولین پیوند موفقیت آمیز قلب انسان در ۳ دسامبر سال ۱۹۶۷ توسط دکتر کریستین بارنارد در پایتخت آفریقای جنوبی صورت گرفت که خیلی سریع مورد توجه رسانه‌های جهان قرار گرفت. قلب لازم برای این پیوند را خانواده دنیس دارول،۲۴ ساله که در یک تصادف جانش را از دست داده بود اهدا کردند.

مشهور ترین پیوند عضو در جهان + عکس

لوئیز واشنکانسکی که نامش در تاریخ به عنوان اولین کسی که پیوند قلب روی او صورت گرفته ثبت شده است اما ۱۸ روز پس ازعمل درگذشت. با وجود فوت سریع بیمار اما نفس عملی شدن پیوند قلب باعث گسترش تلاش و مطالعه پزشکان در این رابطه شد.

به همین خاطر دو سال پس از این عمل بیش از ۱۰۰ عمل پیوند قلب در نقاط مختلف جهان انجام شد اما همه بیماران حداکثر طی ۶۰ روز از دنیا رفتند. دکتر بارنارد اما در دومین عمل خود بهترین رکورد را تا آن زمان به دست آورد و بیمارش توانست با قلب پیوندی ۱۹ ماه زندگی کند.

قطع کردن دستی که پیوند زده شد!

در سال ۱۹۶۸ دو پزشک موفق شدند که اولین پیوند پانکراس را انجام دهند. اما شاید پس از سالها انجام اولین پیوند دست بود که در سال ۱۹۹۸ بار دیگر توجه رسانه‌ها را جلب کرد. در این سال دست کلینت هلام با موفقیت پیونده زده شد. این مرد بر اثر یک حادثه دستش به وسیله اره برقی در زندان قطع شده بود.

مشهور ترین پیوند عضو در جهان + عکس

یک تیم پزشکی موفق شدند در عملی که ۱۳ ساعت طول کشید دست جدیدی را به بدن او پیوند بزنند. کلیت هلام اما ۲ سال بعد در حالی که می‌توانست دست جدیدش را تکان دهد و حتی با کمک انگشت‌های آن بنویسند به صورت ناگهانی مصرف داروهای جلوگیری از پس زدن عضو را قطع کرد. پزشکان در ۳ فوریه ۲۰۰۱ مجبور شدند این دست را که با تلاش‌ گسترده پیوند زده شده بود قطع کنند.

مشهور ترین پیوند عضو در جهان + عکس

تغییر چهره؛پیوند در حال پیشرفت‌

پیوند صورت از عمل‌هایی که پزشکان در حال حاضر تلاش فراوانی در رابطه با آن دارند. در ۲۷ نوامبر سال ۲۰۰۵ برای اولین بار عمل پیوند بخشی از صورت روی ایزابل دینور انجام شد. بخشی از صورت این زن به وسیله یک سگ از بین رفته بود و پزشکان با این عمل توانستند او را برای ادامه زندگی کمک کنند.

عمل‌های پیوند صورت دیگری هم در سالهای اخیر صورت گرفته است که بی‌سابقه بوده است. دالاس وینز اولین دریافت‌کننده پیوند کامل صورت به حساب می‌آید. دالاس وینز که صورتش در سال ۲۰۰۸ در اثر اتصال برق سوخته بود توانست با این پیوند بار دیگر در میان مردم حاضر شود و حتی حس بویایی خود را به دست آورد. ریچارد نوریس هم کسی است که در سال ۲۰۱۲ به گفته پزشکان تحت بزرگترین عمل پیوند صورت قرار گرفت. در این عمل پیوند که در بیمارستان مری‌لند صورت گرفت نوریس صورتی جدید از جمله فک، دندان و زبان دریافت کرد.

پیوند برای حرف زدن

در سال ۲۰۱۱ زنی در آمریکا بعد از یک عمل جراحی کم سابقه پیوند حنجره، موفق شد پس از یازده سال صحبت کند. در این عمل برای اولین بار ه حنجره و نای انسان به طور همزمان پیوند زده شد . جراحان دانشگاه کالیفرنیا (دیویس)، حنجره، غده تیروئید و شش سانتیمتر از نای یک اهدا کننده را از گلوی او خارج کردند. سپس در یک عمل جراحی که هجده ساعت به طول انجامید این اعضاء را به گلوی برندا جنسن پیوند زدند.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ جمعه 1392/02/13 ] [ 11:31 AM ] [ محسن آزاد ]
ظاهرا بعد از اينکه حس حرکتي‌ام برگشته بود سعي داشتم اون چيز سنگيني که روي قفسه سينه‌ام بود را از خودم دور کنم. او که اين صحنه را ديده‌بود من را تکان داده بود و بيدارم کرده بود وقتي از خواب بيدار شدم به شدت ترسيده بودم و در عين حال احساس تشنگي بسيار زيادي مي‌کردم. به گزارش فردا نيوز، شايد براي شما هم تجربه‌هايي از اين دست پيش آمده باشد؛ مشکلي که اصطلاح علمي‌اش«فلج خواب» است و ايراني‌ها آن را «بختک» مي‌نامند. تقريبا به تعداد فرهنگ‌هايي که در جهان وجود دارد، اسامي مختلفي براي اين مشکل ايجاد شده و طي قرن‌ها، انواع اجنه، اهريمن‌ها و نفرين‌ها مقصر دانسته شده‌اند. پزشکان مي‌گويند اغلب آنچه به عنوان بختک در ميان عموم مردم رايج است، پديده‌اي موسوم به «فلج خواب» است. علائم بختک چيست؟ بختک يا فلج خواب چند علامت مشخص دارد که مهم‌ترين آن ناتواني در حرکت دادن بدن و صحبت کردن است به طوري که فرد به دليل ترس و دلهره مي‌خواهد فرياد بزند اما انگار بي‌فايده است. از ديگر علائم اين مشکل احساس خفگي است به گونه‌اي که فرد تصور مي‌کند به زمان مرگ نزديک شده و انگار موجودي روي قفسه سينه او قرار گرفته است. در اين وضعيت ممکن است توهمات شنيداري،‌ ديداري يا حتي لمسي اما رؤيا مانند نيز اتفاق بيفتد؛ چيزهايي مثل احساس حضور فردي در اتاق، احساس فشردگي در قفسه سينه، ديدن منبع نور، شنيدن صداي افراد، ديدن شبح،‌ تجربه خروج از بدن و... طبيعي است که بارزترين علامت در اين حالت احساس وحشت و اضطراب است. آيا پاي شياطين در ميان است؟ در مورد پديده فلج خواب باورها و تفسيرهاي مختلفي در فرهنگ‌ها و جوامع مختلف وجود دارد. همانطور که گفته شد ايراني‌ها اين پديده را به نام «بختک» مي‌شناسند. بعضي‌ها هم از آن تعبير به جن‌زدگي مي‌کنند و تمام اتفاقاتي که براي فرد مي‌افتد به گردن ديوهاي بدسرشت و اجنه مي‌اندازند. ايرلندي‌ها هم بر اين باورند که فلج خواب بر اثر دروغي که روز قبل گفته شده بروز مي‌کند. اما آنچه بارز است اين است که طي قرن‌ها باور عمومي بر اين است که اين مشکل با انواع اجنه و نفرين‌ها مرتبط است. چطور مي‌شود پيشگيري کرد؟ فلج خواب يک اختلال خواب بي‌خطر است بنابراين مي‌توان با رعايت برخي موارد آن را از بين برد يا تکرارش را به حداقل رساند. نخوابيدن به پشت، کاهش استرس، به اندازه کافي خوابيدن،‌ انجام ورزش‌هاي منظم، زياد غذا نخوردن و ننوشيدن کافئين همگي از عواملي است که مي‌تواند از چنين وضعيتي پيشگيري کند. براي به دست آوردن سريع هوشياري بهتر است فرد سعي کند انگشتان دست و پا همچنين چشمانش را به شدت تکان دهد و به دنبال آن سرش را حرکت دهد. در مواردي که فلج خواب به مدت 6 ماه، دست‌کم هفته‌اي يک بار در فرد رخ ‌دهد بايد از دارودرماني استفاده کرد. چرا ايجاد مي‌شود؟ تحقيقات انجام شده نشان مي‌دهد، فلج خواب يک اختلال ژنتيک است و تمام افرادي که اين موضوع را تجربه مي‌کنند در سلول‌هايشان ماده‌اي به نام «HLA-DR2» دارند. از ديگر عواملي که مي‌توان براي فلج خواب در نظر گرفت اضطراب و استرس،‌ اختلال ترس و همچنين اختلال در نظم خواب است. به گونه‌اي که در برخي موارد افراد اظهار مي‌کنند زماني که روز خسته‌‌کننده يا پراسترسي را گذرانده‌اند، بيشتر از هميشه اين حالت سراغ‌شان آمده است. از ديگر موارد ايجاد کننده اين حالت مي‌توان به تغييرات در سبک زندگي يا مصرف قرص‌هاي خواب‌آور و آنتي‌هيستامين‌ها اشاره کرد. گفته مي‌شود افرادي که به صورت طاق باز يا به اصطلاح به پشت مي‌خوابند، بيشتر به فلج خواب دچار مي‌شوند. آيا خطرناک است؟ تحقيقاتي که به‌تازگي انجام شده حاکي از آن است که بين 25 تا 30درصد از جمعيت کلي جهان، در طول عمر خود دست‌کم يک بار فلج خواب را تجربه کرده‌اند که در اين ميان 95درصد از آنها تجربه حوادث وحشتناک را در خواب داشته‌اند. مجموع اين عوامل نشان مي‌دهد اين پديده شيوع بالايي دارد. نکته مهم ديگر آن است که با توجه به نقش ژنتيک در بروز اين مشکل اگر يکي از اعضاي خانواده دچار اين مشکل باشد، احتمال اينکه ديگر اعضاي خانواده هم به آن مبتلا شوند، وجود دارد. از نگاه جنسيتي به طور معمول احتمال بروز فلج خواب در زنان دو تا چهار برابر بيشتر از مردان است. اگرچه بسياري از افرادي که با اين مشکل مواجهند، از اتفاقاتي که مي‌افتد آگاه نبوده و دچار وحشت مي‌شوند، ولي اين فرايند اصلا خطرناک نيست و در عرض چند لحظه پايان مي‌يابد و هيچ گونه عارضه‌ جسمي را در پي نخواهد داشت. دماغ بختک را چنگ بزنيد! عوام روايت ديگري از بختک داشتند. آنها بر اين باور بودند که بختک کنيز اسکندر بود! هنگامي که کلاغ به مشک محتوي آب حيات که اسکندر با خود از ظلمات آورده بود منقار زد و آب حيات بر زمين ريخت، اين کنيز بي‌درنگ مشتي از آن آب را برداشته و نوشيد و اسکندر که خشمگين شده بود به ضرب شمشير بيني او را کند و بختک از گل، بيني ديگري براي خود ساخت! بختک اگر کسي را ببيند که طاقباز خوابيده به سينه او مي‌جهد. اگر در آن حال فرد بيدار شود، به بيني او چنگ بيندازد، بختک از بيم آنکه بيني‌اش کنده شود گنجي از گنجه‌ اسکندر را که مي‌شناسد رشوه خواهد داد تا دست از بيني‌اش بردارد! بختک چيست؟ اين پديده با نام «Sleep Paralysis» شناخته مي‌شود. هنگام به خواب رفتن يا هنگام بيدار شدن صبحگاهي و در مرحله «REM» خواب(يعني مرحله‌اي که در آن رويا مي‌بينيم)، بدن به طور طبيعي براي چند ثانيه يا گاهي تا چند دقيقه دچار فلج موقت مي‌شود. در اين حالت فرد به هيچ عنوان قادر به حرکت نيست ولي در عين حال حس‌مي‌کند نسبت به تمام وقايع اطراف خود آگاه است. بختک زماني رخ مي‌دهد که مغز از وضعيت «REM» بيرون مي‌آيد اما فلج موقت بدن همچنان باقي مي‌ماند. در واقع طي خواب و زماني که فرد در حال رؤيا ديدن است، مغز انتقال سيگنال‌هاي عصبي به سوي عضلات اسکلتي بدن را متوقف مي‌کند و علت آن هم اين است که فرد رؤياهايش را به مرحله عمل نرساند مثلا اگر خواب دويدن مي‌بيند، ‌از تختخواب بلند نشود و شروع به دويدن نکند. وقتي فرد مي‌خواهد از خواب بيدار شود مغز دوباره کنترل عضلات را به دست مي‌گيرد و آنها را از حالت فلج خارج مي‌کند. در فلج خواب ناهنجاري‌هاي مغزي ايجاد مي‌شود که در نتيجه آنها مکانيسم‌هاي عصبي در زماني نامناسب فعال شده‌اند. در اصل اين افراد به جاي آنکه خواب خود را با امواج آهسته مغزي شروع کنند، مستقيم وارد مرحله عميق مي‌شوند.
موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ شنبه 1392/02/07 ] [ 12:22 PM ] [ محسن آزاد ]


آه آزمایشگاه!


آه آزمایشگاه!


از کجا آمده ای؟!


که کسی نیست تو را بشناسد!


از دل خاک سیاه؟


از عطارد یا ماه؟


یا که بست نطفه تو بی پدر و مادر؟! آه!


آه آزمایشگاه!


تو غریبی تو غریب


تو عجیبی تو عجیب!
*
ھیچ کس نیست ببیند کخ تو بازوی توانای کلینیک ھستی!


ھیچ کس نیست بگوید تو نباشی


پای تشخیص و پیگیری درمان لنگ است!


سختی کار تو را ھیچ نمی فھمند آه!


آه آزمایشگاه!


تو عجیبی تو عجیب!
*
راه ھر بخش به سوی تو روان است ھنوز!


تو نباشی چه کسی خواھد گفت:


نوع کم خونی بیمار چه نوع است، چه نوع؟ »


لوکمی را چه کسی خواھد گفت؟


سطح ھورمون چه کسی می سنجد؟


تب مالت و سل و حصبه ھمه گنگ اند و نھان!


« قند و چربی و ... ھزار از این دست
*
پرده بگشا تو عزیز!


باز تشخیص بده


چشم ھا خیره به توست


تو بتاز


تو بناز


خم به ابروت نیار


جستجو کن تو رضای خالق


ھیچ کس ھم که نداند تو که ھستی، او ھست


او تو را می فھمد


او تو را می سنجد


رحمتش را به تو خواھد بخشید


بنگر


خلقتت را چه بھاری کرده است!


آه آزمایشگاه!


آه آزمایشگاه!



روز علوم آزمایشگاهی را بر تمامی همکاران گرامی و سفید پوشان واقعا بی ادعای جامعمون تبریک میگم.امیدوارم همین گونه پر تلاش و سخت کوشانه خدمتگذار مردم عزیز باشند.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ جمعه 1392/01/30 ] [ 11:28 AM ] [ محسن آزاد ]

اطلاعات جالبی درباره نام محله‌ های تهران و علت نامگذاری شان

 

اطلاعات جالبی درباره نام محله‌ های تهران و علت نامگذاری شان

سید خندان

سید خندان نام ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران بوده است. سیدخندان پیرمردی دانا بوده که پیش گویی‌های او زبانزده مردم در سی یا چهل سال پیش بوده است. دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به این پیرمرد بوده است.

فرمانیه
در گذشته املاک زمین‌های این منطقه  متعلق به کامران میرزا نایب‌السلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما  فروخته شده است.

فرحزاد
این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است.

شهرک غرب
دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع‌های مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی و به مانند مجتمع‌های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل اسکان بسیاری از خارجی‌ها بوده است.

آجودانیه
آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا می‌کند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه  بوده،  او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.

اقدسیه
نام قبلی اقدسیه (تا قبل از ۱۲۹۰ قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمین‌های آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.

جماران
زمین‌های جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است. برخی از اهالی  معتقدند که در کوه‌های این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می‌آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مکان سنگ‌های بزرگ به دست می آمده ‌است‌، آن‌جا را جمران‌، یعنی محل به‌ دست آمدن جمر نامیده‌اند.

پل رومی
پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را هم متصل می‌کرده است. عده‌ای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلال‌الدین رومی گرفته‌شده است‌.

جوادیه (در جنوب تهران)
بسیاری از زمین‌های جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده است که به نام مسجد فردانش هم معروف است.

داودیه (بین میرداماد و ظفر)
میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش‌، میرزا داودخان‌، خرید و آن را توسعه داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت‌.

درکه
اگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آنرا مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی «درگ» نامیده می شده است دانسته‌اند.

دزاشیب (در نزدیکی تجریش)
روایت شده است که  قلعه بزرگی در این منطقه به نام « آشِب » وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو می‌گفتند.

زرگنده
احتمالا دلیل نامگذاری این محل کشف سکه‌ها و اشیاء قیمتی در این محل بوده است. در گذشته این منطقه  ییلاق کارکنان روسیه  بوده است.

قلهک
کلمه قلهک از دو کلمه “قله‌” و “ک‌” تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله‌، مخفف کلات به معنای قلعه است‌. عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاه‌های لشگرک‌، ونک و شمیران بوده است‌، به آن( قله- هک) گفته شده است‌.

کامرانیه
زمین‌های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان‌، وزیر امور خارجه‌تعلق داشت، و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه‌، با خرید زمین‌های حصاربوعلی‌، جماران و نیاوران‌، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمین‌ها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.

محمودیه ( بین پارک وی و تجریش یا ولیعصر تا ولنجک)
در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه می‌گفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش‌، محمودخان احتشام‌السلطنه‌، محمودیه نامید.

نیاوران
نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است به این ترتیب که نیاوران مرکب از “نیا” (حد، عظمت و قدرت‌) ؛”ور” (صاحب‌) و “ان‌” علامت نسبت است و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت‌.

ونک
نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون‌) به نام درخت و حرف (ک)که به صورت صفت ظاهر می‌شود.

یوسف آباد
منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفی‌الممالک در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید.

پل چوبی
قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد. یکی از این دروازه‌ها، دروازه شمیران بود با خندق‌هایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن‌، از پلی چوبی استفاده می‌شد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست‌، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.

شمیران
نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و « ران » به معنای جایگاه است  و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است.
همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می‌گفتند و همچنین  برخی نیز  معتقدند که‌ یکی از نه ولایت ری را شمع ایران می‌گفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.

گیشا
نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (کینژاد و شاپوری) می‌باشد.

منیریه (در جنوب ولیعصر)
منیریه در زمان قاجار یکی از محله‌های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامران‌میرزا، یکی از صاحب‌منصبان قاجر، به نام منیر گرفته شده‌است.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ شنبه 1392/01/17 ] [ 11:47 AM ] [ محسن آزاد ]

روحانی که از 2 دختر بی حجاب کتک خورد!خبرگزاری مهر: برای چندمین بار متوالی و این بار در شهر کوچکی مثل شهمیرزاد (توابع شهرستان مهدیشهر در استان سمنان) شاهد ضرب و شتم حجت الاسلام سید علی بهشتی، روحانی آمر به معرف و ناهی از منکر بودیم.

فریضه امر به معروف و نهی از منکر در آیات متعدد قرآن کریم بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. از جمله در آیه ۱۰۴ سوره مبارکه آل‌عمران برای آمرین به معروف و ناهیان از منکر تعبیری همچون فلاح به کار برده شده که نقطه نهایی یک انسان به شمار می‌رود.

باز هم ضرب و شتم آمر به معروف و ناهی از منکر!

در روز سی و یکم مرداد ماه سال جاری بعد از تعطیلات دو روزه عید سعید فطر برای چندمین بار متوالی و این بار در شهر کوچکی مثل شهمیرزاد (توابع شهرستان مهدیشهر در استان سمنان) شاهد ضرب و شتم حجت الاسلام سید علی بهشتی، روحانی آمر به معرف و ناهی از منکر بودیم.

این پیش نماز مسجد جامع شهمیرزاد در خصوص چگونگی ضرب و شتم خود توسط دو دختر بد حجاب می‌گوید: خیلی قادر به راه رفتن نیستم اما از آنجایی که قصد داشتم بعد از ماه مبارک رمضان نیز درب مسجد به روی مومنان بسته نشود، برای اقامه نماز ظهر عازم مسجد شدم، دو دختر جوان در حال گذر بودند که یکی از آنها بد‌حجاب بود. محترمانه تذکر دادم: “خانم خودت را بپوش” که در جوابم گفت: “تو چشماهایت را ببند”، این حرف او برای من بسیار سنگین و ناراحت کننده تمام شد.

در آن لحظه متاسف شدم که بد‌حجاب‌ها خواسته باشند به افراد متدین امر کنند چشمهای‌تان را ببندید، دوباره تذکر دادم اما نه تنها خودش را نپوشاند، بلکه به من توهین هم کرد، از او خواستم دیگر توهین نکند اما شروع به فریاد زدن و تهدید کردن کرد، “من را هل داد و به زمین انداخت”، با کمر به زمین افتادم و دیگر نفهمیدم چه اتفاقی افتاد، فقط ضربات لگد این دختر که به جانم افتاده بود و توهین می‌کرد را حس می‌کردم.

هنوز جای کتک‌ها داغ بود، لذا درد بر من چیره نشده بود، با همان حال نماز جماعت را امامت کردم تا ثوابش برای سایرین ضایع نشود، بعد از نماز از حال رفتم وقتی بحال آمدم متوجه شدم که اورژانس من را به بیمارستان ۱۵ خرداد مهدیشهر منتقل نموده است.

در بیمارستان عکس، سی تی اسکن و سایر مراحل تشخیص بیماری را طی نموده و چون حال مناسبی نداشتم، شبانه به بیمارستان امیرالمومنین(ع) سمنان اعزام شده و سه روز در آن بیمارستان بستری شدم و در نهایت تشخیص پزشکان کوفتگی مهره‌های کمر بود که بعد از گرفتن نوار قلب و …، راه درمان را در استراحت مطلق دیدند، بنده در حال حاضر برای غذا خوردن و حتی احتیاجات شخصی خود را با کمک همسرم برطرف و انجام می‌دهم.

نباید مسئله برخورد با بد حجابی را کم‌رنگ کنیم

حجت الاسلام بهشتی درحالیکه گفتگو برایش مشکل بود؛ گفت: “…در هنگام حادثه فقط یک جوان مسجدی به همراه همسرش بر بالینم حاضر شد و آن دختران را شناسایی کرد، با اینکه در این روزها از لحاظ روحی و جسمی، بدترین روزهای زندگیم را سپری می‌کنم، اما شکایت نکردم، چون معتقدم که اجر درد کشیدنم در قبال انجام وظیفه الهی و واجب امر به معروف و نهی از منکر با هیچ چیزی قابل قیاس نیست، اما اگر دادستان و مسئولان از جنبه عمومی، خواهان برخورد با این اهانت کنندگان به لباس شریف روحانیت، سادات و از همه مهمتر به دستورات اسلام می‌باشند، حرفی ندارم، البته طوری این مسئله باید هشدار داده شود که مقدمه‌ای برای مقابله با وضعیت اسفبار حجاب در شهمیرزاد شود.

وی ادامه داد: البته این حرف درست است که فقط بد‌حجابی منکر نیست و منکرات دیگری هم مانند دروغ‌ها و غیبت‌هایی که در مجالس گفته می‌شود و فسادهای دامنگیری که وجود دارد و باید با آنها برخورد شود، اما ما نباید مسئله برخورد با بد‌حجابی را کم‌رنگ کنیم.

وی ادامه داد: شنیده‌ام که فرماندهی انتظامی شهرستان مهدیشهر به فرمانده پاسگاه شهمیرزاد چند بار تاکید کرده که برای پیگیری موضوع پیشم بیایید، اما هنوز کسی نیامده است البته تعدادی از مسئولان، روحانیت و بسیجیان شهر به ملاقاتم آمده و جویای حالم شده‌اند که از همه آنها سپاسگزارم، ولی جای تعجب است که از ستادهای امر به معروف و نهی از منکر شهر، شهرستان و یا استان هنوز کسی خبرم را نگرفته است.

وی در پاسخ به این سوال که با این اوضاع، اگر بار دیگر به منکری بربخورید، امر به معروف می‌کنید یا خیر؟ گفت: وظیفه‌ به این مهمی، هیچ وقت از دوش کسی ساقط نمی‌شود.

دادستان مهدیشهر: تحقیقات تمام نشود اجازه اظهار نظر نداریم

دادستان مهدیشهر نیز در خصوص آخرین روند سیر تکاملی پرونده قضایی طرفین، خود را مجاز به مصاحبه ندانست.

حسین رجبی گفت: نباید انتظار داشته باشید که درباره موضوع محرمانه “ضرب و شتم در انظار عمومی” به شما پاسخگو باشم، حضور شما بعنوان خبرنگار نزد بنده اصلا صحیح نیست، تا تحقیقات تمام نشود، اجازه نداریم هیچگونه اظهار نظر و مصاحبه‌ای داشته باشیم، اما مطمئن باشید که موضوع در مرحله تحقیقات قرار دارد.

انتقاد از به حاشیه رانده شدن امر به معروف و نهی از منکر

چندی پیش آیت‌الله آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه پس از مجروح شدن دو طلبه آمر به معروف در تهران با اشاره به اصل هشتم قانون اساسی گفت: اینکه همه دستگاه‌ها از جمله قوه قضاییه در مسئله امر به معروف و نهی از منکر وظایفی بر عهده دارند، قطعی است اما با اینکه قانون اساسی تصریح داشته که حدود و کیفیت امر به معروف و نهی از منکر را قانون مشخص می‌کند، متاسفانه قوه مقننه این کار را زمین گذاشته است.

وی افزود: متاسفانه در طول عمر انقلاب روسای جمهوری آمده‌اند و به قوای دیگر تذکر داده‌اند اما در مورد این اصل زمین مانده به کسی تذکر نداده‌اند، در حالی که این مسئله از مصادیق مهم تذکر قانون اساسی است.

این آخرین ضرب و شتم آمران به معروف نیست

متاسفانه این چندمین باری است که قداست لباس روحانیت آن هم در قامت یک آمر به معروف وناهی از منکر، از بین رفته و شان روحانیت به راحتی مورد توهین قرار می‌گیرد، اتفاقاتی نظیر این حادثه که برای حجت الاسلام سید علی بهشتی در شهمیرزاد (استان سمنان) رخ داد؛ کم نیست، پیش از این حجت الاسلام سید محمود مصطفوی منتظری در خیابان ۳۰ متری نیروی هوایی تهران، حجت الاسلام فرزاد فروزش امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تهران در خیابان شریعتی پایتخت، یک روحانی در منطقه تهرانپارس و حاج آقا خیراندیش مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز و … همگی بخاطر انجام به تکلیف شرعی خود و انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر کتک خورده و در برخی موارد دچار صدمات جبران ناپذیری شده‌اند.

در جامعه امروز ما با توجه به هجوم دشمنان از راه‌های مختلفی نظیر سایت‌ها و ماهواره‌ها، اخبار مشکلات اخلاقی نگران کننده شده و شاید علت عمده آن، نداشتن متولی خاصی برای پیدا کردن راهی علمی و عملی برای حل این مشکلات است.

قطعا اگر به مسائل اخلاقی در جامعه اهمیت داده نشود باعث ناهنجاری‌های سیاسی و اقتصادی می‌شود و مفاسدی مانند بدحجابی و زیاد شدن مواد مخدر در جامعه به مرحله بحرانی خواهد رسید، پس مسئولان، مردم و کارشناسان، چاره‌ای بیندیشند وگرنه فردا خیلی دیر است.

باید به این اعتقاد برسیم که امر به معروف و نهی از منکر نیاز به یک عزم ملی دارد، ما امروز نیازمند یک نهضت همگانی در کشور هستیم تا به وسیله آن بتوانیم همان گونه که نسبت به نماز و روزه حساس هستیم، نسبت به امر به معروف و نهی از منکر نیز حساس باشیم.

پس باور کنیم که اگر تذکر لسانی بعنوان بخشی از فریضه الهی امر به معروف و نهی از منکر در جامعه نهادینه شود، هیچ منکری در جامعه باقی نمی‌ماند. “به امید آن روز”



پیام مدیر وبلاگ:

م.آزاد

سلام.واقعا چرا اینقدر کوته فکری میکنند.هرچقدر به زور و نصیحت و.. متوسل بشید بدتره.بیشتر شده که کمتر نشده.باید این مساله رو از پایه درست کنید نه با تذکر و نهی از منکر!!

لباس پوشیدن و میزان حجاب و رفتار هر فرد به سطح تربیت و فرهنگ هر شخص بر میگرده.با اجبار نمیشه کسی رو به کاری وادار کرد.کو گوش شنوا...


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ دوشنبه 1392/01/12 ] [ 10:52 AM ] [ محسن آزاد ]

این بار می خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم

سبزه را با یاد روی سبزه ات
سمنو به یاد شیرینی لبخندت
سایه دانه به رنگ چشم هایت
سرکه با یاد ترشی مهربانیت
سیب با یاد تردیه گونه هایت
سکه با یاد درخششقلبت
سیر با یاد تندی کلامت
با همه خوبی و بدی هایت دوستت دارم...

لطفا نظرات خود را در پست های دیگر قرار دهید.

در نظر سنجی شرکت نمایید.

پرسمان آزاد جایی برای مطرح کردن سوالات شماست..

با تشکر


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ پنجشنبه 1391/12/24 ] [ 3:27 PM ] [ محسن آزاد ]

در محیطهایی مانند دشت ، کوهستان ، کنار دریا،، فضاهای باز و در اکثر شهرها که آفتاب شدید دارند استفاده از عینک آفتابی برای همه اقشار لازم و ضروری است.

همچنین توجه کنید که بیشترین تابش اشعه UV خورشید بین ساعت ۱۰ تا ۱۴ بعداز‌ظهر است، و در این ساعات باید برای جلوگیری از ورود این اشعه به چشم از عینک‌آفتابی استفاده کرد.

البته برای خرید عینک حتما بایستی به مراکز معتبر مراجعه نمود.

برخی از عینک سازیها و مراکز چشم پزشکی دستگاه سنجش یو.وی دارند که میزان عبور این اشعه را در عینک نشان می‌دهد.

کسانی که دارای چشم‌های روشن هستند بهتر است از عینک‌های تیره و افراد با چشم‌های تیره بهتر است از عینک‌های روشن استفاده کنند.

عینک‌های معمولی (غیرآفتابی) هم که رنگی نیستند می‌توانند مانع از عبور اشعه یو.وی ( (UV به داخل چشم شوند.

در تمام فصل‌ها باید از عینک‌های آفتابی استفاده شود،

نکته مهم دراین زمینه دقت در انتخاب صحیح عینک آفتابی است.

عینک آفتابی شیشه ای یا پلاستیکی؛ کدام بهتر است ؟

عدسی‌های عینک آفتابی، شیشه‌ای یا پلاستیکی هستند. عدسی‌های پلاستیکی سبک‌ترند و بر اثر ضربه خرد نمی‌شوند. اما در مقابل، عدسی‌های شیشه‌ای وضوح بیشتری دارند، کمتر خش می‌افتند و گران‌تر هم هستند.

شیشه برای جلوگیری از اشعه ماوراء بنفش کفایت می کند . ولی عینک های آفتابی پلی کرومیک که وقتی فرد وارد روشنائی می شود ، شیشه عینک تیره تر می شود بهترین انتخاب می باشند .

علیرغم اینکه این شیشه ها خراش و خط برنداشته و سالها قابل استفاده هستند اما تا حدی سنگین می باشند .و اما در مورد رانندگی : عینک آفتابی برای رانندگی بسیار مفید است اما برای زیبائی شب هنگام نباید از آنها استفاده شود

عینک آفتابی با شیشه چه رنگی انتخاب کنیم ؟

در کل بهترین رنگ برای شیشه عینک آفتابی خاکستری می باشد .

این رنگ تمام طیف نور را بطور یکسان جذب می نماید .۸درصد مردان و تقریباً صفر درصد زنان دچار اختلالات رنگ ( که سابقاً کوررنگی نامیده می شد ) هستند . بسته به نوع اختلال رنگ فرد باید رنگ خاصی را جهت شیشه عینک آفتابی خود انتخاب کند .

شیشه قهوه ای کمرنگ در افراد دچار اختلال رنگ سبز مناسب نمی باشد .

شیشه سبزرنگ برای افراد دچار اختلال رنگ سبز و قرمز مناسب نمی باشد .

شیشه خاکستری مناسب ترین رنگ برای مردان می باشد . زنان می توانند از شیشه های سبز ، قرمز و قهوه ای استفاده کنند .شیشه قرمز و صورتی برای تمامی افراد نامناسب است .

شیشه های کهربائی رنگ ، مسدودکننده آبی نیز نامیده می شوند . برای مدت زمانی این شیشه ها برای تنیس بازان توصیه می شد . گفته می شد که این شیشه ها نه فقط اشعه ماوراء بفنش بلکه تمام رنگ آبی محدوده رنگ ها را جذب می کند .

بنابراین بعضی از مردم اعتقاد دارند که این شیشه ها دید شفاف تری به آنها می دهد ولی در مطالعات انجام شده دیده شد که این شیشه ها اشعه ماوراء بنفش را خیلی خوب جذب نکرده و ممکن است باعث بازشدن مردمک و در نتیجه باعث ورود بیشتر اشعه ماوراء بنفش شوند .

شیشه های پلاریزه نیز یکی از انتخابهای افراد است . این شیشه ها در مقابل نورهای منعکس شده ( مثل روی آب ، برف یا جاده ) بسیار مؤثر هستند . ذرات نور که فوتون نامیده می شوند به شکل موج حرکت می کنند .

شیشه های پلاریزه فقط به امواج عمودی اجازه عبور می دهند . چون اکثریت امواج منعکس شده افقی می باشند بنابراین این نورها مسدود می شوند .

عینک های آفتابی آینه ای که بعضاً مورد استفاده پلیس راه قرار می گیرد نیز محافظین خوبی محسوب نمی شوند . اگر نگران برخورد اشعه ماوراء بنفش با چشمان خود هستید ، این نوع عینک نباید انتخاب اول شما باشد .

نوع دیگری از عینک آفتابی موجود در بازار دارای شیشه هایی است که در قسمت فوقانی تیره بوده و بتدریج به سمت پائین شیشه روشن تر است . ولی نکته مهم این است که مزاحم ترین نورهای منعکس شده معمولاً از پائین به چشم برخورد می کنند .

شیشه های شفاف ۹۰ درصد نور را عبور می دهند . هر چه شیشه عینک تیره تر باشد نورکمتری از آن عبور می کند .

عینک های با شیشه کمرنگ حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد نور را عبور می دهند .شما با میزان ۱۰ تا ۱۲ درصد نور می توانید خیلی خوب ببینید . اما پزشکان دامنه ۲۰ درصد عبور نور در عینک های آفتابی را توصیه می کنند .

توجه کنید که عدسی‌های غیراستاندارد معمولا سطح ناهموار و غیر یکنواختی دارند.

برای اطمینان از عدم وجود انحراف در عدسی می‌توانید عینک را به چشم بزنید و به یک سطح منظم مثل لبه میز یا خطوط بین کاشی‌ها نگاه کنید و در همین حال سرتان را به بالا و پایین و چپ و راست حرکت دهید. اگر عدسی استاندارد باشد، این خطوط با حرکت چشم شما همچنان صاف باقی می‌مانند و در غیر این صورت، کج و معوج می‌شوند.

به یاد داشته باشید که عینک آفتابی استاندارد باید از زیر ابروها تا نزدیک گونه‌ها را پوشش دهد .

عینک‌‌های آفتابی غیر استاندارد باعث سوزش چشم می‌شود. از علائم چشمی عینک‌‌های آفتابی غیراستاندارد می‌توان به سوزش ، خارش ، سردرد ، خشکی چشم و پستی و بلندی دید اشاره کرد.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ یکشنبه 1391/12/13 ] [ 11:57 AM ] [ محسن آزاد ]

سلام

بلاخره دانشگاه هم با تمام دوران خوب و بدش تموم شد..من موندم و خاطره هاش...

اینجا میخواستم از تک تک استاد هایم تشکر کنم

--------------------------------------------

اندیشه اسلامی1...دکتر علی بحری

اندیشه اسلامی2...آقای مهدی کهنوجی

اخلاق اسلامی...آقای امیر رضا غفوری

وصایای امام...آقای جواد حیادر

تفسیر موضوعی قرآن...آقای رضا اعزازی

انقلاب اسلامی ایران...آقای محمد مهدی امامی

تاریخ تحلیلی صدر اسلام...آقای نعمت اله کاظمی

ادبیات فارسی...آقای مسعود رزاقی

زبان انگلیسی...سرکار خانم محبوبه ارسلانی

تربیت بدنی1 و2...آقای محمد رحمانی

جمعیت و تنظیم خانواده...دکتر حمیدرضا عطاران

آشنایی با قرآن...آقای مهدی قمی

------------------------------------------------------------------------

روان شناسی عمومی...سرکار خانم زهرا کمیجانی

کامپیوتر...سرکار خانم اشرف سیدی

آمار حیاتی...آقای علیرضا باهنر

فیزیک عمومی...سرکار خانم صغری رضایی

آزمایشگاه فیزیک عمومی...سرکار خانم صغری رضایی

زیست شناسی سلولی مولکولی...دکتر رضا یاری

آزمایشگاه زیست شناسی سلولی مولکولی...آقای ناصر کلهر

آناتومی...دکتر مریم باعزم

آزمایشگاه آناتومی...دکتر مریم باعزم

فیزیولوژی...دکتر محمد رضا یزدیان

آزمایشگاه فیزیولوژی...دکتر محمد رضا یزدیان

شیمی عمومی...دکتر امیر آراسته

آزمایشگاه شیمی عمومی...آقای محمد رضا زند منفرد

فیزیک حیاتی...آقای نادر حقیقی

بهداشت عمومی و اپیدمیولوژی...دکتر مهدیه عامری

بیوشیمی عمومی...دکتر سید محمد حسین رضویان

آزمایشگاه بیوشیمی عمومی...دکتر سید محمد حسین رضویان

بافت شناسی...آقای محسن اسلامی

آزمایشگاه بافت شناسی...آقای محسن اسلامی

------------------------------------------------------------------------

بیوشیمی پزشکی1...دکتر ابوالفضل دادخواه

آزمایشگاه بیوشیمی پزشکی1...دکتر ابوالفضل دادخواه

بیوشیمی پزشکی2 ...دکتر ابوالفضل دادخواه

آزمایشگاه بیوشیمی پزشکی2 ...دکتر ابوالفضل دادخواه

هورمون شناسی...دکتر ابوالفضل دادخواه

آزمایشگاه هورمون شناسی...دکتر ابوالفضل دادخواه

آسیب شناسی عمومی...دکتر سید رضا موسوی

آزمایشگاه آسیب شناسی عمومی...آقای محسن اسلامی

میکروب شناسی عمومی...دکتر محمد دخیلی

آزمایشگاه میکروب شناسی عمومی...دکتر محمد دخیلی

قارچ شناسی پزشکی ...دکتر محمد دخیلی

آزمایشگاه قارچ شناسی پزشکی ...دکتر محمد دخیلی

باکتری شناسی پزشکی...دکتر سید سهیل آقایی

آزمایشگاه باکتری شناسی پزشکی...دکتر سید سهیل آقایی

ویروس شناسی پزشکی ...دکتر محمد خازنی

آزمایشگاه ویروس شناسی پزشکی ...دکتر محمد خازنی

خون شناسی1 ...دکتر حسین درگاهی

آزمایشگاه خون شناسی1...آقای حمید سماک

خون شناسی2 ...دکتر حسین درگاهی

آزمایشگاه خون شناسی2...آقای حمید سماک

زبان تخصصی و ترمینولوژی...دکتر حسین درگاهی

اصول مدیریت و قوانین آزمایشگاه...دکتر حسین درگاهی

فارماکولوژی...دکتر مسعود زمردکیا و دکتر مرجان سعیدی

انگل شناسی1 ...دکتر سید جعفر عدنانی

آزمایشگاه انگل شناسی1...دکتر سید جعفر عدنانی

ژنتیک پزشکی...دکتر سهیل زرندی

ایمنی شناسی پزشکی...آقای محمد خوشرو

آزمایشگاه ایمنی شناسی پزشکی...آقای محمد خوشرو

انگل شناسی2...آقای مرتضی قنبری

آزمایشگاه انگل شناسی2...آقای مرتضی قنبری

سم شناسی...سرکار خانم زهرا فرهادی

آزمایشگاه سم شناسی...سرکار خانم زهرا فرهادی

اصول ایمنی و حفاظت در آزمایشگاه...دکتر محمد خازنی

ایمونوهماتولوژی...دکتر محمد محمد زاده

آزمایشگاه ایمونوهماتولوژی...مرحوم آقای حمید نقوی(روحش شاد.)

آشنایی با بیماری های داخلی...دکتر علی اکبر ریاحین

اصول فنی نگهداری تجهیزات آزمایشگاه...آقای نادر حقیقی

روش های کنترل کیفی آزمایشگاه بالینی...دکتر علیرضا رحیمی

سمینار...دکتر محمد دخیلی


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ یکشنبه 1391/11/29 ] [ 12:0 PM ] [ محسن آزاد ]

شاطر، خمیرگردان، نان پزان، نان درآر و پادو... اینها اعضای تیمی هستند که سال هاست خوشمزه ترین نان سنتی ایران را سر سفره های مردم می گذارند. مردانی که کنار تنها تنور مثلثی شکل دنیا می ایستند و قدیمی ترین نان مثلثی شکل دنیا را می پزند؛ سنگک!

به گزارش مجله مهر، می گویند پخت نان سنگک قبل از ورود اسلام در ایران رواج داشته و در واقع ایده پخت آن را پزشک یکی از سلاطین ساسانی می دهد. او برای سلطان که بیماری سختی دچار شده بود تجویز می کند که نانی بخورد که روی ریگ (سنگ ریزه) پخته شده باشد.

البته در سالنمای کمیته نانوایان تهران که در تاریخ 19 اردیبهشت سال 1326 در تهران منتشر شده است هم درباره پیدایش نانوایی و نان سنگک این طور آمده است: "شاه عباس برای رفاه حال طبقات تهیدست و لشگریان خود که غالباً در سفر احتیاج به نان و خورش موقت و فوری داشتند و لازم بود به هر شهری می رسند نانوایی هایی باشند که بتوانند به قدر مصرف سربازان نان تهیه نمایند و غذایی باشد که خورش نان قرار دهند، درصدد چاره بر آمد و حل این مشکل را از "شیخ بهایی" که از اجله ی علما و دانشمندان ایران بود خواست. شیخ بهایی با تفکر و تعمق تنور سنگکی را ابداع نمود ..."

خاطرات سنگکی و گذشته های دور

قدیمی ترین عکس از نانوایی در تهران


از طرفی قدیمی‌ترین فرهنگ لغتی که از این نان خوش طعم نام برده "برهان قاطع" است که در سال 1062 هجری قمری نوشته شده، مؤلف این فرهنگ در معنی واژه سنگک می‌نویسد: "و نوعی از نان هم هست که بر روی سنگ‌ریزه‌های گرم بپزند. "پیشینه تاریخی نان سنگک دقیقا روشن نیست و حرف و حدیث های زیادی درباره اش گفته شده است، اما آنچه که معلوم است، اینست که واژه "سنگک" از دو جزء "سنگ" و "ک" نسبت ساخته شده و آن نانی است که بر روی سنگ‌ریزه (ریگ) پخته می شود.

خاطرات سنگکی و گذشته های دور

یک نانوایی سنگکی در دوره قاجار


قدیمی ترین نان سنگکی تهراندر بین محلات تهران مغازه های نانوایی زیادی هستند که به پخت نان سنگک مشغولند. اما قدیمی ترین این نانوایی ها را تا همین چند ماه پیش می توانستید در گذر لوطی صالح ببینید. گذری که در میان خیابان های مولوی و مصطفی خمینی پنهان شده و بیشتر از 100 سال صدای بالا رفتن کرکره قدیمی ترین نانوایی تهران هر روز صبح در آن می پیچید.

گذر لوطی صالح از گذرهای اصلی با قدمتی تاریخی درون بازار تهران بوده است که به نام فردی، معروف به "لوطی صالح" نامگذاری شده است. او به روایتی از لوطی های تهران قدیم در زمان آقامحمدخان قاجار بوده و به روایت دیگری از دلقک های درباری بوده است و زمانی در محله ای در جنوب بازاربین الحرمین و کوچه هفت تن زندگی می کرده است.

چندماه قبل که برای دیدن این نانوانی سنگکی قدیمی رفته بودیم، نانوایی هنوز برجا بود اما ده روزی از فوت صاحب 81 ساله آن، یعنی عبدالجواد کفاش گذشته بود و فرصت هم صحبتی با چنین پیرمردی که می توانست برای ما از گذشته ای بگوید که تاریخی بود برای خود، به سادگی از دست رفت.

وقتی دوباره برای گرفتن گفت‌وگویی از بازماندگان صاحب نانوایی، سری به گذر لوطی صالح زدم با ناباوری تمام متوجه شدم که بعد از فوت "عبدالجواد کفاش" این مغازه قدیمی برای همیشه بسته شده است. تنها پارچه ای با عنوان "این ملک به فروش می رسد" روی کرکره های پایین کشیده و خاک خورده این نانوایی قدیمی به چشم می خورد.

پیگیری های بعدی، ما را به پیرمرد دیگری رساند که برادر "عبدالجواد کفاش" بود. عبدالمحمد کفاش متولد 1313 است که قسمتی از خاطرات نهفته در این نانوایی را برای ما زنده می کند. سرزنده و با نشاط از خاطراتی می گوید که هر جمله اش آدم را به سال هایی می برد که عطر نان سنگک داغ در گذر لوطی صالح، هر رهگذری را به داخل این نانوایی می کشاند.

می گوید: "بعد از فوت پدر و مادرمان در سال های 1320 مادربزرگمان ما را به تهران و محله باغ فردوس آورد. من 12 ساله بودم و همراه برادرم با معرفی یکی از همسایه ها به عنوان شاگرد در یک نانوایی سنگکی در خود باغ فردوس مشغول به کار شدیم که حدود سال های 1327 بود." و تعریف می کند که پدرش به شغل کفاشی مشغول بوده و زمانی که رضاخان دستور صدور شناسنامه را می دهد بر اساس شغل پدر به این فامیل مشهور می شوند.

او ادامه می دهد: "من بعد از مدتی از نانوانی باغ فردوس بیرون آمدم و در نانوایی سنگکی در منطقه قلهک به مدت یک سال پادویی کردم و بعد 2 سال هم در نیاوران مشغول به کار نون درآوردن بودم تا اینکه با رفتن به نانوایی در منطقه دربند به مدت 10 سال توانستم کار پخت نان سنگک را تا حد شاطری ادامه بدم تا جایی که خودم استاد کار شدم."
5
در واقع در پخت نان سنگک غیر از نانوا یا نانوازاده یا لااقل کارگر با سابقه ی نانوایی، کسی نمی توانست به شغل نانوایی بپردازد، چون شرط لازم این شغل در درجه ی اول شناخت گندم بود، چون گندم در هر قسمت از ایران دارای خصوصیات و کیفیتی متفاوت از نظر پخت نان سنگک بود و در نتیجه شناخت گندم و آرد آن نیاز به تجربه و سابقه ی زیادی داشت که ممکن نبود یک نفر نا آشنا به کار نانوایی از عهده اش بر آید به جز این ها نانواها لازم بود که حتماً فن شاطری یا لااقل خمیرگیری را به خوبی بدانند.

خاطرات سنگکی و گذشته های دور



از علی جغجغه تا سهمیه بندی نان


عبدالمحمد کفاش که دیگر برای خود شاطری شده بود با قبول مسئولیت "دکان داری" در سال 1340 وارد گذر لوطی صالح می شود، مغازه ای که برادرش از صاحب اصلی آن، که از نانوایان قدیم تهران بوده است در این محل اجاره می کند، او با اشاره به سابقه 100 ساله این نان سنگکی برایم توضیح می دهد که این نانوایی از قدیمی ترین نانوایی سنگکی های تهران است که بنای جدید آن بر می گردد به همان سال 1340 که آن ها در آنجا مشغول به کار شدند.

از او می خواهم از دوستان و هم دوره های خود در گذر لوطی صالح بگوید، از مردهایی که دیگر صدای گیوه های پشت برگشته در پایشان بر روی زمین این محله به گوش نمی رسد، از آدم هایی بگوید که هر روز از صبح تا غروب آن ها را در صف نانوانی روبروی خود می دید و حال و احوال می کرد، از قدیمی هایی که دیگر حتی نشانی از آن ها در این گذر نیست جز خاطراتی که با گذر هر لحظه از یادها فراموش می شود.

خاطرات سنگکی و گذشته های دور


چند نام را برایم پشت هم ردیف می کند. مثل خانواده مذهبی "ناظم زاده"، "کاظم درویش" که امروز در آن گذر یک دکه جگرکی دارد، از صاحب قدیمی ترین و بهترین کله پزی تهران در آن زمان، قهوه خانه و ماست بندی کنار نانوایی ... اما در میان همه آنها، شخصی به نام "علی جغجغه" ماجرای جالبی داشت، مردی که در خاطرات گذر لوطی صالح نامش ماندگار شده است.

کار علی جغجغه در این گذر زمانی شروع می شد که صف نانوایی مملو از زن و مرد می شد و او برای آرام کردن بچه ها، و مرتب نگه داشتن صف، آن ها را به دور خود جمع می کرد و با جغجه ای که از میوه نوعی بوته بود، بچه ها را سرگرم می کرد.

عبدالمحمد کفاش، لا به لای خاطراتش از قحطی هایی می گوید که در آن دولت سهمیه نان را برای مردم با دادن یک کارت مشخص کرده بود که هر کسی با در دست داشتن آن کارت ها از نیمه شب پشت در دکان نانوایی نوبت می گرفت، تا صبح سهم نان خود را دریافت کند. او می گوید: "یک زمانی نان سنگک ها واقعا خشخاشی بودند، آن زمان کشت خشخاش آزاد بود و نانواها از دانه های آن برای خوش طعم شدن نان سنگک استفاده می کردند اما از 30 سال قبل که کشت خشخاش قدغن شد، کنجد جای خشخاش را گرفت."

خاطرات سنگکی و گذشته های دور


عبدالمحمد کفاش، شاطر قدیمی گذر لوطی صالح هنگام گفتن از آن روزها آنقدر شوق و ذوق دارد که در میان حرف هایش فراموش می کنم که آن روزها گذشته است و اکنون سال 1391 هجری شمسی است و دیگر صدای جغجغه "علی جغجغه" به گوش بچه های این گذر نمی رسد. وقتی از او خداحافظی می کنم صدایش هنوز در گوشم است. صدایی که با پایین کشیده شدن کرکره نانوایی کفاش ها، دیگر صبح ها در گذر لوطی صالح نمی پیچد.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ یکشنبه 1391/11/29 ] [ 11:45 AM ] [ محسن آزاد ]

علت حرک دادن دست ها هنگام راه رفتن

علت حرکت دست‌ها حین قدم زدن
آیا می‌دانید چرا حین پیاده‌روی دست‌هایمان را تکان می‌دهیم؟ همه انسان‌ها به طور ناخودآگاه زمان راه رفتن بازوها را خلاف جهت پاها تکان می‌دهند. براستی علت این کار چیست؟
تنها یک دلیل علمی برای این پرسش وجود دارد و آن هم حفظ تعادل بدن است. به نظر می‌رسد همین کار ساده باعث ‌شده انسان‌های اولیه بتوانند راحت‌تر و بهتر راه بروند.دانشمندان تا مدت‌ها نمی‌توانستند هیچ دلیل علمی و موجهی برای حرکات دست‌ها ارائه دهند زیرا ظاهرا این حرکات هیچ نوع کاربری مشهودی برای انسان امروزی ندارد.
تنها کاری که برخی از محققان انجام دادند، این بود که نقش تکامل انسان را در این پدیده پررنگ‌تر از آنچه باید، جلوه دادند.
از نظر این گروه از محققان، انسان در زمان‌های گذشته از دست‌هایش برای حرکت استفاده می‌کرده اما این حالت کم‌کم از بین رفته و در نتیجه تنها همین حرکات پاندولی شکل به جا مانده است! این محققان در هر صورت نتوانستند هیچ دلیل یا مدرکی برای این نظریه ارائه کنند.
بعدها گروهی از محققان دانشگاه میشیگان همراه عده‌ای از دانشمندان دانشگاه علوم و تکنولوژی دلف هلند تصمیم گرفتند علت حقیقی این عمل را کشف کنند.
آنها برای آن‌که درک بهتری از وضع دینامیکی بدن و حرکت دست‌ها داشته باشند، یک مدل مکانیکی طراحی کردند و در عین حال از ۱۰ نفر داوطلب درخواست کردند آنها را در این تحقیق همراهی کنند. در وهله نخست از این افراد خواسته شد به صورت خیلی معمولی شروع به قدم زدن کنند. الگوی این حرکت‌ها ثبت و طراحی شد.
سپس دست‌های آنها را در طرفین با استفاده از طناب بستند و دوباره از آنها خواستند راه بروند.
الگوهای دینامیکی بدن در این شرایط نیز ترسیم شد. محققان پس از انجام تحقیقات گسترده دریافتند نگهداشتن دست‌ها به صورت کاملا بی‌حرکت در طرفین باعث می‌شود نسبت به حالت معمول ۱۲ درصد بیشتر انرژی متابولیکی بدن صرف راه رفتن شود سپس تحقیق مشابه دیگری انجام شد.
در این تحقیق از افراد خواسته شد هنگام راه رفتن دست‌هایشان را خلاف جهت معمول تکان دهند؛ یعنی حرکت بازوی دست راست با پای چپ و بالعکس حرکت بازوی دست چپ با پای راست.
نتیجه این کار صرف ۲۶ درصد انرژی بیشتر برآورد شد. اما علت آن چیست؟

علت این موضوع به عدم تعادل و تلاش برای حفظ آن برمی‌گردد، در حقیقت عضلات مجبور هستند برای نگه داشتن بدن در وضع تعادل انرژی خیلی بیشتری مصرف کنند.
جالب اینجاست حرکت بازوهای دست به شکل همزمان باعث خنثی شدن حرکت ستون مهره‌ها نیز می‌شود. تمام این عوامل بدن را در یک مسیر مستقیم نگه می‌دارد، به حرکات، شکلی کاملا موزون و متناسب می‌دهد و در نهایت میزان مصرف انرژی را در عضلات پاها به حداقل ممکن می‌رساند. محققان در مقاله خود یادآور می‌شوند با وجود آن‌که حرکت دست‌ها نسبتا ساده جلوه می‌کند، اما باید حتما به خاطر داشت نقش آنها در مصرف انرژی در طول راه رفتن بسیار مهم و تاثیرگذار است و به هیچ‌وجه نمی‌توان این حرکت را یک امر صرفا غریزی یا عادی تلقی کرد


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ سه شنبه 1391/11/24 ] [ 11:15 AM ] [ محسن آزاد ]
صفحات آبی، مشكلات هنگام بوت و فریز شدن برنامه‌ها از جمله رایج‌ترین مشكلاتی به شمار می‌رود كه در سیستم‌عامل ویندوز مشاهده می‌شود و تنها راه خلاصی از آنها نیز راه‌اندازی مجدد رایانه است.همان‌ طور كه می‌دانید راه‌اندازی دوباره رایانه در این شرایط نیز مشكلات مربوط به خودش را دارد كه برخی آنها عبارت است از: ذخیره نشدن و ناتمام ماندن كارهای در حال انجام و به‌هم ریختگی اطلاعات ذخیره‌شده روی هارد‌دیسك.

علاوه بر اینها، مشكل بسیار بزرگ دیگری نیز وجود دارد و آن هم خسته‌كننده بودن استفاده از رایانه در چنین شرایطی است. بسیاری از كاربران با بروز هنگ‌های متوالی در سیستم‌عامل عصبانی شده و كار با رایانه برای آنها بسیار خسته‌كننده می‌شود. تصور برخی‌كاربران بر این است كه سیستم‌عامل ویندوز باگ‌های بسیاری دارد و همین باگ‌ها موجب بروز این مشكلات می‌شود، اما نظر كارشناسان این‌طور نیست. به عقیده كارشناسان، ویندوز یك سیستم‌عامل پایدار است و بسیاری از كاربران نیز با ثبات و بدون مشكل به استفاده از آن می‌پردازند.

البته یك نرم‌افزار نمی‌تواند صددرصد فاقد هرگونه مشكل یا باگ باشد، اما مهندسان مایكروسافت تا حد زیادی در این امر موفق بوده و سیستم‌عامل ویندوز را فاقد خطا و باگ طراحی كرده‌اند و در صورت بروز مشكلات نیز بسرعت با ارائه اصلاحیه‌ها نسبت به رفع آنها اقدام می‌كنند. در این میان، كاربرانی وجود دارند كه مدام با سیستم‌عامل مشكل دارند و بیش از سایر كاربران با خطاهای رایج ویندوزی و هنگ‌های متوالی مواجه می‌شوند. این كاربران باید به این نكته توجه داشته باشند كه هنگ كردن جزئی از سیستم‌عامل ویندوز محسوب نمی‌شود و این امر ممكن است به‌دلایل متعددی رخ دهد. برخی از برجسته‌ترین این دلایل عبارت است از:

حافظه و بورد اصلی
بسیاری از هنگ‌ها در سیستم‌عامل مخصوصا آنهایی كه با یك صفحه آبی همــراه می‌شود و در اصطلاح Blue Screen Of Death نام دارد، به‌دلیل مشكلات ناشی از حافظه رم یا بورد اصلی رایانه رخ می‌دهد. دلیل بروز این خطا نیز فراهم نبودن امكان دسترسی به اطلاعاتی است كه ‌باید در حافظه رم ذخیره شود. برای بررسی حافظه رم رایانه خود می‌توانید از نرم‌افزارهایی همچون:

http:‌/‌‌/Memtes86‌www.memtest.org

كمك بگیرید و برای بررسی بورد اصلی نیز می‌توانید از ابزارهای داخلی كه برای بررسی مشكلات بوردها طراحی شده‌ است، استفاده كنید. اگر هم می‌خواهید خودتان اقدام كنید، پیش از هر كاری می‌توانید یك حافظه رم جدید را جایگزین حافظه قبلی كنید! در این شرایط اگر مشكل رفع شد، یعنی رم معیوب بوده است. در صورتی‌كه با رم جدید مشكل همچنان باقی بماند، یعنی حافظه رم سالم است و مشكل به بورد اصلی مربوط می‌شود.

تنظیمات بایوس
بورد اصلی رایانه‌ها در بیشتر موارد دارای تنظیماتی از طرف كارخانه است كه این تنظیمات نیز در بسیاری موارد با سخت‌افزارهای مختلف سازگاری كامل دارد. این تنظیمات می‌تواند به‌دلایل مختلفی توسط تكنیسین‌ها و متخصصان رایانه تغییر كند، اما زمانی كه ظرفیت باتری بورد اصلی شما به پایان برسد، تنظیمات بایوس به حالت اولیه برمی‌گردد و این برگشت به حالت اولیه ممكن است با سیستم‌عامل شما سازگار نباشد. در چنین شرایطی ‌باید رایانه را به‌دست یك متخصص بسپارید تا تنظیمات مورد نیاز را دوباره روی رایانه شما اعمال كند. یكی از عمده‌ترین مشكلاتی كه در این شرایط برای كاربران به‌وجود می‌آید، به‌هم خوردن اولویت‌های بوت رایانه است. به‌عنوان مثال چنانچه اولویت اول بوت روی حافظه فلش قرار بگیرد و فراموش كنید، حافظه فلش خود را از درگاه یو‌اس‌بی جدا كنید، ممكن است با خطای بوت مواجه شوید و فكر كنید ویندوز رایانه به‌طور كل با مشكل مواجه شده است.

سكته قلبی
رجیستری ویندوز همانند قلب ویندوز است و هنگامی كه با مشكل مواجه شود، یعنی سیستم‌عامل دچار حمله قلبی شده است! در صورت بروز این شرایط نیز احتمال وقوع هرگونه هنگ یا ناهماهنگی در عملكرد صحیح سیستم‌عامل و حتی عدم بوت صحیح آن وجود دارد. برای رفع مشكلاتی از این قبیل نیز می‌توانید از پزشك‌های رجیستری كمك بگیرید. یكی از این پزشك‌ها نیز نرم‌افزار قدرتمند ccleaner است.

http:‌/‌‌/‌www.piriform.com‌/‌ccleaner

راه‌اندازهای اشتباه یا معیوب
درایور یا همان نرم‌افزارهای راه‌انداز، واسطه‌ای میان سخت‌افزار و نرم‌افزار است كه به سخت‌افزارها می‌ فهماند چه كاری را باید انجام دهد. چنانچه این برنامه‌های راه‌انداز بدرستی عمل نكند، با سخت‌ افزارهای مربوط سازگاری نداشته باشد یا فایل‌های آن‌ صدمه دیده باشد، ممكن است موجب هنگ كردن رایانه و حتی نمایش خطای صفحه آبی بشود.

هنگ‌هایی كه به‌واسطه این مشكل پدیدار می‌شود اغلب با یك كد خطا همراه بوده و در مواردی نیز به‌طور كاملا واضح نام سخت‌افزار دخیل در بروز مشكل نیز قابل مشاهده است. در صورتی كه به‌همین راحتی قادر به تشخیص پیغام خطا یا سخت‌افزار معیوب نباشید نیز می‌توانید پیغام خطا را در گوگل جستجو كرده تا اطلاعات بیشتری راجع به آن كسب كنید.حذف درایور و نصب مجدد آخرین نسخه از آن می‌تواند راه حل مناسبی برای رهایی از مشكلات مربوط به این بخش باشد.

مشكلات هارد‌دیسك
اگر تنظیمات بایوس را بدرستی انجام داده‌اید اما در موارد متعدد، سیستم‌عامل هنگام بوت شدن با مشكل مواجه است و قادر به شناسایی هارد‌دیسك یا درایو بوت نیست، مشكل به هارد‌دیسك رایانه مربوط است.مشكلات مربوط به هارد‌دیسك در بیشتر موارد هنگامی مشاهده می‌شود كه سعی می‌كنید به فایل خاصی روی آن دسترسی پیدا كنید. تست سلامت هارد‌دیسك با استفاده از ابزار Disk Bench براحتی امكان‌پذیر است.

http:‌/‌‌/‌www.nodesoft.com‌/‌diskbench

تداخل سخت‌ افزاری
بسیاری از كاربران بر این عقیده‌اند كه سیستم‌عامل لپ‌تاپ‌ها نسبت به رایانه‌های رومیزی از پایداری بیشتری برخوردارند. این پایداری بیشتر به سیستم‌عامل نصب شده روی لپ‌تاپ ارتباط ندارد بلكه مهم‌ترین دلیل آن، سازگاری كامل قطعات سخت‌افزاری به‌كار رفته در لپ‌تاپ با یكدیگر است. به‌عبارت دیگر، ممكن است شما هنگام تهیه رایانه رومیزی خود باتوجه به سلیقه و بودجه‌ای كه در اختیار داشته‌اید قطعات مختلفی را تهیه كرده باشید.
 
در مواردی مشاهده شده این قطعات با یكدیگر سازگاری كاملی نداشته و موجب فریز شدن سیستم‌عامل و نمایش خطای صفحه آبی شده ‌است.این ناسازگاری در اغلب موارد با مراجعه به بخش Device Manager به‌صورت یك علامت خطر زرد رنگ قابل مشاهده است.نرم‌افزارهای راه‌انداز، معیوب بودن سخت‌افزار، تنظیمات اشتباه در بایوس و برخی دلایل دیگر از جمله عوامل تاثیرگذار در بروز این خطاست.

ویروس
گاهی اوقات رایانه‌ها ویروسی می‌شود و از نظر كاربرانی كه به امنیت خود توجهی ندارند این ویروس‌ها هیچ مشكلی را ایجاد نمی‌كند. اما بسیاری از مشكلات ناشی از وجود همین ویروس‌ها و آلوده شدن رایانه به آنهاست. ویروس‌ها ممكن است پردازشگر مركزی را اشغال و درایورها را حذف كنند، فایل‌های سیستمی ویندوز را پاك كرده یا تنظیمات مدیریتی در سیستم‌عامل را تغییر دهند. این تغییرات می‌تواند دلایل بسیار روشنی برای هنگ كردن، فریز شدن یا حتی قفل كردن برنامه‌های شما باشد.در صورت آلودگی به ویروس، بهترین روش درمان استفاده از نرم‌افزارهای معروف و قدرتمندی همچون Kaspersky و Bitdefender است.

منبع تغذیه
اگر سخت‌افزارهای رایانه شما از سازگاری كاملی با یكدیگر برخورداراست، تنظیمات بایوس را بدرستی انجام داده‌اید، از سلامت هارد‌دیسك، بورد اصلی و حافظه رم هم مطمئن هستید اما باز هم رایانه شما در بازه‌های زمانی متفاوت دچار هنگ یا راه‌اندازی مجدد می‌شود، پیشنهاد می‌كنیم منبع تغذیه را بررسی كنید. منبع تغذیه یا همان پاور رایانه می‌تواند در صورت نیم‌سوزشدن، كاهش توان برق‌رسانی و... این مشكلات را برای رایانه شما به‌همراه داشته باشد. گاهی اوقات افت ولتاژ و وجود نوسان زیاد در برق ساختمان نیز می‌تواند دلیل بروز این‌گونه مشكلات باشد.

نرم‌افزار‌های دردسرساز
به‌طوركلی، نرم‌افزارها نمی‌توانند موجب هنگ كردن سیستم‌عامل بشوند. اما گاهی اوقات بروز مشكلات در یك نرم‌افزار یا وجود باگ‌های فراوان در آن می‌تواند عملكرد سیستم‌عامل را با مشكل مواجه سازد. این مشكلات اغلب زمانی به‌وجود می‌آید كه نرم‌افزار مورد نظر اجرا شود. پس چنانچه هنگام اجرای یك نرم‌افزار رایانه شما هنگ كرد یا برنامه مربوط به حالت فریز درآمد، پیشنهاد می‌كنیم آن نرم‌افزار را از روی سیستم‌عامل حذف كنید. برخی نرم‌افزارها نیز دارای قابلیت اجرای خودكار هنگام بوت سیستم‌عامل بوده و ممكن است در لـحظه بوت شدن سیستم‌عامل، مشكلاتی را به‌وجود بیاورد.

گرما
قطعات رایانه‌ای به گرما حساس‌بوده و افزایش دما در محفظه قرارگیری این قطعات ممكن است به آنها آسیب برساند. در بسیاری از موارد این قطعات به‌صورت خودكار در صورت افزایش حرارت، از كار افتاده و با این كار مانع از معیوب شدن قطعه مربوط می‌شود ؛ اما این قطع فعالیت به‌صورت هنگ كردن سیستم‌عامل یا راه‌اندازی مجدد آن مشاهده می‌شود. در مواردی نیز خطای به‌وجود آمده با بوق‌ یا بوق‌های هشدار متوالی اعلام می‌شود. برای آشنایی بیشتر با انواع بوق‌های هشدار و خطاهای مربوط به هریك از آنها می‌توانید به راهنمای بورد اصلی مراجعه كنید.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ سه شنبه 1391/11/24 ] [ 8:50 AM ] [ محسن آزاد ]
این میزان که بعد از خبر EPA مبنی بر ثبت۱۷۰ کیلومتر به ازای ۴٫۵ لیتر سوخت برای فورد، اعلام شد، Accord را به خودرویی با بهترین کارآیی در زمینه مصرف سوخت در کلاس خودروهای PHEV(Plug-in Hybrid Electric Vehicle : منظور خودرویی ترکیبی است که از باتریهای قابل شارژ یا دستگاه ذخیره سازی انرژی دیگری که به واسطه اتصال به یک منبع خارجی انرژی شارژ می‌شود بهره می‌برد.) مبدل ساخته است. اکورد حتی Chevrolet Volt  و Toyota Pirus Plug-in  که به ترتیب میزان ۸۰ و ۱۶۱ کیلومتر به ازای ۴٫۵ لیتر سوخت را به ثبت رسانده بودند را در این رقابت پشت سر گذاشته است.
 
www.parsnaz.ir - این اتومبیل کم مصرف‌ ترین ماشین دنیا است (عکس)

Accord در زمینه میزان پیمایش به‌ازای ۴٫۵ لیتر، برتری‌هایی دارد اما خودروهای دیگر می‌توانند زمان بیشتری را به راندن با استفاده از منحصراً انرژی الکتریکی ثبت کنند. Accord می‌تواند با استفاده تنها از انرژی الکتریکی،۲۲ کیلومتر را طی ‌کند، اما این مقدار برای خودروی Fusion،۳۶ کیلومتر و برای Volt ، ۶۰ کیلومتر است.به گزارش پارس ناز این بدان معناست که در صورت شارژ کامل، خودروهای Fusion و Volt برای مسافرت‌های درون شهری یا کوتاه مناسب‌ترند اما هنگامی‌که استفاده از موتوربنزینی راهم مدنظرقرار دهیم این برتری ازبین خواهد رفت و اکورد پیشتاز رقابت خواهد بود.

خودروی ۲۰۱۴ ، Accord PHEV از یک موتور۴سیلندر ۲ لیتری و یک جفت موتورالکتریکی و باتری لیتیوم-یون ۶٫۷ کیلووات برساعتی بهره می‌برد. امکان استفاده از سیستم الکتریکی، سیستم ترکیبی بنزینی – الکتریکی و سیستم بنزینی به تنهایی، بسته به شرایط فراهم شده است. تفاوت Accord PHEV با خودروی سدان معمولی Accord به سیستم‌های کامپیوتری، برنامه Honda Link EV و طراحی داخلی برمی‌گردد. طراحی بیرونی هم متفاوت است اما نهایتاً سلیقه خریداران عامل تعیین کننده خواهدبود. خط آبی رنگی که درکنار جلوپنجره قرار دارد، زیبایی منحصر به فردی را برای خودرو به ارمغان آورده است.
 
www.parsnaz.ir - این اتومبیل کم مصرف‌ ترین ماشین دنیا است (عکس)

Accord PHEV درحال حاضر تنها از سوی فروشندگانی که در نیویورک و کالیفرنیا قراردارند به فروش می‌رسد. قیمت این خودرو هم از ۳۹۷۸۰ دلار آغاز می‌شود که کمی‌بیشتر از قیمت ۳۸۷۰۰ دلاری پایه درنظرگرفته شده برای خودروی رقیب ، Fusion است، که البته همین تفاوت کم به این خودرو قابلیت رقابت بامدل‌های دیگر بازار در رده خودروهای سدان با سایز متوسط را اعطا کرده است. اضافه کردن بهینه سازی سوخت به یکی از خودروهای سدان مورد علاقه آمریکایی‌ها می‌تواند برگ برنده ای برای هوندا و انتخابی مناسب برای خریدارانی که به دنبال صرفه اقتصادی بهتر درزمینه مصرف سوخت هستند، باشد.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ پنجشنبه 1391/11/19 ] [ 9:48 AM ] [ محسن آزاد ]

۱۰ درس مهم زندگی که آدم‌ ها خیلی دیر یاد می ‌گیرند



قبل از اینکه چیزی بفهمید، به خودتان می‌آیید و می‌پرسید، «چطور اینقدر زود دیر شد؟» پس برای فکر کردن به زندگیتان وقت بگذارید. وقت بگذارید تا بفهمید واقعاً چه می‌خواهید و به چه چیزهایی نیاز دارید. برای ریسک کردن وقت بگذارید. برای عشق ورزیدن، خندیدن، گریه کردن، یاد گرفتن و بخشیدن وقت بگذارید. زندگی کوتاهتر از آن است که معمولاً به نظر می‌رسد.

اینها ۱۰ چیزی هستند که قبل از اینکه خیلی دیر شود باید یاد بگیرید:
 


این لحظه، زندگی شماست!


زندگی شما بین لحظاتی که به دنیا می‌آیید و می‌میرید نیست. زندگی شما بین الان و نفس بعدی است. زمان حال - همین حالا و همین جا - تنها چیزی است که زندگی به شما داده است. پس از هر لحظه استفاده کامل ببرید و با مهربانی و در آرامش زندگی کنید، بدون ترس و پشیمانی. و با هر چه که دارید، بهترینی که می‌توانید را انجام دهید؛ چون این تنها چیزی است که می‌توانید از کسی انتظار داشته باشید، ازجمله خودتان.
 


زندگی طولانی نیست!


این زندگی شماست و باید برای آن بجنگید. برای آنچه درست است بجنگید. برای اعتقاداتتان بجنگید. برای چیزهایی که برایتان اهمیت دارد، برای کسانی که دوستشان دارید بجنگید و هیچوقت فراموش نکنید که به آنها بگویید که چقدر برایتان مهم هستند. بفهمید که انسان خوش‌شانسی هستید چون هنوز فرصت دارید. پس یک لحظه مکث کرده و فکر کنید. هر کاری که لازم است انجام دهید را از همین امروز شروع کنید. فردا دیر است.

 


فداکاری‌هایی که امروز می‌کنید، در آینده برایتان سودآور خواهد بود!


وقتی نوبت به تلاش سخت برای رسیدن به یک هدف می‌رسد--چه گرفتن یک مدرک تحصیلی باشد، چه شروع یک کار جدید یا هر دستاورد شخصی دیگر که نیاز به زمان و تعهد دارد--باید این سوال را از خودتان بپرسید: «آیا حاضرم چند سال از زندگی‌ام را خلاف بقیه آدمها زندگی کنم تا بتوانم بقیه عمرم را هم طوری زندگی کنم که بقیه نمی توانند؟»

 


هنگامیکه وقت تلف می‌کنید، بنده دیروز می‌شوید!


اما وقتی فعال هستید، مثل این می‌ماند که دیروز دوست مهربانی برای شماست که  کمکتان می‌کند باری از روی دوشتان بردارد. پس همین الان کاری انجام دهید که بابت آن در آینده از خودتان تشکر کنید. مطمئن باشید فردا از اینکه امروز شروع کردید خوشحال خواهید بود.
 


شکست‌ فقط درسی برای عبرت گرفتن است!


اتفاقات خوب برای کسانی می‌افتد که هنوز امیدوارند حتی اگر ناامید شده باشند، برای کسانی که هنوز باور دارند حتی اگر طعم شکست را چشیده باشند، برای کسانی که هنوز عشق می‌ورزند بااینکه ضربه خورده‌اند. پس هیچوقت افسوس اتفاقاتی که در زندگیتان افتاده است را نخورید؛ این اتفاقات قابل تغییر نیستند و نمی‌توانید فراموششان کنید. آنها را مثل درس‌هایی ببینید که  می‌توانید از آنها عبرت بگیرید و برای آینده‌تان از آنها استفاده کنید.

 


خودتان مهمترین ارتباطتان هستید!

خوشبختی زمانی اتفاق می‌افتد که بدون نیاز به تایید کسی دیگر، احساس خوبی به خودتان داشته باشید. قبل از اینکه  بتوانید ارتباطی سالم به فردی دیگر داشته باشید، اول باید ارتباطی سالم با خودتان برقرار کنید. باید احساس ارزش کنید و  در چشم خودتان، خودتان را قبول داشته باشید تا بتوانید با اعتماد‌به‌نفس به چشمان اطرافیانتان نگاه کنید و با آنها ارتباط برقرار کنید.
 


عمل افراد، حقیقت را می‌گوید!


در زندگی با کسانی روبه‌رو خواهید شد که در زمان‌های درست، حرف‌های درست خواهند زد اما در آخر از اعمال و رفتار آنهاست که باید درموردشان قضاوت کنید. پس به کارهای دیگران دقت کنید. رفتار و اعمال آنها همه چیز را درمورد آنها به شما خواهد گفت.
 


مهربانی‌های کوچک دنیا را زیباتر خواهد کرد!

به کسانی که به نظر می‌رسد روز سختی داشته‌اند سلام کنید. با آنها مهربانی کنید. مهربانی تنها سرمایه‌ای است که هیچوقت تمام نمی‌شود. و هر جا که انسانی باشد، فرصتی برای مهربانی کردن وجود دارد. بخشش را یاد بگیرید، حتی اگر بخشیدن یک لبخند باشد. نه به این دلیل که زیاد از آن دارید، به این دلیل که می‌دانید افراد زیادی هستند که می‌دانند چیزی ندارند.
 


پشت هر زندگی زیبا، شکلی از درد بوده است!


می‌افتید، بلند می‌شوید، اشتباه می‌کنید، زندگی می‌کنید، یاد می‌گیرید. شما انسانید، کامل نیستید.     ضربه خورده‌اید اما هنوز زنده‌اید. به این فکر کنید که زنده بودن، نفس کشیدن، فکر کردن، لذت بردن و دنبال کردن چیزهایی که دوست دارید، چقدر عالی است. گاهی اوقات در سفر زندگی دچار ناراحتی‌ می‌شوید اما هنوز زیبایی‌های زیادی باقی است. حتی اگر آسیب دیدیم، باید بتوانیم روی پایمان بایستیم، چون هیچوقت نخواهیم دانست چه چیز در زندگی انتظارمان را می‌کشد.



گذشت زمان و کسب تجربه، دردها را التیام می‌بخشد!


سالها پیش وقتی درمورد غلبه بر دردها از مادربزرگم سوال کردم، اینطور برایم توضیح داد: به این دایره‌ها نگاه کن. دایره‌های سیاه نشاندهنده تجارب نسبی زندگی ماست. دایره‌های من بزرگتر است چون پیرتر هستم و تجربه‌های بیشتری دارم. دایره‌های کوچک قرمز نشاندهنده اتفاقات بد و منفی زندگی هستند. فرض می‌کنیم که هر دو ما یک اتفاق بد یکسان را تجربه کرده باشیم. می‌بینی که سایز دایره قرمز برای هر دو ما یکسان است اما ببین چه درصد از فضا را در دایره سیاه اشغال می‌کند. اتفاق بد تو به این دلیل بزرگتر به نظر می‌رسد که قسمت بزرگتری از تجربیات کلی زندگی توست. چیزی که باید یاد بگیری این است که  یک اتفاق بد و بسیار ناراحت‌کننده که الان در زندگیت وجود دارد، یک روز بخشی از گذشته بزرگتر تو خواهد شد و دیگر اینقدر مهم به نظر نخواهد رسید.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ چهارشنبه 1391/10/20 ] [ 11:24 AM ] [ محسن آزاد ]

2551871 ماجرای عکس های فیس بوکی

فیس بوک (Facebook) همان شبکه اجتماعی معروف است که توانسته، نزدیک به یک میلیارد نفر از جمعیت جهان را به عضویت خود در آورد. آنچه مشخص است اینکه در میان این جمعیت عظیم، ایرانیان زیادی وجود دارند که در داخل و خارج از کشور، به استفاده از این شبکه برای برقراری ارتباط پرداخته اند.
به نظر می رسد که موسسان این سایت اهداف گسترده سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را از تاسیس آن دنبال می کردند و این مساله با گذشت زمان بیشتر مشخص شد واحتمالا در آینده نیز، لایه های پنهانی دیگری از این شبکه کشف خواهد شد.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
ادامه مطلب
[ شنبه 1391/10/02 ] [ 10:49 PM ] [ محسن آزاد ]

شعر طنز درباره شب یلدا

شب یلدا کـــه رفتم ســــوی خـانه

گرفتـــــــم پرتقـــــــــــــال و هندوانه

خیـــــار و سیب و شیرینی و آجیل

دوتـــــا جعبه انــــــــــــــار دانه دانه

گـــــــز و خربوزه و پشمک که دارم

ز هــــــــر یک خاطراتی جــــــاودانه

شب یلدا بــــــــوَد یا شـــــــام یغما

و یــــــــــــــا هنگــــــــام اجرای ترانه

به گوشم می رسد از دور و نزدیک

نوای دلکـــــــــش چنگ و چغــــــانه

پس از صرف طعام و چــــای و میوه

تقاضــــــــا کردم از عمّـــــــه سمانه

که از عهــــــد کهـــــــــن با ما بگوید

هم از رسم و رســــــــــوم آن زمانه

چه خوش میگفت و ما خوش میشنیدیم

پس از ایشان مرا گـــــــل کرد چانه

نمی دانم چـــــــرا یک دفعـــــه نامِ-

“جنیفر لوپز” آمــــــــــــــــد در میانه

عیالم گفت:خواهــــــــــان منی تو

و یا خواهــــــــان آن مست چمانه؟

به او با شور و شوق و خنده گفتم

عزیزم با اجــــــــازه، هــــــــــر دُوانه!!

نمی دانی چه بلوایی به پـــــا شد

از آن گفتــــــــــــــــار پاک و صادقانه

به خود گفتم که”بانی” این تو بودی

که دست همســـــــرت دادی بهانه

خلاصه آنچنــــــــــــــان آشوب گردید

کـــــــــه از ترسم برون رفتم ز خانه

ز پشت در زدم فریـــــــــــاد و گفتم:

“مدونا” هم کنارش، هر سه وانه!!

و آن شب در به روی مــن نشد باز

شدم چـــــــــون مرغ دور از آشیانه

شب جمعــــــــــــه برای او نوشتم

ندامت نامـــــــــــــه، امّـــا محرمانه

نمی دانم پس از آن نامــــــه دیگر

عیالم کینه بــــــــــــا من داره یا نِه

ولی بگذار- بــــــــــــــا صد بار تکرار

بگویم آخرین حرفــــــــــــــم همانه!!


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ پنجشنبه 1391/09/30 ] [ 0:1 AM ] [ محسن آزاد ]

  این که نوع تصمیم دوستان و همکاران در مورد این و آن مسئله بر چگونگی تصمیم انسان‌ها تاثیر می‌گذارد، موضوع جدیدی نیست.

بسیاری از پژوهش‌ها نشان می‌دهند که انسان‌ها در نتیجه‌ی تاثیر خویشان و وابستگان خود تصمیم به ترک سیگار، رای دادن به این و آن حزب یا حتی “سالم‌خوری” و تغذیه‌ی درست می‌گیرند.

پژوهش‌گران دانشگاه بامبرگ، حالا با اتکا به نتایج پژوهشی که بین سال‌های ۱۹۹۳ و ۲۰۰۷ بین ۴۲ هزار و ۳۹۴ زن در ۷ هزار و ۵۶۰ نهاد اقتصادی با کمتر از۱۵۰ کارمند و کارگر صورت گرفته، ادعا می‌کنند که حتی حاملگی هم “مسری” است.

بر اساس پژوهش‌ دانشگاه بامبرگ، احتمال حاملگی زنان در یک اداره یا کارگاه، یک سال پس از زایمان یکی از شاغلان، دو برابر می‌شود. این پژوهش‌گران می‌نویسند که احتمال “سرایت حاملگی”، حتی تا سال دوم نیز وجود دارد، هر چند پس از ۲۴ ماه از درصد آن کاسته می‌شود.

حاملگی دیگری، عامل رفع تردید

پژوهش‌گران دانشگاه بامبرگ، دلیل این امر را در “تردید و تزلزل” زنان آلمانی در مورد حامله‌شدن که با تولد فرزند همکار خود ظاهرا از بین می‌رود، جستجو می‌کنند. در گزارش این پژوهش‌گران آمده ست: «بر اساس نتایج بررسی‌‌های ما، زنان شاغلی که صاحب فرزند می‌شوند، یک واکنش زنجیره‌ای در میان همکاران خود بر‌می‌انگیزند. این امر به ویژه، از آن‌جا که تصمیم به حاملگی و بچه‌دار شدن در میان زنان آلمانی همواره با تردید و تزلزل همراه ست، از اهمیت خاصی برخوردارست؛ در واقع، آرزوی بچه‌ دار‌شدن در این زنان، پس از دیدن تجربه‌ی مثبت همکار خود، بیدار می‌شود.»

به‌نظر پژوهش‌گران دانشگاه بامبرگ این امر، به ویژه در مورد همکارانی که دو سال تفاوت سن با یکدیگر دارند، صادق است. نویسندگان این گزارش امیدوارند که نتایج پژوهش، “چشم‌اندازهای تازه‌ای” در بحث در باره‌ی نرخ نازل تولد در آلمان، بگشاید.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ شنبه 1391/09/18 ] [ 11:18 PM ] [ محسن آزاد ]
روز دانشجو بر همه دانشجویان عزیز مبارک باد


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
ادامه مطلب
[ جمعه 1391/09/17 ] [ 0:15 AM ] [ محسن آزاد ]

گاهی اوقات مهم ترین مانع دستیابی ما به خواسته هایمان دقیقا جلوی چشمانمان است اما به آن بی توجهیم . شاید هم چون همیشه جلوی چشممان است نمی بینیمش. اگر از زاویه جدید نگاه کنیم به قول معروف یک شبه می توانیم ره صد ساله برویم.

۱٫ غرور مانع یادگیریغرور مانع اصلی یادگیری است. شما حتما این ضرب المثل ایرانی را شنیده اید ” پرسیدن عیب نیست ندانستن عیب است” اما خودتان قضاوت کنید چند بار به خاطر حفظ غرورمان از سوال کردن طفره رفته ایم. اغلب کسانی که در رشته های مختلف علمی به پیشرفت رسیده اند کسانی اند که از پرسیدن نمی ترسیدند.

۲٫ تعصب مانع نوآوریهیچ چیز در دنیا بیشتر از تعصب مانع نوآوری و پیشرفت نوع بشر نشده است. به خیلی چیزها چنگ می زنیم و تعصب داریم اما نمی دانیم چرا. اگر در مورد خیلی از باور ها و روش های زندگی مان فکر کنیم فلسفه خاصی برایش نداریم درحالیکه شاید هر روز اجرایش کنیم. هرکسی که توانسته زیان های جبران ناپذیر تعصب بیجا را در زندگی اش کشف کند درهای تازه ای به رویش باز شده و دنیا را از منظر جدیدی دیده است.

۳٫ کم رویی مانع پیشرفتمشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید. اگر تمام جهان بگویند شما انسان بااستعدادی هستید تا زمانی که عقاید و افکارتان در ذهنتان باقی بماند نمی توانید پیشرفت کنید. دیگران با دیدن چهره موجه و رفتار شما به ارزش های شما پی نخواهند برد. تنها زمانی که لب به سخن بگشایید می توانید به پیشرفت دست یابید.

۴٫ ترس مانع ایستادنترس مانع اصلی ثابت قدمی و پایبندی انسان بر اعتقاداتش است. ترس از قضاوت دیگران، ترس از طرد شدن، ترس از عدم موفقیت سبب می شود شما هرچقدر هم به درست بودن چیزی ایمان داشته باشید برای داشتن  و عمل کردن به آن کاری نکنید.

۵٫ تخیل مانع واقع بینیانسان بی رویا غیر قابل تحمل است چه برای خودش و چه برای دیگران اما زندگی در تخیلات و توهم باعث می شود ما در دنیایی غیر حقیقی زندگی کنیم و زمانی از خواب غفلت بیدار شویم که خیلی دیر است.

۶٫ بدبینی مانع شادیانسان بد بین زندگی را به کام خود و نزدیکانش تلخ می کند. این جور افراد در بهترین قصر ها و زیبا ترین بنا ها به دنبال ترک های دیوار اند. باور کنید این زندگی برای هیچ کس به اندازه خودشان سخت نیست. شما می توانید از آنها پرهیز کنید اما خودشان به هیچ وجه نمی توانند از دست خودشان فرار کنند.

۷٫ خود شیفتگی مانع معاشرتحیات بشر به تعامل با دیگران بستگی دارد. بنابراین ما ناچار هستیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم. اما هیچ کس خواهان هم نشینی با انسان خود شیفته نبوده و نخواهد بود.

۸٫ شکایت مانع تلاش گریآنکه دائما در پی مقصر و شکایت و شماتت دیگران است عملا دست از تلاش برداشته چون مشغول یافتن مقصر است! به همین سادگی زندگی تان را هدر ندهید.

۹٫ خود بزرگ بینی مانع محبوبیتهمه انسان ها دوست دارند در نظر دیگران به بهترین شکل دیده شوند اما وقتی دائما خودمان را در موضع قدرت و برتری قرار می دهیم سایرین را بیزار می کنیم و از خودمان فراری می دهیم.

۱۰٫ عادت کردن مانع تغییرعادت مانع تغییر است و باعث می شود سالهای سال در یک مکان ، زمان، موقعیت و شرایط درجا بزنیم.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ سه شنبه 1391/08/30 ] [ 0:28 AM ] [ محسن آزاد ]

شاگرد پروفسور حسابی بر اساس علم فیزیک، علت اینکه جهت انجام طواف دور خانه خدا خلاف جهت عقربه های ساعت است را تشریح کرد.

حسین اردکانی، دکترای علم فیزیک و از شاگردان پروفسور حسابی گفت: هر آنچه در شارع مقدس وجود دارد دارای مبنای علمی است به طوری که در اعمال حج آمده است که جهت حرکت برای طواف به سمت چپ و خلاف جهت عقربه های ساعت باشد یا اینکه اکثر مراجع تقلید می گویند که بهتر است در ناحیه در خانه خدا تا مقام ابراهیم طواف انجام شود.

وی افزود: تمام اینها از نظر علم فیزیک قابل اثبات است. در نیمکره شمالی که خانه خدا واقع شده است وقتی هر ذره یا جسمی خلاف جهت عقربه های ساعت بچرخد 5 نیرو به آن وارد می شود که جمع این نیروها و انرژی ها به سمت داخل است. در بحث طواف هم همین است، ذرات در اینجا انسان ها هستند و مجموع این نیروها نیز به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت می شود.

این فیزیکدان ادامه داد: اگر در طواف، چرخش به سمت راست انجام می شد در علم فیزیک آمده است که گریز از مرکز رخ می داد و طبق قانون فیزیک ذرات که در اینجا انسان ها هستند به سمت بیرون پرتاب می شدند و نیروی آنها به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت نمی شد.

اردکانی گفت: حالا اگر خانه خدا در نیمکره جنوبی واقع می شد حتماً در دین ما تأکید بر این می شد که باید در جهت عقربه های ساعت یعنی به سمت راست، طواف خانه خدا انجام شود.

وی درباره تأکید بر طواف بین در خانه خدا و مقام ابراهیم نیز اظهار داشت: هر جسم متحرکی که حرکت دورانی دارد اگر شعاع کم شود، سرعت آن به طور ناخودآگاه زیادتر می شود و تمایل و تمرکز آن به سمت داخل و مرکز بیشتر می شود به همین دلیل اکثر مراجع می گویند که در این فاصله طواف خانه خدا انجام شود چون با این تمرکز، صعود و عروج رخ می دهد.

این دکترای علم فیزیک معتقد است که همه چیز در دنیا بر اساس علم فیزیک قابل بررسی است اما علم انسان در این حد نیست که تمام آنها را دریافت کند.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ سه شنبه 1391/08/02 ] [ 11:37 PM ] [ محسن آزاد ]

خبرگزاری فارس: در این مطلب با میوه هایی آشنا خواهید شد که نه تنها ممکن است،  آنها را اصلا ندیده باشید، بلکه از عجیب ترین میوه های جهان نیز به شمار می آیند.

تصاویری مشاهده کنید، از عجیب ترین و زیباترین میوه های جهان.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
ادامه مطلب
[ شنبه 1391/07/29 ] [ 11:1 PM ] [ محسن آزاد ]

قابل توجه دانشجویان رشته علوم آزمایشگاهی دانشگاه آزاد اسلامی

کتاب قارچ شناسی پزشکی دکتر محمد دخیلی ویرایش شد.

جهت تهیه این کتاب به انتشارات قاصدک یا دانشجویان مراجعه نمایید.

برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره 09125367626(آقای م.آزاد) تماس حاصل نمایید.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ سه شنبه 1391/07/25 ] [ 9:19 AM ] [ محسن آزاد ]

دانش آموزان شهرهای کالیفرنیا، ایلینویز، نیوجرسی، نیویورک، اورگان، پنسیلوانیا، رودآیلند و ویرجینیا که در خصوص تشریح حیوانات زنده دچار سردرگمی اخلاقی هستند، حق انتخاب جایگزینی متفاوت به جای تشریح و گرفتن حق حیات موجودات جاندار را بدون اعتراض معلمان دارا می باشند. این قانون در ۹ ایالت فوق و ایالات دیگر، مورد تصویب قرار گرفته و به نام ‘حق انتخاب دانش آموزان’ نام گذاری شده است که به دانش آموزان تضمین لازم جهت انتخاب جایگزین بهتر را بجای تشریح موجود دارای حیات زنده می دهد. این قوانین نخستین بار درسال ۱۹۸۷ به واسطه اقدامات قانونی جنیفر گراهام دانش آموز دبیرستانی در کالیفرنیا وضع گردید.

جنیفر به عنوان یک گیاهخوار متعهد و دوستدار حیوانات کالاهایی را که بروی حیوانات آزمایش می شدند، خریداری نمی نمود. بنابراین  وقتی با تشریح قورباغه در کلاس زیست شناسی اش مخالفت کرد مورد تهدید واقع شد که در صورت عدم تشریح قورباغه، نمره پایین به وی داده خواهد شد. اعلامیه ای مبنی بر اصرار اینکه او میبایست به جای دادن پیشنهاد برای یک جایگزین غیر حیوانی پیشرفته تر، قورباغه را تشریح کند، مقابل برد دبیرستان زده شد. او به خاطر عدم تشریح قورباغه نمره c را دریافت کرد. جنیفر به همراه مادرش و کمک و پشتیبانی گروه های حامی حیوانات اقدامی قانونی علیه دبیرستان انجام داد.
اعتراض جدی جنیفر منجر به یک مبارزه قانونی ۴ ساله شد که در نتیجه مساله عدم تشریح حیوانات زنده و رعایت حقوق دانش آموزان به عرصه رسانه کشیده شد. این اقدام دلسوزانه جنیفر منجر به دریافت جایزه CBS*  با نام گذاری ‘داستان جنیفر گراهام دختر قورباغه ای‘ گردید. این اقدام از این جهت قابل ملاحظه است که با طی شدن مراحل قانونی توسط جنیفر، در سال ۱۹۹۸ لایحه ای در قانون ایالت کالیفرنیا به تصویب رسید که حکم ‘جایگزین هایی برای زنده شکافی‘ را برای دانش آموزان ابتدایی و مقاطع بالاتر که  بنا به دلایل اخلاقی مخالف تشریح حیوانات زنده بودند، مسلم دانست.

در پایان اگرچه دعوای حقوقی اش علیه مدرسه بدون محاکمه به توافق رسید، او به عنوان پاداش در کلاس خود ابقاء و نمره A را دریافت کرد. دبیرستان وى ملزم به پرداخت پاداش قانونى شد. ایستادگى جنیفر گراهام علیه کالبد شکافى مقدمات قانونی را آغاز کرد که راه را برای دانش آموزان بعدی هموار نمود.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ چهارشنبه 1391/06/29 ] [ 12:24 PM ] [ محسن آزاد ]
RectangleRectangle

اطلاعيه مهم

بنام خدا

با آرزوی موفقیت برای همه دانشجویان درنیمسال تحصیلی جدید توجه همه عزیزان رابه نکات مهم ذیل جلب می نماییم انتظار داریم با صبر و بزرگواری خویش بتوانید دانشگاه را در خدمت رسانی به دانشجویان یاری فرمایید.

1- ثبت نام بر اساس زمان بندی اعلام شده از طرف آموزش انجام میگیرد.

2- قبل از انتخاب هر درسی به چارت دروس (ترم بندی) که توسط آموزش تدوین گردیده و در اختیار شماست توجه کامل نمایید زیرا عواقب هرنوع اشتباه به عهده دانشجومیباشد..

3- دروسی که دانشجویان قصد دارند درفرصت حذف و اضافه انتخاب نمایندچون غیبت قبل ازانتخاب آنهامنظور میگرددمجازبه غیبت بعدی دراین دروس نمیباشند.

جدول زمان بندی ثبت نام

الف – ورودی های سال 87 و ماقبل مورخ 11 شهریور 1391

ب – ورودی های سال 88 مورخ 12 شهریور 1391

ج – ورودی های سال 89 مورخ 13 شهریور 1391

د – ورودی های سال 90 مورخ 14 شهریور 1391

ی – کلیه ورودی ها مورخ 15 الی 17 شهریور 1391

تاریخ حذف و اضافه از 02/07/1391 الی 05/07/1391

تذکر: شهریه ثابت و بدهی گذشته قبل از ثبت نام از طریق سایت در بانک ملی و بانك هاي تحت شتاب و بانک ملت پرداخت گردد. مهلت تجفیف دانشجویی تا دهم آبان 1391 با مراجعه به آقای وفاداران در دفتر تخفیف دانشجویی مستقر در حوزه ریاست

شروع کلاسها : 25 شهریور ماه 1391

تاریخ امتحانات : 17/10/1391 لغایت 07/11/1391


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ یکشنبه 1391/06/05 ] [ 4:6 PM ] [ محسن آزاد ]

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comمحسن تولدت مبارکتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

ماههاست زیباترین جملات رو برای امروز کنار گذاشتم

ولی امروز همه فرار کردند پس ساده میگم:

تولدت مبارک.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ شنبه 1391/06/04 ] [ 6:0 PM ] [ محسن آزاد ]

فارس، طویل‌ترین قبر جهان متعلق به «عمران نبی» است که 80 سانتی‌متر عرض و 30 متر طول دارد. البته این بدان معنا نیست که قد حضرت عمران(ع) 30 متر بوده است، بلکه برای تکریم آن حضرت چنین مزار طویلی...

طویل‌ترین قبر جهان متعلق به «عمران نبی» است که 80 سانتی‌متر عرض و 30 متر طول دارد. البته این بدان معنا نیست که قد حضرت عمران(ع) 30 متر بوده است، بلکه برای تکریم آن حضرت چنین مزار طویلی در نظر گرفته‌اند.

alt
موقعیت جغرافیایی کشور عمان در منطقه خاورمیانه

کشور عمان در جنوب دریای عمان قرار دارد. مقبره عمران نبی(ع) در شهر «صلاله» مرکز استان «ظُفار» قرار دارد و ظفار، جنوبی‌ترین استان عمان است. این کشور از سمت غرب با سه کشور امارات متحده عربی، عربستان سعودی و یمن همسایه است.

alt
نمای بیرونی مقبره عمران‌نبی کنار مسجدی به همین نام

صلاله نه تنها از حیث وجود زیارتگاه عمران نبی(ع) یک شهر زیارتی محسوب می‌شود، بلکه به دلیل موقعیت ویژه خود، مرکز فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی عمان به حساب می‌آید و قطب گردشگری این کشور است.

alt

اما «عمران» کیست؟

«عمران» یکی شخصیت‌های مشهور در قرآن کریم و نام مشترک پدر حضرت موسی(ع) و حضرت مریم(س) است.

البته به اعتقاد اکثر مفسران از جمله آیت‌الله مکارم شیرازی (تفسیر نمونه، ج 2، ص 390)، عمرانی که قرآن از آن نام می‌برد همان پدر مریم مقدس است.

در آیه 33 سوره مبارکه «آل عمران» آمده است: إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ؛ خداوند، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد.

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این آیه (المیزان، ج 3، ص 4-191) می‌نویسد: مراد از «آل ابراهیم» در این آیه معصومانی هستند که از طریق حضرت اسماعیل به ابراهیم خلیل می‌‌رسند و آنها پیامبر اسلام (ص)‌ و خاندان معصوم ایشان هستند.

alt

مرحوم علامه در روایتی که گفت‌وگوی امام رضا(ع) با مأمون را حکایت کرده می‌آورد که مأمون سوال کرد: آیا خداوند عترت پیامبر (ص)‌ را بر سایر مردم برتری داده است؟ و حضرت فرمود: خداوند برتری عترت بر سایر مردم را در آیات قرآن روشن کرده است. مأمون پرسید: در کجای قرآن؟ امام رضا (ع) فرمود: در آیه «اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ».

همچنین این مفسر گرانسنگ ذیل «آل عمران» عمران را پدر حضرت مریم معرفی می‌کند و مراد از آل عمران در آیه را حضرت مریم، حضرت عیسی یا آن دو به علاوه همسر عمران می‌داند.

alt

علامه طباطبایی در تفسیر خود (المیزان، ج 3، ص 260) چنین بیان می‌کند که «آل عمران» در این آیه یکی از ذریه ابراهیم است، پس با آوردن آل عمران دوباره آل ابراهیم را ذکر کرده است. زیرا آل ابراهیم چه از طریق اسماعیل و چه از طریق اسحاق شامل هر دو عمران و همه پیامبران و معصومان پس از ابراهیم می‌شود.

alt
تصویری از قبر عمران نبی در نیم قرن پیش

در واقع، «آل ابراهیم» موسی و پیامبر اسلام و برگزیدگان خاندان او را شامل می‌شود، زیرا همه از دودمان ابراهیم هستند. به همین دلیل است که قرآن کریم حضرت ابراهیم(ع) را موحد و مسلمان معرفی می‌کند: مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَلاَ نَصْرَانِیًّا وَلَکِن کَانَ حَنِیفًا مُّسْلِمًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ (آل عمران/ 67)

آیت‌الله مکارم شیرازی در تفسیر خود (نمونه، ج 2، ص 594 و 606) می‌نویسد: حضرت ابراهیم نه یهودی و نه مسیحی بلکه مسلمان بود، چنانچه او سال‌ها پیش از موسی و عیسی می‌زیسته و تورات و انجیل پس از وی نازل شده است.

باید توجه داشت که «مسلم» در اصطلاح قرآن تنها به معنای پیروان پیامبر اسلام نیست، بلکه اسلام به معنای تسلیم مطلق بودن در برابر فرمان خدا و توحید کامل و خالص از هرگونه شرک و دوگانه‌پرستی است که حضرت ابراهیم پرچمدار آن بود.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ جمعه 1391/06/03 ] [ 11:44 AM ] [ محسن آزاد ]
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»، متن این گزارش به شرح زیر است: 

اشاره:

تلاش رسانه‌های صهیونیستی و غرب برای نشان دادن چهره‌ای زشت از مسلمانان و ایجاد تنفر از اسلام، پس از ماجرای 11 سپتامبر 2001 وارد مرحله‌ی جدیدی شد. در این راه آمریکا با معرفی القاعده به عنوان الگویی از اسلام و ایجاد حس نفرت به آنان در تلاش بود که موجی از اسلام هراسی را در جهان ایجاد کرده و از گسترش اسلام در اروپا و آمریکا بکاهد. حربه‌ای که هر چند در بعضی از موارد ضربه‌های سنگینی وارد کرد اما در مجموع نتوانست از علاقه و گرایش جهانیان به اسلام جلوگیری کند.

موج گرایش به اسلام آنچنان دولتمردان غربی و صهیونیست‌ها را در فشار قرار داده است که به ابزارهایی چون قرآن سوزی و توهین به پیامبر اسلام نیز متوسل شدند. حال در کنار این اقدامات، ساخت فیلم‌هایی چون سنگسار ثریا، 300، پرسپولیس، فتنه و... را هم بگذارید.

نگارنده با این پیش فرض که این مباحث برای جامعه‌ی دانشگاهی ما مسئله‌ی تازه‌ای نمی‌باشد قصد آن را دارد که گوشه‌ای از اقدامات ضد صهیونیستی ایرانیان را معرفی کند.

در جشنواره‌ی فیلم فجر 2 سال پیش، فیلمی به نمایش درآمد که توجه بسیاری از منتقدان و دغدغه‌مندان دینی را به خود جلب کرد. فیلم بسیار تأثیرگذار «شکارچی شنبه» ساخته‌ی پرویز شیخ‌طادی بدون شک یکی از قوی‌ترین فیلم‌هایی است که جنایات این قوم ظالم را به تصویر می‌کشد. در این یادداشت به بررسی اجمالی ساخت این فیلم و حواشی جالب آن می‌پردازیم.

پرویز شیخ‌طادی کیست؟

پرویز شیخ‌طادی متولد 1340 آبادان است. وی اولین فیلم خود سرزمین پدربزرگ را در سال 77 ساخته است. در کارنامه سینمایی او کارگردانی فیلم‌هایی چون دایناسور، سومین روز پس از مرگ، سینه‌سرخ، پشت پرده مه، روایت سه‌گانه(اپیزود اول، یک آرزوی کوچک)، دفتری از آسمان و شکارچی شنبه به چشم می‌خورد. آخرین ساخته‌ی شیخ‌طادی فیلمی با موضوع دفاع مقدس است که این روزها کار تدوین نهایی آن انجام می‌شود.

این کارگردان با سابقه سینما علاوه بر کارگردانی و نویسندگی، طراحی صحنه و لباس، تدوین، تهیه‌کنندگی، طراحی دکور و بازیگری را نیز در کارنامه درخشان سینمایی خود دارد که به عنوان نمونه می‌توان به طراحی صحنه و لباس فیلم «آژانس شیشه‌ای» اشاره کرد.

مشخصات فیلم شکارچی شنبه:

کارگردان: پرویز شیخ طادی

بازيگران: دارين حمسه، آريه سوکياسيان، علي نصيريان، اميريل ارجمند، مهدي فقيه، محمود راسخ‌فرد و بازيگران كودك محمدجواد جعفرپور و مبينا كريمي

تهيه‌كننده: مؤسسه شهيد آويني

مدير فيلمبرداري: حسين ملكي

مجري طرح: مصطفي سلطاني

مدير توليد: مجتبي اميني

مدير صدابرداري: خسروكيوان مهر

طراح صحنه و لباس: بابك پناهي

طراح گريم: سودابه خسروي

دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز: يعقوب غفاري

جلوه‌هاي ويژه: جواد شريفي

مکان فیلم‌برداری: 80 درصد فيلمبرداري "شكارچي شنبه" در طي اقامت 25 روز گروه در لبنان فيلمبرداري شده و 20 درصد آن در مناطق مختلفي از ايران نظير چالوس و تهران انجام شده است.

این فیلم محصول مشترك موسسه فرهنگي هنري شهيد آويني و سيمافيلم می‌باشد.

داستان فیلم:

در یک بندرگاه اسرائیل، زنی یهودی که پس از مرگ همسرش، با یک مرد مسیحی ازدواج کرده است، کودک 8-7ساله خود را درپی اقدامات حقوقی و اصرارهای زیاد پدربزرگش (علی نصیریان) برای مدت کوتاهی به وی می‌سپارد. پدربزرگ کودک که یکی از سران جریان فکری صهیونیسم است در جواب نگرانی‌های مادر، وعده می‌دهد که او یک ماه بیشتر اینجا نمی‌ماند و پس از آن، کودک با اراده خود هرکجا که خواست می‌تواند برود.

این فیلم ماجرای استحاله فکری و ذهنی این کودک و حرکت از فطرت پاک انسانی تا تبدیل شدن به موجودی خشن، خطرناک و خونریز است.

تحریف آموزه‌های دینی زمینه‌ای برای انجام جنایت

شیخ‌طادی با اشاره به دغدغه‌های خود برای پاسخ به جنایات صهیونیست‌ها می‌گوید: «10-11 سال پیش، زمانی که اسرائیلی‌ها از جنوب لبنان عقب‌نشینی کرده بودند سفری به لبنان داشتم و از همان جا جرقه ساخت این فیلم به ذهنم رسید. در ابتدا تصور می‌کردم که این دشمن صهیونیستی یک کشور صرفاً اقتصادی نظامی است اما وقتی درباره‌ی بنیان‌ها و پایه‌های رژیم اسرائیل تحقیق کردم به این نتیجه رسیدم که ما با یک رژیم و تفکر صرفاً نظامی یا یک حکومت نظامی مصطلح یا عادی و شبیه حکومت‌های غاصب دیگر روبرو نیستیم بلکه با یک تفکر مذهبی و ایدئولوژیک مواجه هستیم که بر اساس باورهای مذهبی‌اش ساختار اقتصادی، سیاسی و نظامی‌اش را چیده است. (خبرنامه دانشجویان ایران 19/8/89)

به گفته‌ی کارگردان این فیلم، رسیدن به لایه‌های پنهان افراطی‌گری‌های یهود محصول گفت‌وگوی او با بسیاری از یهودیان بی‌طرف و بررسی متون و اندیشه‌های اسرائیلی بوده است. وی در نشست بررسی فیلم شکارچی شنبه که در محل خبرگزاری قدس برگزار شد گفت: «مخاطب اصلی من در این فیلم یهودیان هستند که باید بدانند چه طوقی بر گردنشان افتاده و آن‌ها را منفور جهان کرده است... حقیقتاً قوم یهود مورد ظلم عده‌ای شیاد و تندرو مذهبی واقع شده است که با تزریق و تحمیل اعتقادات خود به سربازان، جنایت را در جهان همه‌گیر می‌کنند و در سکوت دنیا دیگران هم به خود جرأت انجام جنایت را می‌دهند.»

بر اساس این گفته‌ها و برخلاف تصور عده‌ای که به بهانه‌ی امکان اعتراض یهودیان ایران مانع اکران این فیلم می‌شدند، شکارچی شنبه بیان‌گر افراطی‌گری‌های عده‌ای از خاخام‌های یهود در اسرائیل است و این مسئله با نگاه تیزبین کارگردان به نحوی به تصویر کشیده شده است که به راحتی می‌توان آن را به افراط و تفریط در هر دین و آیینی تعمیم داد.

شیخ‌طادی در جایی دیگر می‌گوید: «همان طور که می‌دانید برای بررسی هر ایدئولوژی، باید وارد پایه‌های فکری آن ایدئولوژی شویم و ریشه‌های آن را پیدا کنیم. ریشه‌ها معمولاً در جاهایی است که آموزش و فکر تزریق می‌شود و در رژیم صهیونیستی، این مکان فکرسازی جز در مراکز مذهبی، مدارس دینی و دانشگاه‌های آن‌ها نبود، بنابراین هر قدر جلوتر رفتم دیدم که بهترین جایی که می‌شود در مورد این رژیم صحبت کرد مراکز مذهبی آن‌هاست. (خبرگزاری فارس 29/6/90)

در همین رابطه قهرمانی تهیه‌کننده این فیلم می‌گوید: «در جنگ ۳۳ روزه لبنان، صهیونیست‌ها از کودکان یهودی درخواست می‌کردند تا روی گلوله‌های توپ بنویسند «برای بچه‌های فلسطین» و این یعنی ما برای شما آرزوی مرگ و نابودی داریم!» (نشست نقد و بررسی فیلم شکارچی شنبه در فرهنگ‌سرای انقلاب)

دفاع از مرزهای فرهنگی کار ساده‌ای نیست

برای ساخت چنین فیلمی مشکلات متعددی پیش آمد که انتخاب بازیگر تنها یکی از آن‌ها بود. در گفت‌وگو با عوامل فیلم سختی‌های ساخت یک فیلم ضد صهیونیستی را می‌بینیم. به طور مثال افراد زیادی که ادعای ضد صهیونیست بودن دارند و حتی قرارداد هم بسته بودند حاضر به همکاری نشدند و دلیل خود را ایجاد مشکل در سفرهای خارجی‌شان می‌دانستند!

اما شیخ‌طادی با اشاره به استقبال بازیگران خارجی از ایفای نقش در این فیلم به خاطر نگارش مستند فیلمنامه می‌گوید: برای اینکه بازیگران خارجی، این فیلم را صرفاً تبلیغاتی یا ناعادلانه و یک جانبه نیانگارند، و همچنین پرهیز از هرگونه تهمت و توهین، تمامی اسناد و وقایع را از درون جامعه صهیونیستی استخراج کردیم و با برداشت از مصاحبه‌ها، فیلم‌ها و مستندهایی که خودشان در ارتباط با آموزه‌های دینیشان ساخته‌اند و با قیاس‌های مداوم  فیلمی کاملا مستند ساخته‌ایم که  تمام اسناد و مدارک آن موجود است.

وی در ادامه می‌افزاید: زمانی که فیلمنامه به شکل حرفه‌ای و  جذاب باشد، بازیگر را جذب می‌کند و بازیگران این فیلم نیز بدون هراس از رژیم صهیونیستی یا هر جای دیگری مباحث و مفاهیم این فیلمنامه را بررسی کردند و چون در زمان ساخت این فیلم مرتباً جنایات رژیم صهیونیستی و فتاوای علمای دینی آن‌ها مانند مجاز بودن کشتن کودکان و سرقت اعضای بدن مسلمانان تکرار می‌شد نیاز به توضیح بیشتر ما نبود و بازیگران نیز با مشاهده این اسناد به حرکت و نگاهشان ایمان می‌آوردند و استقبال می‌کردند. (نشست بررسی فیلم شکارچی شنبه در خبرگزاری قدس)

شیخ‌طادی در مورد نگارش فیلمنامه می‌گوید: نخست باید دشمن را شناخت، در این زمینه اطلاعات خوبی در کشور وجود داشت اما صرف دشمن‌شناسی نمی‌توانستم فیلمنامه‌ای منصفانه بنویسم چرا که ما باید خودمان را جای یک خاخام بگذاریم و ببینیم که چه تصمیمی می‌توانیم بگیریم، جایی که قاتل آدم‌ها بر اساس ایدوئولوژی خود قتل‌‌های عجیب غریب انجام بدهد، باید حتماً جای وی قرار می‌گرفتیم و این کار از لحاظ روحی کار بسیار سخت و بدی بود، البته چاره‌ای نبود، نمی‌توانستیم بدون این روش، آن را درک کنیم. البته چنین شرایطی برای بازیگران ما نیز ایجاد شد، گرچه انتقال اطلاعات در مدت زمانی کوتاه، به دلیل حجیم بودن تحقیقات سخت بود اما ضروری بود چرا که تمامی عوامل باید به این باور می‌رسیدند که قرار است چه کاری انجام دهند. (خبرگزاری فارس 29/6/90)

این کارگردان در بخش دیگری از اظهارات خود در خبرگزاری فارس می‌گوید: از موضوع و یک وظیفه به یک قصه رسیدن کار سختی است، اما با تمام سختی ما تلاش کردیم این هدف محقق شود، همان‌طور که می‌دانید یک کشور دارای مرزهای جغرافیایی و فرهنگی است و اگر بگوئیم تنها مرزهای جغرافیایی آن مهم است به خطا رفته‌ایم و ما دچار بحران شده و مدیریت این شرایط هم، چیزی جز مدیریت بحران نخواهد بود. بنابراین باید بگویم متأسفانه مرزهای فرهنگی ما رها شده و در معرض تاخت و تاز قرار گرفته است.

نگارنده در صحبت‌های دیگری که با عوامل فیلم داشته است (مثلاً با بابک پناهی طراح صحنه و لباس فیلم) به نکات جالب توجه دیگری هم می‌رسد که به دلیل اطاله‌ی کلام از ذکر آن‌ها خودداری می‌کنیم.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ جمعه 1391/05/27 ] [ 1:42 PM ] [ محسن آزاد ]

بسياري از مردم و از جمله تعداد قابل توجهي از داوطلبان آزمون سراسري شناخت صحيحي از رشته داروسازي ندارند. آنها نمي‌دانند که شغل فارغ‌التحصيل داروسازي، دارو فروشي نيست و حتي هدف اين رشته نيز فقط تربيت داروساز نمي‌باشد. چرا که داروسازي تنها يکي از تخصص‌هاي فارغ‌التحصيل اين رشته است.
بايد دانست که در علم‌ پزشکي‌ براي‌ مداواي‌ يک‌ بيمار، روش‌هاي‌ متعددي‌ از جمله‌ دارو درماني‌، جراحي‌ و روان‌ درماني‌ وجود دارد که‌ در اين‌ ميان‌ دارو درماني‌ به‌ عنوان‌ متداول‌ترين‌ شيوه‌ در تمام‌ دنيا شايع‌ است و رشته‌ داروسازي‌، رشته‌اي‌ است‌ که‌ در همين‌ زمينه‌ با بيماران‌ و مردم‌ مرتبط‌ مي‌گردد. همچنين‌ يک‌ داروساز در صورت‌ ناموفق‌ بودن‌ رژيم‌ دارو درماني‌ بايد علل‌ عدم‌ موفقيت‌ را بررسي‌ کند. از همين‌ رو مي‌توان‌ گفت‌ رشته‌ داروسازي‌ بخشي‌ از علوم‌ پزشکي‌ است‌ که‌ در رابطه‌ با توليد و ساخت‌ دارو، بررسي‌ وضعيت‌ دارو در بدن‌ انسان‌ و موجودات‌ زنده‌ و ميزان‌ تأثير دارو در سلامت‌ جامعه‌ و کم‌ کردن‌ بحران‌هاي‌ بيماري‌زا نقش‌ ايفا مي‌کند. به‌ عبارت‌ ديگر رشته‌ داروسازي‌ به‌ شناخت‌ ماده‌ مؤثر، فرموله‌ کردن‌ اين‌ ماده‌ (تبديل‌ ماده‌ مؤثر به‌ فرمي‌ که‌ قابل‌ مصرف‌ براي‌ بيمار باشد مثل‌ قرص‌، کپسول‌، شربت‌ يا استفاده‌ از روش‌هاي‌ تزريقي‌) و بررسي‌ اثرات‌ دارو بر بدن‌ بيمار مي‌پردازد.
شايد جالب باشد که بدانيد حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد علت ناموفق شيوه مداواي يک بيمار، به دارو مربوط مي‌شود؛ يعني کيفيت دارو، انتخاب نوع‌دارو و نحوه استفاده از دارو (اين که بيمار دارو را با چه مواد غذايي يا دارو‌هاي ديگر استفاده کرده است) مي‌تواند اثر دارو را تضعيف کند. و اين وظيفه يک داروساز است که علت را تشخيص دهد و در اين زمينه پزشک معالج را راهنمايي کند.

داروسازي‌ تلفيقي‌ از علوم‌ پايه‌ و باليني‌ است‌ و به‌ همين‌ دليل‌ توانمندي‌ در دروس‌ فيزيک‌، شيمي‌ و زيست‌شناسي‌ براي‌ اين‌ رشته‌ ضروري‌ است‌. همچنين‌ دانشجوي‌ اين‌ رشته‌ براي‌ ارائه‌ خدمات‌ به‌ بيماران‌ بايد بتواند با افراد به درستي‌ ارتباط‌ برقرار کرده‌ و خوب‌ صحبت‌ کند و در ضمن‌ فردي‌سخت‌کوش‌ و جدي‌ باشد چون‌ دروس‌ اين‌ رشته‌ بسيار فراگير و متنوع‌ بوده‌ و هم‌ جنبه‌ حفظي‌ و هم‌ جنبه‌ تحليلي‌ دارد و در نتيجه‌ به‌ همت‌ و تلاش‌ قابل‌ توجه‌ نيازمند است‌.

حدود ۹۰ درصد فارغ‌التحصيلان‌ اين‌ رشته‌ جذب‌ بازار کار مي‌شوند که‌ از اين‌ ميان‌ بيش‌ از ۸۰ درصد جذب‌ داروخانه‌ها و مابقي‌ در صنايع‌ داروسازي‌ (صنعت‌ ساخت‌ و کنترل‌ دارو) و کارخانه‌هاي‌ آرايشي‌ ـ بهداشتي‌ مشغول‌ به‌ کار مي‌شوند يا در کارهاي‌ اجرايي‌ وزارت‌ بهداشت‌، درمان‌ و آموزش‌ پزشکي‌ فعاليت‌ مي‌کنند. از سوي‌ ديگر در حال‌ حاضر حدود ۹۷ درصد داروهاي‌ مورد نياز کشور (از نظر عددي‌) در کارخانه‌هاي‌ متعدد داروسازي‌ داخل‌ کشور ساخته‌ مي‌شود و بدون‌ شک‌ اين کارخانه‌ها به‌ کارشناسان‌ داروسازي‌ نياز دارند. اين‌ در حالي‌ است‌ که‌ اکثر کارخانه‌هاي‌ داروسازي‌ کشور داراي‌ واحدي‌ به‌ نام‌ واحد تحقيقات‌ هستند و امکان‌ فعاليت‌هاي‌ تحقيقاتي‌ براي‌ فارغ‌التحصيلان‌ علاقه‌مند مهيا است.

درس‌هاي‌ رشته داروسازي در طول‌ تحصيل‌:

دروس‌ پايه‌: بيولوژي‌ نظري‌، فيزيک‌ نظري‌، رياضيات‌ پايه‌ و مقدمات‌ آمار، شيمي‌ عمومي‌، بيوشيمي‌، فيزيولوژي‌، شيمي‌ آلي‌، تشريح‌، اصول‌ خدمات‌ بهداشتي‌،آمار حياتي‌، شيمي‌ تجزيه‌، ميکروب‌شناسي‌ نظري‌ و عملي‌، انگل‌شناسي‌ و قارچ‌شناسي‌، ايمونولوژي‌، کمک‌هاي‌ اوليه‌، کامپيوتر.

دروس‌ تخصصي‌:

گياه‌شناسي‌ دارويي‌، اشکال‌ دارويي‌، تغذيه‌ و رژيم‌ درماني‌، مواد خوراکي‌ نظري‌، مديريت‌ در داروسازي‌، درمان‌شناسي‌، اطلاعات‌ دارويي‌، شيمي‌ دارويي‌، فارماکولوژي‌، مفردات‌ پزشکي‌، فرآورده‌هاي‌ دارويي‌ بيولوژيکي‌، فيزيکال‌ فارماسي‌، روش‌هاي‌ دستگاهي‌، سم‌شناسي‌، بيوفارماسي‌، داروسازي‌ صنعتي‌، کنترل‌ ميکروبي‌ دارويي‌، کارآموزي‌ صنعت‌، زبان‌ تخصصي‌، مقدمات‌ داروسازي‌، گياه‌شناسي‌ داروسازي‌، کارآموزي‌ داروخانه‌. (بيشتر درس‌هاي‌ اين‌ رشته‌‌ همراه‌ با آزمايشگاه‌ ارائه‌ مي‌شود).

دانشگاه‌هاي پذيرنده رشته داروسازي:

دانشگاه‎هاي علوم پزشکي و خدمات بهداشتي ـ درماني اصفهان، اهواز، تبريز، تهران، شهيد بهشتي ـ تهران، شيراز، کرمان، کرمانشاه، مازندران ـ ساري، مشهد.

مقاطع تحصيلي: دکتراي حرفه‌اي

نام و تعريف رشته: رشته دکتراي عمومي داروسازي Doctor of Pharmacy Pharm. D شاخه اي از علوم پزشکي است که به منظور رفع نيازهاي خدمات دارويي جامعه در سازمان هاي مرتبط با دارو تاسيس شده است.

تاريخچه رشته و پيشرفت هاي جديد:

با توجه به نياز بشر به درمان بيماري ها و همچنين پيشرفت علم شيمي و بيولوژي و همچنين ارتباط تنگا تنگ علوم مختلف و همچنين گشوده شدن عرصه براي ارائه روش هاي جديد درماني بااستفاده از دارو هاي جديدتر و موثر تر رشته داروسازي از ابتداي قرن بيستم به عنوان يک رشته مستقل مطرخ گرديد که اين امر در ايران با استقلال اين رشته از رشته پزشکي و تاسيس دانشکده داروسازي در سال ۱۳۱۳ در دانشگاه تهران محقق گرديد.
به مرور زمان و با توجه به نياز کشور به استفاده از خدمات داروسازان و همچنين احساس ضرورت بر تدوين برنامه هاي تحصيلي اين رشته، دانشکده هاي داروسازي ديگري در تبريز، اصفهان، مشهد، اهوازو سپس شهيد بهشتي، کرمان، شيراز، ساري و کرمانشاه تاسيس گرديد. همچنين برنامه رشته داروسازي به صورت مدون در سال ۱۳۶۱ توسط شوراي انقلاب فرهنگي ارائه که اين برنامه با کمي تغيير در سال ۱۳۶۷ بازنگري گرديده است. امروزه علاوه بر تاسيس دانشکده هاي داروسازي هر دانشکده به لحاظ رشد و تحولات عظيم علمي اقدام به تاسيس مراکز تحقيقاتي و همچنين با توجه به نياز جامعه به خدمات تخصصي تر اقدام به تاسيس و را ه اندازي رشته هاي تخصصي نموده است.

فلسفه تدوين برنامه (ارزشها و باورها):

حفظ سلامت انسان و محيط زندگي وي از حقوق اصلي او محسوب مي شود و در رشته داروسازي نيز با توجه به کاربردهاي تعيين کننده آن در تامين سلامت جامعه در راستاي تحقق عدالت اجتماعي، بر مد نظر گرفتن اين حق اساسي تاکيد مي شود . دانشمندان مسلمان و ايراني در شناخت محيط زندگي و داروها پيشقدم بوده اند و دراين برنامه بر روح حاکم بر فرهنگ غني ملي در زمينه هاي اقليم شناسي و جنبه هاي اخلاقي بخصوص اخلاق پزشکي تاکيد دارد. همچنين از نيازهاي اساسي انسانها تمايل به رشد و تعالي است و انسانها فطرتا طالب شناخت بهتر خلقت هستند . لذا دراين برنامه بر افزودن اطلاعات، ايجاد نگرشهاي لازم و تقويت جنبه پژوهشگري و دستيابي به نهانهاي خلقت توجه مي شود و سعي مي گردد با بکار گيري شيوه هاي جديد و قديم تعليم و تربيت در جهت افزايش قدرت تفکر، استقلال، تصميم گيري و افزايش توان حرفه اي فراگيرندگان با توجه به نيازهاي جامعه و اولويت هاي ملي با بهره گيري از فراگيري مداوم گام برداشته شود.

رسالت (Mission):

ماموريت اصلي تربيت دانش آموختگاني است که مي توانند در نظام هاي بهداشتي و تامين سلامت و آموزشي، پژوهشي، برنامه ريزي و خدماتي مربوط به داروها انجام وظيفه کنند با تربيت اين نيروها تامين سلامتي پيشرفت خواهد داشت. همچنين با استفاده از متدها و تکنيک هاي جديد ساخت دارو و ارائه مشاوره به تشخيص درمان و پيشگيري از بيماري ها کمک مي شود. بطور کلي اين رشته بر خلاقيت، نوآوري، کارگروهي و اخلاق حرفه اي نيز تاکيد دارد.

چشم انداز (Vision):

در يک دنياي درحال تغيير و. تحول و پيشرفت، دانش آموخته داروسازي نقش موثر و کارآمدي در ارتقاي سطح علمي در مقطع آموزش و پژوهش و پاسخ گويي به نيازهاي در حال تحول خدمات بهداشتي جامعه را با همکاري ساير متخصصين گروه پزشکي خواهند داشت. اميد مي رود با اجراي موفق اين برنامه آموزشي سطح علمي در اين رشته ارتقا يافته و در حد استانداردهاي بين المللي باشد و کشور و جامعه را با پيشرفت هاي علمي دنيا هماهنگ نمايد. مطابق استانداردهاي بين المللي، دکتر داروساز بايد جايگاه هاي واقعي خود را در حلقه درمان جامعه کسب نمايد . لذا اميد مي رود که اين رشته بتواند لااقل در ده سال آينده جايگاه واقعي خود را از لحاظ رفع نيازهاي حرف وابسته در سطح ملي و حتي بين المللي کسب نمايد.

اهداف کلي (Aims):

از دانش آموختگان اين رشته انتظار مي رود اطلاعات عمومي کافي در جنبه هاي مختلف علوم دارويي داشته و نيازهاي جامعه را در اين ارتباط حل نمايد . اهداف کلي اين رشته عبارتند از :

الف- برآوردن نيازهاي عمومي آموزشي و پژوهشي براي فهم بهتر علم داروسازي وعوامل مرتبط با اين علم

ب- آشنايي با پژوهش هاي علمي و عملي در حيطه علوم دارويي

ج) افزايش مهارت ها و آگاهي ها در خصوص

- شناخت کامل خصوصيات داروهاي موجود در فارماکوپه دارويي

- توانايي اداره داروخانه هاي عمومي و تخصصي و راهنمايي بيماران و مشاوره پزشکان در استفاده درست از داروها

- ساخت داروها و مواد آرايشي بهداشتي در حد داروخانه

- ساخت داروها و مواد آرايشي بهداشتي در صنعت

- کنترل کمي و کيفي داروها و مواد غذايي و آرايش بهداشتي

- پيشگيري از سميت و عوارض جانبي داروها و اطلاع رساني داروها

- آشنايي با مراجع و رفرانس هاي داروسازي و علوم دارويي

- توان شناخت و برنامه ريزي براي حل مسائل مرتبط با دارو و سلامت در سطح ملي

- فرهنگ ها و عقائد جوامع گوناگون

- امور پژوهشي و آموزشي محيط پيرامون خويش

- تحکيم اخلاق حرفه اي

نقش هاي دانش آموختگان رشته داروسازي عبارتند از :

۱) خدماتي
۲) مديريتي
۳) مشاوره اي و آموزشي
۴) پژوهشي

وظايف حرفه اي دانش آموختگان:

درنقش خدماتي مي توانند در:

۱) داروخانه شهري به عنوان مسئول که بر حسن اجراي امور نسخه پيچي و راهنمايي متقاضيان خدمات دارويي نظارت دارد، ارائه خدمات نمايد.

۲) داروخانه بيمارستاني به عنوان مسئول فني که بر حسن اجراي امور نسخه پيچي و تامين داروهاي بخش هاي مختلف بيمارستان و راهنمايي متقاضيان خدمات دارويي نظارت دارد، ارائه خدمت نمايند.

در نقش مشاوره اي و آموزشي مي توانند:

۱) در داروخانه اعم از شهري و بيمارستاني در انتخاب و مصرف صحيح داروها به بيماران و پزشکان کمک نمايند

۲) با ارائه اطلاعات صحيح به پزشک و بيمار باعث کاهش عوارض سمي و جانبي داروها گردد.

درنقش مديريتي مي توانند:

۱) در سازمانها و موسسات دارويي به عنوان مدير فعاليت نمايد

۲) در کليه امور مربوط به دارو اعم از ارتباط با کارخانه هاي داروسازي يا ديگر مراکز توليد دارو، و شبکه هاي بهداشتي در سطح اجرايي و نظارتي ارائه خدمات نمايند

۳) در کارخانه هاي داروسازي بر ساخت و کنترل داروها به عنوان مسئول فني نظارت نمايند.

در نقش پژوهشي مي توانند:

۱) با توجه به اهداف رشته، با مطالعه پيراموني در خصوص الگوي مصرف دارو و نوع بيماري ها منطقه فعاليت به افزايش سطح آگاهي پزشکان در آن منطقه مشخص کمک نمايد.

۲) در بخش هاي پژوهشي شامل مراکز تحقيقاتي و همچنين تحقيق و توسعه کارخانه هاي داروسازي ارائه خدمات نمايد.

استراتژيهاي تدوين برنامه:

اين برنامه مبتني است براستراتژي تلفيقي (دانشجو يا استاد محوري بر حسب نوع درس و شرايط)، استفاده از فنون جديد يادگيري و ياددهي و پژوهش، آموزش در محيط کار واقعي، تحليل وظايف حرفه اي آينده شناخت علوم و ابزارها و تکنيک هاي تخصصي جديد.
همچنين در اين برنامه بر حسب شرايط از فنوني نظير کار و تمرين عملي در محيط آزمايشگاه و فيلد، کار در گروههاي کوچک، طرح و حل مسئله، شيوه هاي آموزشي Modular و خودآموزي، استفاده از کامپيوتر، سخنراني، ارائه سمينار و فعاليت هاي آموزشي نظري توسط فراگيرنده demonstration و evidence based approachکه بيشتر در بخش آموزشهاي باليني و کارورزي ها بکار مي رود استفاده خواهد شد.

شرايط و نحوه پذيرش دانشجو:

پذيرش دانشجو از طريق آزمون سراسري و به صورت متمرکز خواهد بود

رشته هاي مشابه رشته داروسازي در خارج از کشور:

اين رشته در مقاطع مختلف اعم از ليسانس فوق ليسانس و دکتري در خارج از کشور وجود دارد

وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر:

پس از اخذ مدرک دکتراي عمومي دارو سازي به شرط داشتن معدل کل بالاتر از ۱۵، دانشجو مي تواند در امتحان دوره تخصصي شرکت کند. دانشجويان پذيرفته شده در دوره تخصصي بسته به گرايش تحصيلي خود،‌ واحدهاي گوناگون و متنوع ديگري را (تقريبا ۴۰ واحد) در سطح پيشرفته و تخصصي مي گذرانند که بخش عمده آن پايان نامه تخصصي است.
قبل از انتخاب پايان نامه تخصصي، دانشجو بايد در امتحان جامع تخصصي که در سطح کشور برگزار مي شود نمره قبولي را کسب نمايد.
سرانجام پس از نگارش و دفاع از پايان نامه به اخذ مدرک دکتراي تخصصي (P.h.D) نايل مي آيد.
رشته هاي تخصصي دارو سازي که در حال حاضر در داخل کشور ارايه مي گردند عبارت است از: شيمي دارويي، دارو سازي، مفردات پزشکي، راديو فارماسي، فارماکولوژي، مواد خوراکي و آب شناسي، فرآورده هاي آرايشي و بهداشتي، دارو سازي بيمارستاني، فرآورده هاي بيولوژيک، زهر شناسي. علاوه بر رشته هاي ياد شده، فارغ التحصيلان رشته دارو سازي عمومي مي توانند در تخصص هاي علوم پايه پزشکي نظير: بيو شيمي، ‌انگل شناسي پزشکي، ميکرب شناسي پزشکي، فيزيولوژي، آمار حياتي، تغذيه، ايمونولوژي، ويروس شناسي و ژنتيک نيز شرکت نمايند.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ چهارشنبه 1391/05/25 ] [ 10:40 PM ] [ محسن آزاد ]
شنا از جمله تفريح‌هاي مورد علاقه در بين اقشار مختلف مردم است اما با وجود فوايد فراوان استفاده از استخر، بسياري از كارشناسان با غيربهداشتي خواندن بيشتر استخرهاي موجود در كشور، مضرات استفاده از آن را بيشتر و هشداردهنده‌تر از فوايد آن مي‌دانند و اعتقاد دارند بيشتر استخرهاي موجود در كشور، زنگ خطر و محيطي مناسب براي رشد و انتقال انواع بيماري‌هاي عفوني، زنانگي و پوستي است.

مي‌توان ادعا كرد آسيب‌هاي پوستي و بيماري‌هاي عفوني نظير عفونت‌هاي گوش، چشم، بيني، بيماري‌هاي جنسي و تنفسي در كنار ناراحتي‌هاي روده‌اي مانند اسهال از جمله مهم‌ترين خطراتي است كه هنگام استفاده از استخرهاي آلوده متوجه شناگران مي‌شود. البته بسياري از مديران استخرها و همچنين مسئولان بهداشتي كلر موجود در آب استخر را گواه و دليلي براي ادعاي سلامت بهداشتي اين مكان‌ها مي‌شمارند و به مردم اين اطمينان خاطر را مي‌دهند كه بدون هيچ دغدغه‌اي شنا و استخر را به عنوان مفيدترين ورزش و تفريح خود انتخاب كنند.

اين در حالي است كه دكتر طاهره افتخاري متخصص زنان و زايمان درباره مضرات استفاده از كلر ضدعفوني‌كننده آب استخرها هشدار مي‌دهد: كلر موجود در آب استخرها مي‌‌تواند موجب تحريك پوست و افزايش احتمال عفونت واژن در افرادي كه از استخر استفاده مي‌كنند، شود و همچنين استفاده زياد از كلر در استخرها نيز مي‌‌تواند اثرات مخربي روي پوست افراد بويژه زنان داشته باشد.

كلر، ضدعفوني‌كننده عفونت‌زا

به گفته بسياري از كارشناسان سلامت، ميزان كلر موجود در آب استخر براي پوست و مو زيان‌آور است. افرادي كه به طور مرتب به استخر مي‌روند، به دليل اين كه موي سر و پوست آنها به طور مداوم در تماس با كلر است، لايه خارجي مو و پوست آنها صدمه ديده و رطوبت طبيعي پوست و مو نيز از بين مي‌رود در نتيجه خشكي مو و پوست را به همراه مي‌آورد.

به همين دليل است كه امروزه، ميزان رعايت بهداشت فردي و عمومي، كنترل دماي آب استخرها، كيفيت آب مصرفي، ميزان و نحوه رعايت استاندارد استفاده از كلر ضدعفوني‌كننده آب استخرها، خطرات كلر مصرفي در آب و سطح نظارت مسئولان و كارشناسان وزارت بهداشت از استخرها از جمله دغدغه‌ها و نگراني‌هايي است كه ذهن بسياري از طرفداران استخر و مردم را به خود مشغول كرده است.

جايي براي انتقال بيماري‌هاي عفوني

بر همين اساس دكتر حميد عمادي متخصص بيماري‌هاي عفوني و استاد دانشگاه، در خصوص بيماري‌هاي شايع عفوني ناشي از استخرهاي غيربهداشتي هشدار مي‌دهد و در اين باره به «جام‌جم» مي‌گويد: عفونت‌هاي تنفسي، گوش درد، عفونت‌هاي گوش خارجي، سرما خوردگي به دليل دوش‌هاي آب سرد و عفونت‌هاي مخاط چشم ناشي از آب استخر كه گاهي مواقع به كوري و نابينايي فرد منجر مي‌شود، از جمله بيماري‌ها و عفونت‌هايي است كه در نتيجه رعايت نكردن اصول و موارد بهداشتي استخر‌ها بروز پيدا مي‌كند.

به گفته وي استخرها زمينه‌ساز انواع مختلفي از عفونت‌هاي قارچي و پوستي نظير تبخال هستند و با توجه به اين‌كه بسياري از استخرها بخصوص استخر بانوان سرپوشيده و از نور آفتاب بي‌بهره‌ است و رطوبت زيادي در اين مكان‌ها وجود دارد، اين رطوبت‌ها مي‌تواند موجب ايجاد انواع عفونت‌هاي قارچي شود.

عمادي ادامه مي‌دهد: شايع‌ترين اين نوع عفونت‌ها، عفونت‌هاي پوستي، تبخال و قارچ‌هايي است كه مي‌تواند تمامي بدن، ناخن، انگشتان دست و پا، ناحيه كشاله‌ران، ناحيه دهان و دستگاه تناسلي افراد را درگير كند و در نهايت كچلي مو را نيز به همراه آورد به طوري كه برخي از اين عفونت‌ها مسري و قابل سرايت به ديگران است.

استخر، هپاتيت و ايدز ندارد

اين متخصص عفوني در پاسخ به اين سوال كه آيا عفونت‌هايي نظير ايدز و هپاتيت مي‌تواند از طريق آب استخر انتقل يابد، مي‌افزايد: برخلاف تصور عموم مردم برخي عفونت‌ها نظير ايدز و هپاتيت از طريق آب استخر انتقال نمي‌يابد و مي‌توان گفت انتقال اين نوع بيماري‌ها در استخرها حتي استخرهاي مشترك بين خانم‌ها و آقايان بسيار بندرت اتفاق مي‌افتد.

ورود ممنوع براي...

به گفته عمادي، رعايت بهداشت فردي و عمومي مهم‌ترين راه پيشگيري از بروز انواع بيماري‌هاي عفوني در استخر است كه با رعايت اين موارد نظير عدم استفاده از وسايل حمام، دمپايي، مايوي مشترك به عنوان مهم ترين عامل انتقال بيماري‌هاي تناسلي بخصوص در زنان، حوله مشترك، نشستن كنار استخر، خالي كردن مثانه قبل از ورود به استخر و دوش گرفتن قبل و بعد از وارد شدن به استخر، مي‌توان از بروز انواع عفونت‌هاي ناشي از استخر جلوگيري كرد.

نكته: براساس گزارش كارشناسان، مديراني كه موارد بهداشتي در استخر را رعايت نكنند و به توصیه‌های وزارت بهداشت بی‌توجه باشند ، به مراجع قضايي ارجاع داده خواهند شد

اما اين‌كه سهم وزارت بهداشت به عنوان مسئول و متولي تامين و حفظ سلامت مردم در جهت نظارت، بازرسي و كنترل بر بهداشت و سلامت استخرها تا چه اندازه است و آيا اين نظارت‌ها توسط اين وزارتخانه به صورت منظم انجام مي‌گيرد از جمله سوالاتی است كه بسياري از مردم و كارشناسان با آن مواجه هستند.

مهندس سيدرضا غلامي معاون فني بهداشت محيط مركز سلامت محيط و كار وزارت بهداشت، مساله بهداشت استخرها را به چند مقوله بهداشت و سلامت آب، بهداشت محيط تجهيزات و محل استخرها، بهداشت فردي و رعايت نكات بهداشت مراجعان تقسيم مي‌كند و مي‌گويد: در مقوله بهداشت و سلامت آب، آب موجود در استخر بايد روشن، شفاف و به دور از هر نوع تيرگي باشد و براي اين منظور و از بين رفتن آلودگي‌هاي ثانويه در آب بايد از كلر به ميزان استاندارد يعني يك تا سه ميلي‌گرم در هرليتر به آب اضافه كرد.

به گفته اين مسئول در وزارت بهداشت، جهت شفافيت، از بين رفتن باكتري‌هاي موجود در آب و در نهايت سلامت استخر، بايد آب اين مكان‌ها مدام از يك ورودي و خروجي در حال گردش باشد به طوري كه كارشناسان بهداشتي در بازديد خود از آب استخر نمونه‌برداري ميكروبي انجام مي‌دهند و استخرهايي كه اين موارد را رعايت نمي‌كنند قادر به ادامه فعاليت نخواهند بود.

قبل از ورود به استخرها، استفاده از حوضچه‌هاي ضدعفوني‌كننده براي تمامي افراد ضروري است. به‌گفته غلامي تمامي محيط‌هاي استخرها بايد تميز و قابل شست‌و‌شو باشد و با توجه به اين‌كه آب اين حوضچه‌ها بايد با 20 تا 50 ميلي‌گرم در ليتر ضدعفوني شده باشند استفاده از اين حوضچه‌ها قبل از ورود به استخر در تامين بهداشت استخر‌ها بسيار قابل توجه است.

استخر زنان آلوده‌تر از استخر مردان

به گفته معاون فني بهداشت محيط مركز سلامت محيط و كار وزارت بهداشت احتمال آلودگي‌هاي ثانويه در استخر زنان بيشتر از مردان است. در اين خصوص بهتر است زنان دقت بيشتري در رعايت بهداشت فردي داشته باشند و به طوري كه هيچ خانمي با آرايش وارد استخر نشود و درحد امكان فردي كه از استخر استفاده مي‌كند بايد مطمئن باشد كه بيماري خاصي ندارد و قبل از ورود و بعد از خروج از استخر دوش بگيرد.

وي مي‌گويد: اين ادعا كه شيوع انواع بيماري‌هاي پوستي در استخرهاي مشترك بين خانم‌ها و آقايان بيشتر است هيچ مبناي درستي ندارد و در صورت رعايت بهداشت فردي و عمومي، تمامي استخرها از انتقال بيماري‌ها مبرا هستند.

به گفته مهندس غلامي، نظارت و كنترل بر بهداشت استخرها در فصول گرم سال توسط اين وزارتخانه، تشديد مي​شود به طوري كه با توجه به شروع تابستان و افزايش استفاده مردم از استخرهاي عمومي، دستورالعملي از وزارت بهداشت، مبني بر تشديد بازرسي‌ها به معاونت‌هاي بهداشتي دانشگاه‌هاي علوم پزشكي كشور ابلاغ شده است و براساس آن صاحبان اين مراكز موظف به رعايت اين دستورالعمل هستند.

بازرسي از استخر، هر 15 روز يكبار

بالاي 40 درصد از مديران استخرها كارشناساني براي نظارت بر بهداشت استخرها به صورت تمام‌وقت يا پاره‌وقت به خدمت مي‌گيرند. به گفته مهندس غلامي در كنار اين نظارت‌ها، وزارت بهداشت نيز كارشناساني به اين منظور استخدام كرده كه اينها بسته به فصول مختلف نظارت‌هايشان را به صورت متناوب انجام مي‌دهند، به‌طوري كه در فصول گرم، اين نظارت‌ها هر 15 روز يكبار و در فصول ديگر هرماه يكبار صورت مي‌گيرد. به طوري كه منابع مالي وزارتخانه اين امكان را به ما نمي‌دهد نظارت‌هاي خود را به صورت روزانه انجام دهيم.

وي مي‌افزايد: كارشناسان بهداشت محيط در بازديد از اين استخرها مواردي مانند بهداشت آب حوضچه و استخر، وضعيت فيزيكي ساختمان استخر، تجهيزات موجود در فضاي استخر و كلرسنجي را مورد بررسي قرار مي‌دهند.

مديران استخرهاي آلوده دادگاهي مي‌شوند

به گفته اين مقام مسئول در وزارت بهداشت، براساس نظارت‌هاي وزارت بهداشت حدود 70 درصد استخرها موارد و نكات بهداشتي را تقريبا رعايت مي‌كنند و استخر‌هايي كه صددرصد موارد بهداشتي را رعايت مي‌كنند، كمتر از 20 درصد است و براساس گزارش كارشناسان، مديراني كه موارد بهداشتي در استخر را رعايت نكنند، به مراجع قضايي ارجاع داده خواهند شد.

نظارت بر استخرهاي شهرستان‌ها مداوم تر و بيشتر از شهرهايي نظير تهران صورت مي‌گيرد. به گفته غلامي، نظارت و بازرسي‌هاي كارشناسان وزارت بهداشت در استخرهاي شهرستان‌ها به دليل حجم محدود فعاليت و استقبال محدود مردم، بسيار بيشتر از استخر شهرهاي بزرگي نظير تهران صورت مي‌گيرد.

اين مقام مسئول در وزارت بهداشت ضمن تاكيد بر لزوم رعايت بهداشت فردي توسط شناگران در استفاده از استخر توصيه مي‌كند: لازم است افرادي كه وارد استخر مي‌شوند از حوضچه كلر كه مقدار كلر آن بسيار بالاست حتما عبور كنند، در صورت وجود كدورت (تيرگي) آب وارد استخر نشوند، زيرا در صورت كدورت آب، اضافه كردن مواد گندزدا، تاثيري بر كنترل آلودگي آب استخر ندارد و با توجه به شيوع انواع عفونت‌هاي دستگاه ادراري در بانوان، خانم‌ها قبل از ورود به استخر حتما آرايش خود را پاك كنند


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ شنبه 1391/05/21 ] [ 12:13 PM ] [ محسن آزاد ]

 

با مفهوم لوگوی خودروهای معروف آشنا شوید !
ستاره سه پر مرسدس بنز Mercedes-Benz نشان تسلط آن بر زمین ، دریا و آسمان است و ...


ژاپنی ها در مورد نشانهای جنون آمیز کمی ضعف دارند.نشان کنونی تویوتا TOYOTA شبیه یک گاوچران با یک کلاه بزرگ است اما در واقع سه بیضی است که معرف قلب مشتری ، قلب تولید و قلب " پیشرفت فنی در حال گسترش و فرصتهای بیکران" است که دور دو بیضی دیگر قرار گرفته است.





چه رابطه ای بین پژو PEUGEOT و تندیس آزادی وجود دارد ؟ پاسخ این است که یکی از اولین خودروهای پژو به نام مدل شیر شناخته میشد که نشان محلی شهر بلفورد (محل ساخت مدل مزبور ) را روی خود داشت.




ستاره سه پر مرسدس بنز Mercedes-Benz نشان تسلط آن بر زمین ، دریا و آسمان است . این نشان برای اولین بار روی دایملر 1909 دیده شد و ترکیبی بود برای نشان دادن تاج افتخار بنز در تاریخ 1926. نشان کنونی حلقه محاط بر ستاره در تاریخ 1937 طراحی شده است.





نشان پورشه PORSCHE نشان محلی شهر اشتوتگارت است. اسب علامت مزرعه اشتات ، شاخها و خطوط مشکی و سرخ بخشی از نشان سلطنتی پادشاهی وورتمبرگ است.





علایم فوق نشان رسمی شهر میلان است و مربوط به جنگ های صلیبی میباشد انسانی که در حال خورده شدن است یک مسلمان یا یک کودک است . (بسته به اینکه چه کسی داستان را تعریف کند )





شما ممکن است تصور کنید دو علامت رو به بالا در آرم نظامی سیتروئن CITROEN به معنای حرکت رو به اعتلا و نزدیک شدن به مهندسی پیشرفته باشد.اما چنین نیست آندره سیتروئن کار در صنعت موتور را با تولید چرخ دنده آغاز کرد و علامت نظامی دو تایی در واقع سمبل دندانه های چرخ دنده هستند.




دست راست آقای فورد FORD؛ آقای هارولد ویلز در دوران نوجوانی از راه چاپ کارت ویزیت امرار معاش میکرد .پس در سال 1903 هنگامی که هنری در جستجوی یک آرم برای شرکت خود بود آقای ویلز ماشین چاپ قدیمی مدل جان بول خود را گردگیری کرد.مدل ظاهری آرم همان چیزی بود که برای کارت ویزیت خودش استفاده کرده بود. بیضی در سال 1912 ظاهر شد و رنگ آبی در سال 1927 اضافه گردید.





آرم کنونی فیات FIAT با پنج خط مایل در سال 1982 روی مدل اونو ظاهر گشت .هنگامی که آقای ماریو میائولی مدیر بخش طراحی فیات در حال رانندگی پشت کارخانه میرافیوری بود و برق قطع شده بود. ماریو آرم بزرگ فیات را بر فراز کارخانه دید که نور خفیف غروب از میان حروف می تابید و فورا طرحی از آن برداشت.چند خط بین حروف معرف فاصله هایی است که نور از میان حروف نام شرکت می تابید.





مانند آلفا رومئو سمبل شهر بولونیا است که این خودرو برای اولین بار در آن تولید شد.





آرم مزدا MAZDA چیزی بیش از یک لاله خوش فرم است. این آرم توسط ری یوشیمارا یک شرکت مشهور در زمینه تصویر سازی است تکامل یافته است حرف V نمایانگر بالهای باز شده است و در فرهنگ مزدا به معنای ابتکار ، درک هدف ، لطافت است.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ پنجشنبه 1391/05/19 ] [ 1:46 PM ] [ محسن آزاد ]
«قله کوه یخ» استعاره ای کلیشه ای و دستمالی شده است؛ اینکه ما تنها ده درصد (در دواقع حجم اندکی) از آنچه واقعیت ماجراست را بیرون آب می بینیم و بخش عمده مساله، در زیر پنهان شده و با چشم غیرمسلح (!) قابل رویت نیست اما همین استعاره کلیشه ای، شاید توصیفی دقیق از مصاحبه ما با علی ضیا باشد. 


حرف هایی که «ضبط خاموش» گفته شد – و اصلا بخش بیشتر مصاحبه را تشکیل می داد – روی دیگری از «الف تا یا»ی ماه عسل 91 را به تصویر می کشید که گرچه با آنچه در ادامه می خوانید، تعارض و تناقضی نداشت اما همان بخش ناپیدای کوه یخ بود که در نهایت جهت انتقادها و اشکالات را به سمت و سویی دیگر می برد. خب البته طبعا به خاطر «ضبط خاموش بودن» این بخش مصاحبه، ناگفتنی هایش به امانت پیش ما خواهد ماند تا شاید وقتی دیگر!


با ضیاء در شب دوم ماه عسل حرف زدیم، یکی دو ساعتی بعد از تمام شدن برنامه و در اتاق منزلش. گفت و گویی در فضایی بی نهایت صمیمی، که نظیرش را تا آن لحظه تجربه نکرده بودیم! کنار تخت اتاقی (که مثل اتاق خیلی از ما شلوغ و پلوغ و نامرتب بود) روی زمین نشستیم و ضیا که با لباس راحتی روبرویمان بود، آرام و خونسرد و متین به سوال های چالشی ما – که دست آخ ردر موردش به خنده گفت: «از همون اول منو بردین گوشه رینگ!» - پاسخ داد. از انتقادهای تند ما جز یک بار (که تازه آن هم عصبانی نشد!) واکنش نشان ندد و جایی هم که حرف را قبول داشت، برای فرار از آن تلاشی نمی کرد. همه اینها در شرایطی بود که بستگان و دوستان و همکارانش در ماه عسل، در اتاق بغلی برای یکی از فامیل های نزدیک او جشن تولدی کوچک گرفته بودند و اواخر مصاحبه یعنی نزدیکی های ساعت یک نصفه شب!) شوخی – جدی تهدیدمان کردند زودتر تمامش کنیم، چون «امشب دیگر اجازه نمی دهند علی نخوابد!»

بگذار با یک سوال «تیتری» شروع کنیم: چرا علی ضیاء؟ چرا ماه عسل؟

- تقریبا اردیبهشت ماه بود که برای اجرای ماه عسل از طرف شبکه با من صحبت شد. نمی دانستم چرا من را برای اجرای این برنامه انتخاب کردند و نمی دانستم باید برای اجرا بروم یا نه. در نهایت با صحبت هایی که مطرح شد و با توجه به اینکه گفتند احسان به دلایلی نمی تواند ماه عسل امسال را اجرا کند، اجرای برنامه را پذیرفتم. البته این نکته را هم باید بگویم که از ابتدا قرار بود با طرحی جدید و جداگانه به استقبال این برنامه بروم. این طرح «با اجازه خدا» نام داشت و موضوع کلی آن درباره آرزو بود؛ اینکه آدم های مختلف چه آرزوهایی دارند و در دلشان چه می گذرد... آن یک برنامه دیگر بود، این یکی برنامه ای دیگر. قرار نیست بین این دوتا برنامه مقایسه ای انجام شود.


اما خب این مقایسه خواه ناخواه اتفاق می افتد. همین امروز بعدازظهر، وقتی تازه فقط یک شب از روی آنتن رفتن ماه عسل گذشت، بین اس ام اس های رسیده به مجله ما، سه چهار نفر شما دوتا را با هم قیاس کرده بود.

- اگر این مقایسه اتفاق بیفتد، به شخصه خوشحال می شوم چون احسان را پیشکسوت خودم می دانم و این برایم جای افتخار است با کسی مقایسه شوم که حدودا ده سال زودتر از من وارد عرصه اجرا شده است. اولین باری که احسان را دیدم، به او گفتم عکست را به دیوار خانه مان زده ام و تا این حد دوستت دارم. از طرفی رفاقتمان برایم با ارزش است و نمی خواهم این صحبت ها باعث شود خللی در دوستی مان ایجاد شود، برای اجرای همین برنامه ماه عسل هم از او مشورت خواستم ...

درباره اینکه اجرا بکنی یا نه؟

- نه. اینکه وقتی برای خودم هنوز چیزی مشخص نیست، از احسان بپرسم بروم یا نه، به نظرم کار عقلانی نبود. من اتاق فکر خودم را داشتم، طرح و برنامه ام را ریخته بودم و کارم را پیش می بردم. بعد از احسان در مورد جزئیات برنامه راهنمایی خواستم. شب اول برنامه هم از او یاد کردم وگفتم که احسان برای برنامه زحمات زیادی کشیده است...


اولین جایی که اجرای علیخانی دیده شد، «جزر و مد» بود که به جای فرزاد حسنی آمد. امروز با وجودی که مجری صاحب سبکی است، امام هنوز از طرفِ طرفداران فرزاد شماتت می شود و از نظرشان، از زیر سایه او درنیامده، نگران تکرار این اتفاق برای خودت نیستی؟

- فکر نمی کنم طرفدارهای احسان از اینکه من ماه عسل را اجرا می کنم ناراحت باشند. حالا نه که بخواهم خودم را تحویل بگیرم و بگویم خیلی پرطرفدارم! ولی فکر می کنم طرفدارهای احسان و من، یک جاهایی همپوشانی دارند. به اضافه اینکه من قبل از ماه عسل امسال هم، دیده شده ام و خودم را در اجرا نشان داده ام.

نمی ترسی اتفاقی که سال 87 در مورد محسن افشانی افتاد که بعد چند اجرا برنامه را از او گرفتند، یا ماجرای ماه عسل سال 89 که با اجرای جوهرچی اصلا به چشم نیامد، برای تو تکرار شود؟


- (می خندد) راجع به من چه فکری می کنی؟ از چی بترسم؟ من واقعا و قلبا اعتقاد دارم الخیر فی ما وقع. در بدترین حالتش چه می خواهد بشود؟ برنامه را از من می گیرند و می دهند به یکی دیگر.خب می روم یک برنامه دیگر را اجرا می کنم، یا اصلا برنامه خودم را می سازم. الان که اینجا هستم، خواست خدا بوده. نیامده ام جای کسی را بگیرم. هر اتفاقی هم از این به بعد بیفتد، خیری در آن هست. حتی معتقدم برای خود احسان هم خیری در میان بوده که امسال ماه عسل را اجرا نکرده.

حالا نمی شد همین خیریت را در برنامه تازه ای پیاده کنی که آن را به اسم کس دیگری نمی شناسند؟

- با احترام به همه دوستان و همکاران، من قبول ندارم که برند یک برنامه، متعلق به شخص بخصوصی است. برند برنامه مال رسانه است. الان فقط درباره خودم صحبت می کنم. من اولش که در رادیو اجرا می کردم هر ایراد و اشکالی که ازم می گرفتند می پذیرفتم. سرم پایین بود و کاری که می خواستند را انجام می دادم. 


ولی شاید بعد از دو سال اجرای یک برنامه، دیگر قضیه اینطور نباشد. بگویم این متن را اجرا نمی کنم یا اجازه نمی دهم کسی ازم ایراد بگیرد. این نگاه از بالا به پایین همینطوری در آدم به وجود می آید. اینکه فکر کنم این برنامه مال من است. در حالی که واقعا اینطوری نیست. امسال علی ضیاء برنامه را اجرا می کند، سال دیگر ممکن است بهش بگویند نیا. به نظرم نباید به برنامه ها حس مالکیت داشته باشیم.

مشابه این حرف را آقای یوسفی، از تهیه کننده های امسال ماه عسل هم زده بود. اینکه وقتی مدیر مسوول روزنامه ای عوض شود، لوگو و عنوانش را عوض نمی کنند. اما خب این قیاس، مع الفارق است. تاک شو را همه جای دنیا به اسم مجری اش می شناسند. مجری عضوی از تیم چنین برنامه هایی نیست؛ تقریبا تمامش است!

- ببین، من دنبال مطرح کردن خودم یا دیده شدن با این برنامه که نبودم. من امتحان خودم را پس داده ام. در «خندق رسانه ای» برنامه ساختن و دیده شدن که هنری نیست. شبکه سه، دم غروب، شبکه های دیگر هم که برنامه ویژه و مهمی ندارند، همه توی خانه نشسته اندو منتظر افطارند ... این می شود خندق رسانه ای. 

هر چه بسازی دیده می شود حتی همان ماه عسلی که حسن جوهرچی اجرا کرد هم دیده شد. من ولی برای سرِ ظهر برنامه ای ساختم که دیده شد. البته خودم نساختم، عضو تیمی بودم که آن برنامه را ساختند. با وجودی که ظهر روی آنتن می رفت، موفق بود و اثرش را گذاشت. 

رسانه ها برنامه را پوشش دادندو کلی نقد مثبت در موردش نوشتند.همین حالا من به مسوولان سازمان گفته ام حاضرم برنامه ای بسازم که ساعت پخشش با پرمخاطب ترین برنامه های شبکه های ماهواره ای همزمان باشد؛ بعد آمار بگیرند، ببینند کدام پربیننده تر بوده است. پس اینطوری نیست که من خواسته باشم خودم را با این برنامه واین اسم مطرح کنم.


آره، ولی الان ما یک ربع است داریم در مورد موضوعی صحبت می کنیم که تمامش با یک تغییر اسم ساده قابل حل و فصل بود!


- دلیل اینکه چرا نام برنامه تغییر نکرد را باید از مسوولان سازمان بپرسید. تصمیم آنها بود و من به تصمیمشان احترام می گذارم.

کاراکتر تو در اجرا، یک شخصیت بازیگوش و شاد و شنگول است که روی استیج اَکت و حرکت فراوان دارد. اصلا شاید اولین کسی بودی که این فرم اجرا را در تلویزیون خودمان پیاده کردی اما اینجا توی ماه عسل این ابزار از تو گرفته شده. انگار بازیکن چپ پایی که در سمت راست تیمش بازی می کند. این به اجرایت لطمه نمی زند؟

- اصلا اینطور نیست! پارسال شما در مجله تان، پرونده ای درباره سبک های مختلف اجرای تلویزیونی کار کردیدو برایش از خودتان عنوان گذاشتید که عصر ژانگولر، عصر فلان ... در حالی که به نظر من، برای تقسیم بندی در این مقوله باید کارشناسان تلویزیونی و اجرا حرف بزنند، نه کارشناسان مطبوعاتی. فکر می کنم تجربه و تخصص مسوولان سازمان خیلی بیش از اینهاست که بازیکن چپ پا را به سمت راست بیاورند. در این دو شب اول هم مهمان هایی نداشتم که بتوانم از فرم خاص اجرای خودم استفاده کنم اما در شب های بعد، شما اجراهای دیگری را هم می بینید.

ماه عسل پارسال ...


- (خنده) چرا همه اش حرف پارسال است؟ بابا یک کمی هم درباره امسال حرف بزنیم!


چشم! به آن هم می رسیم. ولی برنامه پارسال، فارغ از ضعف و قوتش، واقعا دیده شد و حتی در پچپ و گفت های خانوادگی هم درباره اش با هم بحث می کردند. امسال تهیه کننده ماه عسل گفته نمی خواهید مثل سری قبل، برنامه ای تلخ با فضایی سیاه بسازید و حتی سوژه های تلخ هم طوری است که تلخی اش در کام بیننده ننشیند. به نظرت این شیرینی در این دو شب اول برنامه کجاست؟
- چون این حرف را ایشان گفته اند، فکر می کنم بهتر است از خودشان بپرسید.

خب در مورد اجرای خودت ... مثلا در همین برنامه امشب با مادران شهید چه اتفاق تازه ای افتاده بود؟

- ما سه تا مادری که هر کدام قصه خودشان را دارند آورده ایم کنار هم نشانده ایم. همین کنار هم قرار گرفتن این سه نفر جالب نیست؟

چرا هست. اما این در بخش انتخاب سوژه است. جز این چطور؟


- اجرای ویژه ای که من توی ذهنم داشتم، با این مادران عملی نمی شد. اگر خانواده شهید همت یا شهید باکری را به عنوان مهمان داشتم، می شد سوالات خاص تری را مطرح کرد. ببین اگر مهمانم محسن رضایی باشد، می توانم ازش بپرسم اگر 3000 میلیارد داشتی، باهاش چه می کردی اما وقتی مهمانم یک خرمافروش ساده است که نمی توانم! 


ضمن اینکه برای مهمان های اینطوری، یعنی خانواده شهدا، تقدسی قائلم که دلم نمی خواهد با چالش کردن از بین ببرمش. اینجا فقط می خواستم دیده نشوم. پلاتوی طولانی گفتن هم جزو سبک من نیست؛ مثلا اینکه بیایم ده دقیقه حرف بزنم که «بله، بالاخره بعد از دو سال برگشتم و نبودم» و اینها... ایجا فقط سعی کردم اجرای ساده ای داشته باشم وآرامش خودم را حفظ کنم. وقتی این مادرها اینقدر غمگینند و بغض دارند، دیگر من خودم در اجرا غم به بیننده منتقل نکنم.

درست! یعنی اجرای تمیز و شسته رفته ای داشتی. اما خب وقتی اسم «ماه عسل» می آید، بیننده انتظار دارد چیزی ببیند که در برنامه های دیگری که با حضور خانواده شهدا پخش می شود، نباشد.


- الان چیزی که شما دارید می بینید، سی درصد اجرای من است و به عنوان سی درصدِ من، از اجرای خودم راضی ام. برای دیدن اجرای اصلی باید تا شب پانزدهم صبر کنید. پیش خودم فکر می کنم اجرای پنجم، ولی به شما می گویم اجرای پانزدهم. من خوشبینم، و فکر می کنم تا آن موقع اتفاق خوبی می افتد. سرِ نیمروز هم همینطور بود. من نود تا اجرا داشتم و از اجرای سی ام به بعد خودم را پیدا کردم. الان مثلا اجرای شاخص هفته دومم هم یادم هست، ولی می گویم اجرای سی ام به بعد. بعدش هم، شما من را با علیخانی سال 90 مقایسه نکنید، من را با علیخانی سال 84 مقایسه کنید.


خیلی حرف خوبی زدیم. ما هم کاملا موافقتیم. اما این حرفی است که فقط تو را تبرئه می کند و انتقاد را می برد به سمت مسوولان سازمان. چرا ما باید یک دفعه شش، هفت سال برگردیم عقب؟

- این را هم باید از خودشان بپرسید! من فقط یک چیزی از خودم در جواب سوال قبلی اضافه کنم. کلا امسال از ماه عسل توقع برنامه فوق العاده ای نداشته باشید. قرار نیست اتفاق ویژه ای بیفتد. یک برنامه معمولی متوسط به بالاست.

این حرف از واقع بینی تو می آید یا از نگرانی ات، یا «از دست پیش گرفتن از ترس پس نیفتادن»؟

- (می خندد) واقعا چه فکری راجع به من می کنی؟ ما شب اول برنامه، 180 هزارتا اس ام اس داشتیم که به گفته روابط عمومی شبکه بی سابقه بوده است. فرض کنیم همه این اس ام اس ها فحش بوده، که چرا جای علیخانی را گرفته ام. از اینکه بدتر نیست، هست؟ من به شما قول می دهم این 180 هزارتا شب آخر به 300 هزارتا برسد، و آن موقع دیگر همه اش فحش نیست. هر کس می خواسته فحش بدهد، دیگر شب اول زورش را زده! 
موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ چهارشنبه 1391/05/18 ] [ 8:23 PM ] [ محسن آزاد ]

 این تحقیقات نشان داده است افرادی که ساعت کار منظم و ثابتی ندارند، بیشتر از افرادی که در ساعات مشخص و منظم روز کار می کنند در معرض خطر سکته قلبی قرار دارند.

یک بررسی تحلیلی از مطالعاتی که پیشتر در مورد بیش از دو میلیون فرد شاغل در بریتانیا انجام شده بودند نشان می دهد که کار کردن در شیفت‌های متفاوت سبب بر هم خوردن ساعت طبیعی بدن شده و بر شیوه زندگی چنین کارکنانی تاثیر منفی می گذارد.

پیشتر نشان داده شده بود که کار کردن در شیفت‌های متفاوت خطر افزایش فشار خون و ابتلا به بیماری دیابت را به همراه دارد. تحقیقات اخیر نشان داده است که محدود کردن تعداد شیفت‌های کار در شب می تواند خطر ابتلا به ناراحتی های قلبی را کاهش دهد.

محققانی از کانادا و نروژ که نتایج ۳۴ پژوهش قبلی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند می گویند در مجموع، ۱۷,۳۵۹ عارضه قلبی، ۶,۵۹۸ سکته قلبی و ۱,۸۵۴ سکته مغزی به دلیل نرسیدن خون به مغز روی داده بود. اکثر آنها مربوط به افرادی بودند که ناچار بودند در شیفت‌های متفاوت کار کنند.

تحقیق منتشر شده در نشریه پزشکی بریتانیا نشان می دهد که کار کردن غیر منظم سبب ۲۳ درصد افزایش احتمال ابتلا به سکته قلبی، ۲۴ درصد افزایش احتمال ابتلا به عارضه قلبی و پنج درصد افزایش احتمال ابتلا به سکته مغزی می شود.

“افرادی که شب کار می‌کنند به دلیل فعالیت دائمی سیستم عصبی بدن خود دچار اضافه وزن و افزایش کلسترول خون می شوند.”

دن هاکام، استاد دانشگاه وسترن در ایالت اونتاریو کانادا گفته است افرادی که شیفت‌های نامنظم کار می کنند بیش از افرادی که ساعات کار ثابت و منظم دارند بدخواب و بدغذا هستند.

او می گوید افرادی که شب کار می کنند به دلیل فعالیت دائمی سیستم عصبی بدن خود دچار اضافه وزن و افزایش کلسترول خون می شوند.

جین وایت، مدیر تحقیقات و اطلاع رسانی در موسسه ایمنی و سلامت شغلی نیز می گوید شیفت‌های نامتعارف مثل شب‌کاری می تواند سبب به هم ریختن اشتها و قوه هاضمه افراد شود.

برای افرادی که ناچارند در شیفت‌های متفاوت، به خصوص شب‌ها کار کنند، خوردن غدای مناسب، ترک سیگار و افزایش فعالیت بدنی می تواند در حفظ سلامت قلبی بسیار موثر باشد.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ سه شنبه 1391/05/17 ] [ 12:30 PM ] [ محسن آزاد ]

تلفیق زیبایی و پوشش اسلامی مساله یی است كه در میان كشورهای اسلامی مدت هاست زنان این جوامع را درگیر خود كرده است.

زنانی كه بنا به دستورات دینی، معتقد به حجاب اسلامی و پوشاندن مو و بدن خود هستند و در عین حال نمی خواهند آنچه در بازار مد و لباس های روز برای زنان به میان می آید را از دست بدهند. زیباپوشی و میل به زیبا نمایان شدن از امیال همیشگی انسان ها بوده و زن و مرد نمی شناسد.

زنان اما در این میان با محدودیت هایی كه در پوشش های اسلامی برایشان وجود دارد نمی توانند به هر لباس و پوششی روی آورند. جوامع اسلامی از شرق دور، خاورمیانه و كشورهای آفریقایی گرفته تا مسلمانان اروپا و امریكا همه در یك مساله اشتراك دارند و آن پوشش اسلامی زنان است. اما این مساله در هر كشوری بنا به عرف و رسوم خاص آن كشور متفاوت است.

فشن اسلامی در راه است + عکس

همه این زنان سعی در بهتر و زیباتر ظاهر شدن در جامعه دارند با رعایت حدود حجاب اسلامی. امروزه در بسیاری از كشورها مانند تركیه، اندونزی، تایلند، مصر و مالزی به موازات در نظر گرفتن قوانین اسلامی درباره پوشش های زنانه، بهره گیری از آخرین تحولات در دنیای مد و لباس نیز در طراحی پوشش های اسلامی برای زنان مورد توجه قرار گرفته است. مالزی از كشورهای پیشرو در برپایی نمایشگاه های مد و لباس اسلامی است.

از سال 2008 نخستین نمایشگاه ها را برگزار كرده و نمایشگاه هایی را هم در كشورهایی چون امارات متحده عربی، اندونزی و موناكو به همت سازمان حمایت از مد اسلامی برگزار كرده است. اما در برخی كشورها همچنان سنت های قدیمی حكمفرماست.

چین، عراق، سوریه، سودان و برونئی از جمله این كشورها هستند كه پای مد و لباس های روز كمتر به آنجا رسیده و همچنان طبق سنت های قدیمی خود لباس می پوشند.

در سال های اخیر شاهد تحولات عظیمی در این عرصه بوده ایم چراكه در این سال ها بسیاری از طراحان مشهور و صاحبنام در زمینه طراحی مد لباس در تلاش بوده اند تا با طراحی و به نمایش گذاشتن لباس های مختلف و بسیار زیبایی كه براساس قوانین حاكم بر جوامع اسلامی تهیه می شوند در سبك زندگی زنان مسلمان تغییرات قابل توجهی را به وجود آورند.

در سال های اخیر لزوم طراحی و برگزاری نمایشگاه براساس ویژگی های اسلامی مورد توجه بسیاری از طراحان دنیای مد و لباس قرار گرفته است.

بسیاری از دختران جوان مسلمان ضمن ابراز علاقه به پیروی از مدهای زیبا، معتقدند كه پیروی از مد روز مانع رعایت حجاب آنها نخواهد شد. پوشش زنانه؛ بحثی كه از دیرباز مساله یی با حواشی مخصوص به خود در جوامع اسلامی بوده و هست.

زنان ایرانی از دیرباز بر اساس قوانین دینی و عرفی جامعه، به پوشاندن خود می پرداختند؛ پوششی كه در عصرهای مختلف در این كشور شكل و شمایلی متفاوت به خود گرفته و در هر دوره یی یك نوع لباس برای آنان در نظر گرفته می شد. برخی لباس ها برگرفته از سنت ایرانی بود و برخی بر اساس سنت اعراب.

اوایل قرن بیستم لباس های مد اروپا و كشورهای غربی هم وارد عرف جامعه شده بود و زنان ایرانی با شمایلی شبیه به اروپاییان در خیابان ها و شب نشینی ها ظاهر می شدند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57، پوشش زنان رنگ و روی دیگری به خود گرفت و رعایت حجاب اسلامی در همه اماكن عمومی تبدیل به قانون شد.

پوشش زنان در دهه 60 كه نخستین دهه پس از پیروزی انقلاب بود با آنچه امروز در اماكن عمومی شاهدش هستیم تفاوتی دارد از زمین تا آسمان. دختران امروز پوشش اسلامی را در قالب رنگ ها و طرح های شادی می خواهند كه شاید از نگاه دختران سه دهه پیش پوششی نادرست تلقی می شد. آنچه در این بین اهمیت دارد، قالب است كه اسلامی است.

و چه بهتر كه این قالب زیباتر از قبل در جامعه ظاهر شود. ایران فشن یا همان فشن اسلامی موسسه یی است با هدف ترویج زیبایی های پوشش اسلامی با برگزاری دوره های آموزش مدلینگ یا همان اصطلاح خودشان «بهپوشی».

بهپوشانی از سراسر كشور گرد هم آمده اند تا با تمرین های پیاپی بتوانند به دور از مشكلات و موانع شرعی و عرفی در قالب طرحی نو، مد و فشن را به جوانان كشور ارائه دهند؛ فشنی كه پسوند اسلامی بودن را یدك می كشد و برای ارائه این قالب متفاوت، برنامه یی درخور زنان و دختران كشورهای اسلامی دارد.

مانكن ها در همه جای دنیا با استانداردهای خودشان سعی در نشان دادن این لباس ها دارند و ما به نحوی سعی در نشان دادن وجهی دیگر از پوشش اسلامی داریم كه این وجوه نه تنها هیچ مغایرتی با دین اسلام ندارد، كه بر اساس احادیث و روایات، كت واك یا همان مدل راه رفتن روی استیج را به روش اسلامی تدارك دیده ایم.

برنامه یی كه از سوی یك گروه ایرانی اجرا می شود و قرار است برای نخستین بار هم به همت مسوولانی كه دستی در مد و لباس دارند، در ایران برگزار شود. تركیه كشور همسایه، قطر كشور اسلامی و ژاپن كشوری كاملا غیراسلامی و فرسنگ ها دور از ایران از جمله كشورهایی بودند كه خواستار برگزاری  این شوی متفاوت اسلامی در كشورشان شده اند.

تركیه، با درصد جمعیت بالای مسلمانان، همواره در برپایی نمایشگاه های مد و لباس گام نخست را برداشته و شوی لباس های اسلامی هم یكی از چندین شوی مد و لباس در این كشور بوده است؛ شویی كه فقط لباس های مدل ها پوشیده بوده و بقیه مسائل مانند همه فشن شو ها پیش می رفت.

با وجود این، تركیه از طرفداران این نوع فشن اسلامی با كت واكی متفاوت با استاندارد جهانی شده و از دست اندركاران این برنامه دعوت كرده است تا در كشورش به اجرای برنامه هایشان بپردازند تا همچنان رتبه نخست را در برگزاری شوی لباس، آن هم از نوع اسلامی، داشته باشد.

قطر نیز در میان كشورهای اسلامی به جمع طرفداران این برنامه پیوسته؛ برنامه یی كه طراحش یك ایرانی است و مسلمانان منطقه با راضی كردن طراح آن به برگزاری نخستین اجرای آن در كشورشان، سعی در ثبت آن به نام خود دارند.

كشورهای اسلامی همسایه همواره برگزاركننده شوهای لباس غربی و اسلامی بوده اند و آنچه آنان را به سمت این فشن متفاوت سوق می دهد، تغییراتی است كه طراح مجموعه در نحوه برگزاری آن داده و آن را به فشنی كاملا اسلامی بدل كرده است.

بر آن شدیم كه سری به مجموعه بزنیم. شنیدن حرف های طراح فشن از پشت تلفن كافی نبود. دیدن بهپوش ها از نزدیك و كت واك متفاوت آنان هم خالی از لطف نبود.

شریف رضوی، طراح جوان فشن اسلامی، از اهداف موسسه برای راه اندازی این برنامه چنین می گوید: «هدف ما برگزاری نمایشگاه مد و لباسی با نمونه های زنده بود. نمونه هایی با پوشش كاملا اسلامی. ما در این بین به ریزه كاری هایی دقت كرده ایم تا هیچ رفتاری خارج از شرع و عرف جامعه نداشته باشیم. كت واك اسلامی نمونه یی از این تغییرات مثبت است. طراحان لباسی كه با ما در ارتباط اند طراحان ایرانی و غیرایرانی چون افغان و تاجیك هستند كه با وقوف كامل بر فرهنگ و تاریخ ایرانی، طرح می زنند و ارائه ایده می كنند. این طراحان داخل یا خارج از ایران به سر می برند.»

بهپوشی به جای مدلینگ

«بهپوش» واژه یی است معادل مانكن كه در همه جای دنیا به كار می برند. ایران فشن از این عنوان برای دختران و پسران خود استفاده نمی كند. آنها فرق مانكن و بهپوش را در تفاوت های اخلاقی ای می دانند كه برای هنرجوهایشان قائل هستند.

«اصل قضیه شاید یك چیز است. نشان دادن لباس ها و پوشش های جدید با طراحی های جدید و مد روز. اما مانكن ها در همه جای دنیا با استانداردهای خودشان سعی در نشان دادن این لباس ها دارند و ما به نحوی سعی در نشان دادن وجهی دیگر از پوشش اسلامی داریم كه این وجوه نه تنها هیچ مغایرتی با دین اسلام ندارد، كه بر اساس احادیث و روایات، كت واك یا همان مدل راه رفتن روی استیج را به روش اسلامی تدارك دیده ایم؛ اتفاقی كه در هیچ كشور اسلامی تاكنون رخ نداده است و از زمانی كه كشورهای اسلامی و همسایه از سایت ما بازدید كرده اند و مشروح برنامه هایمان را دیده اند، اشتیاق بالایی به اجرای این برنامه و فشن اسلامی در كشور خودشان دارند.»

زیبا بودن در ایران متفاوت است

رضوی، بومی سازی استانداردها و استفاده از خلاقیت و مفاهیم هنری را از راه های ایرانیزه كردن استانداردهای فشن جهانی می داند. به عقیده او، جامعه ایرانی خصوصا زن های ایرانی تفاوت های عمده یی با جامعه و زنان اروپایی و غربی دارند. تفاوت های فیزیكی، فرهنگی و حتی باورهای درونی  آنها.

«ما هیچ گاه درصدد این نبودیم كه لباس هایی با سایز جهانی را بر تن دختران مان كنیم. از قدیم الایام فیزیك زنان ایرانی با زنان اروپایی تفاوت داشت. ما استانداردهای ایرانی را از تاریخ هنر و فرهنگ خودمان گرفتیم. درباره آقایان اشتراك زیادی وجود دارد اما درباره زنان كار سخت می شود و تفاوت زیاد. در ایران زیبا بودن متفاوت است. معیارهای زیبایی اشتراكاتی دارد و اختلافاتی. از میان قاب های مجسمه ها، نقاشی ها و تاریخ هنر ایرانی به استانداردهایی رسیدیم كه درباره زنان ایرانی از قدیم الایام تا به امروز صدق كرده و می كند. ما با توجه به سلامت عمومی و استانداردهای خودمان باید جلو برویم. اگر صرفا بر اساس استانداردهای جهانی پیش رویم، زنان ما لااقل باید از سلامت جسمانی خود بگذرند.»

ظاهرا این استانداردها با كاری پژوهشی با عنوان شناسایی ریشه های عقیدتی - فرهنگی در زمینه پوشش از 10 سال پیش آغاز شده بود و از چهار سال گذشته شروع به فعالیت كرده است.

اساس كار بر تغییراتی است كه روی یكسری از استانداردهایی كه در این زمینه وجود دارد و با فرهنگ ایرانی- اسلامی سازگار نبوده و بومی نشده بود، انجام شد، مثل سایزها و فرهنگ زیبایی شناسی ما كه با كشورهای غربی تفاوت زیادی دارد.

استانداردهای مدل ها و مانكن ها در سراسر دنیا در موسسه یی به نام AMIسنجیده می شود. اما همه این معیارها بر اساس كشورهای غربی است و با كمی تغییر در ایران به سرانجام می رسد.

رضوی از سختگیری های انتخاب 20 بهپوش از میان پنج هزار داوطلب می گوید: «از وقتی فراخوان اینترنتی روی سایت رفت، بالای پنج  هزار درخواست به دستمان رسید. این پروسه از یك سال و نیم پیش آغاز شده بود كه با توجه به فیلترهای متفاوتی كه داشتیم تنها 20 نفر موفق به كسب امتیازات لازم برای ورود به این دوره های شدند.

داوطلبان با ارسال مشخصات خود، ما را به انتخاب بهپوشان دارای استاندارد نزدیك می كردند. پس از انتخاب و مراجعه حضوری، برای شروع دوره های تئوری و عملی آماده می شدند. آموزش ها هیچ هزینه یی برای بهپوشان ندارد.

كسانی كه به رتبه های یك و دو می رسند، آموزش هایشان كاملا رایگان است و درباره بقیه هنرجویان فقط بخش تئوری هزینه دارد كه اگر علاقه مند به موضوع باشند با پرداخت هزینه كلاس ها برایشان برگزار می شود. برخی دوره ها هم آنلاین و مجازی برگزار می شود كه كاربران با اكانت خودشان وارد می شوند و مطالب را دریافت می كنند.

اصول اولیه را در جلساتی كه هفته یی دو جلسه سه ساعته طی یك ماه و پس از آن دوره عملی و آموزش های جهانی و اسلامی به بهپوشان آغاز می شود. نفرات منتخب باید اساسنامه یی كه تنظیم شده بود را تایید و امضا كنند.

این بخش كار مهم تر از استانداردهای فیزیكی بود و آن چیزی نبود جز پایبندی به اصول اخلاقی ما. در وهله اول شخصیت بهپوش است كه بیننده را جذب می كند. بهپوشان ما صرفا روی سن ظاهر نمی شوند تا الگوی پوشش برای زنان شهر و كشورشان باشند.

این بهپوش ها باید بتوانند به عنوان نمادی از دختر ایرانی در سطح جامعه خود ظاهر شوند و این میسر نمی شود مگر اینكه خودشان باور داشته باشند كه می توانند الگوی رفتاری هم نسلان خویش باشند.» الگوی اخلاقی شدن در كنار الگوی پوشش از اولویت های ایران فشنی هاست. این را از لابلای حرف های بهپوش ها هم می توان شنید.

اغلب دخترانی اند در فاصله سنی 20 تا 30 سال و از خانواده های مذهبی و شهرهای مختلف. بهپوشان بندرعباسی و تربت جامی هم در میان تهرانی ها به چشم می خورند. ناهید كه از كرج برای شركت در این دوره ها به تهران می آید، علاقه بیش از حدش از او یك بهپوش ساخته.

از اعتقادات مذهبی خود و خانواده اش می گوید: «شخصا علاقه زیادی به فشن شوها داشتم. اما برایم مهم بود جایی كه قرار است بهپوش شوم، مرا در مسیر اعتقاداتم پیش ببرد. من به عنوان یك دختر چادری قطعا داشتن پوشش اسلامی برایم از واجبات است. خانواده ام در ابتدا مخالف بودند اما وقتی میثاقنامه موسسه را دیدند راضی به ثبت نام من شدند. ما بهپوشان با گذراندن دوره اخلاق در موسسه، نه تنها ترویج دهندگان زیبایی پوشش بین مردم هستیم، بلكه باید الگوی اخلاقی تمام و كمال برای همسن و سالان خود به شمار آییم. احترام و تقابل با فرهنگ های دیگر از اهداف ما است. ما با كسی سرجنگ نداریم. دیگران در هر فرهنگ و تفكری باید به واسطه جذابیت های ما سراغ فرهنگ ما بیایند. ما با الگو قرارگرفتن سعی در جذب حداكثری افراد از هر فرهنگ و تفكری داریم.»

كت واك بر اساس احادیث و روایات

احادیث و روایاتی كه در دین اسلام درباره زنان و جزییات نحوه رفتارشان آمده كم نیستند. بلند نخندیدن زنان یا راه رفتن آنان بدون حركات بدنی و بدون صدای كفش از جمله این قوانین است. قوانینی كه كت واك اسلامی در خود نهفته دارد. راه رفتن بهپوش ها روی سن بدون صدای كفش شان و بدون حركات بدن و با نگاهی مستقیم و پرهیز از نگاه در چشمان بیننده.

این تغییرات در نحوه راه رفتن بهپوشان برای كشورهای اسلامی تدارك دیده شده است. كشورهایی كه زنان باید از نجابت رفتاری خاصی برخوردار باشند تا در زمره زنان الگو قرار بگیرند. چه الگوی رفتاری در جامعه و چه الگوی پوشش در یك سالن مد.

رضوی با برشمردن تفاوت های استانداردهای اسلامی و جهانی اظهار داشت: «ما با تحقیقاتی كه در این چند سال داشتیم سعی در گنجاندن این جزییات در نحوه پوشش و برخورد بهپوشان مان داشتیم. جذابیت های وابسته به جنسیت، در كت واك جهانی كه مدل ها بر اساس استانداردهای آن روی سن راه می روند، از نخستین معیارهای آن است. نحوه راه رفتن مدل ها در كشورهای دیگر به یك ترتیب است و همه باید از آن پیروی كنند. حتی مدل نگاه كردن و حركاتی كه به بدن هنگام راه رفتن می دهند جزو قوانین غیرقابل سرپیچی است. اما در كت واك اسلامی كه ما تدوین كرده ایم، راه رفتن به طور مستقیم و بدون هیچ حركت بدنی اضافی از سوی بهپوشان با نگاهی به روبه رو انجام می شود. حتی ما سعی داشتیم طبق احادیث و روایات اسلامی، صدای كفش دخترانمان هنگام راه رفتن به گوش شنونده نرسد. بر اساس جوی كه در كشورهای اسلامی برای نوع پوشش بانوان مطرح است دولت ها و خود مردم گمان می كنند كه تیره ترین لباس ها و بیرنگ و روترین آنها حتما بهترین پوشش ها هستند در حالی كه ما می توانیم ثابت كنیم با طراحی نقش های ایرانی روی پارچه های رنگی و شاد هم می توان به بهترین نحو حجاب اسلامی را ارائه داد تا دیگر كسی محجبه بودن را با تیره پوشی و لباس هایی كه جلوه ناشادابی دارند، اشتباه نگیرد.»

دغدغه مان زیبایی پوشش اسلامی است

«مهپوش» واژه یی است كه برای دختران بهپوش استفاده می شود و «مهرپوش» برای پسران. اینها قرار است مروجان زیبایی در قالب پوشش اسلامی باشند. درباره شان سختگیری می شود. كلاس اخلاق گذاشته می شود.

اصول و مبانی زیبایی ذهن و اندیشه در كنار زیبایی پوشش یاد داده می شود تا تنها بهپوش نباشند و اخلاق اسلامی را هم ترویج داده باشند. طراح فشن اسلامی دغدغه اصلی خود و گروهش را كم داشتن پوشش زیبا می داند در بستری كه در جامعه با آن مواجهیم.

پوششی مناسب برای زنان ایرانی و مسلمان كه بدون هیچ نگرانی از تخطی از قوانین دینی بتوانند با آن در جامعه ظاهر شوند و به خود ببالند كه مروج زیبایی های پوشش اسلامی اند.

از نگاه او، این مساله یی است كه كمتر كسی به آن پرداخته و هرجا سخن از حجاب اسلامی می آید فقط پوشش های بلند و گشاد هستند كه در ذهن تداعی می شوند. لباس هایی كه با كمترین زینت و نقش و نگاری بر تن زنان ایرانی دیده می شود.

اگر لباس هایی هم در بازار برای بانوان ارائه می شود دارای مشكلاتی از نگاه دولت ها هستند كه زنان را دچار مشكلاتی می كند.

قدیم ترها، برداشت مردم از آنچه به نام حجاب در دین اسلام آورده شده پارچه یی ضخیم و تیره بود كه تمام بدن و قسمتی از صورت را می پوشاند. امروزه این تعریف روی دیگری به خود گرفته و زنان محجبه و مسلمان درصدد آنند كه با پوششی اسلامی و زیبا در جامعه ظاهر شوند و بتوانند با آن حامل نوعی پیام هم برای غیرهمفكران شان باشند.

اما معلوم نیست كه دولت ها تا چه اندازه موافق این ظاهر زیبا و آراسته زنان در قالب پوشش اسلامی اند. شاید سال هاست كه این سخن از اذهان عمومی پاك شده و دیگر كسی سخن «ان  الله جمیل و یحب الجمال» را سرلوحه خود در این امور قرار نمی دهد.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ یکشنبه 1391/05/08 ] [ 3:29 PM ] [ محسن آزاد ]

هدیه ی تولد من

نگاهم به آینده
در پگاهی زیبا
هنگام پرواز کبوتر ها
پر هایشان سپید همچون شعرم
در افق
به تماشا ی طلوع خورشیدم...
هدیه ی
تولد من
آغوش
مادری زیبا
من دربهترین لحظه ها
هنگام بویدن آغوش پر مهرش
و دهانم که تمام خواستن بود
درنوشیدن از شیر عشق
و نوازش
مادر...
پدر با نگاهی پر از شوق
در آسمان چشمانش پروازم
تمام وجودش در کنارم
بهترین ترانه ی من
در لالایی
مادر
نگاه پدر، به ابر سپید
گفت به من، توی سعید
لبخند
مادر

مادر مادر مادر در هرچه عشقه
مادر مادر مادر در هرچه مهره
مادر مادر مادر رو پیشونیم نوشته
مادر مادر مادر هستش یک فرشته
مادر مادر مادر تویی حرف آخر
مادر مادر مادر عطر لباسم
مادر مادر مادر الماس نداره جوابت
مادر مادر مادر بزار پاتو ببوسم
مادر مادر مادر در هفت بهشته
مادر مادر مادرگل سرخ تو باغچست
مادر مادر مادر غذا تو من دوست دارم
مادر مادر مادر جایت توی بهشته


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ یکشنبه 1391/05/01 ] [ 11:31 PM ] [ محسن آزاد ]
در سال ۱۹۸۴ در شهر برلینگتون واقع در ایالت کارولینای شمالی، برای جنیفر تامپسون، دانشجوی ۲۲ ساله، حادثه شومی اتفاق افتاد که پیامدهای آن منجر به شکل گیری یکی از بزرگترین چالشهای قضایی در دادگاههای امریکا گردید.در شب حادثه، جنیفر در آپارتمان خودش خوابیده بود.به گزارش پارس ناز جوانی سیاهپوست، چراغ ورودی خانه وی را شکست، سیم اصلی تلفن را قطع کرد و وارد اتاق او شد. لبه چاقو را زیر گلویش گذاشت و تهدیدش کرد که اگر کوچکترین صدایی کند، او را خواهد کشت. جنیفر می گوید: «به او گفتم کارت اعتباری، کیف پول، و ماشین من را بردار و برو، ولی او گفت پول مرا نمی خواهد… و آن موقع بود که فهمیدم چه اتفاقی قرار است بیفتد…»

جنیفر با خودش قسم خورد که اگر از آن مهلکه جان سالم به در ببرد، انتقام خود را از مرد متجاوز بگیرد: او باید می توانست او را به پلیس معرفی کند، باید به هر قیمتی او را به دست قانون بسپرد و به سزای عمل پلیدش برساند، او باید آنقدر در زندان بماند تا بپوسد. اینها افکاری بود که در آن سی دقیقه جهنمی در سر جنیفر می چرخید. او تمام تلاش خود را کرد تا شکل و شمایل، خطوط صورت و تُن صدای مرد را به خاطر بسپارد تا بعدا بتواند هرچه دقیق تر به پلیس گزارش بدهد.

 
داستان عجیب تجاوز جنسی به دختر جوان دانشجو + عکس
 
خوشبختانه جنیفر زنده ماند. او مدعی بود که چهره جنایتکار را خوب به خاطر دارد و هرجا او را ببیند، می تواند شناسایی اش کند. در  جریان چهره  نگاری، عکس فرضی متهم با استفاده از توصیفات او بازسازی گردید و چند نفر مظنون دستگیر شدند. سه روز بعد از حادثه، جنیفر به اداره تشخیص هویت فراخوانده  شد تا از بین عکس های شش مظنون، مجرم اصلی را شناسایی کند. او عکس ها را با دقت بسیار نگاه کرد و بعد از پنج دقیقه یک عکس را نشان داد: رانـِلد کاتِـن.

همه متهمان به اداره پلیس احضار شدند. آنها را در یک اتاق به صف کردند تا این بار بطور فیزیکی توسط شاهد، تعیین هویت شوند.به گزارش پارس ناز جنیفر این بار هم انگشت اتهام خود را به سمت رانلد نشانه رفت. او می گوید: «به من گفتند این همان فردی است که قبلا هم عکسش را شناسایی کردم، و من خیلی خوشحال شدم… پس او دیگر خودش بود و من اشتباه نکرده بودم.»

دادگاه تشکیل شد، جنیفر دستش را بر روی کتاب مقدس گذاشت و قسم خورد که جز حقیقت چیزی نگوید. او علیه رانلد شهادت داد و هیئت منصفه ظرف تنها چهل دقیقه، رأی خود را صادر کرد: حبس ابد باضافه ۵۰ سال. جنیفر می گوید: «آن روز بهترین روز زندگی من بود. در آن لحظه حس کردم عدالت اجرا شده، من یک قربانی بودم و او یک جنایتکار وحشتناک که دیگر هرگز قرار نبود از زندان بیرون بیاید.»

 
داستان عجیب تجاوز جنسی به دختر جوان دانشجو + عکس
 
در دوره ای که رانلد سال سوم محکومیت خود را می گذراند، اتفاق عجیبی افتاد. او می گوید: «یک روز وقتی در زندان بودم، یک مجرم دیگر را که متهم به تجاوز بود، به آنجا آوردند. من احساس بسیار عجیبی داشتم. او خیلی به تصویر بازسازی شده من در اداره پلیس شباهت داشت. اسمش بابی پول بود و اهل همان محله ای بود که من ساکن بودم. او هم مثل من در آشپزخانه زندان مشغول به کار شد. نگهبان ها و زندانی های دیگر ما را با هم اشتباه می گرفتند و حتی گاهی اوقات من را بابی صدا می کردند.»
 

در زندان شایع شده بود که یک نفر از بابی پول شنیده که جنایت آن شب را او مرتکب شده است. رانلد به وکیلش در این مورد نامه نوشت و درخواست کرد که پرونده مجددا بررسی شود. رانلد یک بار دیگر، و این بار به همراه بابی پول در دادگاه حاضر شد. او به این جلسه امید بسیار بسته بود: اگر جنیفر چهره مجرم اصلی را می دید، حتما او را به یاد می آورد… هر دو متهم در مقابل جنیفر قرار گرفتند، لحظه ای بسیار تعیین کننده در پیش بود. جنیفر اما در کمال ناباوری مدعی شد که بابی پول را هرگز در زندگی اش ندیده و کسی که به او تجاوز کرده، رانلد کاتن بوده است! همه امیدها درهم ریخت.

 
همانند محاکمه قبلی، گفته های جنیفر به عنوان شاهد عینی واقعه، و اطمینان خاطر او در معرفی مجرم، برای اقناع هیئت منصفه کفایت کرد. رانلد دوباره مجرم شناخته شد و این دفعه به دو بار حبس ابد محکوم گردید. جنیفر می گوید: «من خیلی عصبانی بودم. چطور به خودشان جرئت داده بودند که شهادت من را زیر سؤال ببرند؟! چطور می توانستند فکر کنند که من ممکن است قیافه آن جنایتکار را، آن قیافه ای که هرگز از خاطرم محو نمی شد را فراموش کرده باشم؟!»
 
داستان عجیب تجاوز جنسی به دختر جوان دانشجو + عکس
 
راست: رانلد کاتن- چپ: بابی پول

بدین ترتیب رانلد هفت سال دیگر در زندان ماند تا آنکه یک روز، در حالی که داشت از طریق رادیوی کوچکش جلسه دادگاه یک متهم دیگر را پیگیری می کرد، چیزی به گوشش خورد که تا آن روز نشنیده بود: DNA. او دوباره به وکیلش نامه نوشت. در اداره پلیس برلینگتون تنها دو بسته قدیمی ده ساله، حاوی مدارک باقیمانده از واقعه آن شب موجود بود و خوشبختانه در یکی از آنها قسمتی از تنها یک عدد اسپرم که حاوی DNA بود، یافت شد! و همان زندگی رانلد را نجات داد. از او رفع اتهام شد و بابی پول به جرم ارتکاب تجاوز به حبس ابد محکوم گردید.

پارس ناز:جنیفر تماماً در هم شکست… ضربه تحمل ناپذیری بود. نمی توانست باور کند که زندگی یک انسان بی گناه به خاطر اشتباه او تباه شده: «مثل آن بود که یک نفر زندگی من را گرفته باشد و سر و ته کرده باشد. مردی که اطمینان داشتم هرگز در زندگیم ندیده ام، همان کسی بود که تنها به فاصله چند سانتیمتر از من چاقویش را زیر گلویم گذاشته بود و تهدید به مرگم کرده بود، همان کسی که مرا آزار داده بود و روح مرا نابود کرده بود؛ و مردی که من چندین و چند بار و با چنان اعتقاد راسخی متهم کرده بودم، مردی که شبانه روز آرزوی مرگش را کرده بودم، پاک و بی گناه بود. عذاب وجدان و شرمساری داشت مرا خفه می کرد…» او از رانلد درخواست کرد که در یک کلیسای محلی همدیگر را ملاقات کنند.

جنیفر می گوید: «نمی توانستم درست روی پاهای خودم بایستم، وقتی او را دیدم که وارد کلیسا شد، به گریه افتادم… به او گفتم که اگر من هر یک ساعت باقیمانده از روزهای عمرم را، و هر دقیقه از هر ساعت آن را، و هر ثانیه از هر دقیقه آنرا صرف عذرخواهی و اظهار تاسف کردن کنم، باز هم نخواهم توانست، هرگز نخواهم توانست، آن ندامت عمیقی را که در قلبم احساس می کنم، به زبان بیاورم… و… رانلد فقط خم شد، دستهای من را در دست گرفت، و گفت: جنیفر! من تو را می بخشم….»

 
سرنوشت عجیب این دو انسان پیوندی پر فراز و نشیب و ناگسستنی برایشان رقم زده بود. از آن پس آنها با یکدیگر دوست شدند و تا امروز هم رابطه دوستی شان پابرجا مانده است. رانلد که امروز در آستانه ۵۰ سالگی خود قرار دارد، تلاش بسیار کرد تا زندگی خود را از نو بنا کند. او پس از آزادی سخت مشغول به کار شد، ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. اکنون به همراه خانواده اش در خانه ای زندگی می کند که پول آن را دولت، بعنوان جبران خسارت به او پرداخت کرده: ۱۰ هزار دلار به ازای هر یک از سالهایی که او در زندان سپری کرده است.
 
داستان عجیب تجاوز جنسی به دختر جوان دانشجو + عکس

از آن تاریخ به بعد رانلد و جنیفر در بسیاری از محافل عمومی در کنار یکدیگر حاضر شدند تا پیام خود را به دیگران برسانند، با این امید که داستان زندگی شان نجات بخش زندانیان بی گناه دیگر شود و مسئولان دست اندرکار را به بازنگری در قوانین موجود ترغیب کند. آنها همچنین تصمیم گرفتند تجربه های الهام بخش و منحصر به فرد خود را به رشته تحریر درآورند. در سال ۲۰۰۹ مشترکاً کتابی با عنوان Picking Cotton را به چاپ رساندند که در لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز قرار گرفت و جوایزی را از آن خود کرد. این کتاب تصویرگر داستانی حیرت آور درباره بی عدالتی و بخشش است.

 
بسیاری از مسائل اجتماعی از قبیل حقوق قربانیان تجاوز، نقش تعصبات نژادی در صدور حکم دادگاهها، کارکرد زندان ها در جوامع، اصلاح قوانین کیفری، و خطاهای سهوی شاهدان عینی در این کتاب خواندنی مطرح شده است. شیوه نگارش آن به نحوی است که هر کدام به طور جداگانه داستان خود را از دریچه چشم خود روایت می کنند و بدین ترتیب خواننده از دو زاویه مختلف با آنها همگام می شود و در جریان جزئیات افکار و اتفاقاتی که بر آنها گذشته، قرار می گیرد.
 
مطالعه این کتاب برای تمام علاقمندان، و به طور خاص برای هر کسی که به نحوی با مسائل قضایی و حقوقی سروکار دارد، مفید و روشنگر خواهد بود.داستان تکان دهنده جنیفر تامپسون و رانلد کاتن در بسیاری از شبکه های تلویزیونی، وب سایت ها و کتاب های روانشناسی و دانشگاهی منعکس گردید. سؤال بزرگ و گیج کننده برای همه این بود که چرا جنیفر با آنکه آگاهانه سعی کرده بود از آن فاصله نزدیک خصوصیات ظاهری مجرم را به حافظه بسپرد تا بعدا بتواند او را به پلیس معرفی کند، چنین اشتباه بزرگی مرتکب شد؟ و از آن بدتر، چرا سه سال بعد زمانی که در اتاق دادگاه با چهره فرد اصلی روبرو شد، نتوانست او را به یاد بیاورد؟!

به دنبال این ماجرا، بیش از ۲۳۰ زندانی دیگر نیز در سراسر امریکا یکی پس از دیگری از طریق آزمون DNA تبرئه شدند! بیشتر آنها درگیر پرونده های جدی و مهمی مثل قتل و تجاوز بودند. این روند باورنکردنی، جرم شناسان و روانشناسان کیفری و اجتماعی را به بررسی دقیق و موشکافانه مسئله سوق داد. آنها دریافتند که بیش از ۷۵ درصد این «محکومان بی گناه» به دلیل آنکه یک شاهد عینی اشتباها علیه آنها شهادت داده، به زندان افتاده اند.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ سه شنبه 1391/04/27 ] [ 8:13 PM ] [ محسن آزاد ]
جلادهنده مبلمان

بازگرداندن درخشش مبلمان چوبي با اين روش که گفته مي شود امکان پذير است. دو سوم يک بطري خالي شيشه پاک کن را روغن زيتون و يک سوم آن را آب ليمو يا سرکه سفيد بريزيد.

به گزارش سالم زي، بطري را تکان دهيد تا خوب با هم مخلوط شوند. سپس بر روي مبلمان مقداري که مورد نياز است، بپاشيد و با دستمال نخي نرم يا دستمال کاغذي آن را پاک کنيد. اگر عجله داريد و مي خواهيد سريعتر نتيجه بگيريد، روغن زيتون را مستقيماً به دستمال بماليد و بر روي سطح مورد نظر بکشيد.

حالت دهنده مو

آيا داراي موهايي خشک و شکننده هستيد و از اين موضوع رنج مي بريد؟ با انجام اين کار مي توانيد موهايي نرم داشته باشيد. نصف فنجان روغن زيتون راحرارت دهيد (توجه کنيد که نجوشد)، سپس آرام آن را بر روي موهاي خود بماليد. بعد از آن موهاي خود را با پاکت فريزر پوشانده، و در يک حوله بپيچيد. اجازه دهيد به مدت 45 دقيقه در همين حالت بمانند و سپس آن را توسط شامپو خوب شستشو دهيد.

از بين بردن آکنه

شايد استفاده از روغن زيتون براي از بين بردن آکنه کمي عجيب به نظر آيد، با اين حال، بسياري از مردم تاييد مي کنند که اين روش نتيجه مي دهد. چهار قاشق غذاخوري نمک را با سه قاشق غذاخوري روغن زيتون مخلوط کنيد و سپس با نوک انگشتان آن را روي پوست صورت خود بماليد.

بعد از مدت يک يا دو دقيقه آن را با آب گرم و صابون شستشو دهيد. به مدت يک هفته، هر روز اين کار را تکرار کنيد سپس آن را به دو تا سه بار در هفته کاهش دهيد. بعد از آن بايد تغييرات قابل توجهي را در صورت خود مشاهده کنيد. دليل اين است که نمک نقش پاک کننده منافذ و لايه بردار را بازي مي کند و روغن زيتون، رطوبت طبيعي پوست را به آن برمي‌گرداند.

جايگزين مناسب براي کرم اصلاح

اگر کرم اصلاح شما تمام شده است، وقت خود را براي اينکه از صابون به جاي آن استفاده کنيد و پوست خود را خراش بياندازيد، هدر ندهيد. روغن زيتون ميتواند جايگزين مناسبي براي کرم اصلاح باشد. روغن زيتون نه تنها به روان حرکت کردن تيغ بر روي پوست شما کمک مي کند بلکه به پوست شما طراوت نيز مي‌بخشد. مطمئن باشيد بعد از يک بار استفاده از اين روغن، ديگر کرم اصلاح را کنار خواهيد گذاشت.

تميزکننده دستهاي چرب

براي از بين بردن روغن ماشين يا رنگ از دستان خود، يک قاشق چاي خوري روغن زيتون و يک قاشق چاي خوري نمک و يا شکر را روي کف دستان خود بريزيد و خوب به هم بماليد. به خوبي بين انگشتان را نيز مالش دهيد. سپس آن ها را با آب و صابون بشوييد. اين روش نه تنها دستانتان را تميزتر خواهد کرد، بلکه باعث نرمي بيشتر آن ها نيز مي شود.

پاک کردن رنگ هاي ساختماني از مو

آيا تا به حال به هنگام رنگ کردن ساختمان، مقداري رنگ نيز به موهاي شما چسبيده است؟ مي‌توانيد در اين صورت با به کار بردن يک پنبه آغشته به روغن زيتون و ماليدن آن به موهاي خود، رنگ ها را به راحتي پاک کنيد. اين روش براي پاک کردن ريمل هم کاربرد دارد. ولي بايد بدانيد بعد از پاک کردن ريمل بايد حتما چشمان خود را با دستمال خشک کنيد.

ترميم کردن دستکش هاي قديمي بيس بال

اگر چرم دستکش هاي بيس بال قديمي و مورد علاقه تان دچار ساييدگي، پارگي و ترک خوردگي شده اند، با ماليدن مقداري روغن زيتون به آن ها مي توانيد شانس دوباره اي به آن ها بدهيد. روغن زيتون را فقط روي قسمتهاي ترک خورده بکشيد و اجازه دهيد 30 دقيقه روي آن ها باقي بماند.

سپس با دستمال آن ها را خشک کرده و حدود يک روز از آنها استفاده نکنيد. البته اين راه، به مانند يک وِرد جادوگري باعث بهبود بازي شما نمي شود اما حداقل مطمئنيد که مشکل ربطي به دستکش هاي فرسوده تان نداشته است.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ دوشنبه 1391/03/22 ] [ 1:8 PM ] [ محسن آزاد ]
در کشورهای پیشرفته به ویژه در آمریکا و کانادا، دانشگاه‌ها هویتی مستقل دارند و فعالیت‌های آن‌ها زیر نظر دولت نمی‌باشد و برنامه‌های آموزشی دوره‌های دانشگاهی آن‌ها توسط انجمن‌های تخصصی هر رشته و با استفاده از نظرات انجمن‌ها، ارگان‌ها و صاحب‌نظران مختلف تهیه، تصویب و پس از نظرسنجی‌های عمومی و تخصصی جهت اجرا به دانشگاه‌ها ابلاغ می‌گردد. این قبیل انجمن‌ها را آژانس‌های اعتباردهی یا “Accrediting Agencies” گویند.

در کشور آمریکا، آژانس ملی اعتباربخشی ((NAACLS یک آژانس مستقل و غیر انتفاعی برای علوم آزمایشگاهی بالینی است که کیفیت و تمامیت برنامه‌های آموزشی را که منجر به تربیت افراد حرفه‌ای و تخصصی جهت فعالیت در آزمایشگاه‌ها می‌شود، تضمین می‌نماید. این آژانس در سال ۱۹۷۳ تأسیس شده و از آن زمان با همراهی انجمن آمریکایی علوم آزمایشگاهی بالینی(ASCLS) به عنوان قائم مقام و جانشین بورد انجمن آمریکایی آسیب شناسی بالینی (ASCP) فعالیت کرده است.

این آژانس استانداردهایی را پدید می‌آورد تا در مقایسه با آن، برنامه‌های آموزشی مورد ارزیابی قرار گرفته و پیشبرد برنامه‌های نظارتی خود را ارتقاء داده و در صورت لزوم مشاوره و آموزشهایی برای تضمین پیامدهای حرفه‌ای مناسب سطح ورود به هر دوره را ارائه کرده و می‌کند.امور آژانس توسط سه کمیته پژوهشی، یک هیئت رئیسه و یک دفتر اجرائی و صدها داوطلب انجام می‌شود.

“NAACLS” با در نظر گرفتن مشکلات و واقعیت‌های موجود در آزمایشگاه‌های بالینی آمریکا، از سال ۲۰۰۰ میلادی با برگزاری چندین کنفرانس به این نتیجه رسید که برنامه‌های آموزشی فعلی آزمایشگاهی پاسخگوی نیازهای جامعه پزشکی آمریکا نیست و جای خالی یک رشته شغلی که بتواند به عنوان حلقه گمشده، فضای خالی بین پزشکان بالینی، پرستاران، بیماران و پرسنل آزمایشگاه‌ها را پر کند، به شدت احساس می‌شود.

به دنبال این کنفرانس‌ها با برنامه‌ریزی‌ و مطالعات متمادی،گروهی تحت عنوان “”GTF مأمور بررسی این مسئله شدند.

گروه GTF”" طی ۲ سال، از سال ۲۰۰۴ تا سال ۲۰۰۶، با برگزاری چندین تله کنفرانس، کنفرانس حضوری و مطالعات فراوان و ردوبدل کردن چندین نامه الکترونیکی با صاحب نظران پزشکی و آزمایشگاهی، سازمان‌های اعتباربخشی و آزمایشگاه‌های بالینی بزرگ و معتبر آمریکا پیشنهاد تأسیس دوره جدیدی بنام دکترای علوم آزمایشگاهی بالینی “”Doctor of Clinical Laboratory Science ((DCLS را به “”NAACLS ارائه داد.

آژانس هم با بررسی‌های فراوان، از ماه ژوئیه تا سپتامبر ۲۰۰۶، پیش‌نویس برنامه DCLS”" را برای نظرسنجی عمومی بر روی پایگاه اینترنتی خود قرار داد و در تاریخ سی‌ام‌سپتامبر ۲۰۰۶ این برنامه به تصویب نهایی آژانس رسید و به کلیه دانشگاه‌های آمریکا ابلاغ شد.

در اساسنامه این دوره نقش دکترای علوم آزمایشگاه بالینی چنین تعریف شده است:
«انتظار می‌رود که دکترای بالینی علوم آزمایشگاهی، پایان تحصیلات حرفه‌ای در حرفه علوم آزمایشگاهی بالینی باشد».

این رشتة تحصیلی، فرصت‌های جدیدی برای پیشرفت حرفه‌ای در حوزه‌های متعددی که شامل مؤسسه‌های بالینی، آزمایشگاه‌های دولتی، سازمان‌های تحقیقاتی و آزمایشگاه‌های دانشگاهی می‌باشد را پدید می‌آورد.

دارندگان مدرک دکترای بالینی علوم آزمایشگاهی، به ‌عنوان واسطة مشترک مؤثری بین پزشک، تحقیقات پزشکی و سیاست‌های مراقبت بهداشتی عمل خواهند کرد. آنها از طریق حذف تست‌های غیر ضروری و افزودن تست‌های لازم که توسط پزشک درخواست نشده‌اند، استفاده صحیح و مؤثر از تست‌های آزمایشگاهی را تضمین خواهند کرد. بدین ترتیب کاهش هزینه‌ها، تشخیص سریع‌تر و ارتقاء کیفی وضعیت بیماران حاصل خواهد شد.

مسئولیت‌های افراد دارای مدرک دکترای علوم آزمایشگاهی بالینی در حوزه‌های مختلف چنین تعریف شده است:
این افراد در حوزه مراقبت از بیمار با استفاده از الگوریتم‌های تست‌های آزمایشگاهی و اطلاعات و آگاهی که از موارد تشخیصی و درمانی دارند، با نوشتن یادداشت و تذکر روی برگة جواب آزمایش‌ها، استفاده و کاربرد ”آزمایش‌ها” در درمان را تسهیل می‌کنند.

در حوزه آموزش، به‌عنوان عضو هئیت علمی دانشگاه‌ها، مشاور بیماران و خانواده‌ها بوده و با ارائه مشاوره به دست‌اندرکاران امر پزشکی و مراقبت‌های بهداشتی، به نحو مؤثری موجب انتشار اطلاعات آزمایشگاهی خواهند شد. آنها به متخصصان امور بهداشتی و عموم مردم، درباه آزمایش‌هایی که نیاز به نسخه پزشک ندارند و تست‌های آزمایشگاهی بر بالین بیمار .,(Point of Care Testing) آموزش خواهند داد، همچنین دست اندرکاران امور بهداشتی را آگاه خواهند کرد و در مورد آنالیت‌ها و تست‌های جدیدی که حاصل پیشرفت فناوری‌های روبه توسعه هستند آموزش خواهند داد.

در حوزه کاربردهای تحقیقاتی، آنها تحقیقات بالینی را انجام داده و یافته‌های تحقیقاتی را به شکل کاربردی در امر بالین به کار خواهند گرفت.

در حوزه سیاست مراقبت‌های بهداشتی نیز، آن‌ها در دسته‌های مختلف تصمیم‌گیری و سیاست‌گزاری شرکت کرده و پیشنهادات خود را ارائه خواهند داد، همچنین وارد حوزه‌هایی نظیر وکالت حرفه‌ای و اخلاق پزشکی خواهند شد.

در حوزه وابسته به ارائه خدمات بهداشتی نیز، آن‌ها بخش جدایی‌ناپذیر مدیریت مراکز آزمایشگاهی،اداره کل خدمات آزمایشگاهی بوده و با تجزیه و تحلیل پیامدهای آزمایشگاهی در حوزه‌های کاری متعدد نظیر؛ مراقبت مستقیم از بیمار، مدیریت‌های صنعتی، سلامت عمومی و مؤسسات دولتی،خصوصی، بالینی و دانشگاهی، دسترسی به خدمات آزمایشگاهی را تضمین می‌کنند.

“تحصیلات دارندگان DCLS” :
از آنجائی‌که دارندگان درجه دکترای علوم آزمایشگاهی بالینی، در رابطه با آزمایش‌های تشخیصی و آزمایشگاه بالینی فعالیت می‌کنند بسیار حیاتی و مهم است که فارغ‌التحصیلان این دوره به طور گسترده‌ای در تمام رشته‌های علمی آزمایشگاهی تحصیل کرده باشند. در نتیجه، افرادی‌که می‌خواهند وارد دوره دکترای بالینی این رشته شوند، باید دارای مدرک لیسانس علوم آزمایشگاهی بوده و اعتبار علمی مدرک لیسانس آنان توسط “NCA” یا ” “ASCPتأیید شده باشد. NAACLS”" استانداردهایی را به عنوان حداقل نیازها ارائه کرده و ضمناً فرآیندی را به منظور اعتبار‌بخشی برنامه‌های آموزشی دکترای بالینی به اجرا درخواهد آورد. اگر یک مؤسسه دانشگاهی قصد داشته باشد دوره آموزش همزمان “Ph.D” و دکترای بالینی را به اجرا در آورد، “NAACLS” فقط بخش دکترای بالینی آن‌را مورد تأیید قرار خواهد داد.

دانش‌آموختگان این دوره لازم است که اطلاعات گسترده‌ای در حوزه‌های علمی که در روند مراقبت از بیماران تأثیر گذار است داشته باشند. این حوزه‌ها شامل بیوشیمی، ژنتیک، فارماکوکینتیک و فیزیوپاتولوژی می‌شوند، اما به اینها نیز محدود نخواهند بود.

ضمناً بایداطلاعات پزشکی ضروری برای ارائه و هماهنگ سازی مراقبت از بیمار را داشته باشند. بدست آوردن چنین اطلاعاتی نیازمند شرکت در دوره‌های انترنی بالینی و شرکت در راندهای بالینی می‌باشد “NAACLS” و گروه “”GTF از این که پس از ۶ سال تحقیق و مشاوره و برنامه‌ریزی به چنین دوره آموزشی دست یافته‌اند بسیار خرسند هستند و امید دارند که آینده آزمایشگاه‌های بالینی امریکا با جذب دانش‌آموختگان این دوره به نحوه چشمگیری متحول گردد.

یادآوری می‌شود که در کشور ما ۲۲ سال پیش چنین رشته‌ای با برگزاری سمینارها و جلسات متعددی توسط کمیته پزشکی شورای‌عالی انقلاب فرهنگی با همین اهداف، کاربرد و مشخصات به تصویب رسید و از سال ۶۴ تا ۷۳ اقدام به پذیرش و تربیت حدود ۱۳۰۰ نفر با عنوان دکترای علوم آزمایشگاهی نمود که به اذعان همگان، انقلابی در سطح آزمایشگاه‌های کشور ایجاد شد و باعث ارتقاء کیفیت و گسترش خدمات آزمایشگاهی در سطح کشور گردید ولی به دلایل نا مشخصی و با این ذهنیت که نیاز به این دوره رفع گردیده، پذیرش این دوره متوقف شد. اما می‌بینیم که ۱۳ سال پس از این تصمیم در ایران، کشور آمریکا طی ۶ سال تحقیق به نیاز مبرم خود به تأسیس چنین دوره‌ای پی می‌برد و به تصویب آن افتخار می‌ک
موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ سه شنبه 1391/03/16 ] [ 8:51 PM ] [ محسن آزاد ]

اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی ، اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی ، اگه ستاره بودی روشن ترین بودی و تا زمانی که هستم واسم عزیز ترینی .

روز تولدت مبارک

اگر باران بودم آنقدر می باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم، اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم، اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت میکردم، اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت مینواختم، ولی افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم...

تمام وجودم را در قلبم ، قلبم را در چشمانم ، چشمانم را در زبانم ، خلاصه می کنم تا بگویم روز تولدت مبارک باد

خواهر خوشگل و ملوسم

بیا شمع ها رو فوت کن تا همیشه زنده باشی

داداشی یه عالمه دوست داره


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ جمعه 1391/02/29 ] [ 1:21 PM ] [ محسن آزاد ]
زعفران به عنوان طعم دهنده در غذا و براي رنگ كردن پارچه در کشورهاي در حال توسعه و توسط صنعتگران به مقدار زياد استفاده مي‌شود. در فرهنگ عامه، زعفران به عنوان مسکن، خلط آور، محرک جنسي و معرق کاربرد دارد. در گزارش‌هاي داستان گونه مربوط به مناطق استوايي آسيا، از خميري نام برده شده که مخلوطي از زعفران و چوب صندل است و اين خمير امروزه همچون گذشته به صورت مرهمي آرامش بخش براي پوست‌هاي خشک مصرف مي‌شود.

منبع جغرافيايي

به گزارش دنياي سلامت، زعفران يكي از گياهاني است كه از قديم توسط بشر كشت مي شده است. به احتمال زياد بومي جنوب غرب آسيا و جنوب اروپاست. در حال حاضر بيشتر از كشت گاه‌هاي جنوب غرب اسپانيا و شمال شرق ايران صادر مي‌شود. در تجارت محصول، گونه‌هاي متعددي از آن از جمله «Crocus naturalis» و «Crocus electus» عرضه مي‌شود.

گياه شناسي

زعفران گياهي كوچك و چندساله به ارتفاع 10-30 سانتي متر و پيازدار است كه پياز آن تقريباً كروي و پوشيده از غشاء‌هاي نازك قهوه‌اي مي‌باشد. از وسط پياز و يا قاعده ساقه، تعدادي برگ باريك و دراز خارج مي‌شوند. وسط برگ‌ها، ساقه گلداري وجود دارد كه به يك تا سه گل منتهي مي‌شود. گل‌ها بسيار زيبا و داراي شش گلبرگ بنفش رنگ هستند كه ممكن است در بعضي واريته‌ها به رنگ گلي يا ارغواني باشند. گل‌ها داراي سه پرچم و يك مادگي منتهي به كلاله سه شاخه به رنگ قرمز متمايل به نارنجي است. قسمت مورد استفاده اين گياه، انتهاي خامه و كلاله سه شاخه به نام زعفران است كه بوي معطر با طعم كمي تلخ دارد. انتشار جغرافيايي زعفران در ايران شامل استان خراسان (قائنات، بيرجند و گناباد)، يزد، کرمان، گيلان و مازندران مي‌باشد. در سالهاي اخير زعفران در کرج و قم نيز کشت شده است.

اثرات مهم

در طب عوام به عنوان آرام بخش، مسكن، ضد اسپاسم و مقوي معده مصرف مي‌شود و در تغذيه به عنوان معطركننده، طعم دهنده و رنگ كننده (زعفران باعث ايجاد رنگ زرد طلايي خوشرنگ، بوي مطبوع و مزه اي خوب در غذاها مي‌شود) كاربرد دارد. با توجه به رنگ بسيار غليظي كه از آن توليد مي‌شود، در صنايع آرايشي؛ داروسازي؛ قنادي؛ و تهيه ليكورها از آن استفاده مي‌گردد.

تركيبات مهم

تركيبات زردرنگ و محلول در آب که از مشتقات كروستين به شما ر مي‌روند. تركيبات تلخ آن پيكروكروسين و تركيب معطر سافرانال مي‌باشد. حدود ده درصد روغن ثابت دارد كه مشتقات آن شامل اسيد اولئانوليك و مقدار نسبتا زيادي ريبوفلاوين است.

مقدار مصرف

10-15 عدد از خامه‌ها در يك ليوان آب براي يك نوبت مصرف كافي است. مقدار مصرف عادي آن روزانه حدود يك گرم و مقدار مصرف تنتور آن حدود 15 قطره در روز مي‌باشد.

مصرف زياد زعفران قاعده‌آور و سقط كننده جنين است. همچنين ممكن است باعث استفراغ، خونريزي رحمي، اسهال خوني، خون در ادرار، خون دماغ، خونريزي كنار چشم و لب، زرد شدن پوست و زرد شدن غشاء مخاطي شود. به‌طور كلي مصرف حدود 20 گرم آن كشنده است.

عصاره زعفران كه به آن «Swedish bitters» گفته مي‌شود، توسط كارخانجات زيادي تهيه و به بازار عرضه مي‌شود.

پژوهش‌هايي كه به تازگي در آمريكا صورت گرفته، نشان داده است كه كروستين موجود در زعفران در نخاع، فشار خون، ادم مغزي و پاپيلماي پوست در حيوانات اثرات مثبت و ارزنده‌اي دارد. در تحقيقات ديگري مشخص شد که زعفران اکسيژن پلاسما را افزايش داده و داراي اثرات ضدسرطان مي‌باشد. زعفران همچنين مي‌تواند تري گليسريدها و كلسترول را كاهش دهد. مطالعاتي در اسپانيا نشان داده است كه كاهش امراض قلبي در قسمتي از اين منطقه احتمالاً مربوط به مصرف دائم زعفران است.

نگه‌داري

زعفران بايد از نور و رطوبت محافظت شود. بهترين ظروف نگهداري زعفران در درجه اول ظروف فلزي و بعد ظروف شيشه‌اي رنگي است.

ظروف پلاستيكي براي نگهداري مناسب نيستند؛ زيرا در مدت كوتاهي اسانس زعفران كم شده و از مرغوبيت آن كاسته مي‌شود.

همچنين بهتر است هنگام مصرف به صورت پودر درآيد و يا پودر آن در زمان کوتاهي مصرف گردد، چون اسانس معطر آن از پودر زودتر تبخير مي‌شود.

مهم‌ترين اثرات گزارش‌شده

ضد درد، ضد دپرسيون، ضد سم، ضد ادم، ضد اكسيدان، ضد عفوني كننده، ضد اسپاسم، ضد نفخ، ضد تومور، تقويت كننده قواي جنسي، مقوي قلب، خنثي كننده راديكال‌هاي آزاد، سقط كننده، معرق، هضم كننده غذا، قاعده آور، خلط آور، بند آورنده خون، كاهش دهنده كلسترول، کاهش دهنده پر فشاري خون، ناركوتيك (مخدر)، مقوي اعصاب، محافظ اعصاب، مسكن، محرك، مقوي معده، سمي و مقوي رحم.

نكات قابل توجه

تقلبات ـ با توجه به قيمت بالاي زعفران، متأسفانه گاهي تقلباتي در عرضه آن صورت مي‌گيرد. يكي از مهم‌ترين تقلبات جا زدن گل رنگ مي‌باشد. اين گياه به نام عمومي زعفران آمريكايي (American saffron) معروف است كه از نظر تركيبات و آثار كاملاً با زعفران تفاوت دارد، ولي از نظر ظاهري شبيه آن است.

تقلبات زعفران را مي توان به خوبي با روش‌هاي ميكروسكوپي (خرده نگاري) و يا تجزيه و تشخيص اسانس (رايحه آن) شناسايي كرد.

براي بهتر پودر شدن زعفران توسط آسياب‌هاي کوچک، بهتر است به حدود 1 تا 5 گرم آن يک يا دو حبه قند اضافه شود. همچنين مي‌توان زعفران را در‌هاون‌هاي کوچک که اکثرا از جنس مرمر هستند، به طور مستقيم پودر كرد.

در تحقيقات دكتر صالحي سورمقي و همكاران در سال 1375 در دانشکده داروسازي تهران بر روي اسانس زعفران، اجسام مهم موجود در آن شامل سافرانال 2 درصد، پنتان 8 درصد، پنتانول 7 درصد، «Butanoic acid» 25 درصد، «Butanoic acid isobutr ester» 5/1 درصد و بتاالمن 2، 5/3 درصد گزارش شد. نکته بسيار مهم اينکه ماده سافرانال که به عنوان يک ماده سمي تلقي مي‌شود، در زعفران ايراني بسيار کم است و يا وجود ندارد؛ در حالي که درصد اين ماده در بعضي زعفران‌هاي نقاط ديگر جهان نسبتا بالاست. اين نکته ارجحيت زعفران ايران بر ديگر انواع را روشن مي‌سازد.

براي کاربرد زعفران در غذاها و يا نوشيدني‌ها مي‌توان به طور مستقيم از پودر آن استفاده کرد و يا به پودر ابتدا کمي آب ولرم افزود و پس از چند دقيقه خيس خوردن آن را با قاشق کمي هم زده و سپس اضافه نمود.

زعفران‌هاي مختلفي در دنيا وجود دارند از جمله: زعفران گاتينه در اطريش؛ زعفران کوزاني در يونان؛ زعفران اسپانيايي که شباهت زيادي به زعفران‌هاي آسيايي و ايراني دارد و زعفران ايران و هند که شبيه به هم هستند.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ دوشنبه 1391/02/18 ] [ 1:17 PM ] [ محسن آزاد ]

گلها به رنگ آبی کمرنگ یا ارغوانی معمولا در تابستان سال دوم ظاهر می شود.گونه دیگری از این گیاه که از نظر طبی چندان مورد توجه نیست دارای گلهای قرمز زیبایی است که به نام سلوی در گل کار کاشته می شود،نام علمی آنSalvia ambigua می باشد.

مریم گلی وحشی در اراضی خشک و سنگلاخ مناطق مختلفه آسیا و شمال آفریقا می روید،در ایران نیز این گیاه در آذربایجان شرقی و بعضی مناطق دیگر ایران در باغچه ها کاشته می شود.

تکثیر مریم گلی اگر چه با بذر ممک است ممکن است ولی در باغبان معمولا از طریق قلمه ازدیاد می شود.این گیاه در شرایط مختلفه وسیعی می روید ولی بهتر ین رشد آن در خاکهای رسی غنی زهکش دار می باشد و اراضی رو به آفتاب را ترجیح می دهد.برای تولید تجارتی فاصله بین خطوط کاشت را معمولا یک متر و فاصله بوته ها در روی خطوط را در حدود ۴۰ سانتی متر می گیرند.

محصول سال اول البته کم است ولی در سال دوم و در سالهای بعد حدود یک تن برگ خشک از هر هکتار برداشت سال دوم و در سالهای بعد در حدود یک تن خشک از هر هکتار برداشت می شود.بدیهی این مقدار برگ ،محصول چند چین می باشد.

گیاه مریم گلی در کاهش قند خون، بهبود زخم‌های واریسی و تقویت مو کاربرد دارد اما مصرف زیاد آن به واسطه وجود ترکیبات سمی باعث افزایش ضربان قلب و سرگیجه می‌شود.

مریم گلی گیاهی از خانواده نعنائیان با گلهای سفید و زیبای خوشه‌ای جزء گیاهان معطر و خوشبو است که طعم بسیار تلخی دارد.

ترکیبات اصلى اسانس این گیاه را ۶۰ تا ۳۵ درصد توچون و بقیه را سینئول، بوزنئول و بورنئول استات تشکیل مى‌دهند. اسانس مریم گلی از عنبری است که از میزان بسیار بالای کافور برخوردار است. به همین دلیل از اسانس این گیاه به عنوان اسانس پایه در تهیه عطر استفاده می‌کنند.

مریم گلى به صورت موضعى به عنوان ضد التهاب قابض، ضدباکترى و در درمان آفت و التهابات دهانی موثر است.

این گیاه ضد درد و برای کاهش قند خون موثر است. مریم گلی آرام بخش و مقوی اعصاب بوده و در بهبود صرع کاربرد دارد همچنین برای زخمهایی که بر اثر واریس به وجود می آید التیام بخش است.

در انواع گلو درد نیز از این گیاه استفاده می‌شود. جوشانده غلیظ این گیاه اگر با آب مخلوط شود برای دردهای مفصلی و رماتیسم بسیار مفید و مؤثر خواهد بود.

تنتوره مریم گلی برای تقویت مو به کار می‌رود و دم کرده این گیاه قاعده آور است.

مصرف زیاد این گیاه به واسطه وجود ترکیبات سمی مجاز نیست، زیرا باعث افزایش ضربان قلب و دمای بدن و سرگیجه می‌شود.

از مریم گلی برای التیام زخمهای ساق نیز استفاده می شود به این ترتیب که آن را با عسل جوشانیده و پارچه ای را در این دم کرده وارد و آلوده کرده و ری زخم می اندازند در التیام زخم تسریع می نماید.دم کرده ساده آن هم برای این نوع کمپرسها مفید است. سرانجام از مریم گلی به عنوان مدر و کمک به هضم غذا ضد تشنج و کم کردن مقدار قند خون و قاعده آور استفاده می شود.مصرف جوشانده آن ۱۰ گرم برگ گیاه در ۱۰۰ گرم سرکه مقدار قند خون را به سرعت کاهش می دهد.
در فرانسه از دم کرده ۳۰-۱۵ گرم مریم گلی در یک لیتر آب جوش به عنوان قاعدعه آور استفاده می کنند و یک فنجان در هنگام خواب می خورند.

دم کرده مریم گلی : ۵ گرم برگ خشک مریم گلی را با ۱۰۰۰ رگم آب جوش دم و صاف کرده و برای تحریک تقویت و عرق کردن متدرجا در عرض روز فنجان فنجان مثل چای بخورند.دم کرده ۳۰-۱۵ گرم برگ در۱۰۰۰ گرم آب جوش به عنوان مقوی معده و برای ضعف اعصاب بسیار نافع است.

دود کردن مریم گلی: برگ خشک مریم گلی را گرفته خرد کرده مثل توتون در چپق بریزندو دود کنند و پس از کشیدن دهان و بینی را ببندند ،نفس را بشدت از ریه خارج کنند و چندین دفعه در عرض روز این عمل را تکرار کنند،برای سنگینی گوش و اختلالات نزله و سرما خوردگی و ورمهای حلق ناشی از سرما خوردگی نافع است.

تهیه و تنطور مریم گلی برای تقویت مو:برگهای مریم گلی را در الکل (۵ بربر وزن برگ )مدت ۲ هفته خیس می کنند و پس از آن مایع حاصل را به نسبت مساوی با مشروب الکلیRhum مخلوط می کنندو با این مخلوط در موقع استحمام پوست سر را خوب مالش می دهند.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ جمعه 1391/02/15 ] [ 11:8 PM ] [ محسن آزاد ]
وقتی کارگزاران انوشیروان ساسانی در حال بنا کردن کاخ کسرا بودند به او اطلاع دادند که برای پیشبرد کار ناچارند برخی از خانه هایی که در نقشه بارگاه ساسانی قرار گرفته اند را نیز به قیمتی مناسب خریداری و سپس ویران کنند تا دیوار کاخ از آنجا بگذرد، اما در این میان پیرزنی هست که در خانه ای گلی و محقر زندگی می کند و علیرغم آنکه حاضر شده ایم منزلش را به صد برابر قیمت واقعی اش از او خریداری کنیم باز راضی نمی شود . چه باید کرد؟ انوشیروان گفت " از من نپرسید که چه باید کرد . خودتان بروید و بنا به رسم عدالت و روح جوانمردی که همهء ما ایرانیان داریم با او رفتار کنید " . کسانی که از ویرانه های کاخ کسرا (ایوان مداین) بر لب دجلهء عراق دیدن کرده اند حتما دیوار اصلی کاخ را هم دیده اند که در نقطه ای خاص به شکل عجیبی کج شده و پس از طی کردن مسیری اندک باز در خطی راست به جلو رفته است . این نقطه از دیوار همان جاییست که خانهء پیرزن تنها بود و بنای کاخ را به احترام حقی که داشت کج ساختند تا خانه اش ویران نشود و تا روزی هم که زنده بود همسایهء دیوار به دیوار پادشاه ماند . از آن زمان هزاران سال گذشته است اما دیوار کج کاخ کسرا باقی مانده است تا نشانهء روح جوانمردی مردم ایران و عدل پادشاهانشان در عهد ساسانی باشد دیوار کج کاخ کسرا بر جای مانده است تا یادآور آن پیرزن تنها و نماد روح جوانمردی مردم ساسانی و نشانهء عدل و عدالت انوشیروان باشند
موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ جمعه 1391/02/15 ] [ 1:23 AM ] [ محسن آزاد ]

دوست ، تقدیر گریزناپذیر ما نیست. برادر خواهر پسر خاله و دختر عمو نیست که آش کشک خاله باشد. دوستی انتخاب است. انتخابی دو طرفه که حد و مرز و نوع آن به وسیله همان دو نفری که این انتخاب را کرده اند تعریف می شود. با دوستانمان میتوانیم از همه چیز حرف بزنیم و مهم تر آنکه می توانیم از هیچ چیز حرف نزنیم وسکوت کنیم. با دوستانمان میتوانیم درد دل کنیم و مهم تر آنکه می شود درد دل هم نکرد و بدانیم که می داند.
از دوستانمان می توانیم پول قرض بگیریم و اگر مدتی بعد او پول خواست و نداشتیم با خیال راحت بگوییم نداریم. و اگر مدتی بعد تر دوباره پول احتیاج داشتیم و او داشت دوباره قرض بگیریم. با دوستانمان میتوانیم بگوییم: امشب بیا خونه ما دلم گرفته و اگر شبی دیگر زنگ زد و خواست به خانه مان بیاید و حوصله نداشتیم بگوییم : امشب نیا حوصله ندارم.
با دوستانمان می توانیم بخندیم می توانیم گریه کنیم می توانیم رستوران برویم و غذا بخوریم می توانیم بی غذا بمانیم و گرسنگی بکشیم می توانیم شادی کنیم می توانیم غمگین شویم میتوانیم دعوا کنیم. می توانیم در عروسی خواهر و برادرش لباس های خوبمان را بپوشیم و فکر کنیم عروسی خواهر و برادر خودمان است. و اگر عزیزی از عزیزان دوستانمان مرد لباس سیاه بپوشیم و خودمان را صاحب عزا بدانیم. با دوستانمان میتوانیم قدم بزنیم می توانیم نصف شب زنگ بزنیم و بگوییم : پاشو بیا اینجا و اگر دوستمان پرسید چی شده؟ بگوییم :حرف نزن فقط بیا. و وقتی دوستمان بی هیچ حرفی آمد خیالمان راحت باشد که در این دنیا تنها نیستیم با دوستانمان می توانیم حرف نزنیم کاری نکنیم جایی نرویم و فقط از اینکه هستند خوشحال و خوشبخت باشیم و اگر شما یا او غیر از این بودید شک کنید که هنوز به دوستی نرسیده اید


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ جمعه 1391/02/15 ] [ 1:20 AM ] [ محسن آزاد ]
فرستنده:جناب آقای بلالی


آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند! حتما می دانید که نوبل مخترع دینامیت است. زمانی که برادرشلودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترعدینامیت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را می‌خواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد: "آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آور ترین سلاح بشری مرد!"

آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟

سریع وصیت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه‌ای برای صلح و پیشرفت‌های صلح آمیز شود.

امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزه‌های فیزیک و شیمی نوبل و ... می‌شناسیم. او امروز، هویت دیگری دارد.
یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است!
ساعتی اندیشیدن برتر از هفتاد سال عبادت است

موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ جمعه 1391/02/15 ] [ 0:52 AM ] [ محسن آزاد ]
دکتر الهی قمشه ای می گوید:

یکی از جذاب ترین تعبیرات " نفس و عشق " ، قصه دیو و سلیمان است که از دیرباز در ادب پارسی به اشاره و تلمیح از آن یاد شده است .

قصه چنین است که سلیمان فرزند داود ، انگشتری داشت که اسم اعظم الهی بر نگین آن نقش شده بود و سلیمان به دولت آن نام ، دیو و پری را تسخیر کرده و به خدمت خود در آورده بود ، چنانچه برای او قصر و ایوان و جام ها و پیکره ها می ساختند (قرآن / سبا / ١٣) . این دیوان ، همان لشکریان نفسند که اگر آزادباشند ، آدمی را به خدمت خود گیرند و هلاک کنند و اگر دربند و فرمان سلیمان روح آیند ، خادم دولتسرای عشق شوند.

روزی سلیمان انگشتری خود را به کنیزکی سپرد و به گرمابه رفت . دیوی از این واقعه باخبر شد . در حال خود را به صورت سلیمان در آورد و انگشتری را از کنیزک طلب کرد . کنیز انگشتری به وی داد و او خود را به تخت سلیمان رساند وبر جای او نشست و دعوی سلیمانی کرد و خلق از او پذیرفتند ( از آنکه از سلیمانی جز صورتی و خاتمی نمی دیدند . ) و چون سلیمان از گرمابه بیرون آمد واز ماجرا خبر یافت ، گفت سلیمان حقیقی منم و آنکه بر جای من نشسته ، دیوی بیش نیست. اما خلق او را انکار کردند . و سلیمان که به ملک اعتنایی نداشت و درعین سلطنت خود را " مسکین و فقیر " می دانست ، به صحرا و کنار دریا رفت و ماهیگیری پیشه کرد.
دلی که غیب نمایست و جام جم دارد
ز خاتمی که دمی گم شود ، چه غم دارد؟
حافظ


اما دیو چون به تلبیس و حیل بر تخت نشست و مردم انگشتری با وی دیدند و ملک بر او مقرر شد ، روزی از بیم آنکه مبادا انگشتری بار دیگر به دست سلیمان افتد ، آن را در دریا افکند تا به کلی از میان برود و خود به اعتبار پیشین بر مردم حکومت کند . چون مدتی بدینسان بگذشت ، مردم آن لطف و صفای سلیمانی را در رفتار دیو ندیدند و در دل گفتند :
که زنهار از این مکر و دستان و ریو
به جای سلیمان نشستن چو دیو
و بتدریج ماهیت ظلمانی دیو بر خلق آشکار شد و جمله دل از او بگردانیدند و در کمین فرصت بودند تا او را از تخت به زیر آورند و سلیمان حقیقی را به جای او نشانند که به گفته ی حافظ :

اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش
که به تلبیس و حیل ، دیو سلیمان نشود
و
بجز شکر دهنی ، مایه هاست خوبی را
به خاتمی نتوان زد دم از سلیمانی
و به زبان مولانا :
خلق گفتند این سلیمان بی صفاست
از سلیمان تا سلیمان فرق هاست
و در این احوال ، سلیمان همچنان بر لب بحر ماهی می گرفت . روزی ماهی ای را بشکافت و از قضا ، خاتم گمشده را در شکم ماهی یافت و بر دست کرد .
سلیمان به شهر نیامد ، اما مردم از این ماجرا با خبر شدند و دانستند که سلیمان حقیقی با خاتم سلیمانی ، بیرون شهر است . پس در سیزده نوروز بر دیو بشوریدند و همه از شهر بیرون آمدند تا سلیمان را به تخت باز گردانند . و این روز ، بر خلاف تصور عامه ، روزی فرخنده و مبارک است و به حقیقت روز سلیمان بهار است . و نحوست آن کسی راست که با دیو بسازد و در طلب سلیمان از شهر بیرون نیاید .

و شاید رسم ماهی خوردن در شب نوروز ، تجدید خاطره ای از یافتن نگین سلیمان ورمزی از تلاش انسان برای وصول به اسم اعظم عشق باشد که با نوروز و رستاخیز بهار همراه است و از همین روی ، نسیم نوروزی نزد عارفان همان نفس رحمانی عشق است که از کوی یار می آید و چراغ دل را می افروزد :
ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل بیفروزی

موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ چهارشنبه 1391/02/13 ] [ 5:18 PM ] [ محسن آزاد ]

روزی که به دنیا آمدی هرگز نمیدانستی زمانی خواهد رسید که آرامش بخش روح و روان کسی باشی که با بودن تو دنیا برایش زیباتر است بهانه نفس کشیدنم

سالروز تولد آسمانیت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک

همه با هم بخونیم تولدت مبارک تولدت

مبارک تولدت مبارک مبارک مبارک ماچ بغل



خدایا اولین آرزوی من برای داداشم سلامتی اونه همیشه سلامت نگهش دار


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ سه شنبه 1391/02/12 ] [ 6:0 PM ] [ محسن آزاد ]
دانشگاه شیکاگو بسیار پیشرفته بود. مهم تر از هر چیزی آزمایشگاه های متعددو معتبر آن بود. من در لابراتوار بسیار پیشرفته اپتیک، مشغول به کار شدم. در خوابگاه دانشگاه هم اتاق مجهزی برای اقامت، به من داده بودند. از نظر وسایل رفاهی، مثل اتاق یک هتل بسیار خوب بود. آدم باورش نمی شد، این اتاق در دانشگاه باشد. معلوم بود که همه چیز را، برای دلگرمی محققین و اساتید، فراهم کرده بودند. نکته خیلی مهم و حائز اهمیت، آزمایشگاه ها و چگونگی تجهیزات آن بود. یک نمونه از آن مربوط به میزی می شد، که در آن آزمایشگاه به من داده بودند،این میز کشوی کوچکی داشت، از روی کنجکاوی آنرا بیرون کشیدم، و با کمال تعجب،چشمم به یک دسته چک افتاد. دسته چک را برداشتم، و متوجه شدم تمام برگه های آن امضا شده است. فوراً آنرا نزد پروفسوری که رئیس آزمایشگاه ها و استاد راهنمای خودم بود بردم . چک را به او دادم، و گفتم: ببخشید استاد، که بی خبر مزاحم شدم.
موضوع بسیار مهمی اتفاق افتاده است، ظاهراً این دسته چک مربوط به پژوهشگر قبلی بوده، و در کشوی میز من جا مانده است، واضافه کردم، مواظب باشید، چون تمام برگهای آن امضا شده است، یک وقت گم نشودپروفسور با لبخند تعجب آوری، به من گفت:این دسته چک را دانشگاه برای شما، مانند تمام پژوهشگران دیگر دانشگاه، آماده کرده است، تا اگر در هنگام آزمایش ها به تجهیزاتی نیاز داشتید، بدون معطلی به کمپانی سازنده تجهیزات اطلاع بدهید.آن تجهیزات را، برای شما می آورند و راه می اندازند و بعد فاکتوری به شما می دهند. شما هم مبلغ فاکتور شده را روی چک می نویسید و تحویل کمپانی می دهید. به این ترتیب آزمایش های شما با سرعت بیشتری پیش می روند.توضیح پروفسور مرا شگفت زده کرد و از ایشان پرسیدم: بسیار خوب،ولی این جا اشکالی وجود دارد، و آن امضای چک های سفید است؛ اگر کسی از این چک سوء استفاده کرد، شما چه خواهید کرد؟با لبخند بسیار آموزنده یی چنین پاسخ داد:بله، حق با شماست. ولی باید قبول کنید، که درصد پیشرفتی که ما در سال بر اساس این اعتماد به دست می آوریم، قابل مقایسه با خطایی که ممکن است اتفاق بیفتد،نیست این نکته، تذکر یک واقعیت بزرگ و آموزنده بود. نکته یی ساده که متاسفانه ما در کشورمان، نسبت به آن بی توجه هستیم یک روز که در آزمایشگاه مشغول به کار بودم، دیدم همین پروفسور از دور مرا به شکلی غیر معمول، نگاه می کند. وقتی متوجه شد، که من از طرز دقت او نسبت به خودم متعجب شده ام، با لبخندی بسیار جذابی کنارم آمد، و گفت: آقای دکتر حسابی، شما تازگی ها چقدر صورتتان شبیه افراد آرزومند شده است؟ آیا به دنبال چیزی می گردید، یا گم گشته خاصی دارید؟من که از توجه پروفسور تعجب کرده بودم با حالت قدرشناسی گفتم: بله، من مشغول تجربه ی نظریه ی خودم، در مورد عبور نور از مجاورت ماده هستم، برای همین، اگر یک فلز با چگالی زیاد، مثل شمش طلا با عیار بالا داشتم، از آزمایش های متعدد،
روی فلز های معمولی خلاص می شدم، و نتایج بهتری را در فرصت کمتری به دست می آوردم؛ البته این یک آرزوست او به محض شندیدن خواسته ام، گفت: پس چرا به من نمی گویید؟گفتم آخر خواسته من، چیز عملی نیست. من با شمش آلومینیوم، میله برنز و میله آهنی تجربیاتی داشته ام، ولی نتایج کافی نگرفته ام و می دانم که دستیابی به خواسته ام غیز ممکن است پروفسور وقتی حرف های مرا شنید از ته دل خنده ایی کرد و اشاره کرد که همراه او بروم. با پروفسور به اتاق تلفنخانه دانشگاه آمدیم. پروفسور با لبخند و شوق، به خانمی که تلفنچی و کارمند جوان آنجا بود، سفارش شمش طلا داد و خداحافظی کرد، و رفت. من که هنوزباورم نمی شد،فکر می کردم پروفسور قصد شوخی دارد و سربه سرم می گذارد. با نومیدی به تعطیلات آخر هفته رفتم. در واقع 72 ساعت بعد، یعنی روز دوشنبه که به آزمایشگاه آمدم،دیدم جعبه ای روز میز آزمایشگاه است. یادداشتی هم از طرف همان خانم تلفنچی،روی جعبه قرار داشت، که نوشته بود امیدوارم این شمش طلا ، به طول 25 سانتی متر، و با قطر 5 سانتی متر با عیار بسیار بالایی به میزان 24، که تقاضا کرده اید، نتایج بسیار خوبی برای کار تحقیقی شما، بدست دهدبا ناباوری، ولی اشتیاق وامید به آینده یی روشن کارم شروع کردم. شب و روز مطالعه و آزمایش می کردم تا بهترین نتایج را بدست آورم.حالا دیگر نظریه ام شکل گرفته بود و مبتنی بر تحقیقات علمی عمیق و گسترده ایی شده بودبعد از یکسال که آزمایش های بسیار جالبی را با نتایج بسیار ارزشمندی به دست آورده بودم، نزد آن خانم آوردم و شمش طلا خرده شده و تکه تکه را که هزار جور آزمایش روی آن انجام داده بودم را داخل یک جعبه روی میز خانم تلفنچی گذاشتم. به محض اینکه چشمش به من افتاد مرا شناخت وبا لبخند پر مهر و امیدی، از من پرسید: آیا از تحقیقات خود، نتایج لازم را بدست آوردید؟فوراً پاسخ دادم: بلی، نتایج بسیار عالی و شایان توجهی، بدست آوردم. به همین دلیل نزد شما آمده ام که شمش را پس بدهم، ولی بسیار نگران هستم زیرا این شمش، دیگر آن شمش اولی نیست، ودر جعبه را باز کردم و شمش تکه تکه شده را به او نشان دادم و پرسیدم حالا باید چه کار کنم؟ چون قسمتی از این شمش را بریده ام، سوهان زده ام و طبیعتاً مقداری از طلاها دور ریخته شده است. خانم
تلفنچی با همان روی خوش لبخند بیش تری زد و به من گفت: اصلاً مهم نیست، نتایج آزمایش شما برای ما مهم است.مسئولیت پس دادن این شمش با من است وقتی با قدم های آرام و تفکری ژرف از آنچه گذشته است، به خوابگاه می آمدم، به این مهم رسیدم، که علت ترقی کشورهای توسعه یافته، همین اطمینان خاطر و احترام  کارکنان مراکز تحقیقاتی می باشد و بس، یعنی کافیست شما در یک مرکز آموزشی، دانشگاهی و یا تحقیقاتی کار کنید، دیگر فرقی نمی کند که شما تلفنچی باشید یا استاد،مجموعه آن مراکز در کشور های پیشرفته دارای احترام هستند و بسیار طبیعی است که وقتی دست یک پژوهشگری در امر تحقیقات و یا تمام تجهیزات باز باشد و دارای احترامی شایسته باشد، حاصلی به جز توسعه علمی در پی نخواهد داشت.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ چهارشنبه 1391/02/06 ] [ 5:28 PM ] [ محسن آزاد ]
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/12/02.jpg
نشانه انگشت وسط که امروزه تبدیل به ابزاری شده تا فحاشی و تحقیر با ایما و اشاره را جایگزین معادل زبانی خود کند.
اما فلسفه وجودی این نشانه چیست؟انگلستان و فرانسه در خلال سالهای 1337 تا 1453، جنگهای زیادی را باهم انجام دادند
که به جنگهای صد ساله موسوم است. در خلال این جنگها و در سال 1415، در جنگی معروف،
به نام نبرد آگینکورت، سپاه فرانسه شکست سختی از سپاه انگلستان خورد.
اما پیش از این شکست، فرانسوی ها طرحی را برای ناکارآمد کردن سپاه انگلستان ارائه داده بودند.
بخش بسیار کارآمد سپاه مقابل را تیراندازان ماهر انگلیسی و ولزی شامل می شدند.
همانطور که می دانید، کمانداران، زه کمان را با استفاده از انگشت وسطشان می کشند و تیر را رها می کنند.
از جانب مقامات فرانسوی، دستور رسید تا در صورت دستگیر کردن هر انگلیسی، فورا انگشت وسط او را قطع کنند.
به این ترتیب آنها دیگر قادر به پرتاب تیر نخواهند بود.
از آن پس، در جنگهای مقابل، میان انگلیسیها مد شده بود
که در صورتی که سربازان فرانسوی را مشاهده می کنند،
انگشت وسطشان را به سمت آنها بگیرند تا با این حرکت
به آنها بفهمانند که "من هنوز انگشت وسط دارم و با همین انگشت یک تیر به سمت تو شلیک خواهم کرد و تو را خواهم کشت

موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ چهارشنبه 1391/02/06 ] [ 5:18 PM ] [ محسن آزاد ]

چند وقت پیش خبری منتشر شد که از رسیدن جمعیت زمین به 7 میلیارد نفر حکایت داشت. با چنین رشدی که جمعیت سیاره ما تجربه می کند، ظاهرا دیگر خانه های "روی زمین" جوابگوی نیاز این جمعیت نیست.
یکی از راهکارهایی که برای جبران کمبود خانه رو زمینی می توان به آن پناه برد، خانه های زیر زمینی است.
در این ایمیل شما را با 10 خانه زیرزمینی شگفت انگیز دنیا آشنا می کنیم. این خانه ها به قدری جالب و دیدنی هستند که شاید شما را به وسوسه داشتن خانه ای زیرزمینی بیاندازند!
 
1. خانه غار، آمریکا
 
این خانه با 15 هزار فوت مکعب مساحت و رعایت تمام استانداردهای لازم از نظر صرفه جویی در مصرف انرژی در در غاری در میسوری آمریکا ساخته شده است.
داخل این خانه زیرزمینی که دیوارهایش از ماسه سنگ است، کاملا مدرن طراحی و اجرا شده است. این خانه به لطف طراحی که دارد، نیاز به هیچگونه وسیله ای برای سرمایش یا گرمایش ندارد.
 
2. مالاتور، ولز
 
این خانه به عنوان یکی از شاهکارهای عصر حاضر ولز محسوب می شود. پشت بام پوشیده از چمن، دودکش فولادی و روزنه ای که برای ورود افراد تعبیه شده، این خانه را از سایر همتایانش در ولز متمایز کرده است.
طرح اولیه این خانه بسیار ساده است. این خانه تنها یک اتاق دارد که با پوسته ها یا دیواره های پیش ساخته رنگی از بقیه خانه متمایز می شود.
 
3. خانه پنهان، لهستان
 
این خانه طوری طراحی شده که از راه سقف سرسبزش به آن راه پیدا می کنید. راه پله ای که در ورودی خانه تعبیه شده، شما را به داخل راهنمایی می کند.
 
4. خانه زیرزمینی، انگلستان
 
این خانه دو طبقه را که بر روی یک معدن قدیمی ساخته شده معماری به نام جان بوجر برای زوجی به نام های فیل و هلن ردی ساخت.
 
5. خانه گل ناز، بریتانیا
 
این خانه طوری ساخته شده که بیشترین نورگیری ممکن را داشته باشد، هرچند که خانه ای زیرزمینی است! این خانه هم دوستدار محیط زیست است، هم سرد و گرم کردنش راحت است و هم از یک سیستم منحصر به فرد در برداشت آب باران استفاده می کند.
با این اوصاف، صاحب این خانه حتما آدم خوشبختی خواهد بود.
 
6. خانه گلبرگ، بریتانیا
 
گری نویل، کاپیتان پیشین تیم منچستر یونایتد انگلیس، طرح این خانه را برای خود در بولتون ارائه کرده که البته هنوز مورد موافقت قرار نگرفته است.
این خانه که به شکل گلبرگ های یک گل طراحی شده، چهار خوابه است و 8 هزار فوت مکعب هم مساحت دارد. این خانه همچنین در مصرف انرژی صرفه جویی می کند.
 
7. خانه سنگی کویر، یونان
 
این سازه مستطیل شکل از جمله دوستداران تراز اول محیط زیست است و از نور و گرمای طبیعی بهره می گیرد. این خانه که بین شیب دو کوه مجاور ساخته شده، طرحی جعبه مانند دارد و از ترکیب عناصر سنتی معماری یونان در آن بهره گرفته شده است.
 
8. ملک لاتنستراسه، سوئیس
 
این ملک سوئیسی متشکل از 9 خانه است که با راه پله به هم متصل می شوند و حتی پارکینگ زیرزمینی هم دارند. برای عایق کاری این خانه از سطح زمین استفاده شده است، به طوریکه سطح زمین به عنوان سقف این خانه ها، آنها را از باد و باران و دمای بالا و آسیب محافظت می کند.
 
9. خانه هابیت، سوئیس
 
بیشترین شهرت این خانه به خاطر حمام های گرما و چشم اندازهای باورنکردنی است. از آنجاییکه این خانه تقریبا کامل زیر زمین است، نیازی به هیچ وسیله گرمایشی و سرمایشی ندارد.
 
10. کندوان، ایران
 
این خانه های زیبا که در کوه سهند در سرزمین خودمان 700 سال است که خودنمایی می کند. از آنجاییکه قدمت این خانه ها بسیار زیاد است، نیاز به تعمیر و تجهیز آنها اجتناب ناپذیر بود که با انجام تغییرات لازم هم اکنون این خانه ها دارای همه امکانات لازم برای زندگی هستند.

موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ چهارشنبه 1391/02/06 ] [ 5:16 PM ] [ محسن آزاد ]

مهندسی شیمی

مقدمه

آیا تصور می‌كنید كه مهندسی شیمی؛ یعنی حفظ فرمول‌های ریز و درشت و كار در آزمایشگاه‌های شیمی؟ آیا فكر می‌كنید كه دانشجویان این رشته باید شیفته علم شیمی باشند؟ اصلاً هیچ فكر كرده‌اید كه چرا فقط داوطلبان گروه ریاضی و فنی می‌توانند وارد این رشته شوند؟ آیا می‌دانید كه مهندسی شیمی زائیده ضرورت و نیاز صنعت مكانیك، الكترونیك و عمران است؟ برای مثال به مرور زمان صنعت به مهندس مكانیكی احتیاج پیدا كرد كه از تحولات و فرآیند‌های شیمیایی اطلاع داشته باشد و بتواند دستگاه‌هایی را طراحی كند كه در آنها فرآیندهای شیمیایی اتفاق می‌افتد.در نتیجه شروع به تربیت مهندسین مكانیكی كرد كه بیش از معمول تحصیل كردگان این رشته از علم شیمی مطلع باشند. و این دسته از متخصصان،‌ همان مهندسین شیمی هستند.این رشته‌ با 9 گرایش‌ صنایع‌ غذایی‌، صنایع‌ شیمیایی‌ معدنی‌، صنایع‌ گاز، صنایع‌ پتروشیمی‌، صنایع‌ پلیمر، صنایع پالایش، طراحی‌ فرآیندهای‌ صنایع‌ نفت‌، بهره‌برداری‌ از منابع‌ نفت‌ و شیمیایی‌ سلولزی‌؛ یكی‌ از رشته‌های‌ گسترده‌ دانشگاهی‌ است‌. البته‌ در دوره‌ كارشناسی‌ هر یك‌ از گرایش‌های‌ فوق‌، تنها 12 یا 13 واحد تخصصی‌ دارند و بیشتر واحدهایشان‌ مشترك‌ است‌. گرایش‌ صنایع‌ شیمیایی‌ معدنی‌ اكتشاف‌ و استخراج‌ مواد معدنی‌ به‌ رشته‌ معدن‌ باز می‌گردد، اما فرآورده‌های‌ مواد معدنی‌ در حیطه‌ مهندسی‌ شیمی‌ گرایش‌ شیمیایی‌ معدنی‌ قرار دارد. هر كارخانه‌ تولید مواد غیرآلی‌ مثل‌ سیمان‌، گچ‌، شیشه‌ نسوز و دیرگداز دارای‌ یك‌ فرآیند است‌؛ یعنی‌ از زمانی‌ كه‌ مواد اولیه‌ وارد كارخانه‌ می‌شود تا زمانی‌ كه‌ محصول‌ خارج‌ می‌گردد، فرآیندی‌ روی‌ آن‌ انجام‌ می‌گیرد كه‌ طراحی‌ این‌ فرآیند برعهده‌ مهندس‌ شیمی‌ صنایع‌ شیمیایی‌ معدنی‌ است. همچنین‌ تولید هر ماده‌ معدنی‌ مثل‌ كودهای‌ شیمیایی‌ معدنی‌، حشره‌كش‌ها، نمك‌ها، رنگ‌های‌ معدنی‌ و حتی‌ لعاب‌ روی‌ كاشی‌ها در حیطه‌ كار مهندس‌ شیمی‌ این‌ گرایش‌ قرار دارد.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 1391/02/06 ] [ 10:23 AM ] [ محسن آزاد ]

اخلاق پزشكي

اخلاق پزشکی دانشی میان رشته ای است که موضوع آن مسائل و مباحث اخلاقی در حوزه ی علوم پزشکی است.

این مسائل و مباحث در شاخه های مختلف علوم پزشکی به عنوان حرفه، پژوهشهای پزشکی و سیاستگذاری نظام سلامت مطرح هستند .

محتوای این مباحث از رشته های گوناگون دانش و معرفت بشری به اخلاق پزشکی وارد شده و در شکل گیری این حوزه از دانش دخیل بوده اند. در این میان، فلسفه اخلاق، حقوق، الهیات، فقه، ادبیات، جامعه شناسی، روان شناسی، اقتصاد و تاریخ تاثیر و نقش بیشتریداشته اند.

برخی مسائل و پرسشها در حوزه اخلاق پزشکی سابقه ای دیرینه دارند و در متون کهن پزشکی نیز مورد توجه و بحث قرار گرفته اند مثل سقط جنین و رابطه پزشک و بیمار. برخی دیگر به دنبال پزشکی مدرن پدید آمده اند و از توانایی ها و امکانات بی سابقه ای که دانش و فناوری پزشکی نوین پیش روی بشر قرار داده ناشی می شوند مثل پیوند اعضاء و استفاده از سلولهای بنیادی در معالجه و درمان .

از جمله مباحث اخلاق پزشکی می توان مسائل اخلاقی در بیماران پایان حیات ، اخلاق در پژوهشهای پزشکی، وظایف و مسئولیتهای پزشک، حقوق و نقش بیمار در تصمیم گیریهای پزشکی، فایده رساندن و زیان وارد نکردن، مباحث حقوقی و اخلاقی در پیوند اعضاء، عدالت در توزیع منابع، رضایت آگاهانه، اتانازی، سلامت و بیماری، مفهوم شخص ، شاٌن و کرامت انسانی، شاٌن اخلاقی(Moral status)، مسائل اخلاقی در باروری و ناباروری، کمیته های اخلاق در پژوهش، مرگ مغزی و شاخص های آن، شبیه سازی انسان، اهلیت (Competence) و راه های تعیین آن، رهیافت مبتنی بر اصول، رهیافت مبتنی بر موارد الگو (Casuistry)، رهیافت مبتنی بر نتایج (Consequentialism)، رهیافت مبتنی بر روایت(Narrativism) رهیافت مبتنی بر مراقبت، پژوهش روی حیوانات، رهیافت وظیفه گرا، اخلاق در سیاستگذاری و تخصیص منابع محدود را نام برد.

 

متن سوگند بقراط

”من به آپولون، پزشك آسكليپوس، هيژيا و پاناكيا سوگند ياد ميكنم و تمام خدايان و الهه ها را گواه مي گيريم كه در حدود قدرت و بر حسب قضاوت خود مفاد اين سوگند نامه و تعهد كتبي را اجرا نمايم. من سوگند نامه و تعهد كتبي را اجرا نمايم. من سوكندو ياد ميكنم كه شخصيو را كه به من حرفه پزشكي خواهد آموخت مانند والدين خود فرض كنم و در صورت كه محتاج باشد درآمد خود را با وي تقسيم كنم و احتياجات وي را مرتفع سازم. پسرانش را مانند برادران خود بدانم و در صورتي كه بخواهند به تحصيل پزشكي بپردازند بدون مزد يا قراردادي حرفه پزشكي را به آنها بياموزم.

اصول دستورهاي كلي، دروس شفاهي و تمام معلومات پزشكي را جز پسران خود، پسران استادم شاگرداني كه طبق قانون پزشكي پذيرفته شده و سوگند ياد كرده اند به ديگري نياموزم.

پرهيز غذايي را بر حسب توانايي و قضاوت خود به نفع بيماران تجويز خواهنم كرد نه براي ضرر و زيان آنها و به خواهش اشخاص به هيچ كسو داروي كشنده نخواهم داد و مبتكر تلقين چنين فكري نخواهم بود. همچنين وسيله سقط جنين در اختيار هيچ يك از زنان نخواهم گذاشت.

با پرهيزگاري و تقدس زندگي وحرفه خودر ا نجات خواهم داد. بيماران سنگ دار را عمل نخواهنم كرد و اين عمل را به اهل فن واگذار خواهم نمود. در هر خانه اي كه بايد داخل شوم براي مفيد بودن به حال بيماران وارد خواهم شد و از هر كار زشت ارادي و آلوده كننده به خصوص اعمال ناهنجارو با زنان و مردان خواه آزاد و خواه برده باشندو اجتناب خواهم كرد.

آنچه در حين انجام دارد حرفه خود و حتي خارج ازو آن درباره زندگي مردم خواهم ديد يا خواهم شنيد كه نبايد فاش شود به هيچ كس نخواهم گفت زيرا اين قبيل مطالب را بايد به گنجينه اسرار سپرد.

اگر تمام اين سوگندو نامه را اجرا كنم و به آن افتخار كنم از ثمرات زندگي و حرفه خود برخوردار شوم و هميشه بين مردان مفتخر و سربلند باشم، ولي اگر آن را نقص كنم و به سوگند عمل نكنم از ثمرات زندگي وحرفه خود بهره نبرم و هميشه بين مردان سرافكنده و شرمسار ياشم.“

 

اعلاميه ژنو كه پس از جنگ جهاني دوم در سال 1948 توسط انجمن پزشكي جهاني (WMA) تهيه گرديد در حقيقت سوگند نامه روزآمد شده بقراط مي باشد. 

پس از ميلاد مسيح(ع) برخي اخلاقيون مسيحي از جمله اكونياس، در قرون سوم و چهارم پس از ميلاد، فلسفه اخلاق ديني را در مقابل حكمت رواقي كه فلسفه اي مادي گرايانه (قرون سوم ق.م تا قرن سوم ب.م) بود بيان و تدوين نمودند. اخلاق فلسفي مبتني بر مسيحيت در جهان غرب تا اوايل عصر جديد فرهنگ مغرب زمين را تحت سيطره داشت(3). قرون 17 و 18 بعد از ميلاد تقريبا دوران گذر از قرون وسطي به عصر جديد پيشرفت هاي علمي بشر در جهان غرب محسوب مي شود. (1) در اين دوران هيوم (1711 - 1776)، كانت (1724 - 1804) بنتام (1748 - 1832) مهم ترين نظريات تاثير گذار بر اخلاق پزشكي را در غرب ارائه نمودند كه در فصول قبل مورد اشاره قرار گرفت (1 و3). سپسو ميل (1806 - 1873) راس (1877 - 1971) و مور (1873 - 1958) در دهه هاي بعد به بيان ديدگاههاي فلسفي خود در حيطه اخلاق پرداختتند كه در موضوع اخلاق پزشكي نيز تاثيراتي داشته است (1و3) اما قرن نوزدهم و سپس قرن بيستم همزمان بود با علمي شدن طب كه تغيير و تحولات عميقي را در اخلاق پزشكي در پي داشته است.

در اين دوران گسترش دانش طب، ايجاد تكنولوژي هاي نوين و پيدايش موضوعات اخلاقي جديد باعث ايجاد تحولاتي ضروري در اخلاق پزشكي سنتي گرديد. اخلاق پزشكي سنتي طي دهه هاي اخير همانگونه كه در مبحث آموزشي و اخلاق پزشكي بيان شد، با اخلاق پزشکی کاربردی نوین جایگزین گردیده است. درحال حاضر در بسیاری از کشورهای جهان اخلاق پزشکی نوین به صورت علمی وعملی با شیوه های جدید مبتنی بر حل مساله مطرح و به درجات متفاوت فعال می باشد. در برخی کشورهای غربی و اروپایی طی سه دهه اخیر کمیته های بالینی اخلاق پزشکی (CECS) با سیر رو به رشدی تشکیل شده و به فعالیت پرداخته اند(13 -9). این کمیته ها به طور موثر و مطلوبی بر الگوی مراقبت ها تاثیر گذار هستند و عملکرد آنها شامل شکل دهی سیاست بیمارستان در موضوعات و مسائل اخلاقی - قانونی نظارت بر مشاوره های فردی در موارد بالینی خاص و مشکل و سازماندهی تعلیم وتربیت متخصصین امر اخلاق پزشکی می باشد
موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ پنجشنبه 1391/01/31 ] [ 9:12 PM ] [ محسن آزاد ]
رویاها و خواب های شبانه از دیرباز مورد توجه بشر بوده و پادشاهان همواره مفسرانی را برای تعبیر خواب هایشان داشته اند، اما حقایق جالبی در مورد رویاها وجود دارد كه دانستن آنها خالی از لطف نیست. برخی افراد فقط خواب های سیاه و سفید می بینند.در حالیكه ۷۰% مردم خواب های رنگی می بینند، ۳۰% باقیمانده خواب هایشان را در فضایی كاملا سیاه و سفید می بینند. البته رنگی یا سیاه و سفید بودن این خوابها ربطی به نوع خواب افراد ندارد و خواب های معمولی مانند دیر رسیدن به امتحان، دیدن مرگ فردی كه در زندگی واقعی زنده است و سایر خواب هایی از این دست، برای هر دو دسته این افراد است.

_ بسیاری از دانشمندان ابتدا اختراع خود را در رویا دیده اند
اگرچه ما حدود ۹۰% خواب هایمان را فراموش می كنیم، اما بسیاری از دانشمندان بنام و مشهور، كشفیات خود را در رویاهایشان دیده و به محض بیدار شدن، آنها را یادداشت كرده اند. از آن جمله می توان به نیوتن، گراهام بل و حتی بسیاری از شاعران معروف كه الهامات خود را در رویاهایشان دریافت می كردند، اشاره كرد.
 


_ فلج موقت هنگام خواب دیدن
شاید بسیاری از ما ندانیم كه در هنگام خواب دیدن بدنمان به طور موقت دچار فلج می شود. مطالعات نشان داده كه این امر پاسخ طبیعی بدن به حركات ناگهانی در هنگام رویا و خواب های پرهیجان است كه ممكن است باعث افتادن یا آسیب به فرد می شود، بنابراین به طور طبیعی از نظر فیزیكی غیرفعال می شود.



_ خوابها قابل كنترل هستند
همانطور كه می دانیم، خواب مراحل مختلفی دارد تا به عمیق ترین سطح خود برسد. در فاز خاصی كه به آن "رویای شفاف" می گویند، می توان مراحل خواب را كنترل كرده و حتی نتیجه آن را تغییر داد.



_ خوابها با زبان غیر مستقیم صحبت می كنند
اگرچه تحقیقات زیادی در زمینه تعبیر خواب انجام شده و كتابهای زیادی نیز در این زمینه نوشته شده، اما واقعیت این است كه روها به زبان نشانه ها صحبت نمی كند كه قابل تفسیر و تعبیر باشند. رویاها در واقع معانی عمیقی دارند كه تنها ضمیر ناخودآگاه قادر به فهم آن است.
 


_ یادآوری رویاها معمولا سخت است
اغلب زمانی كه از خواب بیدار می شویم، تنها قسمت های كمی از رویای خود را به یاد می آوریم. بنابراین رویاها تقریبا همیشه فراموش می شوند، مگر اینكه در مراحل خاصی از خواب بیدار شویم.



_ رویای انجام كارهایی كه در واقعیت از آنها منع می شویم
واقعیت جالب دیگر درباره رویاها، این است كه ما معمولا خواب كارهایی را می بینیم كه در بیداری از آنجام آنها منع می شویم، به عنوان مثال شخصی كه خوردن شیرینی جات برایش ممنوع است، معمولا خواب خوردن شكلات و شیرینی را می بیند. علاوه بر این، شرایط پزشكی و اختلالات روانی نیز می تواند تاثیر مستقیمی روی رویاها داشته باشد.
 


_ رویاها و خواب های آشفته، می تواند به بیماری های روانی منجر شود
خواب و رویای عمیق در مرحله ای به نام "آر ای ام" نقش مهمی در سلامتی فرد دارد. مطالعه ای كه روی تعدادی دانش آموز انجام شده بود، نشان داد كه گروهی از آنها كه در شروع مرحله "آر ای ام" بیدار می شوند، حساس تر و عصبی تر می شوند و در صورت ادامه این روند، دچار مشكلات روحی و روانی نیز خواهند شد.
 


_ افراد نابینا هم خواب می بینند
نكته جالب درباره خواب افراد نابینا این است كه افرادی كه از نابینایی مادرزادی رنج می برند، رویاهایی می بینند كه در عالم واقع آنها را حس می كنند، اما افرادی كه پس از تولد و بر اثر حادثه نابینا شده اند، خواب های عادی می بینند.



_ حیوانات نیز خواب می بینند
مطالعات نشان می دهد كه حیوانات نیز دقیقا مشابه انسانها، خواب می بینند.



_ كودكان بیشتر از افراد بالغ كابوس می بینند
مطالعات آماری، تعداد كابوس های شبانه كودكان نسبت به بزرگسالان را تائید می كند.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ پنجشنبه 1391/01/31 ] [ 6:23 PM ] [ محسن آزاد ]

آه آزمایشگاه!

آه آزمایشگاه!
از کجا آمده ای؟!
کھ کسی نیست تو را بشناسد!
از دل خاک سیاه؟
از عطارد یا ماه؟
یا کھ بست نطفھ تو بی پدر و مادر؟! آه!
آه آزمایشگاه!
تو غریبی تو غریب
تو عجیبی تو عجیب!
*
ھیچ کس نیست ببیند کھ تو بازوی توانای کلینیک ھستی!
ھیچ کس نیست بگوید تو نباشی
پای تشخیص و′ پیگیری درمان لنگ است!
سختی کار تو را ھیچ نمی فھمند آه!
آه آزمایشگاه!
تو عجیبی تو عجیب!
*
راه ھر بخش بھ سوی تو روان است ھنوز!
تو نباشی چھ کسی خواھد گفت:
نوع کم خونی بیمار چھ نوع است، چھ نوع؟ »
لوکمی را چھ کسی خواھد گفت؟

سطح ھورمون چھ کسی می سنجد؟
تب مالت و سل و حصبھ ھمھ گنگ اند و نھان!
« قند و چربی و ... ھزار از این دست
*
پرده بگشا تو عزیز!
باز تشخیص بده
چشم ھا خیره بھ توست
تو بتاز
تو بناز
خم بھ ابروت نیار
جستجو کن تو رضای خالق
ھیچ کس ھم کھ نداند تو کھ ھستی، او ھست
او تو را می فھمد
او تو را می سنجد
رحمتش را بھ تو خواھد بخشید
بنگر
خلقتت را چھ بھاری کرده است!
آه آزمایشگاه!
آه آزمایشگاه!

این روز را به تمام جامعه علوم آزمایشگاهی.همکاران گرامی و علی الخصوص هم کلاسی های عزیزم تبریک و تهنیت عرض میکنم و امیدوارم تو این راه همیشه پر جنب و جوش و فعال باشند و به میهن خود همانند سالیان گذشته اما پر شورتر همواره خدمت نمایند.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ سه شنبه 1391/01/29 ] [ 6:0 PM ] [ محسن آزاد ]

عمق بخشيدن و بيشتر كردن تفاوت هاي بين چهره مردان نسبت به زنان يك پاسخ علمي به اين سئوال است كه اين جنبه از زيبايي شناسي در زنان به صورت كاملاً فطري وجود دارد .

ممکن است تفاوت بين چهره زنان و مردان در ديد اوليه تنها در زيبايي و نوع پوست آنها باشد اما ريچارد راسل ، استاد کالج روانشناسي گيتزبرگ نشان داده است که در حقيقت و عمق صورت ، تفاوت بيشتري بين چهره مردان و زنان بر اساس اصل جنسيت وجود دارد.

در يک مطالعه منتشر شده در Perception ( مجله ادراک) ، پزشك رشته علوم اعصاب دكتر راسل كه به عنوان دستيار تحقيقاتي انجام تصويربرداري عملکرد سيستم عصبي در مغز در دانشگاه کمبريج مشغول به کار است و موفق به دريافت دکترا در علوم شناختي از موسسه تکنولوژي ماساچوست (MIT) و تکميل تحقيقات فوق دکتري در دانشگاه هاروارد است و علايق پژوهشي او در شناخت بصري ، زيبايي شناسي و ادراکات مغز از چهره ها هستند ، نشان داد تفاوت فاحشي در کنتراست (تضاد رنگي) بين دو جنس مذكر و مونث صورت وجود دارد . با تحقيق بر روي عکس زنان و مردان ، او متوجه شد که در چهره زنان كنتراست (تضاد رنگي ) بيشتري بين چشم ها ، لب ها و پوست اطراف آن نسبت به چهره مردان وجود دارد . اين تفاوت در نوع ادراك ما از صورت افراد نيز تأثيرگذار است.

راسل نشان داده است در يك نتيجه گيري كلي صرف نظر از نژاد ، پوست و چشم ها و لب هاي زنان سبک تر از مردان است كه اين ايجادكننده تضاد بيشتر در چشم ها و لب ها در چهره زنان است. راسل در تحقيقات گسترده روي صورت زن و مرد ، آموخته است که چهره ها را با دستكاري در ميزان تضاد آنها مي توان با تضاد كمتر به صورت چهره يك مرد و تضاد بيشتر به صورت چهره يك زن در آورد .

راسل گفت : " اگر چه مردم آگاهانه از تفاوت جنسي در صورت طرف مقابل آگاه نيستند اما آنها ناخودآگاه از روي ميزان کنتراست يا تضاد رنگي به عنوان يک نشانه براي تشخيص جنس صورت استفاده مي كنند و بر اساس مقدار کنتراست در صورت بر جنسيت افراد قضاوت مي كنند."با توجه به اين تضاد منجر به تفاوت جنسي در افراد ، راسل ارتباط بين استفاده از مواد آرايشي و افزايش اين ميزان تضاد را مورد بررسي قرار داده است. او دريافته است كه چهره زنان با پوشيده شدن توسط مواد آرايشي کنتراست بيشتري از چهره آنها بدون اين مواد دارد . راسل اشاره کرد که زيبايي چهره زنان ارتباط نزديکي با تضاد رنگي و تفاوتهاي جنسي صورت آنها دارد كه اين تضادها با در نظر گرفتن جنس زنانگي جذاب به نظر مي رسند . نتايج او نشان مي دهد که مواد آرايشي ممکن است در بخشي با اغراق ، يک ويژگي داراي دو شکل جنسي را به صورت ظاهري زنانه تر و جذاب تر نشان دهد .مواد آرايشي و بهداشتي به طور معمول در راه مبالغه در اين تفاوت استفاده مي شود . راسل مي گويد : "تيره تر ساختن چشم ها و لب ها بدون تغيير رنگ در پوست اطراف آن کنتراست صورت كه با جنس زنانگي و جذابيت بسيار در ارتباط است را افزايش مي دهد، بنابراين ساخت چهره به صورت زنانه تر آن را جذاب تر مي سازد."عموم افراد بر اين باورند كه جنسيت افراد است كه دو چهره به عنوان زن و مرد را براي ما قابل درک مي كند در صورتي كه هر دو چهره در واقع نسخه اي از همان يك چهره است ، يک چهره با افزايش کنتراست به عنوان چهره زن و يك چهره با كاهش كنتراست به عنوان چهره مرد و اين نشان مي دهد که تضاد يا كنتراست نشانه اي مهم براي درک رابطه جنسيت در يک چهره و در ذهن ماست .


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ یکشنبه 1391/01/27 ] [ 1:21 PM ] [ محسن آزاد ]

مشکی رنگ افسردگیه!

می‎گویی چرا در مراسم عروسی لباس مشکی می‎پوشی؟ می‎گوید: «لباس شب باید مشکی باشد؛ شیک و سنگین.» می‎گویی چرا همیشه رنگ مانتوات مشکی است؛ می‎گوید: «آخر بهتر با رنگ‎های دیگر هماهنگ می‎شود.»

دكتر فربد فدائی، روان‌پزشك و مدیر گروه روان‌پزشكی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در مورد تاثیر استفاده از پوشش رنگ تیره بر سلامت روان می‎گوید: «تاكنون هیچ بررسی‌ای در مورد اثر منفی روانی پوشیدن لباس تیره بر افراد، انجام نشده است. از نظر منطقی هم پوشیدن لباس تیره نمی‌تواند تاثیر مثبت یا منفی بر سلامت روان داشته باشد. مشاهده شده است كه افراد افسرده، رنگ‌های تیره را ترجیح می‌دهند. اگر فردی از نظر وضعیت عاطفی در شرایط مطلوبی به سر برد و شاد باشد، رنگ‌های روشن را برای پوشش خود ترجیح می‌دهد.

پژوهش‌هایی در مورد تاثیر رنگ روی انسان‌ها انجام شده كه حكایت از تاثیر رنگ‌های گوناگون بر وضعیت روانی افراد به صورت كوتاه‌مدت و وضعیت فیزیولوژیك انسان دارد كه برخی از آنها، جنبه زیست‌شناختی دارد و برخی دیگر ناشی از تاثیر رنگ‌های گوناگون به عنوان نماد است. به طور مثال رنگ‌های سرد مانند آبی روشن محیط را سردتر نشان می‌دهد. رنگ‌های گرم مانند نارنجی محیط را گرم‌تر به نظر می‌آورد. رنگ زرد روشن باعث سرزندگی و رنگ‌های آبی و سبز موجب آرامش و رنگ سرخ باعث برانگیختگی می‌شود. رنگ سفید حاكی از پاكی و معصومیت و رنگ صورتی نماینده هیجانات تعدیل شده است. در عین حال استفاده از رنگ خاصی نمی‌تواند سبب بروز بیماری از جمله بیماری‌های روانی شود.»

او دلیل انتخاب رنگ از سوی فرد را به جز علاقه‎مندی به کاربرد وسیله مورد نظر نیز وابسته می‎داند و توضیح می‎دهد: «انتخاب رنگ از سوی افراد جنبه نمادین دارد. همچنین باید به این نكته توجه كرد که كاربرد وسیله موردنظر در گزینش رنگ، نقش دارد. بهتر است در این مورد، خواست و سلیقه فرد موردتوجه قرار گیرد و از هرگونه افراط و تفریط یا اعمال سلیقه شخصی برای دیگران پرهیز شود.»

کودکان و رنگها
دکتر فدائی در مورد انتخاب رنگ لباس برای کودکان می‎گوید: «به طور سنتی برای پوشش كودكان، رنگ‌های روشن و زنده بیشتر به كار می‌رود و آنها به طور طبیعی این‌گونه رنگ‌ها را می‌پسندند. در این مورد بهتر است از سلیقه كودكان پیروی شود و رنگ خاصی به آنها تحمیل نشود.»

بیماران و رنگها
‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎او در مورد تاثیر رنگ پوشش بیماران اشاره می‎کند: «معمولا برای پوشش بیماران از رنگ سفید یا رنگ‌های روشن استفاده می‌شود اما علت عمده این امر آن است كه آلودگی و ناپاكی پوشش، سریع‌تر تشخیص داده و تعویض شود. به هر حال هر رنگی كه یادآور طبیعت و زندگی باشد برای پوشش بیماران بستری مناسب‌تر است زیرا یادآور شور زندگی در آنهاست.»
دکتر فدائی با اشاره به بررسی‌ای كه چند سال قبل در مورد ترجیح رنگ‌ها از سوی نمونه‌ای از زنان و مردان سالم و بیماران مبتلا به بیماری‌های عمده روانی به عمل آورده است، بیان می‎کند: «مشخص شد كه رنگ‌های سبز، آبی و صورتی سه رنگ اول در گزینش مردان و زنان سالم ایرانی است. در مقابل این افراد،‌ رنگ‌های قهوه‌ای، خاكستری و مشكی را نمی‌پسندیدند. در بیماران دچار بیماری شدید و روانی، رنگ سرخ، جایگزین رنگ صورتی بود. همچنین این افراد رنگ زرد را نمی‌پسندیدند. در پژوهش دیگری كه صرفا روی بیماران دچار افسردگی شدید (نابسامانی افسردگی عمده) انجام دادم، معلوم شد كه رنگ‌های تیره و به ویژه مشكی اولین انتخاب آنهاست.»

مردمان طبیعت، مردمان شادتر
دکتر سیدحسن حسینی، جامعه‎شناس و استاد دانشگاه تهران نیز در مورد جامعه‎شناسی انتخاب رنگ تیره به عنوان پوشش در برخی جوامع می‎گوید: «یکی از دلایل انتخاب رنگ لباس به آب‎وهوا و طبیعت محیط زندگی فرد باز می‎گردد. مثلا در استان‎هایی مانند گیلان، مازندران و مناطق کوهستانی مردم تمایلی به استفاده از رنگ‎های تیره ندارند و لباس‎های خود را از رنگ‎های شاد و روشن تهیه می‎کنند. در سفر به این مناطق می‎توان شاهد لباس‎های رنگارنگ و گل‎گلی اقوام بختیاری، کرد، ترکمن، مازنی و گیلکی بود چرا که این افراد در طبیعت رنگارنگی زندگی می‎کنند بنابراین رنگ‎های طبیعت اطراف خود را به عنوان رنگ پوشش‌شان انتخاب می‎کنند؛ انعکاس آبی دریا، سبز جنگل، زرد، نارنجی، سرخابی، قرمز، بنفش گل‎های دشت‎ها را می‎توان در لباس ساکنان این مناطق یافت. به طور کلی مردم روستایی که زندگیشان با طبیعت عجین است از رنگ‎های شادتری برای پوشش خود استفاده می‎کنند اما در مناطق شهری، استفاده از رنگ‎های تیره عمومیت بیشتری یافته است. در روستاها حتی زنان از چادرهای رنگی و گل‎گلی استفاده ‎می‎کنند در حالی که تمامی زنان چادری شهری برای پوشش خود از چادر مشکی استفاده می‌كنند.»

حتی برخی استفاده از بعضی رنگ‎ها را برای مردان نیز نادرست می‎دانند به طور مثال پوشیدن رنگ قرمز برای مردان از نظر این عده نامناسب است. در حالی که دین اسلام هرگز محدودیت رنگی برای مسلمانان قایل نشده است. حتی با نگاه به پوشش برخی مراجع دینی می‎بینیم که آنها از پیراهن‎های سفید و روشن،‌ عبای کهربایی و نعلین شتری‌رنگ استفاده می‎کنند.»


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ شنبه 1391/01/26 ] [ 12:42 PM ] [ محسن آزاد ]

معاون پژوهشکده قرآن و عترت با ذکر اين خبر گفت : دانشجويان مقطع کارشناسي در دانشگاه آزاد اسلامي درس آشنايي با روخواني قرآن کريم را مي‌گذرانند.اين درس که دربردارنده سه محور آشنايي با تجويد، قرائت متن قرآن و مفاهيم قرآن مي باشد از جمله افتخارات دانشگاه آزاد اسلامي است که تاثير بسزايي در آشنايي بيشتر دانشجويان با فرهنگ و معارف قرآن کريم داشته است.طالب تاش ادامه داد: با توجه به جلسه مشترکي که با حضور معاون فرهنگي و مديران کل فرهنگي دانشگاه با حجه الاسلام و المسلمين قرائتي و مديران مرکز مهدويت برگزار شد و هماهنگي هايي که در جهت اجرايي کردن مصوبات جلسه صورت گرفت ، مطالبي در زمينه مهدويت تهيه شده است که براي سال تحصيلي در پيش رو، سلسله مباحثي از مهدويت نيز بر مفاهيم کتاب درس آشنايي با قرآن کريم افزوده خواهد شد .

اين مباحث مي تواند تاثير بسزايي در آشنايي بيشتر دانشجويان با مسأله مهم فرجام شناسي جوامع بشري داشته باشد.

وي گفت: از آنجا که شيوه تدريس درس آشنايي با قرآن و همچنين دانش روزآمد مدرسان مي تواند رويکرد مثبت و يا منفي دانشجويان و علاقمندي يا عدم علاقمندي آنها نسبت به اين درس را رقم زند، هيأت گزينش درس آشنايي با قرآن کريم در پژوهشکده با هدف گزينش مدرسان تاثيرگذار و توانمند ، فعاليت خود را گسترده تر نموده و از متقاضيان اين درس که توسط واحدهاي دانشگاهي معرفي شده اند مصاحبه علمي به عمل مي آورد و در صورتي که مصاحبه شونده از توانمندي و شايستگي لازم برخوردار باشد نسبت به صدور مجوز اقدام مي نمايد .

طالب تاش ادامه داد: به زودي براي مدرسان اين درس ، کارت شناسايي تهيه مي شود و در اختيار آنان قرار مي گيرد . لذا تمامي مدرسان درس آشنايي با قرآن کريم مي بايست از پژوهشکده قرآن و عترت مجوز دريافت نمايند و واحدهاي دانشگاهي از کساني که مجوز ندارند در تدريس اين درس استفاده نمي کنند.معاون پژوهشکده قرآن و عترت گفت:طالب تاش ادامه داد: هيأت گزينش در شش ماهه نخست سال 1391 در مناطق باقيمانده حضور مي يابد و از متقاضيان تدريس مصاحبه به عمل مي آورد لذا انتظار مي رود تا پايان شهريورماه 1391 بررسي پرونده متقاضيان در اين مرحله به اتمام رسد. وي در پايان گفت : هر چند درس تفسير موضوعي قرآن و تفسير نهج البلاغه نيز در دانشگاه ها تدريس مي شود اما درس آشنايي با قرآن با هدف کاربردي کردن مباني تفسيري همراه با قرائت و روخواني قرآن و آموزش تجويد متناسب با قرائت مورد نظر ، رويکرد متفاوتي است که اثر بخشي آن مشهود است و مي تواند مکمل درس تفسير قرآن باشد .


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ جمعه 1391/01/25 ] [ 1:43 PM ] [ محسن آزاد ]

زن و شوهری بعد از سالیانی که از ازدواجشون می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر می بردند. با هرکسی که تونسته بودند مشورت کرده بودند اما نتیجه ای نداشت، تا این که به نزد کشیش شهرشون رفتند.

پس از این که مشکلشون رو به کشیش گفتند، او در جواب اون زوج گفت: ناراحت نباشید من مطمئنم که خداوند دعاهای شما رو شنیده و به زودی به شما فرزندی عطا خواهد نمود. با این وجود من قصد دارم به شهر رم برم و مدتی در اون جا اقامت داشته باشم، قول می دهم وقتی به واتیکان رفتم حتما برای استجابت دعای شما شمعی روشن کنم.

زوج جوان با خوشحالی فراوان از کشیش تشکر کردند. قبل از این که کشیش اون جا رو ترک کنه، بازگشت و گفت: من مطمئنم که همه چیز با خوبی و خوشی حل می شه و شما حتما صاحب فرزند خواهید شد. اقامت من در شهر رم حدود 15 سال به طول خواهد انجامید، ولی قول می دم وقتی برگشتم حتما به دیدن شما بیام.

15 سال گذشت و کشیش دوباره به شهرش بازگشت. یه نیمروز تابستان که توی اتاقش در کلیسا استراحت می کرد، یاد قولی افتاد که 15 سال پیش به اون زوج جوان داده بود و تصمیم گرفت یه سری به اونا بزنه پس به طرف خونه اونا به راه افتاد. وقتی به محل اقامت اون زوجی که سال ها پیش با اون مشورت کرده بودند رسید زنگ در را به صدا در آورد.

صدای جیغ و فریاد و گریه چند تا بچه تمام فضا رو پر کرده بود. خوشحال شد و فهمید که بالاخره دعاهای این زوج استجابت شده و اونا صاحب فرزند شده اند.

وقتی وارد خونه شد بیشتر از یه دوجین بچه رو دید که دارن از سر و کول همدیگه بالا میرن وهمه جا رو گذاشتن رو سرشون و وسط اون شلوغی و هرج و مرج هم مامانشون ایستاده بود.

کشیش گفت: فرزندم! می بینم که دعاهاتون مستجاب شده... حالا به من بگو شوهرت کجاست تا به اون هم به خاطر این معجزه تبریک بگم.

زن مایوسانه جواب داد: اون نیست... همین الان خونه رو به مقصد رم ترک کرد.

کشیش پرسید: شهر رم؟ برای چی رفته رم؟

زن پاسخ داد: رفته تا اون شمعی رو که شما واسه استجابت دعای ما روشن کردین خاموش کنه!


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ جمعه 1391/01/18 ] [ 1:1 PM ] [ محسن آزاد ]

مراحل كار: ابتدا با لینک روبرو وارد سایت شوید http://www.xpango.com?ref=92693038روی هر نوع هدیه ای که می خواهید کلیک می کنید سپس روی گزینه ی Sign up Now كلیك كنید وبعد طبق مراحل زیر عمل کنید :First name نام خود را بنویسید. :Last name نام خانوادگی خود را بنویسید. :Emailآدرس ایمیل خود را وارد كنید. (ایمیل شما باید واقعی باشد چون برای تكمیل ثبت نام بهش نیاز دارید ) :Password برای خود پسورد انتخاب كنید. :Address1آدرس خود را دقیق به انگلیسی بنویسید.نوشتن آدرس پستی خود به انگلیسی را درست یاد بگیرید چون موبایل یا هر پکیج دیگری که انتخاب کرده به آدرستان ارسال خواهد شد:لازم نیست در این قسمت نام شهر، استان، کد پستی و ... را وارد نمائید، در فیلدهای پائین تر می توانید آنها را درج کنید:برای دادن آدرس به انگلیسی من کمکتون میکنم ، مثلا : پلاک plaque واحد unit طبقه floor یا flat ساختمان bldg, كوچه alley,خیابان st, خیابان بزرگ ave, بلوار blvd ,میدان sq, چهارراه cross ,بعد از after, قبل از before ,جاده rd, جنوبی south ,شمالی north,غربی west به طور مثال: enghelab sq , imam ave, shah st, shahid alley, aseman bldg, floor2, unit8 :Town/Cityشهر خود را بنویسید. :County/Stateنام استان خود را بنویسید. Country: نام كشور خود را انتخاب كنید. :Free Giftنام هدیه را انتخاب كنید، ( بعد از ثبت نامه قابل تغییر است ) :Post Code/Zipدر این قسمت كد پستی منزل خود را وارد كنید. :Referral IDدر این قسمت كدی وجود دارد به آن دست نزنید در قسمت Term and Condintion یك تیك بزنید نحوه پر کردن فرم ثبت نام توجه : اگر کد نوشته نبود یعنی ثبت نام شما ناقص است و دعوتنامه ندارید و ثبت نام شما اعتبار ندارد . ( کدی که برای شما باید ببینید 92656217است )اگر در هنگام ورود مشخصات مشكلی پیش نیاد، به ایمیلتان آدرسی میاد (عجله نداشته باشید بعد از 15 دقیقه حتما میاد) بر روش كلیك كنید تا ثبت نامتون تكمیل بشه(توجه كنین كه در پیام ارسال شده دو لینك وجود داره كه اولی برای فعال سازی {لینکه کوچیک} و دومی برای انصراف از ثبت نام هست. پس دقت كنین كه لینك دومی رو كلیك نكنین!)خب حالا یه ایمیل دیگه واسه شما میاد که شامل یه لینک واسه Login هسش . روش کلیک کنید .در قسمت user name آدرس email خودتون رو که با اون ثبت نام کرده اید و در قسمت password هم پسوردتون رو بنویسید و روی گزینه login کلیک کنید.و بعد وارد صفحه ای خواهید شد كه لینك زیر مجموعه گیری شما در آن موجود است. شما باید این لینك را به افراد بدهید و اگر كسی با این لینك ثبت نام كند زیر مجموعه ی شما خواهد شد.بعد از اینكه كسی در زیر مجموعه ی شما قرار گرفت و فعال شد(زیر مجموعه گرفت) 1 امتیاز به شما داده می شود و شما بعد از كسب امتیازهای لازم برای دریافت پكیج انتخابی می توانید آن را درخواست بدهید تا ارسال شود.بعد این دیگه به شما بستگی داره که چه کار می کنین.و چند نفر رو میتونید زیر مجموعه خود کنید توجه: * بیشتر از یك بار در یك كامپیوتر ثبت نام نكنین، چون حساب شما باطل میشه. * در مكانهایی مثل كافی نت یا سایتهای كامپیوتری مدارس و دانشگاهها ثبت نام نكنین، چون احتمال اینكه دو نفر از طریق یك كامپیوتر ثبت نام كنن خیلی زیاده و عضویت هر دو نفر باطل میشه * آدرستون رو دقیق وارد كنین چون هدیتون به اون آدرس ارسال میشه در میل اول کد به شما میده و در میل دوم لینک ورود به اکانت هستش

http://www.xpango.com?ref=92693038

از دوستان خواهش میکنم به این سایت بروند و ثبت نام کنند..فقط 3 دقیقه وقت شما را خواهد گرفت
موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ دوشنبه 1391/01/14 ] [ 9:2 PM ] [ محسن آزاد ]

سیزده بدر 1391,نحسی سیزده بدر,دروغ سیزده بدر,تاریخچه سیزده بدر

سیزده بدر

 

سیزده بدر

سیزده بدر سیزدهمین روز فروردین ماه و از جشن های نوروزی است. در تقویم‌های رسمی ایران این روز (سیزده بدر) روز طبیعت نامگذاری شده‌است و از تعطیلات رسمی است.برخی بر این باورند که در روز سیزده بدر باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند. بعد از سیزده به در، جشن های نوروزی پایان می پذیرد.

 

سخن پیرامون جشن «سیزده بدر»، همانند دیگر جشن های ملی و باستانی ایران، نیاز به پژوهش زیاد و مقدمه چینی ای طولانی دارد، به ویژه جشنی مانند سیزده بدر با این گستره ی برگزاری و سابقه ی طولانی که این پهنه و زمان تغییراتی ژرف در آیین ها و مراسم ویژه ی این روز ایجاد کرده است.در این راستا کوشش بر این بوده است تا خردورزانه ترین و مستندترین گفتارها، نوشتارها و نگرش ها را در این زمینه جشن سیزده بدر گردآوری کنیم.

بهتر است در آغاز، پیشگفتاری پیرامون عدد 13 و روز سیزدهم و اینکه آیا این عدد و این روز در ایران و فرهنگ ایرانی نحس است داشته یا نه فراهم آوریم :

نخست باید به این موضوع توجه داشت که در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال «نحس» و «بدیمن» یا «شوم» شمرده نشده، بلکه چنانچه می دانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند، و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری ایرانی نیز «تیر روز» نام دارد که از آن ِستاره ی تیشتر، ستاره ی باران آور می باشد و ایرانیان از روی خجستگی، این روز را برای نخستین جشن تیرگان سال، انتخاب کرده اند.

همچنین در هیچ یک از متون کهن و هیچ دانشمند و نویسنده ای، از این روز (سیزده بدر)به بدی یاد نکرده اند بلکه در بیشتر نوشتارها و کتاب ها، از سیزدهم نوروز با عنوان روزی فرخنده و خجسته نام برده اند.

 

 

سیزده بدر 1391,نحسی سیزده بدر,دروغ سیزده بدر,تاریخچه سیزده بدر

سیزده بدر

 

برای نمونه کتاب «آثار الباقیه» جدولی برای سعد و نحس بودن روزها دارد که در آن جدول در مقابل روز سیزدهم نوروز کلمه ی «سعد» به معنی نیک و فرخنده آورده شده است.

 

اما پس از نفوذ فرهنگ اروپایی در زمان حکومت صفویان رسید که در این فرهنگ نیز عدد 13 را نحس می دانستند، و هنوز هم با پیشرفت های علمی و فن آوری پیشرفته اروپا، این خرافات عمیقا در دل بسیاری از اروپاییان وجود دارد که در مقایسه با خرافات شرقی، شمارگان آن ها کم نیست و مثال های بسیار دیگری مانند «داشتن روزی بد با دیدن گربه ی سیاه رنگ»، «احتمال رویدادی شوم پس از رد شدن از زیر نردبام» یا «شوم بودن گذاشتن کلید خانه روی میز آشپزخانه»،«خوش شانسی آوردن نعل اسب» و بسیاری موارد خرافی دیگر که خوشبختانه تا کنون وارد فرهنگ ما نشده اند و برای ما خنده آور هستند.

اما تنها چیزی که در فرهنگ ایرانی می توانیم درباره ی عدد سیزده پیدا کنیم، «بد قلق» بودن عدد 13 به خاطر خاصیت بخش ناپذیری آن است.(این خود نشانه ای از دانش بالای ایرانیان از ریاضی و به کارگیری آن در زندگی روزمره است.)

اما وقتی درباره ی نیکویی و فرخندگی این روز بیشتر دقت می کنیم منابع معقول و مستند با سوابق تاریخی زیادی را می یابیم.همان طور که گفته شد سیزدهم فرودین ماه که تیر روز نام دارد و متعلق به فرشته یا امشاسپند یا ایزد سپند (مقدس) و بزرگواری است که در متون پهلوی و در اوستا تیشتر نام دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه که جشن تیرگان است به نام او می باشد.


تاریخچه ی سیزده بدر

همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید می دانند درباره ی سیزده به در (سیزده بدر) هم روایت هست که :

«... جمشید، شاه پیشدادی، روز سیزده نوروز (سیزده بدر)را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند ...»

اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده بدر از روی منابع مکتوب، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده بدر در فروردین یا صفر داده اند، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که جشن سیزده بدر بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی جشن سیزده بدر وجود دارد.

همانطور که پیش از این گفته آمد، تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری یک آیین، و دامنه ی گسترش فراخ تر یک باور در میان مردمان، بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه، نشان دهنده ی دیرینگی زیاد آن است.

همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام «زگموگ» و در بابل با نام «آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده. بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.

 

شیوه های برگزاری و مراسم سیزده بدر

همانگونه که اشاره شد شیوه های برگزاری سیزده بدر و همچنین مراسم و آداب سیزده بدر بسیار متفاوت و گسترده می باشد که در اینجا به تفصیل نمی توان به آنها پرداخت، اما همانطور که می دانیم سیزدهم فروردین تیشتر روز می باشد و آغاز نیمسال دوم زراعی، و مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت تیشتر، ایزد باران آور و نوید بخش سال نیک به کشتزارها و مزارع خود می رفتند و در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان صحرایی به شادی و ترانه سرایی و پایکوبی می پرداختند و از گردآوری سبزه های صحرایی و پختن آش و خوراکی های ویژه غافل نمی شدند.

 

بخشی دیگر از آیین های سیزده بدر را هم باورهایی تشکیل می دهند که به نوعی با تقدیر و سر نوشت در پیوند است.برای نمونه فال گوش ایستادن ،فال گیری (به ویژه فال کوزه)، گره زدن سبزی و گشودن آن ،بخت گشایی (که درسمرقند و بخارا رایج است)و نمونه های پرشمار دیگر ...از مراسم های روز سیزده بدر هستند.

از آئین های دیگر سیزده بدر که مانند  مراسم چهارشنبه سوری و نوروز، پر شمار، زیبا و دوست داشتنی است،بازی های گروهی، ترانه ها و رقص های دسته جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست که ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری دارند. از جمله شادی کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و تیره، روبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه ی سفره ی نوروزی نشانه ی هدیه دادن به ایزد آب «آناهیتا» و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد، ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی است.

 

 

سیزده بدر 1391,نحسی سیزده بدر,دروغ سیزده بدر,تاریخچه سیزده بدر

سیزده بدر

 

علف گره زدن یکی از مراسم سیزده بدر

افسانه ی آفرینش در ایران باستان و موضوع نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی «کیومرث» دارای اهمیت زیادی است، در «اوستا» چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را نخستین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است.

گفته های «حمزه ی اصفهانی» در کتاب «سِنی ملوک الارض و الانبیاء» صفحه های 23 تا 29 و گفته های «مسعودی» در کتاب «مروج الذهب» جلد دوم صفحه های 110 و 111 و «بیرونی» در کتاب «آثار الباقیه» بر پایه ی همان آگاهی است که در منبع پهلوی وجود دارد که :

«مَشیه» و «مَشیانه» که دختر و پسر دو قلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای نخستین بار در جهان با هم ازدواج کردند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته نشده بود ! آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی «موُرد»، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز به خوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت روز سیزده بدر انجام می دادند، امروزه نیز دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی، نیت می کنند و علف گره می زنند.این رسم (علف گره زدن در روز سیزده بدر)از زمان «کیانیان» تقریبا فراموش شد و در زمان «هخامنشیان» دوباره آغاز شد و تا امروز باقی مانده است.

در کتاب «مُجمل التواریخ» چنین آمده است :

«... اول مردی که به زمین ظاهر شد، پارسیان آن را «گل شاه» نامیدند، زیرا که پادشاهی او الا بر گل نبود، پس پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزده نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مُردند، جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند.»

 

همانگونه که شباهتی بین چارشنبه سوری و نوروز امروزی متداول در تهران و شهرهای بزرگ، با شیوه های اصیل و کهن آن وجود ندارد، سیزده بدر امروزی نیز تنها نامی از یک جشن کهن را برخود داشته و هیچ شباهتی به آیین کهن و یادگار نیاکان ما ندارد. نحوه ی اجرای جشن سیزده بدر ، مانند بسیاری از دیگر آیین های ایرانی، عمیقا از شیوه ی اصیل و باستانی خود دور شده است و به شکل فعلی آن، دارای سابقه ی تاریخی در ایران نیست.

اگر در گذشته مادران و پدران ما، سبزه های نوروزی خود را در این روز به صحرا می برده و برای احترام به زمین و گیاه، آن را در آغوش زمین می کاشته اند، امروزه ما آن را به سوی یکدیگر پرتاب می کنیم و تکه تکه اش می کنیم.

سیزده بدرِ پیشینیان ما، روزی برای ستایش و دعا برای طلب باران فراوان در سال پیش رو، برای گرامیداشت و پاکیزگی طبیعت و مظاهر آن، و زیست بوم مقدس آنان بوده است. در حالیکه امروزه روز ویرانی و تباهی طبیعت است!


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ یکشنبه 1391/01/13 ] [ 7:0 AM ] [ محسن آزاد ]
حالا كه دارید از وقت طلایی تاهل خود استفاده می‌كنید كه درس بخوانید و همه‌ توقعاتشان را پایین آورده‌اند باید حتما پیروز شوید. بنابراین باید بهترین روش را انتخاب كنید.


ازدواج و خداحافظی با تحصیل!

« وقتی داشتم به مقاطع بالای تحصیلی فكر می‌كردم و مدارج تحصیلی را با موفقیت پشت سر می‌گذاشتم ناگهان چشمان جادوگر یك دختر دلم را برد و هوش از سرم پراند. دیگر تمركز نداشتم و هرچه می‌خواستم كه درس بخوانم، نمی‌شد. ناچار به دیپلم بسنده كردم و همین كه در یك آزمون استخدامی‌قبول شدم رفتم سراغ پدر دختر. آن زمان در كنكور كارشناسی هم قبول شده بود، اما پدر دختر گفت: مرد زندگی باید دستش توی جیب خودش باشد و بتواند خرج زن و بچه‌اش را بدهد.

 

حالا چند سال از آن روزگار می‌گذرد. با آن دختر استثنایی ازدواج كرده‌ام و 2 فرزند فوق‌العاده دارم، ولی این دیپلم لعنتی جلوی ارتقای شغلی مرا گرفته است. می‌خواهم ادامه تحصیل دهم و دوباره به دانشگاه برگردم، اما انگار‌ این زندگی چند‌ ساله پشتم را سنگین كرده است. نمی‌دانم از كجا شروع كنم و چگونه به مقصد برسم.»

این بخشی از درد دل‌های حسین ـ الف است كه در 35 سالگی قصد ادامه تحصیل دارد.

 

هیچوقت دیر نیست

اگر می‌خواهید دوباره درس خواندن را آغاز كنید و ساعت‌های متمادی كتابی را در دست بگیرید و مطالعه كنید، قبل از آن باید با خودتان یكدل شوید كه می‌خواهید درس بخوانید یا فقط می‌خواهید خودتان را محك بزنید. در وهله اول باید انگیزه و اراده كافی داشته باشید و از ادامه دادن نترسید.

 

كار جدید‌، برنامه جدید

حالا كه قرار است درگیر این كار جدید شوید باید وقتی برای آن خالی كنید.پیش از هر چیز زمان مطالعه را برای خود مشخص كنید.چند ساعت در روز درس خواهید خواند و این ساعتها را چطور خالی می‌كنید؟ از وقت نگهداری بچه و خانواده كم می‌كنید ، از مادر یا خانواده‌تان ‌، پرستار بچه و خدمتكار كمك می‌گیرید؟

می‌بینید كه پیش از هر چیز برای این برنامه جدید باید یك برنامه ریزی دقیق داشته باشید.

 

با خانواده هماهنگ باشید

شما قرار است از وقت همسر و فرزندانتان كم بگذارید و كمتر با خانواده سر كنید، بنابراین اول از همه باید موافقت آنها را جلب كنید.

حسین ـ ز كارمند 38 ساله‌ای كه در مقطع كارشناسی ارشد ادامه تحصیل می‌دهد در مورد تجربه خود چنین می‌گوید: ‌من اگر در زمان تجرد درس می‌خواندم دینم را به خودم و والدینم ادا می‌كردم، اما الان كه درس می‌خوانم از حق زن و بچه ام قرض می‌گیرم و هرچه می‌گیرم باید پس بدهم. این كار را به این ترتیب انجام می‌دهم كه در ازای زمانی كه با آنان نیستم، وقت كمی كه با آنان می‌‌گذرانم را كیفی می‌كنم. یعنی بی‌حوصلگی نمی‌كنم، بداخلاقی‌های روزمره را حتی‌الامكان كنار می‌گذارم و اگر كاری از من خواستند و واقعا قادر به انجام آن نبودم، می‌گویم: الان خیلی خسته‌ام، اما اگر شما این كار را ضروری می‌دانی چشم.اغلب همسر مهربانم هم كوتاه می‌آید و می‌گوید: تا حالا كه طول كشیده یك روز دیگر هم می‌شود صبر كرد.

قبل از این‌كه شروع به تحصیل مجدد كنید، جوانب شغلی خود را بررسی كنید.در چه رشته‌ای بیشتر امكان ارتقای شغلی دارید و آیا مدیر و مجموعه سازمانی كه در آن كار می‌كنید ممانعتی برای تحصیل شما به حساب نمی‌آید؟

او می‌گوید: وقتی بیكار هستم دیگر‌تلویزیون نگاه نمی‌كنم، ‌ با پسرم پارك می‌روم و با او بازی می‌كنم یا در خانه به تكالیفش رسیدگی می‌كنم.

اگر قبلا فقط ظاهری در خانه بودم، الان با كیفیت و توجه بیشتر در خانه هستم و سعی می‌كنم كسانی را كه به خاطر رشد و ترقی من از خودگذشتگی می‌كنند را راضی نگه می‌دارم، چون وقتی ما در زمان تاهل ادامه تحصیل می‌دهیم از همسر و فرزند خود طلبكار نیستیم، آنها محبت می‌كنند كه اعتراض نمی‌كنند، صدای تلویزیون را كم می‌كنند و رفت و آمدها را كاهش می‌دهند و توجه و مصاحبت كمتری به دست می‌آورند، پس باید قدر‌شناس بود نه طلبكار.

اگر خانواده با شما در ادامه تحصیل همراهی نكند و رضایت آنان را جلب نكنید، گرچه كار بسیار شخصی به نظر می‌رسد خواهید دید كه این درس خواندن با آن درس خواندنی كه در كتابخانه یا اتاق شخصی خودتان نزد والدین می‌گذشت فرق دارد. اینجا همه از شما توقعاتی دارند كه ممكن است به تعویق بیفتد یا خلاصه شود، ولی تعطیلی برنمی‌دارد.

بنابر این برای این كار باید همكاری و رقابت خانواده را نیز جلب كنید.

 

مذاكره با مدیر

قبل از این‌كه شروع به تحصیل مجدد كنید، جوانب شغلی خود را بررسی كنید.در چه رشته‌ای بیشتر امكان ارتقای شغلی دارید و آیا مدیر و مجموعه سازمانی كه در آن كار می‌كنید ممانعتی برای تحصیل شما به حساب نمی‌آید؟

اگر مدیرتان با ادامه تحصیل شما موافق باشد‌ به شما اجازه خواهد داد كه از وقت بیكاری خود برای مطالعه استفاده كنید.

او را توجیه كنید كه برای ارتقای وضع شغلی و كارآمدی بیشتر به این ادامه تحصیل نیاز دارید.

 

بهترین شیوه‌ها را بیاموزید

حالا كه دارید از وقت طلایی تاهل خود استفاده می‌كنید كه درس بخوانید و همه‌ توقعاتشان را پایین آورده‌اند باید حتما پیروز شوید. بنابراین باید بهترین روش را انتخاب كنید.

اول از همه فكر و خیال را كنار بگذارید و با آرامش درس بخوانید. مشغله ذهنی بسیاری از شركت‌كنندگان آزمون‌های كنكور بویژه كارشناسی ارشد، برخورداری از آمادگی روانشناختی است.

مهم نیست كه شما از وادی درس خواندن دور افتاده‌اید، مهم این است كه تلاش كنید تا دوباره به روز شوید. می‌توانید از كلاس‌های كنكور استفاده كنید یا درس خواندن به تنهایی را تجربه كنید، اما به هر حال برای مشخص شدن پیشرفت خود تست زدن را فراموش نكنید.

اعتماد به نفس داوطلب كنكور در اكثر مواقع به خاطر فاصله داوطلبان از فضای دانشگاهی كاهش می‌یابد و موفقیت او در آزمون كنكور سخت تر می‌شود. اگر شما هم با چنین مشكلی دست به گریبانید، بهتر است تا دیر نشده تمرین‌های هدفمند افزایش اعتماد به نفس را آغاز كنید و در راه تقویت تمركز گام بردارید. اضطراب و عملكرد رابطه معكوس دارند؛ به این معنی كه هر چه اضطراب افزایش یابد، عملكرد علمی ‌داوطلبان بویژه در مقاطع بالاتر از كارشناسی كاهش می‌یابد.

آمادگی ذهنی، فكری، روانشناختی و معنوی چیزی است كه در جلسه امتحان به آن نیاز دارید.

هر روز به صورت فشرده و كوتاه مدت مطالبی را كه به صورت نكات مهم یادداشت كرده‌اید، دوباره خوانی و مرور كنید.

برای جزوات و مطالب درسی كه قبلاً یاد گرفته اند كمتر وقت بگذارید و راه‌حل‌های سریعی را كه برای حل مسائل یاد گرفته‌اید، در اولویت اول درس خواندن قرار دهید، چرا كه فرصت برای یادگیری مطالب جدید بسیار كوتاه است و این كار علاوه بر افزایش اضطراب، هیچ نتیجه دیگری در بر نخواهد داشت. حتی اگر فقط 10 دقیقه برای درس خواندن فرصت دارید، آن را به فواصل زمانی كوتاهتر تقسیم كنید. همچنین بهتر است پس از هر ده دقیقه درس خواندن به خودتان استراحت بدهید.

اگر زمان شما اجازه می‌دهد به منظور تجدید قوا، یك روز كامل را به استراحت بگذرانید. در حالت استرس، مغز اطلاعات جدید را جذب نمی‌كند. یك روز را به فراغت بگذرانید و احساس بدی از درس نخواندن خود نداشته باشید. فقط سعی كنید در این یك روز بیشتر به فعالیتهای مورد علاقه و خانواده خود بپردازید.

مهم نیست كه شما از وادی درس خواندن دور افتاده‌اید، مهم این است كه تلاش كنید تا دوباره به روز شوید. می‌توانید از كلاس‌های كنكور استفاده كنید یا درس خواندن به تنهایی را تجربه كنید، اما به هر حال برای مشخص شدن پیشرفت خود تست زدن را فراموش نكنید

زمانی كه مطلب جدیدی یاد می‌گیرید، سعی كنید در همان روز نكات مهمش را دوره كنید.

در زمان درس خواندن ابتدا سعی كنید یك درك كلی از مطلب داشته باشید، سپس وارد جزئیات شوید، با این روش امكان موفقیت شما بیشتر می‌شود.

برای مطالعه مفید داشتن جایی مخصوص این كار ضروریست. بهترین مكان برای مطالعه، میز شخصی و اتاقی جداست. اگر در خانه فرزندان كوچك دارید ساعاتی را در اداره یا در كتابخانه به این كار اختصاص دهید.

مطالب قدیمی ‌را گاهی مرور كنید تا مغزتان بهتر آن را بازیابی كند.

هدفمند و سر ساعت خاص درس بخوانید.

خود را سرزنش نكنید و به خود اعتماد كنید.

پس از گذشت حداقل 48 ساعت و حداكثر 130 ساعت به سراغ تست‌ها بروید.

حتما تست‌ها را با نمونه سوالات كنكور‌های سراسری سال‌های گذشته شروع كنید و بعد به سراغ نمونه سوالات آزاد بروید.

حتما از همان ابتدا تست‌ها را در زمان معین بزنید و برای هر تست عمومی‌به طور متوسط 30 ثانیه زمان در نظر بگیرید.اگر زیر 50 درصد صحیح داشتید دوباره مرور كنید.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ سه شنبه 1391/01/08 ] [ 11:4 AM ] [ محسن آزاد ]


در دنیای فوتبال هم مثل خیلی حوزه های دیگر، خیلی ها می آیند، اسطوره می شوند و خیلی هم بی سر و صدا فراموش می شوند. از بین این جمع بزرگ فقط چند نفری ماندگار می شوند و همیشه صدر نشین می مانند.


علی کریمی

علی کریمی عضوی از همین گروه کوچک است، کسی که خیلی زود و در جوانی اش به اوج رسید و با وجود گذشتن سال های زیاد از آغاز فعالیتش هنوز هم در اوج هست. جادوگر فوتبال ایران، نه تنها یک چهره بین المللی در دنیای ورزش است بلکه خارج از دنیای فوتبال و در زندگی اجتماعی اش هم هواداران بسیار دارد.

 این که علی کریمی چرا اسطوره شد و چرا اسطوره ماند را در این مطلب خواهید خواند تا شاید درس هایی از زندگی او بگیرید.

*درس اول : خاکتان را فراموش نکنید

ایران برای کریمی همه چیز است. در تمام این سال ها، آنقدر در فوتبال جهان هیاهو به پا کرده که در هر تیمی جایش باشد اما باز هم وفاداری اش را به کشورش ثابت کرده و برگشته است: «برای ادامه زندگی ام ایران را به همه جای دنیا ترجیح می دهم. اصولا حس وطن پرستانه بسیار قوی دارم. هر وقت در جمع های دوستانه مان صحبت از زندگی در خارج از کشور و رفتن از ایران می شود، من مخالف سرسخت این کار هستم. بعد از اتمام آن 8 سالی که به خاطر فوتبال خارج از ایران زندگی کردم، حتی از یکی، دو تیم دیگر هم پیشنهاد داشتم اما دیگر از غربت خسته شده بودم و فقط می خواستم به ایران برگردم.»

این اعتقاد شخصی من است که هرچه از مطبوعات دورتر باشم، برایم بهتر است چون با این کار، کمتر دچار حاشیه می شوم. به هر حال با همه خبرنگاران دوستم اما این اعتقاد شخصی من است که مصاحبه نکنم

*درس دوم : حرفه ای باشید حاشیه ساز نباشید

باور کنیم یا نه، دنیای فوتبال ایران، دنیای پرحاشیه ای است اما حرف های ضد و نقیض و جنجال هایی که همیشه درون این گروه هست و تمامی ندارد در زندگی علی کریمی جایی ندارد. علی کریمی را در تلویزیون زیاد نمی بینید. او علاقه ای به اظهارنظرهای جنجالی ندارد و می گوید: « این اعتقاد شخصی من است که هرچه از مطبوعات دورتر باشم، برایم بهتر است چون با این کار، کمتر دچار حاشیه می شوم. به هر حال با همه خبرنگاران دوستم اما این اعتقاد شخصی من است که مصاحبه نکنم.»

 گذشته از حاشیه های مطبوعاتی، کریمی سعی می کند حمایت هوادارانش را حفظ کند و با هر تندی تماشاچیان نرنجد. او گفته است: « بعد از این همه سال بازی کردن یاد گرفته ام که وقتی به زمین می روم از تشویق ها روحیه بگیرم و کاری با مسائل دیگر نداشته باشم. در هر حالت من کار خودم را می کنم. موقعی هم که جو استادیوم مناسب نباشد طوری رفتار می کنم که انگار در استادیوم نیستم.»

علی کریمی

*درس سوم : به تصمیم ها احترام بگذارید

کریمی یک ورزشکار حرفه ای است و این موضوع را نه تنها در بازی اش بلکه در رفتارهای حرفه ای اش هم نشان می دهد. او پیش از این در واکنش به اما و اگر هایی که در دعوتش به تیم ملی وجود داشت، گفته بود: «توقعی ندارم. این مربی است که تصمیم می گیرد چه بازیکنی را دعوت کند و چه کسی را دعوت نکند. دعوتم کردند تلاش خودم را می کنم تا برای تیم ملی بازیکن موثری باشم، دعوت نکنند هم آرزوی موفقیت می کنم و دعا. اتفاق دیگری که زمان زیادی از آن نگذشته ماجرای کاپیتانی تیم ملی است که کی روش تصمیم گرفت بازوبند را به جواد نکونام بدهد و شاید اگر هر کس دیگری جای کریمی بود به این موضوعات دامن می زد اما کریمی .... »

معصومی در مصاحبه ای گفت: «مردم باید بدانند زمانی که پزشکان از من قطع امید کرده بودند، فقط علی کریمی بود که با سخاوتش مثل همیشه تمام هزینه های بیمارستان مرا پرداخت کرد. با هزینه او از یک اتاق عمومی به اتاق اختصاصی رفتم و تمام هزینه های مربوط به درمانم را هم او پرداخت کرد.»

* درس چهارم : با سلاح پول تهدید نکنید

در دنیای فوتبال ایران که پرداخت دستمزدهای باشگاهی آن قدر به تعویق می افتد که حاشیه ساز می شود، علی کریمی هرگز در مورد مطالبات مالی اش حرفی نزده است. او حاضر نیست چک و سفته هایی که از تیم های باشگاهی گرفته اما وصول نشده اند را مقابل دوربین های تلویزیونی نمایش بدهد. در شرایطی که برخی بازیکنان یشین استیل آذین همچنان پیگیر مطالبات خود از این باشگاه بودند، علی کریمی قبل از پایان فصل گذشته، باقی مانده مبلغ قراردادش را بخشید و از مسئولان باشگاه خواست که حق و حقوقش را در امور خیریه خرج کنند.

علی کریمی

*درس پنجم : بدون هیاهو به دیگران کمک کنید

موسسه «خانه سازندگان فردا» در منطقه محروم پیشوای ورامین، یک خانه خیریه است که در آن از بچه های بی سرپرست گرفته تا سالمندان زندگی می کنند. هیئت امنای این مجموعه از افراد خیر، تحصیل کرده و استادان دانشگاه تشکیل شده و در میان آن ها علی کریمی، ورزشکاری است که به صورت افتخاری در میان آنان حضور دارد اما نمی خواهد که کسی از حمایت هایش باخبر شود.

 

او کسی است که برنج سالانه و پوشاک این موسسه را تامین می کند و گذشته از کمک های نقدی، به گفته یکی از اعضای این موسسه، رختشوی خانه مدرن و بسیار گرانقیمتی را نیز خریداری کرده و به این موسسه اهدا کرده است اما کمک های علی کریمی به این موسسه تنها محدود به پشتیبانی مالی نمی شود. می گویند هر زمانی که فرصت کند سری به آنجا می زند و با بچه ها، فوتبال گل کوچک بازی می کند.

*درس ششم : همراهانتان را تنها نگذارید

بابک معصومی، کاپیتان سابق تیم ملی فوتسال ایران پس از مدت ها مبارزه با سرطان، از دنیا رفت اما کمتر کسی از همراهی علی کریمی با او در دوره بیماری اش خبردار شد. درحالی که بسیاری از مسئولان ورزش بار ها با حضور در بیمارستان، مقابل دوربین های تلویزیونی و عکاسان رسانه ها، وعده کمک به معصومی را داده بودند و پس از پخش ویدئو ها در تلویزیون و چاپ عکس ها، وعده های خود را فراموش کرده بودند، کریمی وعده ای نداد اما بی سر و صدا و دور از دوربین ها تا آخرین روزهای زندگی معصومی در کنارش ماند و حمایتش کرد.

به گفته معصومی، او حتی قصد داشت معصومی را برای معالجه به آمریکا بفرستد اما شرایط ادامه درمان در ایران مهیا شد. معصومی در مصاحبه ای گفت: «مردم باید بدانند زمانی که پزشکان از من قطع امید کرده بودند، فقط علی کریمی بود که با سخاوتش مثل همیشه تمام هزینه های بیمارستان مرا پرداخت کرد. با هزینه او از یک اتاق عمومی به اتاق اختصاصی رفتم و تمام هزینه های مربوط به درمانم را هم او پرداخت کرد.» اما تا قبل از این مصاحبه معصومی، کسی از این ماجرا مطلع نبود.

*درس هفتم : برای رشد حرفه تان تلاش کنید

او که حسن نیتش به فوتبال کشورش را بارها و بارها نشان داده، از تیم های ورزشی بانوان هم غافل نبوده و با دیدن کوتاهی های مسئولان در تامین نیازهای فوتبال بانوان، خودش دست به کار شده است. زمانی که تیم ملی فوتبال دختران زیر 19 سال ایران راهی رقابت های مقدماتی قهرمانی آسیا شده بود، مهناز امیر شقاقی، سرمربی این تیم در مصاحبه ای گفت: «علی کریمی نسبت به فوتبال، بانوان توجه خاصی دارد. او یک الگوی ورزشی برای ارتقای روحیه بازیکنان است و جدا از این موضوع، کریمی امکانات و لوازم مورد نیاز ما را تامین کرده است. کریمی نمی خواست نامش مطرح شود، او برای بازیکنان ما فقط یک شرط گذاشت. کریمی گفت به شرطی این کمک ها را انجام می دهد و ادامه خواهد داد که تیم ما گل بزند و مقام بیاورد.»


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ دوشنبه 1391/01/07 ] [ 3:44 PM ] [ محسن آزاد ]

عید کنکوری ها

عید کنکوری ها

تعطیلات عید نوروز هرساله برای داوطلبان کنکور مورد توجه است. به‌طوری که بسیاری از داوطلبان و دانش‌آموزان که در طی ماه‌های گذشته کم کاری کرده‌اند، به امید جبران تمام عقب‌افتادگی‌ها در تعطیلات عید، همه‌ی روزهای اسفند را هم به انتظار می‌نشینند و به‌عبارتی دست از کار می‌کشند!

حال ببینیم به‌راستی تعطیلات عید کارساز است و آیا تا این حد ارزشمند و تعیین کننده است و اگر این گونه است چگونه باید از آن استفاده نمود. 

تعطیلات نوروز در بهترین حالت بین  14 تا 16 روز است و با تعطیلی مدارس و کلاس‌های آموزشگاه برای اکثر داوطلبان و دانش‌آموزان موقعیت فوق‌العاده‌ای جهت رفع مشکلات درسی به نظر می‌رسد.

 

اما واقعیت این‌جاست که عید بیشتر به جهت موقعیت زمانی، یک نقطه‌ی عطف است و افرادی که در این برهه‌ی زمانی جهت حرکت خود را اصلاح می‌کنند، در ادامه‌ی مسیر (سه ماه باقیمانده) وضعیت بهتر و مساعد‌تری دارند.

 

به همین دلیل داوطلبان سال‌های گذشته که در این زمان تغییری در فعالیت‌های خود ایجاد کرده و نتیجه‌ی قابل قبولی گرفته‌اند، از عید و بعد از آن به خوبی یاد می‌کنند و دانش‌آموزان و داوطلبان فعلی را هم به دوران عید متوجه می‌سازند.

کنکور,رتبه,تبلیغ؛ مدرک,دانشگاه

قطعاً می‌پذیرید که در 14 یا حتی 16 روز نمی‌توان فعالیت شگرف و عجیبی در حیطه‌ی منابع مطالعاتی متعدد و پرحجم کنکور انجام داد. اما اصولاً افرادی که از همین دوره‌ی زمانی دو هفته‌ای خوب استفاده می‌نمایند، در هر شرایط درسی، به جمع‌بندی تمام منابع مطالعاتی خود تا آخر فروردین یا نیمه ی اردیبهشت ماه امیدوار می‌شوند.

 

همین امیدواری و روحیه‌ی مضاعف سبب می‌شود که این داوطلبان در روزهای آخر فروردین ماه که وقت آزادتری (به دلیل اتمام اغلب درس‌ها و کلاس‌ها) نصیب شان می‌شود با توان مطالعاتی بیشتری فعالیت‌های درسی شان را به پیش می‌برند.

 

در این دوره کوتاه شما می توانید جهش قابل ملاحظه ای داشته باشید به شرط آن که به دو نکته توجه کنید:

اولا:

واقعا تلاش کنید... تفریحات، دید و بازدیدها، مسافرت و تلویزیون را کنار بگذارید و فقط دو روز از عید را به خودتان مرخصی دهید،  و در روزهای قبل و بعد تا آنجا که می‌توانید درس بخوانید.

افرادی که اراده قوی تری دارند مطمئناً پیشرفت بیشتری خواهند کرد. وجود یک حامی که نقش نظارت را ایفا کند توصیه می گردد.

 

دوما:

با یک نقشه دقیق و طبق یک برنامه جامع درس بخوانید.این کار بازده را چند برابر می کند.

این برنامه ی جامع حتما در یک مقوای قطع بزرگ روی دیوار نصب کنید تا در معرض دید شما قرار گیرد.

برنامه جامع چیست و در چه مواقعی تنظیم می‌شود؟

هرگاه بخواهید یک مجموعه کار آموزشی را به صورت کامل انجام دهید یا یک مجموعه درسی را به طور کامل یا نسبتاً کامل دوره نمائید، برنامه جامع تنظیم می‌نمایید.

توصیه ما این است که برنامه جامع را هیچ گاه برای کمتر از دو هفته و یا بیشتر از چهار هفته طراحی نکنید. در هنگام اجرا و در پایان برنامه جامع، باید کارهای انجام شده و انجام نشده را بررسی و ارزیابی نمایید. حداقل یک بار دیگر می‌توانید برنامه جامع تنظیم نمایید و آن هم در یک ماهه قبل از برگزاری کنکور سراسری است.

 

اجزای برنامه جامع

برنامه جامع شامل ده ستون می‌باشد، عنوان های این ستون ها به ترتیب عبارتند از: نام درس- تابلوی آموزشی- برنامه آزمون- تصمیمات و اهداف - منابع مطالعاتی پیشنهادی - سایر منابع اطلاعاتی- زمان برای سه هفته - زمان برای هفته اول - زمان برای هفته دوم - زمان برای هفته سوم در این جا قسمت هایی را که نیاز به توضیح بیشتر دارند معرفی می‌نماییم.

 

1- تابلوی آموزشی- تشخیص وضعیت:
تحصیل

در ستون تابلوی آموزشی، ارزیابی خود را درباره وضعیت آموزشی تان در هر درس می‌نویسید.

الف- میانگین نمرات تراز خود را در هر درس یادداشت نمایید مثلا بنویسید میانگین نمره تراز من در درس فیزیک 5700 بوده است.
 
ب- به برنامه آزمون های دوره نوروز نگاه کنید. اکنون تشخیص دهید که در کدام فصل‌ها قوی هستید و در کدام فصل‌ها ضعف دارید. نقاط قوت و ضعف خود را به طور جداگانه مشخص کنید.

 

2- تصمیمات و اهداف + منابع مطالعاتی:

در ستون چهارم با توجه به وضعیت درسی خود و با توجه به برنامه آزمون ها تصمیماتی اتخاذ می‌نمایید. دقت کنید که این تصمیمات قابل اجرا باشند.

مثلاً یک باره تصمیم نگیرید که طی سه هفته دو بار کتابی را دوره نمایید و تمام مسائل آن را حل کنید و به چند صد تست هم پاسخ دهید! (مطمئناً تصمیمات غیر واقعی قابل اجرا نخواهند بود.) منابع مطالعاتی خود را نیز دقیقا مشخص کنید.

برای مطالعه دروس و یادگیری مطالب حتما از کتاب درسی بهره بگیرید. البته ممکن است در یک درس تسلط کافی داشته باشید و نیازی به مطالعه تشریحی آن درس نباشد.

مرور یادداشت‌ها و مقداری تمرین و تست زدن برایتان کافی است در این صورت منابع تستی و تمرین را مشخص کنید. تمرین های کتاب درسی، آزمون های قبلی منابع مفیدی برای تمرین می‌باشند. سایر منابع دلخواه خودتان را در ستون ششم اضافه کنید تعداد صفحاتی را که می‌خواهید مطالعه کنید، تعداد مسائل و تعداد تست‌ها را هم بنویسید.

پیش از آنکه به فکر تمرین تست های جدید باشید به تمرین و مرور و حل مسائل و تست هایی بپردازید که قبلا آن ها را مطالعه نموده اید. باید آنچه را قبلا فراگرفته اید در ذهنتان تثبیت نمایید و آنگاه به مطالب جدید بپردازید.

 

3- تخمین و تقسیم زمان:

پیش بینی کنید که اساسا در ایام نوروز چند ساعت وقت برای مطالعه دارید و برای مطالعه هر درس چند ساعت می‌توانید اختصاص دهید. آن دسته از داوطلبانی که تا کنون برنامه متعادل (نرمال) نوشته اند این موضوع را بهتر می‌توانند پیش بینی نمایند.

اگر دانش آموز هستید و تا روزهای آخر اسفند به مدرسه می‌روید توجه کنید که زمان مطاله شما قبل از شروع تعطیلات کمتر است و همچنین اگر می‌خواهید دو روز اول عید را تعطیل کنید این مدت را هم در نظر بگیرید سعی کنید تخمین دقیقی از ساعات مطالعه خود بزنید.

مثلا بگویید من در هفته اول می‌توانم پنجاه ساعت درس بخوانم سپس این پنجاه ساعت را بین دروس مختلف تقسیم کنید. به اهمیت هر درس و وضعیت خود در هر یک از دروس توجه کنید.

اگر هنگام تنظیم برنامه رویاپردازی کنید و تصمیمات بلند پروازانه بگیرید نه تنها نتیجه بهتری کسب نخواهید کرد بلکه تمام زحمتی که برای تنظیم برنامه کشیده اید به هدر خواهد رفت.

 

برنامه روزانه

مرور کردن

پس از نوشتن برنامه جامع، برنامه روزانه تان را تنظیم نمایید. در برنامه روزانه برای هر روز حداکثر 5 درس را در نظر بگیرید.

 

مثلا، اگر برای درس فیزیک 10 ساعت در نظر گرفته اید می‌توانید آن را به چهار نوبت مطالعه 5/2ساعته یا 5 بار مطالعه 2 ساعته تقسیم کنید و روزهای مطالعه را هم مشخص کنید.

 

مثلا تصمیم بگیرید چهار نوبت در روزهای شنبه ، دوشنبه ، سه شنبه و چهار شنبه هر بار به مدت 5/2ساعت فیزیک بخوانید.

 

تکالیف خود را نیز برای هر نوبت مطالعه مشخص کنید آیا فقط کتاب را مطالعه می‌کنید مساله حل می‌کنید یا تست هم می‌زنید. منابع را بنویسید.

در ابتدای هر هفته برنامه روزانه را در کنار برنامه جامع روی مقوا نصب کنید در پایان هر روز و در پایان هفته موارد اجرا نشده را در ستون آخر بنویسید و پس از تصحیح و تعدیل و تصمیم گیری مجدد به برنامه هفته بعد بیفزایید.

 

چند توصیه:

1.  برنامه جامع و برنامه روزانه را پس از تنظیم به مشاور خود نشان دهید و از نظرات مشورتی وی بهره بگیرید.
 
2. اگر در پایان یک هفته ملاحظه نمودید که بخش قابل ملاحظه ای از تصمیمات را اجرا نکرده اید برنامه را مورد بازبینی قرار دهید و قسمت های کم اهیمت تر را حذف کنید.
 
3. هر قدر هم پایه درسی تان ضعیف باشد هیچ درسی را به طور کامل حذف نکنید. در این گونه دروس می‌توانید مباحثی را بیابید که برایتان ساده تر باشد.
مرور کردن
4. توصیه به داوطلبان رشته تجربی:
درس زیست شناسی درس اصلی شماست سعی کنید این دروس را هر روز در برنامه مطالعاتی خود قرار دهید پس از زیست شناسی، درس شیمی قرار دارد دروس ریاضی و فیزیک را کنار نگذارید و حتی اگر دانش آموز ضعیفی هستید درس ریاضی را از برنامه تان حذف نکنید.
 
5. توصیه به داوطلبان رشته ریاضی:

حساب دیفرانسیل و فیزیک اهمیت تعیین کننده ای در کنکور دارند. اما به هندسه و ریاضیات گسسته کم توجهی نکنید بسیاری از داوطلبان ریاضی به این دروس اصلا اهمیت لازم را نمی دهند و فکر می‌کنند دروس اختصاصی فقط حساب دیفرانسیل و فیزیک است.

 

در تست های دروس هندسه، ریاضیات جدید (گسسته یا جبر و احتمال) و مثلثات، با تلاش کمتر می‌توانید نتیجه بهتری بگیرید زیرا میزان تنوع طرح سوال در دروسی که اشاره شد نسبت به حساب دیفرانسیل کمتر است و با اینکه مسائل تشریحی در این دروس دشوارتر است ولی اگر داوطلبی پایه درسی متعادل داشته باشد می‌تواند در کنکور نتیجه بهتری بگیرد.

کنکوری ها بخوانند

در صورتی که بسیاری از داوطلبان رشته ریاضی به دلیل علاقه بیشتر به حل مسائل حساب دیفرانسیل یا مکانیک می‌پردازند و با تصور دشوارتر بودن دروس هندسه یا مثلثات این دروس را کنار می‌گذارند.

 

مجدداً تکرار می‌کنیم میزان تنوع و انواع سوالات در دروس مثلثات، هندسه و ریاضیات گسسته کمتر است و اگر پایه متوسطی دارید با تمرین تست های طبقه بندی شده می‌توانید نتیجه خوبی در این دروس بگیرید.

 

متأسفانه بسیاری از داوطلبان ریاضی درس شیمی را به کلی فراموش می‌کنند و کنار می‌گذارند که اندیشه ای کاملا اشتباه است. اشکال دیگر کار داوطلبان ریاضی بی توجهی به دروس عمومی است که در دوره نوروز باید به جبران این ضعف بپردازند.

 
6. توصیه به داوطلبان رشته انسانی:
دروس جامعه شناسی، روانشناسی و فلسفه در گروه انسانی بخشی از دروس اختصاصی است که داوطلبان این گروه در آنها بالاترین درصدها را به دست می‌آورند اما مشکل عمده گروه انسانی، کم توجهی به دروس عمومی است. توصیه می‌کنیم دروس عمومی را جدی تر بگیرید و اگر در دروس ریاضی و آمار و زبان پایه ضعیفی دارید در ایام نوروز به جبران این ضعف‌ها بپردازید
موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ یکشنبه 1391/01/06 ] [ 0:28 AM ] [ محسن آزاد ]


نشان دانشگاه آزاد اسلامی بر اساس فلسفه و ایده هایی طراحی و تولید شده است. این ایده ها و نظرات، نگاهی است که طراح در طراحی خود مدنظر قرار داده است.
مفاهیم و تعابیری که در خصوص نشان دانشگاه آزاد اسلامی مد نظر طراح بوده است در مقابل به تصویر کشیده شده است. لازم به ذکر است که علاوه بر موارد مطرح شده، مفاهیم دیگری نیز م یتوان برای این نشان در نظر گرفت.

نشان دانشگاه آزاد اسلامی بر اساس فلسفه و ایده هایی طراحی و تولید شده است. این ایده ها و نظرات، نگاهی است که طراح در طراحی خود مدنظر قرار داده است

مفاهیم و تعابیری که در خصوص نشان دانشگاه آزاد اسلامی مد نظر طراح بوده است در مقابل به تصویر کشیده شده است.

لازم به ذکر است که علاوه بر موارد مطرح شده، مفاهیم دیگری نیز م یتوان برای این نشان در نظر گرفت.

 


برگرفته از سایت علوم آزمایشگاهی اراک


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ شنبه 1391/01/05 ] [ 2:41 PM ] [ محسن آزاد ]

در یونان مدرن دو حلقه مورد استفاده قرار می گیرد ، حلقه ی طلایی برای داماد و نقره برای عروس که به نشانه یگانگی و برابری مبادله می شود ولی در واقع ارزش بیش تر حلقه ی مردان نشان دهنده ی برتری موقعیت آن هاست . در دوره ای نیز حلقه ی آهنی مرسوم بود که به نشانه ی تعهد برای نامزد ( عروس ) فرستاده می شد . این حلقه ی آهنی به عنوان نماد دوام و پایداری پیمان ازدواج ساخته میشد . در دوره های قبل حلقه هایی از جنس برنج و مس نیز دیده شده است . از نظر شکلی نیز یک حلقه ی ساده همیشه تنها شکل حلقه ی ازدواج نبوده و گاهی اشکال مختلفی روی آن تراشیده و کنده کاری شده مثل یک کلید برای نشان دادن اقتدار خانگی زن .

 

 

 

در قرن های 15 و 16 ایتالیایی ها از حلقه ی ازدواج استفاده می کردند که عمدتاً از جنس نقره بوده و با مینای سیاه _ مینا کاری می شد . اروپاییان قرون وسطی نیز از الماس برای حلقه ی ازدواج استفاده می کردند و قدرت آن را حافظ پیمان ازدواج می دانستند . دهقانان ایرلندی نیز بر این عقیده بودند که ازدواج بدون حلقه ای از جنس طلا قانونی و مشروع نیست .

در ارکنی ( منطقه ای در اسکاتلند ) دو میدان بزرگ به احترام ماه و خورشید وجود داشت . قرن ها پیش اگر دوشیزه ای قصد ازدواج داشت به گردش دور سنگی می پرداخت که به نام ماه نامگذاری شده بود و پسر نیز به دور حلقه ی خورشید می گشت سپس هر دو در محل سنگی که به نام آدین ( خدای خدایان ) نامگذاری شده بود به یکدیگر ملحق شده و دست های آن ها در محل حلقه ی زناشویی که سوراخی در سنگ بود ، به یکدیگر می رسید و آن ها به این وسیله وفا داری و تعهد نسبت به یکدیگر را اعلام کرده و زن و شوهر می شدند . مراسم طلاق بسیار ساده تر بود ، به گونه ای که زن و شوهر می توانستند با یکدیگر وارد کلیسا شده و سپس هر یک از دری متفاوت بیرون بروند . در میان انگلونورمان ها حلقه در انگشت میانی دست راست قرار می گرفت ، اما در اواخر قرن 17 این رسم تغییر کرد . کویکر ها یعنی اعضای کلیسا ی The Society of Friends حلقه ی ازدواج را به عنوان بقایا ی برتری مشرکان و کافران رد کردند و اکنون نیز برخی پیوریتن ها سعی می کنند به همان دلیل ، چنین رسمی را منسوخ کنند . اگر چه حلقه برای ازدواج در کلیسا ی انگلستان کاملا ضروری بود ، اما جنس و سایز آن اهمیتی نداشت .

در ایسلند که نامزدی و ازدواج هر دو به وسیله پول پذیرفته می شد ، حلقه کم تر ضروری به نظر می رسید چرا که انتظار می رفت دختر هدایای خود را نقدی دریافت کند . با این حال حلقه در این کشور استفاده می شد ، اما به سختی حلقه ی انگشت نام می گرفت چرا که به اشکال مختلف از استخوان ، سنگ ، کهربای سیاه ، طلا و نقره ساخته می شد و گاهی اوقات به حدی پهن بود که اجازه نمی داد دست از آن عبور کند . در مراسم نامزدی داماد چهار انگشت و کف دست خود را از این حلقه عبور میداد و با این روش می توانست دست عروس خود را بگیرد . انداختن حلقه در انگشت چهارم دست چپ بر اساس این اعتقاد قدیمی صورت می گیرد که رگ این انگشت به طور مستقیم به قلب می رسد . البته این واقعیت هم وجود دارد که فلز کم استقامت تر در انگشت و دستی که کم تر از دست و انگشتان دیگر استفاده می شود ، کم تر دچار صدمه و آسیب می شود . گفته می شود که حلقه در میان انگلو نورمان ها در دست راست انداخته می شد و بعد ها به دست چپ تغییر کرد یعنی همان دستی که از نظر رتبه پایین تر است . همچنین عده ای معتقدند این انگشت به دلیل این رسم قدیمی بر دیگر انگشت ها مرجح شده که انگشت اول ( شست ) را به نام پدر ، انگشت دوم به نام پسر و انگشت سوم را به نام روح القدس نامگذاری کرده اند . بنابر این داماد پس از این که این سه انگشت را نام برد و از آن ها گذشت حلقه را به دست عروس می اندازد .قدیمی ترین گزارش از تبادل حلقه ی ازدواج از مصر باستان به دست آمده که مربوط به 4800 سال پیش است . برای رومی ها پذیرش حلقه از جانب بانوی جوان پذیرش نوعی محدودیت بود و پذیرش این قانون که دختر دیگر آزاد نیست .اکنون نیز حلقه و پذیرش آن بخشی از مراسم مذهبی در کلیسا ست . اکثر مردم اکنون حلقه ی ازدواج را در دست چپ خود می اندازند . گرچه برخی زنان اروپایی در دست راست هم از آن استفاده می کنند . در اسکاندیناوی هم رسمی است که برخی از زنان از سه حلقه استفاده می کنند . یکی برای نامزدی ، یکی برای ازدواج و دیگری برای مادری .عروس های یهودی نیز حلقه ی ازدواج را در انگشت سبابه می اندازند ، انگشتی که با آن طبق آنچه در تورات خوانده اند به این کتاب اشاره می کنند .

آیا مردان از حلقه ازدواج استفاده می کنند ؟

استفاده ی مردان از حلقه نسبتا جدید است . تا میانه قرن 20 بیش تر زنان بودند که حلقه در دست می کردند که شاید یادآور روز هایی بود که زنان جزیی از املاک و دارایی های همسر بودند . بعد از جنگ جهانی دوم ، بسیاری از مردان با جدایی های طولانی مدت از همسران خود مواجه شدند و از آن زمان آن ها نیز شروع به استفاده از حلقه به عنوان نشانه ی از تاهل خود کردند آنچه موجب می شود همواره به یاد همسران خود باشند .


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ پنجشنبه 1391/01/03 ] [ 0:53 AM ] [ محسن آزاد ]
متأسفانه در بسیاری موارد به دلیل عدم آشنایی انسانها با ویژگی ها و شرایط زندگی این حیوان زیبا، شاهد آن هستیم که ماهیانی که می توانند تا بیش از بیست سال عمر کنند و اندازه آنها به بیش از ۲۰ سانتیمتر یا بیشتر برسد، پس از چند روز زندگی در خانه جدید، ناگهان دچار مرگ شده و در حالی که قرار بود نماد زندگی و شادی باشند، صحنه مرگ را از خود به جای می گذارند.

مطابق یافته های دانشمندان، شرایط نامساعد زندگی، تأثیرات آزاردهنده بسیاری بر انواع حیوانات منجمله ماهیان داشته و رنج و ناراحتی شدیدی برای آنها به بار می آورد. درست است ماهی یا هر حیوان دیگری، هوش و توانایی فکری بسیار محدودی دارد، ولی آیا عدم توانایی فکری به ما اجازه می دهد که نوزادان انسان یا افراد معلول جسمی را نیز مورد آزار و اذیت قرار دهیم؟ در اینجا می خواهیم به طور مختصر با گردآوری نکاتی چند، به شناخت بیشتر این موجود دوست داشتنی بپردازیم.

ماهی قرمز (goldfish) نخستین ماهی اهلی شده برای نگهداری در آکواریوم بوده است. از نظر جمعیتی بیشترین تعداد ماهیان آکواریومی از دسته ماهی قرمز می باشند و معمولاً یکی از اولین ماهیانی که یک آکواریوم دار نگهداری کرده است، از این دسته می باشد. با اینحال متأسفانه در بین سایر انواع ماهیان آکواریومی، ماهی قرمز معمولاً از کمترین مراقبتها برخوردار می شود.

شاید این امر به دلیل برخی تصورات نادرستی است که در مورد ماهی قرمز وجود دارد؛ در زیر به چند نمونه از این موارد اشاره می شود:

تصور نادرست ۱٫ برخی تصور می کنند که نگهداری ماهی قرمز در یک تُنگ کوچک آب، فاقد اشکال بوده و ماهی در آنجا به خوبی رشد می کند.

با وجودیکه تُنگ شیشه ای منظره ای بسیار جذاب برای انسانها ایجاد می کند، در طراحی آن هیچگونه توجهی نسبت به سلامتی و آسایش ماهی به عنوان یک موجود زنده و دارای حس، نگردیده است و شاید بتوان گفت که نامناسب ترین محل برای نگهداری ماهی است. مساحت سطح آب محل نگهداری ماهی، نشانه ای تقریبی از میزان اکسیژن قابل حل در آب است. به دلیل حاشیه گرد و دهانه باریک شده تُنگ، سطح تبادل بسیار کمی برای مخلوط شدن اکسیژن هوای محیط با آب و حذف گازهای زائد موجود در آب وجود دارد. کاهش اکسیژن محلول در آب موجب بروز حالت خفگی در ماهی شده و در نتیجه ماهی ناچاراً به سطح آب آمده و به جای شنا کردن، تمام وقت خود را به هواگیری و جلوگیری از خفگی می گذراند (حالت رنج آوری است، نه؟). از طرفی این تُنگها معمولاً بسیار کوچک بوده و آزادی حرکت کمی برای ماهی دارند و تمیز نمودن آنها نیز دشوار است.

تصور نادرست ۲٫ ماهی قرمز عمر کوتاهی دارد.

از یک لحاظ این مسأله می تواند صحت داشته باشد: اگر ماهی به خوبی نگهداری نشود، عمر کوتاهی خواهد داشت! در صورت نگهداری صحیح از ماهی قرمز، عمر آن تا بیست سال یا بیشتر نیز می رسد. باید توجه داشت که ماهی قرمز حیوانی مقاوم بوده و در صورتی که به درستی نگهداری شود، احتمال بروز بیماریها در آن نسبت به سایر گونه ها بسیار کمتر است. مسن ترین ماهی قرمز شناخته شده، ۴۳ سال عمر کرده است. در نتیجه بسیاری از ماهیان قرمز معمولاً بیشتر از چند روز در سفره هفت سین زنده نمانده و در حقیقت به دلیل شرایط نامناسب نگهداری و معمولاً در اثر رنج ناشی از گرسنگی یا آلودگی آب جان خود را از دست داده اند.

تصور نادرست ۳٫ ماهی قرمز جثه کوچکی داشته و به فضای زیادی نیاز ندارد.

باید توجه داشت که میزان رشد ماهی قرمز با ابعاد محیط زندگی آن متناسب است (دلیل این امر شاید به دلیل اثرات مهارکننده استرس ناشی از محیط کوچک بر میزان رشد ماهی باشد). اندازه ماهی قرمز در هنگام بلوغ، به ۲۰ سانتی متر یا بیشتر می رسد. آنچه که در منابع علمی توصیه شده است، ظرفی با حجم ۷۶ لیتر (مثلاً با ابعاد ۴۵×۳۵×۶۰ سانتیمتر) برای یک ماهی بالغ حدوداً ۲۰ سانتیمتری و ۳۸ لیتر آب اضافه به ازای هر ماهی بالغ افزوده شده، می باشد. البته برای بسیاری از افراد تهیه چنین فضایی بسیار مشکل می نماید، ولی شاید در نظر داشتن این عدد، صرفاً بتواند مقیاسی از فضای مورد نیاز برای آسایش ماهی را در ذهن ایجاد نماید. یکی از دلایل نیاز ماهی قرمز به حجم زیاد آب، تولید مقادیر بسیار بالایی از مواد دفعی و مضر توسط این ماهی (در مقایسه با سایر ماهیان) است. تجمع مواد سمی در آب، می تواند منجر به مرگ ناگهانی ماهی گردد.

در صورت تهیه فیلترهای مخصوص آکواریوم (که در فروشگاههای لوازم آکواریومی موجود است)، کیفیت آب و شرایط زندگی ماهی به میزان زیادی بهبود می یابد. در مورد نوع فیلتر مناسب این نوع ماهی می توانید با دامپزشک مشورت نمایید.

محل نگهداری

در صورت نگهداری ماهی قرمز در تُنگ، باید آب آن هر روز عوض شود. چنانچه حجم آب محل نگهداری ماهی، ۷۶ لیتر باشد، تعویض حداقل ۲۵ درصد از حجم آب در هفته کفایت می نماید. تعویض آب موجب حذف مواد زائد (ناشی از مدفوع، باقیمانده های مواد غذایی یا مواد وارد شده از محیط اطراف، غذای خورده نشده و گیاهان در حال پوسیدگی)، آمونیاک (دفع شده از بدن ماهی)، نیتراتها و فسفاتها شده و در عین حال آب اکسیژن دار و حاوی ریز مغذی ها را در اختیار حیوان قرار می دهد.

برای تهیه آب محل زندگی ماهی، می توان از آب لوله کشی شهری استفاده نمود. پیش از جمع آوری، بهتر است به مدت یک دقیقه آب شیر جریان داشته باشد. سپس آب را در محفظه ای درباز جمع آوری نموده و برای خارج شدن کلر موجود در آن (که برای ماهی، ماده ای سمی بوده و می تواند موجب بی حالی و حتی مرگ آن شود) و هم¬دما شدن با محیط، حداقل به مدت یک شبانه¬روز درون خانه نگهداری شود.

دمای مناسب آب محل نگهداری ماهی قرمز معادل ۲۲-۲۰ درجه سانتیگراد بوده و درجه حرارت بالای ۲۵ درجه می تواند برای ماهی قرمز بسیار آسیب زننده باشد. اغلب ماهیان (بویژه ماهی قرمز) به تغییرات دمای آب بسیار آسیب پذیر بوده و دچار اضطراب و ناراحتی می شوند. ماهی قرمز تمایل زیادی به خوردن گیاهان معمول آکواریومی دارد و مثلاً قرار دادن گیاه کابومبا در آب، منبع تغذیه ای خوبی برای این ماهی ایجاد خواهد نمود! استفاده از گیاه سرخس Java (که گیاهی مقاوم است) برای تزئین محل زندگی ماهی قرمز بسیار مناسب بوده و ماهی نیز از آن لذت می برد، ولی کمتر ممکن است قادر به خوردن آن باشد.

استفاده از تکه های سنگ که با آب شیر به خوبی شسته شده اند (دقت شود که در صورت استفاده از مواد شوینده برای شستن ظرف، مواد و وسایل در تماس با ماهی، حتماً ماده شوینده با آب فراوان کاملاً زدوده شود؛ در غیر اینصورت خطر مسمومیت و مرگ ماهی وجود دارد) و ابزارهای چوبی به منظور ایجاد فضایی برای مخفی شدن و استراحت ماهی امری بسیار ضروری است؛ چرا که بسیاری از ماهیان فقط در پناهگاه خود آرامش داشته و به خواب می روند و در غیر اینصورت دائماً به دلیل ترس از محیط اطراف، بیدار و مضطرب خواهند بود. همچنین افزودن سنگ و گیاهان مناسب به محیط زندگی ماهی، به حذف نیترات از آب کمک نموده و برای ماهی نیز سرگرم کننده است.

ماهی قرمز به بیرون پریدن از آب علاقه مند است. برای جلوگیری از بیرون افتادن آن، لازم است سرپوشی بر روی ظرف قرار داده شود.

معمولاً از ماهی قرمز به تنهایی یا همراه با ماهیان هم گونه خود در یک محل نگهداری می شود. نگهداری انفرادی از ماهی قرمز مشکلی برای آن ایجاد ننموده، با اینحال در صورت وجود ماهی دیگر ممکن است فعالیت و جنب و جوش آنها بیشتر شود.

تغذیه ماهی قرمز

ماهی قرمز همه چیز خوار است؛ به این معنی که برای رشد و سالم بودن هم به غذاهای گیاهی و هم به غذاهای جانوری نیاز دارد. یک حقیقت بسیار مهم در مورد ماهی قرمز این است که این حیوان تا زمانی که غذا در اختیار داشته باشد، فارغ از اینکه گرسنه باشد یا نه، تغذیه می نماید. در طبیعت، ماهی قرمز همواره در جستجوی غذا بوده و نهایتاً مقدار انرژی مصرف شده برای این امر با غذای مختصری که هر از چند گاهی یافته می شود، تقریباً برابری می کند. لیکن در آکواریوم وضعیت متفاوت است. ماهی بدون صرف انرژی چندانی، ممکن است به مقادیر زیاد غذا دسترسی یابد. این حالت می تواند در مواردی خطرناک باشد. مسیر گوارشی به حدی از غذا پر می شود که روده ها پاره شده و موجب مرگ ماهی می گردند. همچنین غذای زیاد منجر به تولید مقادیر بیشتر مواد زائد و مدفوع شده، که آب محل نگهداری ماهی را آلوده می نماید. میزان غذای داده شده به ماهی قرمز در هر وعده باید در حدی باشد که بتواند تمام آن را ظرف ۴-۳ دقیقه مصرف نماید. به این ترتیب تعداد دفعات غذادهی باید حداکثر ۳ بار در روز باشد. یکی از روشهای اطمینان از صحت تغذیه ماهی قرمز، بررسی مدفوع آن است. رشته مدفوع ماهی باید کوتاه و کمی حجیم بوده، به رنگ غذای مصرف شده باشد. رشته های طویل مدفوع که در هنگام شنا، شبیه دم به ماهی متصل هستند، نشانه تغذیه بیش از حد است. در صورت بزرگ بودن اندازه ذرات غذایی، ماهی در مدت فوق قادر به تغذیه به میزان مناسبی نمی باشد.

بنابراین وعده های غذایی کوچک ولی به دفعات متعدد در روز، بهترین شیوه تغذیه ماهی قرمز است. انواع تجاری غذاهای ماهی قرمز در بازار موجود است که در صورت استفاده صحیح، نیازهای اولیه این حیوان را برآورده نموده و رشد آن را سرعت می بخشد. در هنگام انتخاب غذا باید دقت نمود که غذای ماهیان آبهای گرم (ماهیان گرم¬آبی) برای ماهی قرمز مناسب نمی باشد. در صورتیکه ماهی قرمز در یک زمان مقدار زیادی غذای خشک را مصرف کند، ممکن است دچار نفخ شدید شود. خیساندن غذاهای خشک پیش از ارائه به ماهی، می تواند از بروز این امر جلوگیری نماید. استفاده از سبزیجات برگ دار تازه، اسفناج، گیاهان زنده، زرده تخم مرغ آب پز شده، کرم خاکی و میگوی ریز شده، نیز به رفع نیازهای تغذیه ای این حیوان کمک می نماید. در صورت بروز مشکلات گوارشی، لازم است که سریعاً غذادهی به ماهی متوقف شده و پس از رفع معضل، مجدداً تغذیه به حالت عادی برگردانده شود. از نشانه های سلامتی ماهی قرمز، تلألو رنگ فلسهای آن، درخشش چشمها، جنب و جوش زیاد و هوشیار بودن نسبت به محیط اطراف (عکس العمل مناسب به تحریکات محیطی)، داشتن تعادل در هنگام شنا کردن و غالباً شنا در قسمت میانی آب (نه در کف آب و نه در سطح آن) می باشد.

وضعیت نور محیط

ماهی قرمز برای سالم ماندن به دوره های نوری شب و روز نیاز دارد. در هنگام روز، نور طبیعی پنجره از نورهای مصنوعی (نظیر لامپ فلورسنت یا رشته ای) بسیار بهتر است. باید توجه داشت که از تابش طولانی مدت آفتاب به ماهی جلوگیری شود (مثلاً با قرار دادن شیء یا گیاهی برای مخفی شدن در سایه آن)؛ چراکه این امر می توان به بروز زخمهای آفتاب سوختگی شدید در حیوان منجر شود. روشنایی به مدت ۱۰ ساعت در روز برای ماهی کافی است. در صورتیکه نور طبیعی در دسترس نیست، تأمین نور (ترجیحاً فلورسنت) از ضروریات می باشد.

آنچه که در اینجا آورده شد، تنها نکات مختصری درباره شیوه نگهداری و نیازهای ماهی قرمز بود. برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به کتابهای بسیار زیادی که در رابطه با نگهداری از ماهیان سردآبی گردآوری شده اند، یا سایتهای اینترنتی مراجعه نموده یا با دامپزشک مرتبط با امور آبزیان مشاوره نمایید.
با آرزوی زندگی و شادی؛ نه¬تنها برای خود، بلکه برای تمام جانداران…


موضوعات مرتبط: مطالب علمی ، مطالب دیگر
[ سه شنبه 1391/01/01 ] [ 1:0 PM ] [ محسن آزاد ]
حاجی فیروز نماد کدام اسطوره است ؟

همه ما حاجی فیروز را با آن صورت سیاه و لباس های قرمز در حالیکه دایره می زند و همان ترجیع بند قدیمی و همیشگی را می خواند:" ارباب خودم سلام و علیکم، ارباب خودم بزبزقندی، ارباب خودم چرا نمی خندی و . …

همه ما حاجی فیروز را با آن صورت سیاه و لباس های قرمز در حالیکه دایره می زند و همان ترجیع بند قدیمی و همیشگی را می خواند:" ارباب خودم سلام و علیکم، ارباب خودم بزبزقندی، ارباب خودم چرا نمی خندی و ..." دیده ایم.
همه می دانیم حاجی فیروز طلایه دار عید نوروز است، اما اکثر ما از داستان شکل گیری این اسطوره بی خبریم.

به گزارش ایرانیان شاد خانم دکتر کتایون مزداپور استاد زبان های باستانی و اسطوره شناس در مصاحبه ای گفته است زنده یاد دکتر مهرداد بهار سالها پیش حدس زده بود سیاهی صورت حاجی فیروز به دلیل بازگشت او از سرزمین مردگان است و اخیرا خانم شیداجلیلوند که روی لوح اکدی فرود ایشتر به زمین کار می کرد، به نکته تازه ای پی برد که حدس دکتر بهار و ارتباط داستان بنیادین ازدواج مقدس با نوروز و حاجی فیروز را تایید می کند.

دکتر مزداپور می گوید:" نوروز جشنی مربوط به پیش از آمدن آریایی ها به این سرزمین است لااقل از دو سه هزار قبل این جشن در ایران برگزار می شده و به احتمال زیاد با آیین ازدواج مقدس مرتبط است. تصور می شده که الهه بزرگ، یعنی الهه مادر، شاه را برای شاهی انتخاب و با او ازدواج می کند."

دکتر صنعتی زاده این الهه را "ننه" یا "ننه خاتون" نام داده، معادل سومری آن "نانای" و معادل بابلی و ایرانی آن "ایشتر" و " آناهیتا" است. تا آنجا که می دانیم این الهه خدای جنگ، آفرینندگی و باروری است.

سپس دکتر مزداپور داستان این ازدواج نمادین و اسطوره ای را که بنیادی ترین نماد نوروز است چنین شرح داد:" اینانا یا ایشتر که در بین النهرین است عاشق 'دوموزی' یا 'تموز' می شود( نام دوموزی در کتاب مقدس تموز است) و او را برای ازدواج انتخاب می کند."

تموز یا دوموزی در این داستان نماد شاه است. الهه یک روز هوس می کند که به زیرزمین برود. علت این تصمیم را نمی دانیم. شاید خودش الهه زیرزمین هم هست. خواهری دارد که شاید خود او باشد که در زیرزمین زندگی می کند.

اینانا تمام زیورآلاتش را به همراه می برد. او باید از هفت دروازه رد شود تا به زیرزمین برسد. خواهری که فرمانروای زیرزمین است، بسیار حسود است و به نگهبان ها دستور می دهد در در هر دروازه مقداری از جواهرات الهه را بگیرند.

در آخرین طبقه نگهبان ها حتی گوشت تن الهه را هم می گیرند و فقط استخوان هایش باقی می ماند. از آن طرف روی تمام زمین باروری متوقف می شود. نه درختی سبز می شود، نه گیاهی هست و نه زندگی. و هیچکس نیست که برای معبد خدایان فدیه بدهد و آنها که به تنگ آمده اند جلسه می کنند و وزیر الهه را برای چاره جویی دعوت می کنند.

الهه که پیش از سفر از اتفاق های ناگوار آن اطلاع داشته، قبلا به او وصیت کرده بود که چه باید بکند.

به پیشنهاد وزیر خدایان موافقت می کنند یک نفر به جای الهه به زیرزمین برود تا او بتواند به زمین بازگردد و باروری دوباره آغاز شود. در روی زمین فقط یک نفر برای نبود الهه عزاداری نمی کرد و از نبود او رنج نمی کشید؛ و او دوموزی شوهر الهه بود. به همین دلیل خدایان مقرر می کنند. نیمی از سال را او و نیمه دیگر را خواهرش که "گشتی نه نه" نام دارد، به زیرزمین بروند تا الهه به روی زمین بازگردد.

دوموزی را با لباس قرمز در حالی که دایره، دنبک، ساز و نی لبک دستش می دهند، به زیرزمین می فرستند. شادمانی های نوروز و حاجی فیروز برای بازگشت دوموزی از زیرزمین و آغاز دوباره باروری در روی زمین است.

به گفته دکتر مزداپور با کشف این لوح اکدی و ترجمه متن آن حدس مرحوم بهار تایید گردید و اسطوره حاجی فیروز رازگشایی شد.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ شنبه 1390/12/27 ] [ 7:9 PM ] [ محسن آزاد ]
هنگامیکه از یک نفر امتحان ورودی می گیریم یا برای پذیرفتن شخصی با وی مصاحبه می کنیم
شاید اگر بیشتر دقت بخرج بدهیم حتی بتوانیم تاریخ بشریت را نجات بدهیم .در زیر تعدادی از نقاشی های فردی که در امتحان ورودی دانشگاه وین پذیرفته نشد
و راه دیگری برای زیستن برگزید آورده شده است لطفا خوب توجه کنید
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
شخصی که این نقاشی ها را کشیده است، میخواسته در دانشگاه هنرهای زیبای وین تحصیل کند و یک نقاش معروف شود.
اگر او از طرف دانشگاه وین پذیرفته میشد، تاریخ جهان بسیار متفاوت میشد.


اسم این نقاش، آدولف هیتلر است!‏
   تقریبا 11 میلیون انسان در جنگ جهانی دوم تکه تکه شدند . . .   
موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ پنجشنبه 1390/12/25 ] [ 10:19 PM ] [ محسن آزاد ]
خلاصه ماجرا از اين قرار است كه
پیش از جنگ جهاني دوّم و در طول آن، نیروی دریایی آمریکا دست به آزمایش‌هايي برای نامرئی کردن کشتی‌ها و هواپیماها زد (در سال 2010 نيز ارتش بريتانيا به آزمايش مشابهي دست زد كه مستند آن از صداي امريكا پخش شد). این نامرئی کردن بايد به گونه‌ای باشد که رادارها دیگر قادر به ردیابی این وسایل نبوده و حتّي با چشم غيرمسلّح هم نتوان آنها را ديد. به این منظور کل جرم وسیله مورد نظر باید به طور كامل وارد بعد دیگری از زمان-فضا می شود تا جرم آن قابل ردیابی و بمباران شدن نباشد. در نتيجه زير نظر بزرگترین فیزیکدانان قرن از جمله «نیکلاس تسلا» و «جان ون نیومن» این پروژه در مساحتی بیش از ۵۰ هکتار در کنار بندر فیلادلفیا شروع به کار کرد.
گروه اینترنتی قلب من


تصوير بالا در حال نشان دادن نيكلاس تسلا در ميان امواج الكتريسيته است. به گفته بسياري از اطرافيان وي، زندگی نيكلاس پر از رمز و راز بوده و نحوه اعلام مرگش توسط دولت آمریکا نيز بسیار شک برانگیز است.
با اين كه مرگ او در سال ۱۹۵۷ اعلام شد، ولي جسدش هيچگاه به کسي نشان داده نشد (حتّي به بستگان درجه يك او). اين مسئله با توجّه به اين كه نيكلاس تسلا هرگز در هيچ جنگي از نزديك حضور نداشته و بيشتر در محيط‌‌هاي آزمايشگاهي به سر مي‌برده بسيار شك‌برانگيز است
چرا بايد جسد يك دانشمند را حتّي به خانواده‌اش نيز تحويل ندهند، مگر آن كه اتّفاقي عجيب براي او افتاده باشد؟
قضيه هنگامي جالب‌تر مي‌گردد كه برخي شاهدان عینی و شماري از همكاران سابق وي ادّعا كرده‌اند كه او را در سال ۲۰۰۱ نیز زنده دیده‌اند، در حالی که همچنان دست به آزمایش‌هاي بسيار خطرناك، غیرقابل بخشش و قربانی کردن انسانها می‌زند.
 
گروه اینترنتی قلب من
در پروژه فيلادلفيا جان فوون نیومن، همکار تسلا که مسئول پروژه فیلادلفیا و سپس مونتاک بود، به همراه بیش از۴۰۰ دانشمند روی این پروژه کار می‌کردند که آلبرت انیشتين نیز در میان آنها بود.
در آزمایش‌هاي اولیه با کمک دستگاه‌های بسیار عجیبی که تسلا ساخته بود تیم پژوهشی قادر بود وسایل کوچکی مثل میز و صندلی را ناپدید کند، در واقع به بُعدی ناشناخته وارد كرده و سپس آنها را بازگرداند.
این آزمایش‌ها پیش از آغاز جنگ جهانی دوم آغاز شده بود. طبق برخي از مدارك، شمار زيادي از یهودیان مخارج این پروژه عظیم را می‌پرداختند!
پس از آزمایش‌هاي اولیه که زير نظر نیروی دریایی آمریکا صورت می گرفت، تصمیم بر آن شد که تعدادی حیوان از جمله گوسفند و بز را در داخل یک کشتی قرار دهند و آن را به بُعد دیگری بفرستند. این حیوانات داخل قفس‌های فلزی و در عرشه کشتی بودند. کشتی برای چند دقیقه کاملاً ناپدید شد، ولی پس از بازگشت شماري از حیوانات گم شده بودند و بقیه هم آثار سوختگی روی بدنشان دیده می شد. تا آنجا كه مدارك نشان مي‌دهند، قرار بر آن شد که تا کامل شدن پروژه هیچ انسانی مورد آزمايش قرار نگیرد
ولي عطش انسان براي دانستن سيري ناپذير است
در نتيجه در ۱۲ اوت ۱۹۴۳ کشتی USS Eldridge با تمام خدمه‌اش مورد آزمايش قرار گرفت.
هيچ كدام از ملوانان خبر نداشتند که چه اتفاقی قرار است بیفتد. پس از حركت كشتي به آب‌هاي آزاد، دستگاه‌ها شروع به کار کردند. کشتی با کلیه افراد درونش از جلوي چشم دانشمندان ناپدید شد... تا چهار ساعت بعد که دوباره در بندر فیلادلفیا ظاهر گشت. طبق گفته شاهدان ماجرا، یک هاله سبز فسفری در هنگام ناپديد شدن تمام کشتی را احاطه کرده بود.
 
گروه اینترنتی قلب من
 
پس از ظاهر شدن دوباره كشتي، افراد درون آن در وضع فجيعي بودند. خدمه کشتی در آتش می سوختند ..تعدادی دیوانه شده بودند..تعدادی دچار حمله قلبی بودند…تعدادی در بدنه و دیوارهای کشتی ذوب شده بودند و زنده جان می دادند. بقیه خدمه مرده بودند. گزارش‌هاي افشا شده نیروی دریایی حکایت از این دارد که چند ملوانی که زنده مانده بودند در عرض چند هفته در جلوی چشم حاضران ناپدید شدند (احتمالاً یا بخار شدند یا به بُعد دیگری انتقال یافتند).
. سوال این بود که در این چهار ساعت کشتی به کجا رفته بود؟
دو بازمانده‌ای که در این کشتی حضور داشتند ادعا می کنند که در این چهار ساعت کشتی در یک تونل زمانی ۴۰ ساله وارد شده بود. به بيان ديگر از سال ۱۹۴۳ به سال ۱۹۸۳ و دقیقاً در زمان آزمایش مشابهی به نام «پروژه مونتاک» وارد شده بود. آخر چرا و چگونه؟
قضیه از این قرار است که ۴۰ سال پس از آزمایش فیلادلفیا همان دانشمندانی که نامشان ذکر شد، دست به آزمایش مشابه دیگری در مکانی نزدیک فیلادلفیا زدند. نام این پروژه در پرونده های نیروی دریایی «پروژه مونتاک» است. کشتی ای که در سال ۱۹۴۳ ناپدید شده بود در تونل زمان به سال ۱۹۸۳ و در زمان انجام پروژه مونتاک جهش کرده بود.
در این میان دو نفر از خدمه كشتي به نام‌های «دانکن» و «بیلک» به دلايلي از کشتی بیرون پریدند و در سال ۱۹۸۳ باقی ماندند در حالی‌ که خود کشتی و سایر خدمه به سال ۱۹۴۳ بازگشت و تمام افراد آن جان باختند.
این دو بازمانده كشتي ناپديد شده، عضو نیروی دریایی نبودند بلکه دو پژوهشگر و دانشمند فیزیکدان و از دوستان «جان فون نیومن» و «نیکلاس تسلا» به شمار مي‌رفتند که به هر دلیلی آن روز در عرشه کشتی Eldridge حضور داشتند و در زمان مناسب به ۴۰ سال در آینده سفر کردند.
طبق گفته‌هاي «دانکن» و «بیلک»، «جان فون نیومن» كه اثري از آنها در كشتي ظاهر شده مشاهده نكرد، دو قایق نجات را از پیش برای گرفتن آنها از آب در سال 1983 و در همان مكان آماده کرده بود!!!!
به گفته بيلك: «وقتی آنها ما را از آب گرفتند و پیش فون نیومن بردند او پیر شده بود و به ما گفت که چهل سال است منتظر رسیدن ما است!!». پس طبق اين گزارش‌هاي افشا شده، این سفر ۴۰ ساله در زمان با موفقیت انجام شده است.
به گفته «دانکن» و «بیلک» یک نفر سوم نيز همراه آنها بوده است، ولی به سبب اشتباهی که در ساعت زمانی بدن او روي داد، او پس از ورود به سال ۱۹۸۳ در هر ساعت به اندازه یک سال پیر می شد و ظرف چند روز مُرد.
«دانکن» و «بیلک» هم اکنون در سال 2010 در نیویورک زندگی می کنند و چندين مصاحبه خصوصی بدون ذکر نام نيز انجام داده‌اند. به گفته آنها پس از ایشان، این اولين و آخرين باری نبود که سفر در زمان صورت گرفت. «دانکن» با دادن مشخصات و مدارک بسیاری بيان مي‌كند که برای سفر در زمان تنها به سه وسیله نیاز است و پس از گشوده شدن تونل زمان و رفتن به بُعد به گفته او «بي‌زمان» مي‌توان به هر زماني سفر كرد.
در اظهاراتي ديگر از دانكن كه براي ما كه چيز زيادي در اين باره نمي‌دانيم بيشتر جنبه علمي- تخيّلي دارند، پس از موفقيت او در انجام سفر در زمان، دولت ايالات متّحده امريكا او را در يك پروژه بسيار محرمانه ديگر نيز شركت داد.
به گفته دانكن، او و يك تيم مجرّب 20 نفره از راه تونل زمان به آينده و سال 6535 ميلادي فرستاده شدند. به گفته آنها، در آن زمان و در آنجايي كه آنها بر روي همين زمين (البته در زماني ديگر) حضور داشتند، اثري از انسان نبود. در عوض آنها از يك ميدان عظيم كه يك مجسّمه‌ طلايي غول‌پيكر از اسب در آن قرار داشت،‌بازديد كردند (شايد آن مجسّمه ساخت انسان‌ها بوده باشد).
البته گويا اين آزمايش چند بار ديگر و با گروه‌هاي ديگري نيز انجام شد كه هر بار همان نتيجه را داشت: اثري از انسان در سال 6535 بر روي زمين نبود!!!
موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ پنجشنبه 1390/12/25 ] [ 11:0 AM ] [ محسن آزاد ]

بـــوی بـــاران،

بــوی ســـبزه،بــوی خــاک، شــاخــه های شســــته،

بـــاران خـورده و پــاک،

آســمان آبی وابـر ســپید..

بــرگـ های ســـبز بـــید،

عطـــر نــرگس رقــص بــاد، نـغمه شـوق پرسـتو های شاد، خلوت گـرم کـبوترهای مـست…

نـــرم نــرمک مــی رسد

ایــنک بـــــــهار ،

خــوش به حــال روزگــار !

ســـلام بر بــازدیدکنندگان گـــرامی

*این پـست ثابت اســت لـــطفا نـظرات خود را در سـایر موضــوعات دلــخواهتان قـرار دهـید.

*در نــــــظر ســـــنجی شـــــرکت کــنید.

*فقط سوالاتتان را در قسمت پرسـمان آزاد قرار دهید.

با تــــــشکر


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ چهارشنبه 1390/12/24 ] [ 12:0 PM ] [ محسن آزاد ]
*معمایی که بی نهایت ذهن شما را درگیر می کند!
سه نفر برای خرید ساعتی به یک ساعت فروشی مراجعه میکنند. قیمت ساعت 30 هزار تومان بوده و هر کدام نفری 10 هزار تومن پرداخت میکنند تا آن ساعت را خریداری کنند…

بعد از رفتن آنها ، صاحب مغازه به شاگردش میگوید قیمت ساعت 25 هزار تومان بوده. این 5 هزار تومان را بگیر و به آنها برگردان

شاگرد 2 هزار تومان را برای خود بر میدارد و 3 هزار تومان باقیمانده را به آنها برمیگرداند. (نفری هزار تومان)

حال هر کدام از آنها نفری 9 هزار تومان پرداخت کرده اند . که 3*9 برابر 27 میشود

این مبلغ به علاوه آن 2 هزار تومان که پیش شاگرد است می شود 29 تومان

هزار تومان باقیمانده کجاست؟


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ شنبه 1390/12/20 ] [ 0:35 AM ] [ محسن آزاد ]
مجسمه ای از یک زن با 13 فوت (4 متر) ارتفاع و 99 فوت طول (30متر) توسط الیور واس ساخته شد و در دریاچه Alster در هامبورگ آلمان نصب شده که تعجب همگان را برانگیخته است. الیور واس هنرمند، رئیس تبلیغات اسکار دانشکده آگهی میامی است.
 
به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroupsبه جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups
به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroupsبه جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroupsبه

 جذابترین



 گروه

 اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ پنجشنبه 1390/12/18 ] [ 8:25 PM ] [ محسن آزاد ]



استتار یکی از راه‌هایی است که برای در امان ماندن توسط موجودات زنده به‌کار می‌رود. این مجموعه عکس نشان می دهد که چقدر حیوانات در این امر تبحر دارند شما هم از هوش خود کمک بگیرید و آنها را پیدا کنید.

موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ پنجشنبه 1390/12/18 ] [ 8:22 PM ] [ محسن آزاد ]
ناصرالدین شاه پس از بازگشت به تهران تصمیم گرفت تا بیمارستانی در تهران دایر کند. او ناظم الاطباء، پزشک مخصوص خود را مامور تاسیس اولین بیمارستان تهران کرد.

این بیمارستان تا سال‌ها به نام “مریضخانه دولتی” نامیده می‌شد. پس از آنکه این بیمارستان شروع به فعالیت کرد، ناظم الاطباء به ناصرالدین شاه پیشنهاد کرد تا در این بیمارستان، پزشکان تربیت شده ایرانی به معالجه بیماران بپردازند.

پس از آن و با موافقت ناصرالدین شاه، تدریس رشته طب در مدرسه دارالفنون پذیرفته شد و هر ساله تعدادی دانشجو، به منظور فراگیری دانش پزشکی وارد این مدرسه می‌شدند و بر اساس تعالیم ناظم الاطباء به فراگیری این دانش می‌پرداختند. این عده، همزمان در مریضخانه دولتی و تحت نظر پزشکان غربی به کارآموزی پرداخته و توانستند اولین نسل از پزشکان تربیت شده دارالفنون شوند.

پس از این بیمارستان، چند بیمارستان دیگر نیز در تهران دایر شد، می توان از بیمارستان نظامی طهران نام برد که موسس آن شاهزاده علیقلی میرزا بود.

“مریضخانه دولتی” پس از چندی و در سال ۱۳۱۹ به پاس زحمات پدر طب ایران به بیمارستان سینا تغییر نام داد. این بیمارستان سال‌های متمادی، محلی برای معالجه و درمان امراض بیماران بود.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ یکشنبه 1390/12/14 ] [ 11:42 PM ] [ محسن آزاد ]

آنقدر از لزوم اينترنت پرسرعت در رشد و توسعه همه جانبه کشور، در قالب "سرمقاله" و "نکته" گفتيم و نوشتيم که اين موضوع به سوژه اي تکراري برايمان تبديل شد و اينکه باز تاکيد کنيم که کره پرسرعت ترين اينترنت وايران‌گران ترين اينترنت را درجهان دارند، دردي را دوا نمي کند.

اما واقعاً نمي توان از نقش غيرقابل انکار اينترنت در زندگي روزمره کنوني گذشت و آن را با سوژه هايي همچون سکه، دلار و تورم و ... مقايسه کرد.

صحبت از موتور محرک علم و فناوري است. از قيمت ارز و طلا يا گراني گوشت و مرغ حرف نمي زنيم که پاي مافياهاي مختلف و دست هاي پشت پرده وسط بيايد. گلايه قشردانشجويي است که نمي تواند چند برگ جزوه يا فرم‌هاي ثبت نام را از دانشگاه خود دانلود کند. گلايه ي مردم منتظر نشسته در صف بانک هايي است که به دليل قطع اينترنت بايد مدت زيادي از وقت خود را صرف يک انتقال وجه ناچيز نمايند.

گلايه از جانب جامعه علمي کشوراست که چند روز نتوانند ايميل هاي خود را چک کنند و به مبادله اطلاعات بپردازند. گلايه از جانب فعالين اقتصادي است که نمي توانند با سرعت اسفناک اينترنت يک سايت تجاري در اروپا را بازکنند و از اطلاعات اقتصادي روز دنيا باخبر شوند و ... گلايه از جانب يک ملتي است که از ديدن جايگاه کشورش در رده بندي سرعت اينترنت در جهان خجالت مي‌کشد و افسوس نداشته ها را مي خورند. اين قضيه بي احترامي به شأن کشورهاي همسايه تلقي نگردد، اما احساس جالبي نيست که کشور افغانستان 8 رتبه، عراق 10 رتبه و مغولستان 120 رتبه بالاتر از ما در ميانگين دسترسي به اينترنت پرسرعت قرار بگيرند!

چرا مسولان واکنشي به اين همه درخواست و انتقاد را نمي دهند؟ اين حق کاربري است که هزينه اينترنت پرسرعت را پرداخت کرده و حتي به اندازه يک دهم از سرعت واقعي بهره نبرده، تا بداند علت اين همه معضل در اينترنت کشور چيست. پاره شدن کابل هاي اينترنت در خليج فارس و ارتقاي پورت هاي اينترنت توسط مخابرات و دلايلي از اين قبيل، اعتماد مردم را نسبت به اقدامات مسولين امر از بين برده و به سوژه هاي طنز در فضاي مجازي تبديل شده است.اينکه با اين همه قطعي و کاستي در سرعت اينترنت مسولان مربوطه با اظهارنظرات غيرکارشناسي و مبهم از زير بار انتقادات و انتظارات شانه خالي مي کنند، اوج اهانت به مصرف کنندگان اينترنت مي باشد.

تکرار مکررات است اما باز هم اشاره مي کنيم شايد مورد توجه قرار گيرد:

درحال حاضر کشورمان در کمرکش راه توسعه و پيشرفت در عرصه جهاني قرار گرفته است. نمي توان انتظار داشت علم و فناوري در کشور رشد کند اما ملزومات آن رشد نکند و هرروز از کيفيت آن کاسته شود. چرا بايد دانشمند و محقق ما نتواند به صورت مجازي در ويدئوکنفرانس هاي علمي شرکت کند، چرا اين فرصت را فراهم نمي کنيم تا استعدادهاي اين جوانان در تبادل با تئوري هاي علمي روز دنيا متبلور شود، چرا طعم شيرين دولت مجازي و سهولت انجام بورکراسي اداري را به مردم نمي چشانيم و هزار هزار چراي ديگر. اين حق مردم است تا از امکاناتي که به صورت خيلي ساده در سراسر جهان عرضه مي شود
بهره ببرند و زندگي مدرن را تجربه کنند.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ یکشنبه 1390/12/14 ] [ 1:2 AM ] [ محسن آزاد ]
عکس های خاطره انگیز از چند سال پیش ( حتما ببینید )

عکس های خاطره انگیز از چند سال پیش ( حتما ببینید )

عکس های خاطره انگیز از چند سال پیش ( حتما ببینید )

عکس های خاطره انگیز از چند سال پیش ( حتما ببینید )

عکس های خاطره انگیز از چند سال پیش ( حتما ببینید )

عکس های خاطره انگیز از چند سال پیش ( حتما ببینید )

عکس های خاطره انگیز از چند سال پیش ( حتما ببینید )

عکس های خاطره انگیز از چند سال پیش ( حتما ببینید )

عکس های خاطره انگیز از چند سال پیش ( حتما ببینید )

عکس های خاطره انگیز از چند سال پیش ( حتما ببینید )


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ یکشنبه 1390/12/14 ] [ 0:16 AM ] [ محسن آزاد ]

شب زفاف یک زن وشوهر خجالتی و تعارفی + عکس
روایت جالب رضا کیانیان از شب زفاف یک زن وشوهر خجالتی و تعارفی:
رضا کیانیان گفت وگویی با ماهنامه صنعت سینما کرده ودربخشهایی از این گفت وگو گفته خاله وشوهر خاله او بسیار تعارفی هستند و تا آخر عمر در نهایت ادب به هم تعارف می کردند .مثلا وقتی خاله ام می خواست جلوی شوهر خاله ام چای بگذارد شوهر خاله ام می گفت چرا زحمت می کشید؟یا خاله ام می گفت قند بیاورم برایتان یا نبات؟شوهر خاله ام می گفت :راضی نیستم خودم بر می دارم . کیانیان در ادامه گفته :دوستی می گفت عمه وشوهر عمه من هم در تمام عمر همین قدر تعارفی بودند.من زمانی از عمه وشوهر عمه ام پرسیدم :حاج آقا بااین همه ادب وتعارف شب زفاف چه کردید ؟گفت :من وعمه ات را بردند حجله ودررا قفل کردند .عمه ات آن سمت نشست و من سمت دیگر .رخت خواب هم پهن بود .اما هیچ کدام جرات نداشتیم به هم نگاه کنیم بعد از یک ساعتی عزمم را جزم کردم .رفتم به سمت عمه ات وروبنده اش رابرداشتم .عمه ات آنقدر خجالت کشید و قرمز شد که من نفسهایم به شماره افتاد و به جای خودم برگشتم .یک ساعت دیگر گذشت ومن عزمم را جزم کرد م واین بار کنارش نشستم و گونه اورا بوسیدم .عمه ات هم می گفت :قربون لب ودهنتون چرا زحمت میکشید؟

شب زفاف یک زن وشوهر خجالتی و تعارفی + عکس


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ یکشنبه 1390/12/14 ] [ 0:12 AM ] [ محسن آزاد ]

عشق در حیوانات !



موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
ادامه مطلب
[ شنبه 1390/12/13 ] [ 0:35 AM ] [ محسن آزاد ]


بله همگی ما می دانیم که اینشتین این فرمول (2mc=e) را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چیزهای کمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم. پس خودتان را با مرور این هشت مورد شگفت زده کنید!

1. او با سر بزرگ متولد شد
وقتی اینشتین به دنیا آمد خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آن جایی که مادر وی تصور می کرد فرزندش ناقص است اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت.

2. حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود نبود
مطمئنا اینشتین توانسته کتاب های مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند اما برای به یاد آوری چیزهای معمولی واقعا حافظه ی ضعیفی داشته است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموش کاری مختص دانستن تاریخ تولد برای بچه های کوچک بود.

3. او از داستان های علمی، تخیلی متنفر بود
اینشتین از داستان های تخیلی بیزار بود زیرا احساس می کرد آنها باعث تغییر درک عامه مردم از علم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیزهایی که حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند میدهد. او می گفت:(من هرگز در مورد آینده فکر نمی کنم زیرا به زودی می آید.)



4. او در آزمون ورودی دانشگاه رد شد
در سال 1895 در سن 17 سالگی اینشتین که قطعا یکی از بزرگترین نوابغی است که تاکنون متولد شده در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوئیس رد شد. در واقع او بخش علوم و ریاضیات را پشت سرگذاشت اما در بخش های باقی مانده مثل تاریخ و جغرافی رد شد. وقتی بعد ها از او در این رابطه سوال شد گفت:(آنها بی نهایت کسل کننده بودند و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود احساس نمی کرد.)

5. علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت
اینشتین در سنین جوانی یافته بود که شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود. سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.

6. او فقط یک بار رانندگی کرد
اینشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت. یک روز اینشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند در ماشین پرسید: چه کسی احساس خستگی می کند؟ راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای اینشتین سخنرانی کند چرا که اینشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند قبول کرد. اما کمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه میکند در درونش داشت. به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد ولی تصور اینشتین درست از آب درامد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس اینشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد.



 7. الهام گر او یک قطب نما بود
اینشتین در دوران نوجوانی یک قطب نما به عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود. وقتی او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد. بنابراین تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند.

8. راز نهفته در نبوغ او
بعد از مرگ اینشتین در سال 1995 مغر او توسط توماس تولتزهاروی برای تحقیقات برداشته شد. هاروی تکه هایی از مغز اینشتین را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد از این مطالعات دریافت می شود که مغز اینشتین در مقایسه با میانگین متوسط انسان ها مقدار بسیار زیادی سلولهای گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است. همچنین مغز وی مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلیسیوس داشته که این مسئله امکان ارتباط آسانتر سلولهای عصبی را با یکدیگر فراهم می سازد. علاوه بر اینها مغز وی دارای تراکم و چگالی زیادی بوده و همین طور قطعه اهیانه پایینی توانایی همکاری بیشتری با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات را داشته است.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ جمعه 1390/12/12 ] [ 1:9 AM ] [ محسن آزاد ]
یادم باشد که: او که زیر سایه دیگری راه می‌رود، خودش سایه‌ای ندارد.
یادم باشد که: هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.
یادم باشد که: زخم نیست آنچه درد می‌آورد، عفونت است.
یادم باشد که: در حرکت همیشه افق‌های تازه هست.
یادم باشد که: دست به کاری نزنم که نتوانم آن را برای دیگران تعریف کنم.
یادم باشد که: آنها که دوستشان می‌دارم می‌توانند دوستم نداشته باشند.
یادم باشد که: فرار؛ راه به دخمه‌ای می‌برد برای پنهان شدن نه آزادی.
یادم باشد که: باورهایم شاید دروغ باشند.
یادم باشد که: لبخندم را توى آیینه جا نگذارم.
یادم باشد که: آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته‌اند و او را راه می‌برند.
یادم باشد که: لزومی ندارد همان قدر که تو برای من عزیزی، من هم برایت عزیز باشم.
یادم باشد که: محبتی که به دیگری می‌کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد.
یادم باشد که: اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید.
یادم باشد که: دلخوشی‌ها هیچکدام ماندگار نیستند.
یادم باشد که: تا وقتی اوضاع بدتر نشده! یعنی همه چیز رو به راه است.
یادم باشد که: هوشیاری یعنی زیستن با لحظه‌ها.
یادم باشد که: آرامش جایی فراتر از ما نیست.
یادم باشد که: من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم.
یادم باشد که: برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود!
یادم باشد که: در خسته‌ترین ثانیه‌های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!
یادم باشد که: لازم است گاهی با خودم رو راست‌تر از این باشم که هستم.
یادم باشد که: سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته‌اند، هر کسی سهم خودش را می‌آفریند.
یادم باشد که: آن هنگام که از دست دادن عادت می‌شود، بدست آوردن هم دیگر آرزو نیست.
یادم باشد که: پیشترها چیزهایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند.
یادم باشد که: آنچه امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود.
یادم باشد که: نیازمند کمک‌اند آنها که منتظر کمکشان نشسته‌ایم.
یادم باشد که: هرگر به تمامی ناامید نمی‌شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.
یادم باشد که: غیر قابل تحمل وجود ندارد.
یادم باشد که: گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد.
یادم باشد که: خوبی آنچه که ندارم این است که نگران از دست دادن‌اش نخواهم بود.
یادم باشد که: وظیفه من این است؛ حمل باری که خودم هستم تا آخر راه.
یادم باشد که: در هر یقینی می‌توان شک کرد و این تکاپوی خرد است.
یادم باشد که: همیشه چند قدم آخر است که سخت‌ترین قسمت راه است.
یادم باشد که: امید، خوشبختانه از دست دادنی نیست.
یادم باشد که: به جستجوى راه باشم، نه همراه.

موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ جمعه 1390/12/05 ] [ 1:51 PM ] [ محسن آزاد ]


کسانی که در غم اندوه به هم خوردن رابطه یی هستند، گرایش خیلی زیادی دارند که دقیقا برعکس آنچه که باید را انجام دهند. به همین خاطر گاهی صدمه ی جبران ناپذیری را به رابطه شان می زنند. در هر فاجعه یی، اولین قدم متوقف کردن خونریزی و بعد حل مشکل است. رابطه ی عاطفی شما هم از این امر مستثنی نیست. زن ها دنبال مردهای قوی هستند که بتوانند از آن ها محافظت کنند و مردها به هیچ وجه به زن هایی که به آن ها اجازه نمی دهند هر کاری که می خواهند بکنند، احترام نمی گذارند پس اگر می خواهید عشق سابق تان را دوباره به رابطه برگردانید چند اشتباه زیر را مرتکب نشوید.

با ترک این ده اشتباه به خودتان ثابت خواهید کرد که ارزش یک عشق واقعی را دارید.

 

۱) بیش از حد مهربان نباشید

نباید این قدر راحت هر چه طرف تان می گوید را گوش دهید و انتظار داشته باشید که رابطه تان هم خیلی عالی باشد! اینطور در موردش فکر کنید؛ در همه ی داستان های خوب یک تضاد یا کشمکش وجود دارد. در فیلم جنگ ستارگان، هم آدم های خوب بودند و هم آدم های بد! پس این تضادهاست که باعث جالب و جذاب شدن مسایل می شود و یک رابطه بدون تضاد و کشمکش واقعاً خسته کننده خواهد شد. خیلی مهربان و خوب بودن یعنی منفعل، بی اعتماد به خود مضطرب و قابل پیش بینی هستید. یادتان باشد که برای روشن کردن شعله ی آتش، اصطحکاک لازم است پس روی حرف خودتان بایستید.

 

۲) او را مجبور نکنید

نمی توانید با یک بحث منطقی رابطه تان را از نو بسازید. شاید بتوانید برای خودتان دلیل و منطق بیاورید. اما برای طرف مقابل تان نمی توانید!

شما نمی توانید یک نفر را قانع کنید دوست تان بدارد یا بخواهد که با شما باشد. احساسات به این طریق عمل نمی کنند. قلب انسان ها واکنشی است. نه منطقی، پس به جای این که با بحث منطقی طرف تان را برگردانید، کارهای دیگری انجام دهید تا قلب او واکنش دهد.

 

۳) التماس نکنید

خیلی ها برای نگه داشتن طرف شان دست به عجز و لابه می زنند؛ «خواهش می کنم نرو، هر کاری که بخواهی برایت می کنم...» به هیچ وجه این کار را نکنید! این هیچ شباهتی به یک رابطه ی عاشقانه ندارد. شاید برای چند وقت طرف مقابل با شما بماند، اما همه احترامتان را پیش او از دست خواهید داد. این یعنی به محض این که یک نفر بهتر سر راه او قرار بگیرد، شما را ترک می کند.

 

۴) مرتب هدیه نخرید

تا به حال شنیده اید: «عشق من را نمی توانی بخری!» شاید وقتش شده خوب به این حرف گوش کنید. گل و هدیه برای تشکر یا ابراز عشق هستند، اما برای شما جذابیت نمی خرند. در واقع، حتی می تواند تنفر آور هم باشد. این کار به طرف تان می گوید که شما فکر می کنید به اندازه ی کافی خوب نیستید و نمی توانید روی خوبی های خودتان تکیه کنید. به همین خاطر برای پوشاندن اشکالات خود برای او هدیه می خرید.

 

۵) هر ۵ دقیقه یکبار نگویید «دوستت دارم»

افتادن در دام این اشتباه خیلی ساده است، این که بخواهید تند و تند به طرف تان بگویید که چقدر برای تان ارزش دارد و چقدر دوستش دارید. خسته کردن طرف تان با «دوستت دارم» ها چندان کار رمانتیکی نیست.

احساسات قوی شما ممکن است تنها چیزی باشد که طرف تان را از شما دور کرده است، چون نشان می دهد که گدای عشق و محبت هستید.

 

۶) تفاوت های جنسی را فراموش نکنید

خیلی وقت ها افراد نمی توانند نظر جنس مخالف شان را به خود جلب کنند، چون کارهایی انجام می دهند و طوری رفتار می کنند که نظر خودشان و هم جنسان شان را جلب می کند. مردها و زن ها به چیزهای مختلفی جذب می شوند. نمی توانید از چیزهایی که برای خودتان جذاب است برای جلب توجه جنس مخالف استفاده کنید.

مثلامردها بیشتر جذب ظاهر زن ها می شوند.در حالی که برای زن ها بیشتر شخصیت مردها مهم است.

این به آن معنی نیست که مردها نباید به ظاهرشان برسند یا زن ها نباید سعی کنند آدمهای خوبی باشند. معنی آن این است که باید تلاش تان را بکنید که روی چیزهایی که برای طرف مقابل تان جذاب است بیشتر کار کنید.

 

۷) همه قدرت را به او ندهید

طوری رفتار نکنید که اگر طرف تان شما را ترک می کند انگار زندگی تان به پایان رسیده است. این کار همه قدرت را به او می دهد و باعث می شود شما یک بدبخت بیچاره به نظر برسید که هر کس می تواند شما را راحت دور بیندازد. این چیز جالبی نیست و فقط تا زمانی ادامه پیدا می کند که یک فرد جدید از راه برسد. اگر می خواهید طرف تان را برگردانید باید احترام خودتان را نگه دارید.

 

۸) در دام ظاهر و پول نیفتید

فرهنگ ما طوری است که همه تصور می کنند ظاهر و پول برای همه در درجه اول اهمیت قرار دارد. اما واقعیت این است که مردم ما با این قدر کوته بین نیستند، مخصوصاً وقتی رابطه یی نزدیک با طرف مقابل داشته باشید. ظاهر و پول نمی توانند پایه و اساس یک رابطه ی پایدار را بسازند. این ها فقط مثل پرده ی خانه می مانند که بعد از یک مدت کهنه شده و دل صاحبخانه را می زند. بعضی ها اشتباه کرده و می گویند: «فوقش اینقدر پول از دست می دهم، اما باز او را به دست می آورم. نه! باید وارد عمل شوید و برای برگرداندن عشق تان اقدام کنید.

 

۹) اشتباه نشانه ها را درک نکنید

وقتی طرف مقابل تان می خواهد برای اصلاح اوضاع به شما فرصتی بدهد، یک نشانه وجود دارد. باید این نشانه ها را درست درک کنید تا دچار اشتباه نشده و به موقع به آن نشانه ها واکنش دهید. این مورد کمی سخت می شود، اما می توانید در مورد رفتارهای انسانی مطالعه کنید. مخصوصاً در مورد دینامیک های مرد و زن و روابط عاشقانه، وقتی اطلاعات تان در این زمینه زیاد شد. آن وقت می توانید با نشان دادن علامت های خاص خودتان، شروع به تأثیر گذاری و گرفتن کنترل هر رابطه یی کنید.

 

۱۰) کمک بگیرید!

خیلی ها با اشتباهات مختلفی که پشت سر هم مرتکب می شوند، رابطه شان به طور دردناکی به هم می خورد.

در این گونه مواقع اکثر افراد نمی دانند چه باید بکنند، اما اگر وقت بگذارید و کمی در مورد روانشناسی و نیازها و امیال پایه یی انسان مطالعه کنید، می توانید کنترل از دست رفته رابطه را برگردانده و دوباره دل طرف تان را به دست آورید. باید تلاش کنید و این یعنی کمک بگیرید.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ پنجشنبه 1390/12/04 ] [ 4:46 PM ] [ محسن آزاد ]

امشب چه شبی روشن و زیبا و مصفاست / احسنت، به این جشن دل انگیز که برپاست

گویا که گلی پای نهاده ست به گیتی / کز فرّ و شرف، آبروی جمله ی گلهاست


پدر جان ، نگاه مهربان و صدای دلنشینت همیشه مرحم دل من در این غربت است ، بدان که برای من بهترینی


ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم


هزاران بار خدا را شکر که چنین روزی را آفرید

تا باغ جهان نظاره گر شکفتن گلی چون تو باشد . . .

سالروز شکفتنت مبارک


وجود تو تنها هدیه گرانبهایی بود که خداوند من را لایق آن دانست

و هدیه من به تو نازنین قلب عاشقی است که فقط برای تو میتپد

عاشقانه و صادقانه دوستت دارم

عشق را اولین بار در نگاهت تجربه کرم زندگی را در کنار تو آموختم

دلم را به تو بهترین امینم سپردم

روز تولدت را در تاریخنگار قلبم حک کردم

تولدت مبارک

امروز خورشید درخشان‌تر است
و آسمان آبی‌تر
نسیم زندگی را به پرواز می‌کشد
و پرنده آواز جدید می‌سراید
امروز بهاری دیگر است
در روز تولد مهربان‌ترین
در میلاد کسی که چشمانم با حضورش بارانی است
امروز را شادتر خواهم بود
و دلم را به میهمانی آسمان خواهم برد
جشنی برای میلادت بر پا خواهم کرد
تمامی گلها و سبزه‌ها در میهمانی ما خواهند سرود
ای مهربان‌ترین
روزهای زندگی هر روز گوارا باد
میلادت مبارک

موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ دوشنبه 1390/12/01 ] [ 2:13 AM ] [ محسن آزاد ]
اکنون محققان مجاری و سوئدی می گویند که این معما را حل کرده اند. به گفته آنها این خطوط برای دفع حشرات خونخوار است. این گزارش در نشریه “زیست شناسی تجربی” (Experimental Biology) حاکیست که این الگوی خاص باعث می شود گورخر هدف جذابی برای حشرات نباشد. کلید این پدیده در چگونگی انعکاس نور توسط خطوط سیاه و سفید نهفته است. سوزان آکسون از دانشگاه لوند و از اعضای تیم تحقیق بین المللی که این مطالعه را انجام داد گفت: “ما مطالعه را با بررسی اسب هایی با پوست سیاه، قهوه ای و سفید شروع کردیم. دریافتیم که در اسب های سیاه و قهوه ای نور به صورت افقی پولاریزه می شود.” این جلوه باعث جذابیت زیاد این اسب های تیره برای حشرات شد. این بدان معنی است که نور منعکس شده از پوست تیره اسب – که به چشمان یک حشره گرسنه می تابد – در یک سطح افقی حرکت می کند. دکتر آکسون و همکارانش دریافتند که حشره موسوم به “مگس اسبی” یا تابانوس شدیدا جذب این امواج “مسطح” می شود. او توضیح داد: “از یک پوست سفید نور غیرپولاریزه منعکس می شود.” امواج نوری غیرپولاریزه در هر سطحی حرکت می کنند و برای حشرات خیلی کمتر جذابند. در نتیجه اسب های سفید در مقایسه با اسب های تیره خیلی بیشتر از این مگس ها در امان هستند. پس از این کشف بود که تیم محققان به بررسی گورخرها علاقه مند شد. آنها می خواستند بدانند که چه نوع نوری از بدن راه راه گورخرها منعکس می شود، و این مساله چه تاثیری بر مگس ها که پرآزارترین دشمن آن است دارد. دکتر آکسون به بی بی سی گفت: “ما یک صحنه آزمایشی درست کردیم و الگوهای مختلف را روی تخته ها نقاشی کردیم.” او و همکارانش یک تخته سیاه و چند تخته منقش به الگوهای راه راه – با عروض مختلف – را در یک مزرعه اسب در منطقه ای روستایی در مجارستان قرار دادند. او توضیح داد: “ما چسب حشرات را روی تخته ها چسباندیم و مگس هایی که به هرکدام چسبیدند را شمردیم.” به گفته خانم آکسون تخته راه راهی که بیش از همه به الگوهای واقعی بدن گورخر نزدیک بود خیلی کمتر از بقیه مگس ها را جذب کرد، “حتی کمتر از تخته های سفیدی که نور غیرپولاریزه منعکس می کرد.” “این غافلگیرکننده بود زیرا در یک الگوی راه راه هنوز نواحی تیره که نور پولاریزه را به صورت افقی منعکس می کند وجود دارد. اما نوارها هرچه باریکتر، جذابیت آنها برای مگس ها کمتر.” تیم محققان برای بررسی واکنش مگس ها به یک هدف سه بعدی واقعی تر، چهار ماکت با ابعاد واقعی با پوستی چسبناک را در مزرعه قرار دادند – یکی قهوه ای، یکی سیاه، یکی سفید و یکی راه راه مثل گورخر. محققان هر دو روز یک بار مگس های به دام افتاده را جمع کردند و دریافتند که ماکت گورخر کمترین مگس را جذب کرده بود. با این حال بعضی زیست شناسان تکاملی می گویند که این مطالعه سایر توضیحات برای راه راه بودن گورخر را مردود نمی کند.
موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ جمعه 1390/11/28 ] [ 0:41 AM ] [ محسن آزاد ]
تاریخ ایران پر از زنانی است که فداکارانه برای پیشرفت و تعالی کشور تلاش کرده اند و با وجود مشکلات فراوان و بدون هیچ گونه چشم داشتی کوشیده اند تا میهن شان سرفراز و آباد باشد.

با این وجود در بین زنان تاثیر گذار تاریخ چهره هایی هم مشاهده می شود که زیان های جبران ناپذیری را به بار آوردند :

۱- مهد علیا مقتدر و توطئه گر

0
در سال ۱۲۲۰ هجری دختری در خانواده امیر محمد قاسم خان قاجار و بیگم خانم دختر فتحعلیشاه به دنیا آمد که او را ملک جهان نام نهادند.جهان خانم به چند عنوان آراسته بود، او را مهد علیا می*خواندند. این عنوانی بود که نخستین بار به همسر سلطان محمد خدابنده داده شد.

فریدون آدمیت درباره خوی و منش او چنین می*نویسد:
«جهان خانم…بسیار باهوش بود، جاه طلب و تجمل دوست، و از زیبائی بی*بهره، خط و ربطی داشت، و به شیوه چلیپا خوب می*نوشت. به علاوه در فن مکر زنانه استاد بی*بدیل بود. منش او را قدرت پرستی و جنون جنسی می*ساخت. زندگی او پرورده آن دو عنصر بود»

مهد علیا در شانزده سالگی با پسر دائی خود به نام محمد میرزا که چهارده ساله بود پیوند زناشوئی بست و از این پیوند ناصرالدین میرزا (شاه ایران) و ملک زاده خانم (همسر امیر کبیر) به دنیا آمدند.
او در تمام عزل و نصب های در بار نظارت داشت و در شیوه اداره امور کشور دخالت می کرد.
امیر کبیر از نفوذ و سلطه گری این زن جلوگیری کرده و تلاش می کرد از دخالت او در امور مملکتی جلوگیری کند. او هم که به هیچ عنوان حاضر به از دست دادن قدرت نبود بر علیه امیر کبیر شورید و با حیله گری فرمان قتل او را از ناصر الدین شاه گرفت.

۲-تاج الملوک آیرملو(ملکه مادر)
0
تاج الملوک ایرملو در سال ۱۲۹۵ش به عقد رضاخان میرپنج درآمد. در آن هنگام رضاخان چهل سال و تاج الملوک ۲۵ سال داشت.

تاج الملوک در دوران سلطنت رضاشاه یک بانوی درباری و ملکه ایران بود و به هیچ وجه اجازه ورود در مسائل سیاسی را نداشت و تنها در امور مالی فعالیت می کرد.

تاج الملوک از طرفداران ترویج فرهنگ غربی در دربار ایران بود. این طرفداری به ویژه، پس از سفر او در سال ۱۳۱۲ به آلمان، سویس و فرانسه به جهت دیدار محمدرضا افزون گشت. وی در بازگشت میهمانی های پر خرج به شیوه�" اروپایی در ایران باب کرد. در ابتدا میهمانی ها شامل زنان و شاهزادگان دربار می شد اما پس از کشف حجاب که خود تاج الملوک نقش اساسی در آن ایفا نمود، این میهمانیها مانند دربار اروپایی به صورت مختلط تشکیل می گشت. وی در عروسی های پسر و دختران خود و همچنین در شکست و جدایی آنان نقش بسزایی داشت به ویژه در مورد پسرش محمدرضا پهلوی حرف اول را می زد.
پس از شهریور ۱۳۲۰ و خروج رضاشاه از ایران به ” ملکه مادر " مشهور گشت و نامه های ملتمسانه رضاشاه به وی مبنی بر بزرگ فامیل بودن و حفظ خاندان پهلوی بر قدرت و اعتبار او افزود.
او از ۱۳۲۰ش در امور سیاسی نیز دخالت نمود .
تاج الملوک پس از فوت رضاشاه به عقد شخصی به نام غلامحسین صاحب دیوانی درآمد. صاحب دیوانی از مالکان شیراز بود و خواستار نمایندگی مجلس.
اما عمر روابط حسنه او با ملکه نیز چندی نپایید و تدریجاً بین آن دو جدایی افتاد. .

پس از کودتای ۱۳۳۲ ملکه زندگانی جدید خود را در رفاه کامل شروع کرد و این بار علاوه بر دخالت در امور زندگی فرزندان خویش، به معاملات و سرمایه گذاریهای داخلی و خارجی پرداخت و ظرف مدت کوتاهی یکی از سرمایه داران بزرگ ایران گشت.

اندکی بعد به بیماری مبتلا شد و چندی در بیمارستان بستری گشت.
و بالاخره در حالی که در تنهایی کامل بسر می برد بدرود حیات گفت.

۳- اشرف پهلوی

0
اشرف در روز چهارم آبان ۱۲۹۸ ه- ش چند ساعت پس از تولد محمدرضا پهلوی در خانه ای واقع در کوچه ضلع شمال شرقی میدان حسن آباد تهران به دنیا آمد.

انواع قمار در دربار پهلوی به شکل یک تفریح روزمره درآمده بود. اما در دربار هیچ کس در قماربازی به پای اشرف نمی*رسید.
ترانزیت مواد مخدر از دیگر سرگرمی های خواهر دوقلوی شاه بود

ازدواج اجباری او با محمد قوام که به دستور پدرش انجام شد در شکل گیری بی بندو باری و مفسده گری های بی حد و اندازه او نیز موثر بود.

۴- مریم رجوی

0
مریم رجوی، با نام اصلی مریم قجر عضدانلو، در سال ۱۳۳۲ متولد شد.
او پس از دوران تحصیل دبستان و دبیرستان وارد دانشگاه صنعتی شریف شد و در رشته مهندسی متالورژی فارغ التحصیل شد.
او در یک خانواده مسلمان غیر سنتی متولد شده و تا دوران آشنائی با مجاهدین بی حجاب بود.

او ابتدا با ابریشم چی یکی از اعضای گروهک مجاهدین ازدواج کرد
اما بعد ها در یک اقدام انقلابی! در یک روز از او طلاق گرفت و با مسعود رجوی ازدواج کرد.

او این روز ها خود را رئیس جمهور منتخب ایران می داند! و می گوید پس از تغییر حکومت در ایران قرار است رئیس جمهور شود.

گروه مجاهدین خلق که مریم و مسعود رجوی رئیس آن بشمار می*آیند، جنایاتشان برای تمامی مردم ایران شناخته شده است و نیازی به توضیح نیست.

این گروه در طی دوران جنگ تحمیلی و پیش از آن با همکاری صدام دست به جنایات متعددی در مرزهای ایران زدند و همچنین برنامه های متعدد ترور را نیز در ایران اجرا کرده اند..


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ پنجشنبه 1390/11/27 ] [ 7:40 PM ] [ محسن آزاد ]

*كوتاهترين پاسخ ها عمل كردن است

*مرد آن است كه لب ببند و بازو بگشايد


*استاد سخن سعدي مي فرمايد :

دو صد گنج شايد به گفتار داد
                                  كه نتوان يكي زان به كردار داد


*ابوالقاسم حالت در قالب طنز چنين ميگويد :

با حرف درد جامعه درمان نمي شود
                                     حرف از براي فاطمه تنبان نمي شود


*سنايي مي گويد :

گفت كم كن ، كه من چه خواهم كرد ؟
                                گوي كردم ، مگو كه خواهم كرد


*تمثيلي از صائب :

عمرها كار تو با گفتار بي كردار بود
                                     بعد از اين كردار بي گفتار مي بايد شدن



*در جايي ديگر آمده است :

سعديا گرچه سخن دلكش و شيرين گويي
                                      به عمل كار برآيد به سخنداني نيست



موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ پنجشنبه 1390/11/13 ] [ 3:33 PM ] [ محسن آزاد ]

زندگینامه: علی کریمی (1357-)


علی کریمی 17 آبان سال 1357 در کرج به دنیا آمد.

کریمی که پست تخصصی‌اش خط میانی و بازی‌سازی است، در باشگاه‌های نفت تهران، فتح تهران، سایپا تهران، پرسپولیس، الاهلی امارات، القطر قطر، السیلیه قطر و بایرن مونیخ سابقه بازی دارد. او اولین‌بار در سال 1998 در بازی مقابل کویت در بازی‌های آسیایی بانکوک با پیراهن تیم ملی به زمین آمد.

کریمی در بازی‌های دور سوم انتخابی جام جهانی 2008 نیز کاپیتان تیم ملی ایران بود که بعد از تیم ملی کنار ماند. وی همیشه پیراهن شماره ۸ را به تن می‌کند.

علی کریمی در سال ۲۰۰۵ به باشگاه بایرن مونیخ آلمان پیوست. او پس از علی دایی و وحید هاشمیان سومین بازیکنی بود که در این باشگاه معتبر مشهور به هالیوود بازی می‌کرد.

علی کریمی خیلی زود توانست در جمع نامداران این باشگاه نظیر میشاییل بالاک، سباستین دایسلر، مارتین دمیکلیس، مهمت شول و زی روبرتو برای خود جایگاهی ثابت دست و پا کند. در بازی با هامبورگ وی مصدوم شد و نتوانست در بازی‌های جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان در اندازه‌های واقعی خود ظاهر شود.

کریمی همچنین از جمله بازیکنان ایرانی محسوب می‌شود که در لیگ قهرمانان اروپا بازی کرده‌است و در مقابل سالزبورگ اتریش یک گل به ثمر رساند.

علی کریمی در سال ۱۳۸۸ باشگاه پرسپولیس را ترک کرد و به استیل آذین پیوست. وی در فصل ۸۷-۸۸ لیگ برتر ۱۴ گل به ثمر رساند و با دریافت ۹ کارت زرد و ۳ کارت قرمز خشن‌ترین بازیکن شناخته شد.

وی بالآخره در سال ۱۳۹۰ بعد از صحبت با حبیب کاشانی با عقد قرار دادی به پرسپولیس بازگشت و به دوران حضورش در آلمان پایان داد.

1377: در مسابقات جام دانهیل در ویتنام بازوبند کاپیتانی تیم امید را به بازو بست.( 2-0 کویت)
13
بهمن 1377
: در سومین بازی وقتی ایران دو بر صفر عقب افتاد. کوردس وی را به زمین فرستاد. در اعتراض به اخراج علی انصاریان ضربه ای به سینه داور مسابقه( کامیکاوا از ژاپن) زد و خود نیز اخراج شد.
22
بهمن 1377
: کنفدراسیون فوتبال آسیا طی حکمی وی را به مدت دو سال از حضور در میادین محروم کرد. این حکم بعدها به یک سال کاهش یافت.
10
مرداد 1378
: در بازی دوستانه پرسپولیس در مقابل آرمنیا بیله فلد برای دقایقی راهی میدان شد.
20
دی 1378
: در بازی دوستانه پرسپولیس در مقابل قطربه میدان رفت و موفق به گل زنی شد.
18
بهمن 1378
: پس از یک سال محرومیت در بازی مقابل پلیس عراق با داوری کامیکاوا ژاپنی برای پرسپولیس به میدان رفت.
3
اردیبهشت 1379
: تک گل پرسپولیس را مقابل سامسونگ کره به ثمر رساند تا به مقام سومی جام باشگاههای آسیا برسد.
13
خرداد 1379
: به همراه تیم ملی قهرمان بازی های غرب آسیا شد. کریمی در این مسابقات 4 گل به ثمر رساند و ستاره مسابقات بود.
25
تیر 1379
: از سوی AFC به عنوان بازیکن ماه آسیا در ماه ژوئن 2000 انتخاب شد.
18
مرداد 1379
: هیات مدیره پرسپولیس بنا بر دلایل نا معلومی پیشنهاد 2 میلیون دلاری پروجا ایتالیا را رد کردند.
3
شهریور 1379
: در بازی مقابل الوکره قطر در حالی که پرسپولیس با دو گل از حریف خود عقب بود دو گل به ثمر رساند و یک پاس گل داد.(4-2 پرسپولیس)
14
آذر 1379
: در بازی های مقدماتی جام جهانی در تبریز در مقابل تیم گوام برای اولین بار هت تریک کرد.
9
دی 1379
:

AK8_national_02.jpgگل دقیقه 90 او داربی جنجالی پرسپولیس استقلال را به تساوی 2-2 کشاند.
21
دی 1379
: در تمرینات اتلتیکو مادرید شرکت کرد. اما باز هم پرسپولیس با انتقال وی مخالفت کرد.
21
اسفند 1379
: در بازی مقابل الهلال عربستان در دقایق پایانی نیمه اول بازی یک گل به حریف زد تا با رکورد گلزنی غلام وفا خواه در جام باشگاههای آسیا برای پرسپولیس برابری کند. در این روز نماینده اتلیتیکو مادرید در ورزشگاه حاضر بود.
3
خرداد 1380
: آخرین بازی خود برای پرسپولیس را در مقابل سامسونگ کره انجام داد
28
خرداد 1380
: علی رغم پیشنهادات خوب اروپایی به تیم الاهلی امارت پیوست.
24
مرداد 1380
: در بازی دوستانه مقابل اسلواکی هت تریک کرد.(4-3 ایران)
16
شهریور 1380
: در بازی مقابل عراق در بازیهای مقدماتی جام جهانی در بغداد گل اول ایران را به ثمر رساند تا ایران بعد از 32 سال بر عراق فائق آید.( 2-0 ایران)
16
آبان 1380
: برای دومین بار به عنوان بازیکن ماه اکتبر2001 آسیا دست یافت.
19
آبان 1380
: در بازی رفت در پلی آف مقدماتی جام جهانی برابر ایرلند کریمی ستاره میدان بود. کریمی در دو صحنه مقابل شی گیون ناکام ماند.
27
اردیبهشت1381
: در انتخابات بهترین بازیکن سال 2001 آسیا با حق کشی چینی ها در جایگاه سوم قرار گرفت.
28
اردیبهشت 1381
: به عنوان بهترین بازیکن خارجی سال امارات شناخته شد.
22
خرداد 1380
: در فینال جام حذفی امارات یک گل به ثمر رساند تا تیمش با برتری برابر الجزیره قهرمان حذفی امارت شود. بهمن 1380: در آخرین بازی از دور مقدماتی جام باشگاههای آسیا به همراه الاهلی نتوانست تا از سد پاختاکور ازبکستان بگذرد و از دور رقابت ها حذف شد.
17
بهمن 1380
: تیم ایران در استادیوم آزادی 3 بر2 مغلوب اسلواکی شد که علی کریمی هر دو گل ایران را در این بازی به ثمر رساند تا در دو بازی 5 گل برابر اسلواکی به ثمر رسانده باشد.
20
شهریور 1381
: به صلاحدید برانکو از فهرست مسافران بوسان کنار گذاشته شد. اردیبهشت 1382:


با نایب قهرمانی لیگ امارات به عنوان آقای گلی لیگ امارت و همچنین بهترین بازیکن لیگ امارات دست یافت
. خرداد 1382: علی رغم پیشنهادات بسیار عالی تیم های اروپایی قرارداد خود را با الاهلی دوبی دو سال دیگر تمدید کرد.
21
مهر 1382
: در مسابقه جام بین قاره ای در تهران دو گل به نیوزلند زد و قهرمان جام آسیا – اقیانوسیه شد.(3-0 ایران) تیر 1383: در بازیهای غرب آسیا در تهران به همراه تیم ملی قهرمان شد.
10
مرداد 1383
: در جام متهای آسیا برابر کره جنوبی هت ترک کرد.
18
مرداد 1383
: با پیروزی برابر بحرین به مقام سومی جام ملتهای آسیا دست یافت. وی به طور مشترک با علا هبیل از بحرین عنوان آقای گلی این رقابتها را با 5 گل به خود اختصاص داد. اما علی رغم درخشش فوق العاده او جام بهترین بازیکن رقابتها به نا حق به ناکامورا ژاپنی تعلق گرفت.
18
آذر 1383
: توسط AFC به عنوان مرد سال فوتبال آسیا معرفی و صاحب توپ طلا شد.

افتخارات علی کریمی:

  • مرد سال فوتبال آسیا در سال 2004
  •  دو بار قهرمانی جام حذفی امارات با تیم الاهلی دبی
  • قهرمانی لیگ و جام حذفی ایران با پرسپولیس
  • قهرمانی بازی‌های آسیایی بانکوک با تیم ملی ایران
  • قهرمانی غرب آسیا با تیم ملی
  • قهرمانی جام بین قاره‌ای آسیا – اقیانوسیه با تیم ملی ایران
  • سومی جام ملتهای آسیا 2004 چین قهرمانی بازیهای غرب آسیا 2000 و 2004 قهرمان جام آسیا – اقیانوسیه 2003 دو عنوان سومی باشگاههای آسیا به همرا پرسپولیس در سالهای 79 و 80 دو قهرمانی باشگاههای ایران با پرسپولیس 77 و 78 قهرمانی جام حذفی ایران با پرسپولیس 77 قهرمانی جام حذفی امارت با الاهلی 2002

موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/11/13 ] [ 2:31 PM ] [ محسن آزاد ]

خواص شگفت انگيز گل رز

چاي نهنج گل رز، يکي از نوشيدني‌هايي است که نه تنها تهيه آن آسان بوده بلکه به سبب در دسترس بودن ماده اوليه آن، مصرفش توصيه مي‌شود. به گزارش سلامت نيوزبه نقل از ام اس سنتر، گلبرگ‌هاي گل رز همواره از ديرباز به دليل عطر و ريزمغذي‌هاي فراوانش در صنعت غذا و دارو مورد توجه قرار گرفته اما نهنج گل رز، بخش ديگري از گياه شگفتي‌آور است که محتواي ترکيبات مفيدش شهرت بسياري به آن داده است.

نهنج گل رز در واقع همان تخمدان گياه است که در طبيعت به رنگ‌هاي متنوعي از جمله قرمز، نارنجي يا بنفش مشاهده مي‌شود.اين قسمت از گياه مصارف گوناگوني دارد و به اشکال مختلفي از جمله خشک شده آن يا به صورت تازه براي تهيه غذا نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرد.چاي نهنج گل رز، يکي از نوشيدني‌هايي است که نه تنها تهيه آن آسان بوده بلکه به سبب در دسترس بودن ماده اوليه آن، مصرفش توصيه مي‌شود.

براي تهيه اين نوع چاي، دو قاشق نهنج ساطوري شده گل رز را در يک فنجان آب‌جوش ريخته و مدت 15 دقيقه منتظر بمانيد.بايد توجه داشت از گل‌هاي رزي که آغشته به سموم هستند مصرف نشود و قبل از استفاده نهنج‌ها کاملاً شست‌وشو داده شوند.چاي نهنج گل رز، سرشار از ويتامين ث است به همين دليل تأثير بسزايي در تقويت سيستم ايمني داشته و مصرف آن هنگام سرماخوردگي، سرفه و احتقان گلو را تسکين مي‌دهد.افرادي که از استئوارتريت زانو يا مفصل استخوان ران رنج مي‌برند با نوشيدن منظم اين چاي گياهي قادر خواهند بود درد خود را به ميزان قابل توجهي التيام دهند.

اين دم‌کرده گياهي، ويتامين آ، ويتامين ب1، ويتامين ب2، ويتامين اي، ويتامين کا و ويتامين دي فراواني دارد و آنتي‌اکسيدان، بتاکاروتن و بيوفلاونوئيدهاي آن براي پيشگيري از آرتريت بسيار مؤثر است.

پکتين فراوان اين نوشيدني به عمل هضم و جذب موادغذايي توسط دستگاه گوارش کمک کرده و به بهبود اسهال کمک مي‌کند.استرول‌هاي گياهي، کاروتنوئيد و پلي‌فنول‌هاي فراوان موجود در چاي نهنج گل رز ريزمغذي‌هايي گياهي است که نه تنها بدن را در برابر بيماري‌هاي قلبي و عروقي مقاوم مي‌کند بلکه مانع از سرطاني شدن سلول‌ها نيز مي‌شود.

نوشيدن روزانه يک فنجان از چاي نهنج گل رز البته براي مدت زماني محدود، آرامش‌بخش سيستم عصبي بوده و سردرد را تسکين مي‌دهد ضمن آنکه به کاهش دردهاي سيکل ماهيانه نيز کمک مي‌کند.

پژوهش‌ها بيانگر آن است، پکتين موجود در اين نوشيدني با چربي‌هاي موجود در روده ترکيب شده و با کاهش ميزان جذب چربي‌ها باعث تنظيم ميزان کلسترول خون مي‌شود.

چاي نهنج گل رز در تسکين خستگي چشم‌ها نيز مؤثر است. به اين ترتيب که ابتدا يک دستمال را به خوبي شسته و پس از آغشته کردن آن به اين نوع چاي، چشم‌ها را بسته و آن را روي پلک‌ها قرار مي‌دهند.

مرکبات منبع غني از ويتامين ث هستند؛ اما قند فراوان آن يکي از مشکلات تغذيه‌اي بيماران ديابتي است بنابراين دم‌کرده نهنج گل رز جايگزين مناسبي براي تأمين ويتامين ث بدون دريافت قند محسوب مي‌شود.

افزايش مقاومت بدن در برابر عفونت‌ها و باکتري‌ها بخصوص عفونت‌هاي مجاري ادراري از ديگر فوايدي است که به اين نوشيدني نسبت داده مي‌شود به‌طوري که تأثير زيادي در کاهش تب دارد


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ چهارشنبه 1390/11/05 ] [ 1:4 AM ] [ محسن آزاد ]
وقتی نوجوان بودم ، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم . جلوی ما یک خانواده پرجمیعت ایستاده بودند . شش بچه که همگی زیر دوازده سال بودند ، لباسهای کهنه ولی در عین حال تمیز پوشیده بودند   بچه ها همگی با ادب بودند دوتا دوتا پشت پدر و مادرشان ، دست همدیگر را گرفته بودند و با هیجان در مورد برنامه ها و شعبده بازی هایی که قرار بود ببینند ، صحبت می کردند . مادر دست همسرش را گرفته بود و با محبت به او لبخند می زد . وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند ، متصدی باجه از پدر خانواده پرسید : چند تا بلیط می خواهید؟ پدر جواب داد : لطفاً شش بلیط برای بچه ها و دو بلیط برای بزرگسالان. متصدی باجه ، قیمت بلیط ها را گفت . پدر به باجه نزدیکتر شد و به آرامی پرسید : ببخشید، گفتید چه قدر ؟! متصدی باجه دوباره قیمت بلیط ها را تکرار کرد. پدر و مادر بچه ها با ناراحتی زمزمه ای کردند. معلوم بود که مرد پول کافی نداشت. حتماً فکر می کرد که به بچه های کوچکش چه جوابی بدهد ؟ ناگهان پدرم دست در جیبش برد و یک اسکناس بیست دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت . بعد خم شد ، پول را از زمین برداشت ، به شانه مرد زد و گفت : ببخشید آقا ، این پول از جیب شما افتاد ! مرد که متوجه موضوع شده بود، همان طور که اشک در چشمانش جمع شده بود ، گفت : متشکرم آقا. مرد شریفی بود ، ولی درآن لحظه برای اینکه پیش بچه ها شرمنده نشود ، کمک پدرم را قبول کرد ... بعد از این که بچه ها داخل سیرک شدند ، من و پدرم از صف خارج شدیم و به طرف خانه حرکت کردیم ...!!!! بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم .
 

موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ دوشنبه 1390/11/03 ] [ 10:1 AM ] [ محسن آزاد ]
فرستنده:زینب 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ پنجشنبه 1390/10/22 ] [ 4:47 PM ] [ محسن آزاد ]
اين روزها هر سياره جديدي كه در خارج از منظومه شمسي كشف مي‌شود انبوهي از هيجان و اميد را با خود به همراه مي‌آورد؛ هيجاني كه از احتمال وجود حيات در آن سياره نشأت گرفته است.

به گزارش جام جم آنلاين، هم‌اكنون بيش از700 سياره فراخورشيدي (سياراتي در خارج از منظومه ‌شمسي) شناسايي شده‌اند و با توجه به پيشرفت‌هايي كه در زمينه تجهيزات كاوش فضا صورت گرفته، انتظار مي‌رود تا به سرعت بر شمار آنها افزوده ‌شود.

در آينده‌اي نزديك شمار سيارات فرا خورشيدي از مرز هزار خواهد گذشت و آن زمان است كه فيزيك اخترشناسان بايد هر چه سريع‌تر آنها را از نظر احتمال وجود حيات طبقه‌بندي كنند.«درك شولز» از فيزيك اخترشناسان دانشگاه واشنگتن به همراه گروهي از محققان اين دانشگاه بر روي پروژه‌اي كار مي‌كنند كه در آن مطالعه سياراتي كه احتمال حيات در آنها وجود دارد بر دو مبناي كلي مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

آنها دو شاخص كلي را تعيين كرده‌اند: شاخص شباهت به زمين(ESI) و شاخص قابليت سكونت. (PHI) تا پيش از اين فاكتورهايي كه براي قابل سكونت بودن يك سياره در نظر گرفته مي‌شده شامل وجود آب مايع يا سطوح صخره‌اي بوده است اما در نگرش جديد اين محققان به فاكتورهاي ديگري نيز فكر مي‌كنند.به همين مناسبت نشريه پاپيولار ساينس در گفت‌وگو با دكتر درك شولز به بررسي رتبه‌بندي سيارات از حيث احتمال وجود حيات پرداخته است.

چرا بر اين باور هستيد كه شمار زيادي از سيارات فرازميني قابل سكونت هستند؟در حال حاضر اكثر سياراتي كه در خارج از منظومه شمسي‌شناسايي شده‌اند بيشتر شبيه غول‌هاي گازي هستند. كشف اين سيارات به واسطه اندازه‌هاي بسيار عظيمي كه دارند كار چندان سختي نيست. اما هر چه زمان مي‌گذرد به سيارات شبيه زمين نزديك‌تر مي‌شويم. حتي بايد گفت بسياري از آنها ابر زمين هستند. يكي از سياراتي كه مرا به شدت هيجان زده كرده است Gliese581d نام دارد.جرم اين سياره بالغ بر 10 برابر جرم زمين است و به دور يك كوتوله قرمز مي‌گردد. بنابراين مي‌توان به آن خورشيدي گفت كه به درخشندگي خورشيد منظومه شمسي نيست. اگر اين سياره را در منظومه شمسي تصور كنيم در مداري مشابه مريخ قرار مي‌گيرد. مريخ تا حدودي از زمين كوچك‌تر است اما اگر مريخ 10 برابر زمين چگالي داشت و همچنان از ميدان مغناطيسي قدرتمند و اتمسفري ضخيم برخوردار بود بدون شك اقيانوس‌هايي مملو از آب مايع در آن به چشم مي‌خورد كه در آن صورت سياره‌اي قابل سكونت به حساب مي‌آمد.طبقه‌بندي‌اي كه براي مطالعه سيارات ارائه كرده‌ايد از چه مكانيسمي برخوردار است؟ به عنوان مثال چرا از حيث وجود نشانه‌هاي حيات، تيتان بهتر از مريخ به نظر مي‌رسد؟ما دو نوع طبقه‌بندي ارائه كرده‌ايم. شاخص شباهت به زمين (ESI) كه مبناي آن نزديك بودن اندازه‌ها و ساختار كلي سيارات كشف شده به زمين است. درجه‌بندي دوم شاخص قابليت سكونت (PHI) نام دارد. در اين طبقه‌بندي نگرش متفاوتي وجود دارد. زماني كه بر اين مقياس به فضا نگاه مي‌كنيم با محدوديت‌هاي به مراتب كمتري روبه‌رو مي‌شويم.

در اين طبقه‌بندي سياراتي قرار مي‌گيرند كه لزوما به خاطر برخورداري از منابع آب مايع مورد توجه قرار نمي‌گيرند. به عنوان مثال تيتان با برخورداري از درياهايي مملو از هيدروكربن مستعد وجود حيات احتمالي است و حتي از اين حيث بالاتر از مريخ قرار مي‌گيرد.دلايل روشني براي اين درجه‌بندي داريم. تيتان اتمسفر نسبتا ضخيمي دارد كه متشكل از نيتروژن و متان است و اين تركيبي است كه شباهت زيادي با تركيبات اتمسفر زمين در دوران‌هاي اوليه‌اش دارد. تيتان درياچه‌هايي مملو از هيدروكربن دارد كه اين همان حلال ضروري براي وجود حيات است اما اين‌بار اين حلال، آب نيست. به عقيده ما امكان استفاده از هيدروكربن به عنوان حلال وجود دارد. ما مي‌دانيم كه كربن نقش بسيار مؤثري براي ارگانيك‌هاي زنده دارد كه در تيتان نيز مقادير قابل توجهي از تركيبات پيچيده كربني به چشم مي‌خورد. بنابراين بايد گفت تيتان همان چيزي است كه به دنبال آن بوده‌ايم. قمر اروپا نيز مثال بارز ديگري است. مطالعات ناسا نشان داده است كه در زير سطح يخ زده آن اقيانوسي مايع وجود دارد، بنابراين مي‌توان انتظار داشت كه در اين اقيانوس‌هاي زيرزميني نوع خاصي از حيات به وجوده آمده باشد.از ديدگاه شما قابل سكونت بودن يك سياره به چه معنايي است؟شولز: به عقيده من ابتدا حيات فرازميني را درون منظومه شمسي پيدا خواهيم كرد و فكر مي‌كنم مريخ و تيتان 2 مكاني هستند كه از بالاترين شانس برخوردارند البته به نظر مي‌رسد تايتان از شانس بيشتري نسبت به مريخ برخوردار باشدفاكتورهاي متعددي براي قابل سكونت بودن يك سياره وجود دارد. به عنوان مثال وجود اتمسفر، نقش تعيين‌كننده‌اي دارد. اين‌كه در اتمسفر يك سياره كربن وجود داشته باشد فاكتور بسيار مهمي است. ما در اتمسفر هر سياره‌اي كه كشف مي‌شود وجود نيتروژن و فسفر را جستجو مي‌كنيم. اين‌كه سياره مورد نظر ميدان مغناطيسي لازم براي حفاظت در برابر پرتوهاي كيهاني را داشته باشد فاكتور مهم ديگري است. گذشته از آن وجود حلالي در سطح كه وضعيتي پايدار داشته باشد را نيز نبايد از ياد برد. با توجه به اين طبقه‌بندي بدون شك به سياراتي نمي‌رسيم كه شبيه زمين باشند. ما نمي‌گوييم كه در چنين سياراتي حتما بايد آب مايع وجود داشته باشد يا اين‌كه در مداري شبيه گردش زمين به دور خورشيد، حركت كنند.ما به دنبال تركيبات ارگانيكي هستيم اما اين به معناي آن نيست كه حتما بايد به منابع اسيد آمينه يا چيزهايي شبيه آن برسيم. يكي از فاكتورهاي مهم ديگر، فتوسنتز است. سياره‌اي كه به عنوان سياره قابل سكونت از آن ياد مي‌كنيم بايد شرايط فتوسنتز گياهي داشته باشد. در منظومه شمسي سياراتي كه از حيث دريافت نور خورشيد و امكان عمل فتوسنتز قابل بررسي باشند از عطارد شروع و به مريخ ختم مي‌شوند. كاملا واضح است كه زمين و مريخ (سياره بهرام و سياره ناهيد) شرايط بهتري در اين مجموعه دارند.

مي‌دانيم كه تلسكوپ فضايي كپلر و تلسكوپ Corot كشفيات جديدي در زمينه سيارات فراخورشيدي انجام داده‌اند و به دليل اين‌كه هر روز بر شمار اين سيارات افزوده مي‌شود به اين نتيجه رسيده‌ايم كه بايد با دقت بيشتري نوع حيات احتمالي موجود در آنها را مورد مطالعه قرار دهيم. حتي اخترشناسي همچون ست شاستاك از انستيتو SETI پيشنهاد كرده كه ما نبايد تنها در جستجوي سيستم‌هاي بيولوژيكي هوشمند باشيم بلكه بايد ماشين‌هاي هوشمند را نيز در نظر داشته باشيم. آيا سيستم طبقه‌بندي جديدي كه ارائه كرده‌ايد اين موارد را در نظر مي‌گيرد؟ يعني سياراتي كه مورد بررسي قرار مي‌دهيد بايد پذيراي حيات يا ماشين‌هاي هوشمند نيز باشد؟نگرش ما حيات در بعد كلي آن است. پيش از اين شاخص ديگري موسوم به شاخص پيچيدگي بيولوژيكي ارائه كرده بوديم. ما براي گونه‌هاي خاص حيات ميكروسكوپي فاكتورهايي را تعريف كرده بوديم و براساس آن مي‌گفتيم كه سياره مورد نظر احتمالا پذيراي حيات پيچيده است. اما مشكل اينجاست كه اين نگرش تا حد زيادي حدسي است. به همين دليل نگرشي كه ما دنبال مي‌كنيم يك نگرش كلي است.فكر مي‌كنيد چه زماني موفق به كشف حيات در ساير سيارات شويم؟به عقيده من در ابتدا حيات فرازميني را درون منظومه شمسي پيدا خواهيم كرد و فكر مي‌كنم مريخ و تيتان دو مكاني هستند كه از بالاترين شانس برخوردارند. مريخ با توجه به تاريخچه‌اي كه براي ما روشن شده است به احتمال فراوان داراي حيات است. گذشته از آن به زمين نيز نزديك است.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ چهارشنبه 1390/10/21 ] [ 0:8 AM ] [ محسن آزاد ]


روزهای شما، زندگیتان را می‌سازد. اگر روزهایتان را خوب و شاد سپری کنید عمرتان زیبا خواهد گذشت. برای لذت بردن از زندگی باید سعی کنیم از اتفاقات روزمره و ساده حداکثر استفاده را کرده و آنها را به کام خود شیرین کنیم. برای این‌که در زندگی همیشه شاد و راضی باشید می‌توانید به راهکارهای زیر عمل کنید. مطمئن باشید که انجام این کارها زیاد سخت نیست و به امتحانش می‌ارزد.


1. زیبایی را ستایش کنید.
هر روز ما با انواع زیبایی در اشکال و فرم‌های مختلف روبه‌رو می‌شویم و جای بسی تاسف است که این زیبایی‌ها برای بسیاری از مردم به صورت عادت درمی‌آیند، به طوری‌که حتی دیگر آنها را نمی‌بینند. دوباره به مردم، گیاهان، وسایل، ساختمان‌ها و چیزهایی که در اطرافتان است نگاه کنید و لحظه‌ای را به ستایش و تقدیر از آنها بپردازید و سعی کنید ببینید که چه چیزی آنها را اینقدر خاص کرده است.



2. لبخند بزنید.

اگر لبخند نزنید یعنی تمام روز خود را هدر داده‌‌اید. این حرف بیهوده‌ای نیست. هرگز خود را آنقدر مشغول نکنید که فرصت خندیدن پیدا نکنید یا آنقدر جدی نباشید که مانع لبخند زدن شما شود. در عوض اطراف خود را با افراد شاد پر کنید.



3. به طبیعت بروید.

طبیعت یک شفادهنده فوق‌العاده اضطراب و نگرانی‌های زندگی مدرن است. خوردن ناهار در پارک، قدم زدن در حیاطی پر از گل و گیاه یا دیدن غروب خورشید مثال‌هایی ساده برای لذت بردن از طبیعت در طول روز هستند.



4. با اطرافیان ارتباط برقرار کنید.

در بیشتر موارد طرز ارتباط ما با افراد پیرامونمان بیشترین شادی را در زندگی به ما می‌دهد. شاید بهترین راه لذت بردن از کار، به جای ارتقای شغلی، داشتن ارتباطات خوب با همکارانتان باشد که می‌تواند در ایجاد لذت در شما بسیار موثر باشد.



5. برای خود لذت‌های ساده ایجاد کنید.

نوشیدن یک فنجان چای داغ، بازی با پسر ۸ ماهه‌تان یا پختن یک غذای عالی؛ شاید اینها فعالیت‌های خیلی هیجان‌آوری به نظر نرسند، اما برای خیلی از افراد می‌تواند ایجاد شادی و نشاط کند. یک لحظه بایستید و به این فعالیت‌های ساده روزمره توجه کنید. خواهید دید که با انجام این فعالیت‌ها، زندگیتان لذت‌بخش‌تر خواهد شد.



6. یاد بگیرید.

بین یادگیری مطالب و چیزهای جدید و شادی ارتباطی قوی برقرار است. برای ایجاد این ارتباط باید مغز خود را وادار کنید تا هر روز چیز جدیدی یاد بگیرد. مثلا در راه رسیدن به منزل از محل کار یا بالعکس فرصت خوبی برای یادگیری است. می‌توانید از روزنامه، مجله، کتاب‌های جیبی یا حتی نوارهای آموزشی به این منظور استفاده کنید.



7. صبح و شب خود را تغییر دهید.

آیا صبح‌ها با عجله آماده شده و از منزل خارج می‌شوید؟ آیا شب‌ها تلویزیون را خاموش کرده و مستقیما به رختخواب می‌روید؟ مزایای فراوان یک تغییر کوچک در زندگی روزمره را می‌توانید تجربه کنید. مثلا صبح‌ها می‌توانید یک‌ساعت زودتر بیدار شوید و وقتتان را صرف خودتان کنید یا به مطالعه یا ورزش بپردازید. شب‌ها قبل از خواب هم می‌‌توانید روزتان را مرور کرده و یا مدیتیشن انجام دهید.



8. موفقیت‌های خود را جشن بگیرید.

در طول روز مطمئنا به موفقیت‌های کوچکی دست می‌یابیم. شاید شما با یک مشتری بداخلاق به صورت موفقیت‌آمیزی ارتباط برقرار کرده و موفق به فروش کالاهایتان شده باشید یا سر کار از شما تعریف شده باشد. اینها اتفاقاتی نیستند که ارزش جشن گرفتن داشته باشند اما چرا لحظه‌ای را صرف تشویق خودتان نمی‌‌کنید؟ تجربه‌تان را با یک فرد دیگر شریک شوید و به خودتان یک ناهار لذیذ هدیه دهید یا خود را از نظر روحی تشویق کنید.



به جز راه‌هایی که در بالا گفته شد یک تکنیک دیگر به نام "شادی هر روزه" وجود دارد که بسیار موثر بوده و راهی است برای این‌که زندگی را واقعا زندگی کنید. این روش به شما می‌آموزد به یاد بیاورید امروزی که در حال زندگی در آن هستید می‌‌تواند شاد باشد و بنابراین شما تشویق می‌شوید که امروزتان را شاد ‌شاد بگذرانید. این بدین معنا نیست که روزتان را طوری بگذرانید که گویی فردایی وجود ندارد. برنامه‌ریزی برای آینده بسیار مهم است اما مهم‌تر این است که به خاطر فردا، امروزتان را نادیده نگیرید. به یاد داشته باشید که تنها راه رسیدن به آینده‌ای خوب عبور از یک سری از این "امروز"هاست.


آری، آری، زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست
گر بیفروزیش، رقص شعله‌اش در هر کران پیداست
ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ دوشنبه 1390/10/19 ] [ 10:44 PM ] [ محسن آزاد ]
  میراث به جا مانده از هر انسان، به فراخور جایگاه اجتماعی، شخصیتی، علمی و میزان ثروتش در طی حیات متفاوت است، از بعضی از افراد تنها خاطره‌ای در ذهن خانواده‌هایشان باقی می‌ماند، اما بعضی‌های دیگر حتی پس از مرگ هم میراثی از خود به جای می‌گذارند که بر زندگی انسان‌های دیگر تأثیر می‌گذارد و روند تکامل یک جامعه را تغییر می‌دهد. در این میان، البته کسانی هم پیدا می‌شوند که ناخواسته نام و خاطره‌شان جاودان باقی می‌ماند!   هنریتا لکس Henrietta Lacks یکی از این افراد بود. او در آگوست سال ۱۹۲۰ در یکی از شهرهای ایالت ویرجینیا به دنیا آمد. خانواده آنها بسیار پرجمعیت بود، مادر هنریتا در هنگام دهمین زایمانش، درگذشت. پدر او که حس می‌کرد از عهده سرپرستی این همه فرزند برنمی‌آید، هر کدام از آنها را به خویشاوندی سپرد، وظیفه بزرگ کردن هنریتا هم به پدربزرگش سپرده شد. در سال ۱۹۴۱، هنریتا با پسرعمویش ازدواج کرد، تا این زمان آنها در مزارع تنباکو کار می‌کردند، اما در این زمان برای کار به یک کارخانه نورد فلز رفتند، سپس آنها صاحب یک خانه و پنج فرزند شدند.       در ژانویه سال ۱۹۵۱، هنریتا که احساس توده‌ای در شکم می‌کرد و خونریزی غیرطبیعی بدون ارتباط با سیکل قاعدگی داشت، به بیمارستان رفت. از او آزمایش سیفیلیس به عمل آمد که منفی بود، برای آزمایشات بیشتر او را به بیمارستان جانز هاپکینز فرستادند. این بیمارستان، تنها انتخاب او بود، چون تنها بیمارستان در دسترسی بود که بیماران سیاه‌پوست را می‌پذیرفت.   آزمایشات پاتولوژی نشان دادند که او سرطان دهانه رحم دارد، او را چند روزی با گذاشتن میله‌های رادیوم در داخل واژن درمان کردند و سپس با توصیه برای بازگشت مجدد برای پیگیری درمان، مرخص کردند. در طی درمان با این شیوه، قسمت کوچکی از بافت دهانه رحم هنریتا که حاوی سلول‌های سالم و همچنین سرطانی بود، البته بدون اجازه او، برداشته شد. این سلول‌ها به دکتر «جورج اوتو گی» George Otto Gey داده شد.   هنریتا برای ادامه درمان با اشعه ایکس مجددا به بیمارستان بازگشت، اما در این زمان حال او بد شده بود، پزشکان که تصور می‌کردند بیماری زمینه‌ای مقاربتی او وضعش را بدتر کرده، او را مورد درمان آنتی‌بیوتیکی قرار دادند.   در هشتم ماه اگوست، هنریتا در بیمارستان بستری شد و تا زمان مرگش در بیمارستان باقی ماند، او در چهارم اکتبر سال ۱۹۵۱، در ۳۱ سالگی، به خاطر نارسایی کلیوی ناشی از بیماری درگذشت، کالبدشکافی بعد از مرگ نشان داد که سلول‌های سرطانی به همه بدن او دست‌اندازی (متاستاز) کرده بودند.   پیکر هنریتا را بدون سنگ قبر در یک مراسم خانوادگی به خاک سپردند.   اما میراث این زن «عادی» چه بود؟!   سلول‌هایش!   سلول‌هایی که به دکتر جورج گی داده شدند، خصوصیتی شگفت‌انگیز داشتند، آنها زنده می‌ماندند و به رشد خود ادامه می‌دادند. تا پیش از آن، سلول‌هایی که از بدن افراد برداشته می‌شدند، تنها چند روز زنده باقی می‌ماندند و همین مسئله باعث زحمت دانشمندان می‌شد و آنها نمی‌توانستند آزمایشات دلخواه را روی سلول‌ها انجام بدهد. اما دکتر گی متوجه متفاوت بودن بعضی از سلول‌های هنریتا از لحاظ توان بقا و تکثیر شد، آنها را جدا کرد و نام سلول‌های هلا HeLa را بر آنها نهاد. این نام از ترکیب دو حرف اول نام کوچک و خانوادگی Henrietta Lacks ایجاد شد.   این سلول‌های «جاودانی بودند، یعنی بر خلاف دیگر سلول‌های انسانی که بعد از چند چرخه تکثیر، می‌مردند، زنده می‌ماندند و تقسیم می‌شدند.   سلول‌های هلا در زیر میکروسکوپ الکترونی     همین سلول‌های فناناپذیر، سوژه آزمایشات مهم و تأثیرگذاری در پژوهش‌های پزشکی و زیست‌شناسی شدند.   یکی از مهم‌ترین پژوهش‌هایی که بدون یاری جستن از سلول‌های هلا غیرممکن بود، پژوهش‌های مربوط به ساخت واکسن بیماری فلج اطفال یا پولیو بود. در آن سال‌ها ده هزار نفر روی این بیماری کار می‌کردند، با استفاده از همین سلول‌های هلا بود که در سال ۱۹۵۴، جونانس سالک Jonas Salk موفق شد، واکسن بیماری فلج اطفال را بسازد.   به زودی تقاضا برای سلول‌های هلا بالا رفت و سلول‌های هلا به تولید انبوه رسیدند، از این زمان به بعد، سلول‌های فناناپذیر هنریتا به محققان سراسر دنیا، پست می‌شدند و در پژوهش‌های سرطان ایدز، مطالعات مربوط به اثر پرتوها و مواد سمی و نقشه‌برداری ژنتیکی مورد استفاده قرار می‌گرفتند، آنها حتی برای آزمایش حساسیت به چسب و مواد آرایشی هم مورد استفاده قرار گرفتند.   تخمین زده می‌شود که تا به حال، بیست تُن سلول هلا تولید شده باشد و بیش از شصت هزار مقاله علمی با استفاده از همین سلول‌ها نوشته باشد، هنوز هم هر ماه ۳۰۰ مقاله بر این تعداد اضافه می‌شود.  
اما چرا سلول‌های خانم هنریتا، چنین ویژگی منحصر به فردی داشتند، پژوهشگران حدس می‌زنند که عملکرد تلومراز (Telomerase) در این سلول‌ها قدری با سلول‌های طبیعی تفاوت داشته باشد.
  در دهه هفتاد شماری از دانشمندان با خانواده هنریتا تماس گرفتند و از آنها خواستند که نمونه خون بدهند، تنها در این زمان بود که خانواده این زن متوجه شدند که سلول‌های هنریتا قبل از مرگش برداشته شده و چنین کاربردهایی پیدا کرده است. اما هیچ عضو دیگر خانواده هنریتا، سلول‌هایی با خصوصیت او را نداشت. استفاده تجاری از سلول‌های هنریتا باعث شد که کار به دادگاه هم کشیده شود، اما قاضی فدرال حکم داد که چنین کاربردی بی‌اشکال است. در سال ۱۹۶۶، دانشکده پزشکی Morehouse آتلانتا و شهردار این شهر از خدمات پس از مرگ خانواده لکس تقدیر کرد، متعاقب آن از خدمات پژوهشگران درگیر در این پروژه مانند دکتر گی که متوجه ویژگی‌ فناناپذیری سلول‌ها هلا شد، هم تقدیر شد. در سال ۲۰۱۱ دانشگاه ایالت مورگان به هنریتا دکتری افتخاری پس از مرگ اعطا کرد و در همین سال، قرار شد که نام یک دبیرستان که قرار است در سال ۲۰۱۳ افتتاح شود، به نام او باشد.   در سال ۱۹۹۸، بی‌بی‌سی مستند یک ساعته‌ای را در مورد این واقعه ساخت که در جشنواره بین‌المللی سانفرانسیسکو، به عنوان بهترین مستند علمی جایزه گرفت.   در سال ۲۰۱۰، کتابی با نام «حیات جاویدان هنریتا لکس» به قلم «ربکا اسکلوت» نوشته شد که درباره خانواده هنریتا و تأثیرگذاری سلول‌های هلا بود.       در می ۲۰۱۰ اعلام شد که شبکه تلویزیونی HBO، قصد دارد با همکاری اپرا وینفری و الن بال، فیلمی در مورد این ماجرا بسازد. در هفدهم همین ماه، یکی از قسمت‌های سریال مشهور Law & Order، پخش شد که خط کلی داستان آن الهام‌گرفته از ماجرای هنریتا بود. هنریتا لکس با اصلیت آمریکایی – آفریقایی، زن ، همسر و مادری بود که میراث جاودانی از خود به جا گذاشت که روی زندگی همه بشریت اثر گذاشت. شاید ما هم قسمتی از سلامتی خود را مدیون هنریتا باشیم.  


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ جمعه 1390/10/16 ] [ 2:6 AM ] [ محسن آزاد ]
تغذیه سالم دانش آموز

بسیاری از دانش ‌آموزان روزهای پیش از امتحان را تا حد امکان به مطالعه می ‌پردازند و تصور می‌ کنند که غذا و استراحت مانع مطالعه می ‌شود، در صورتی که با تغذیه صحیح می ‌توان بازده فکری را افزایش داد.

به کارگیری نکات و توصیه ‌های زیر توان شما را برای یادگیری بهتر و موفقیت در امتحانات افزایش می‌دهد:

1- در زمان کار یا مطالعه غذا نخورید و برای این کار زمان خاصی را در نظر بگیرید تا با آرامش بیشتری غذا بخورید.

2- بررسی‌ های دانشمندان نشان می دهد که غذاهای نشاسته ‌ای مانند ماکارونی، برنج و نان به دلیل تاثیر در بهبود کیفیت خواب، در شب امتحان مفید هستند.

3- صبح روز امتحان بهتر است به منظور افزایش کارایی مغز، از مواد سرشار از پروتئین یا سرشار از فیبر مانند تخم‌ مرغ، نان سنگک یا بربری با عسل یا پنیر استفاده شود.

4- کارشناسان تغذیه به دانش آموزانی که اضطراب زیادی دارند و نمی ‌توانند صبحانه ی مفصلی بخورند، توصیه می ‌کنند از موز و مقداری کشمش استفاده کنند.

5- بعضی از دانش ‌آموزان به دلیل اضطراب زیاد، امتحانات خود را خراب می‌ کنند، بنابراین بهتر است برای مقابله با این اضطراب از غذاهای مناسب استفاده کنند. بعضی از سبزی ‌ها از قبیل ریحان، نعنا، کاهو و سیب در کاهش اضطراب بسیار مفید هستند.

6- خوردن نان و پنیر و گردو یا یک ظرف عدسی در روز امتحان کمک می ‌کند تا در طول امتحان آرام باشید. همچنین خوردن عسل و نوشیدنی‌ های حاوی عسل در کاهش اضطراب بسیار موثر است.

7- خوردن جگر، گوشت و ماهی، کمک زیادی در کاهش اضطراب می ‌کند، زیرا کم‌ خونی نیز یکی از دلایل کاهش یادگیری و تمرکز است.

مصرف سبزیجات

8- مصرف سبزی‌ و میوه‌ های تازه توصیه می‌ شود.

9- در ساعات مطالعه از خوردن ماست ترش و دوغ ترش بپرهیزید و خوردن روزانه شیر و همچنین ماست شیرین را فراموش نکنید.

10- در ایام امتحان، بیشتر مواظب سلامت خود باشید تا در معرض سرماخوردگی، گرمازدگی، مسمومیت‌های غذایی و سوء هاضمه قرار نگیرید و از خوردن غذا در بیرون از خانه جدا خودداری كنید. غذا را خوب بجوید و به آرامی میل كنید.

11- در طول روز آب كافی بیاشامید، اما دقت داشته باشید که آشامیدن آب و نوشیدنی‌ های دیگر در وسط غذا سبب اختلال در هضم و ایجاد نفخ می ‌شود.

12- از مصرف زیاد شیرینی جات و تنقلات خودداری کنید. این خوراکی‌ ها ممکن است در نگاه اول انرژی ‌زا به نظر برسند، اما باید توجه داشت که این قابلیت در آن ها بسیار کم دوام است و پس از مدتی احساس خستگی بیشتری به شما دست خواهد داد.

13- بر خلاف تصور عموم، مطالعه و درس خواندن نیاز بدن‌ ‌به انرژی را افزایش نمی ‌دهد، بنابراین استفاده بیش از حد از مواد غذایی شیرین و چرب در طول دوران امتحان، نه تنها مفید نیست، بلكه سبب چاقی‌ ‌می‌ شود.

14- صبحانه غذای اصلی است، ناهار و شام را كمی مختصرتر بخورید، اما صبحانه را كامل میل كنید.

شیر

15- مصرف روزانه یك لیوان شیر،‌ ‌برای ایجاد آرامش در طول دوران امتحان موثر است.

16- خوردن آجیل از قبیل بادام، کشمش، فندق، گردو و نخودچی که سرشار از منیزیم است، به یادگیری کمک می کند، زیرا کمبود آن یکی از علل کاهش یادگیری است.

17- ماست و دوغ ترش، خواب آور است، اما خوردن ماست شیرین مفید است.

18- از خوردن قهوه و چای پُررنگ، خودداری كنید، ولی چای كم‌ رنگ مفید است.

19- تغذیه متعادل و متنوع شامل نان و غلات، انواع سبزی، لبنیات، گوشت ها و میوه‌ها سبب كاهش استرس در زمان امتحان می ‌شود.

20- اگر احساس خستگی می ‌كنید، كمی استراحت كنید. انسان در موقع خستگی احتیاج به استراحت دارد نه محرك، بنابراین مصرف قهوه به منظور بیدار ماندن توصیه نمی ‌شود.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ شنبه 1390/10/03 ] [ 1:27 PM ] [ محسن آزاد ]
گياهي دائمي و كوچك به ارتفاع تقريبا 30 تا40 سانتى ‌متر و گاهي تا 60 سانتي ‌متر، داراي بويي معطر است كه در چمنزارها و زمين‌هاي شني مي‌رويد. ساقه آن به رنگ سبز مايل به سفيد، برگ‌هاي آن كوچك متناوب و داراي بريدگي‌هاي باريك، نامنظم و پوشيده از كرك است.

به گزارش سلامت نيوز به نقل از اطلاعات، گل‌هاي آن مجتمع در يك طبق كه به طور منفرد در انتهاي ساقه گل دهنده در تابستان ظاهر مي‌شود. در هر طبق، گل‌هاي سفيد در اطراف و گل‌هاي زرد در قسمت وسط قرار دارند. از آن جايي که اين گياه از قرن‌ها پيش به دليل عطر فراوان در پارک‌ها، باغ‌‌ها و گذرگاه‌‌هاي اروپا کشت مي‌شده است، از آن به بابونه اروپايي نيز ياد مي‌‌شود.‏

يکى از ترکيبات اصلى تشکيل‌دهنده بابونه، روغنى فرار و لطيف و آبى رنگ است که از گل آن به دست مى‌آيد و مسبب عطر خاص گل بابونه است. مصرف جلدى اين روغن، تأثير بسزايى در ضدعفونى و برطرف کردن التهاب‌‌هاى پوستى دارد و ترميم آسيب‌هاى سطحى پوست را تسريع مى ‌کند. همچنين ماساژ با روغن اين گياه مسکنى موثر براى درد‌هاى سياتيک است.‏

حدود 8/0 تا يك درصد، اسانس در اين گياه وجود دارد كه به وسيله تقطير با بخار آب به دست مي‌آيد. رنگ اين اسانس آبي روشن است ولي در اثر كهنه شدن به رنگ زرد مايل به قهوه‌اي در مي‌آيد. بوي اين اسانس بسيار قوي و طعم آن معطر و سوزانده است.

اسانس بابونه در عطر سازي و براي معطر كردن غذاها به كار مي‌رود. بايد يادآور شد که اين اسانس در حالت تازه داراي رنگ آبي تيره‌ است که مربوط به وجود ماده‌اي به نام «آزولن» است و به تدريج با تأثير هوا و نور رنگ آن سبز و قهوه‌اي مي‌شود. اين اسانس داراي «سزکويي ترپن»‌هاي ‏b‏ و ‏g‏ و نيز «ماتريکارين» (‏Matricarine‏) است.‏

بابونه از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است و از تقويت كننده‌هاي تلخ بشمار مي‌رود. آن را براي درمان تب و لرزهاي نوبه‌اي بكار مي‌بردند. يكي از مهمترين خواص بابونه درمان زخم معده و ورم معده است و اين گياه به آساني اين مرض را درمان مي‌كند.‏

گل بابونه تأثير آرام بخش شگرفى روى سيستم عصبى و نيز دستگاه گوارش داشته و نقش قابل ملاحظه آن در درمان بى خوابى و رفع کابوس‌‌هاى شبانه شهرت دارد. اثرضد التهاب، ‌ضد اسپاسم، ‌ضد نفخ، ضدعفونى کننده، ضدحساسيت، تاثيرات آرام بخش و تسکين دهنده درد و همچنين تقويت دستگاه‌هاضمه از مهمترين خواص بابونه است. گفتني است، بابونه يک ماده ضدحساسيت طبيعى است و از اثرات ضدآلرژى بخور آن مى‌توان جهت تسکين آسم، آلرژى‌هاى تنفسى فصلى، زکام و سينوزيت سود برد. بخور گل بابونه جهت بهبود آکنه و جوش‌هاى صورت نيز توصيه ‌شده است. بابونه مسکنى فوق العاده براى سردرد، ميگرن، دندان درد و درد‌هاى عصبى است و به دليل خواص شناخته شده اين گياه دارويي، به صورت چاى کيسه ‌اى نيز امروزه در بازار موجود است.

مطالعات نشان مي‌دهد اين گياه خاصيت شبه «بنزوديازپيني» دارد، بنزوديازپين‌ها داروهايي است که به طور گسترده براي درمان اضطراب و بي خوابي به کار مي‌رود، بنابراين بابونه تأثير به سزايي در کاهش درد و آثار ترک اعتياد دارد.

چنانچه سه مثقال از گل بابونه را در نيم ليتر آب به مدت 10 دقيقه دم كرده و آب صاف شده آن را با چهار قاشق مرباخوري عسل شيرين كنيد و بعد از هر وعده غذا يك فنجان ميل كنيد در درمان امراض دماغي بويژه در رفع سردردهاي عصبي مؤثر است.‏گل خشك بابونه را برابر وزنش با روغن زيتون مخلوط کنيد و روي آتش ملايم بگذاريد تا دم بكشد. البته نبايد بجوشد و گهگاه آن را هم بزنيد سپس آن را از روي آتش برداريد و بگذاريد تا مدت 24 ساعت بماند. ‏سپس آن را از صافي با فشار رد كرده و در شيشه‌اي دربسته نگهداري كنيد. براي نفخ شكم و قولنج آن را روي شكم بماليد.‏براي آن كه كرم‌هاي موجود در بدن توسط بابونه از بين بروند، مي‌توانيد يك قاشق سوپ خوري از برگ و گل خشك آن را در يك فنجان آب به مدت پنج دقيقه بجوشانيد.

پس از پنج دقيقه ديگر آن را صاف كنيد و همه روزه صبح و شب نيم ساعت قبل از غذا، يك قاشق مرباخوري از آن را بدون اين كه شيرين كنيد بنوشيد.‏

گاهي بي جهت عضلات دست و پاي ما پيچيدگي پيدا مي‌كنند و دچار درد شديدي مي‌شوند، به منظور درمان توصيه مي‌شود مقدار 10 تا 40 گرم گل و ساقه‌هاي بابونه را در يك ليتر آب جوش به مدت پنج دقيقه بجوشانيد سپس خنك كنيد و از آن كمپرس و مرهم تهيه كنيد و روي موضع آسيب ديده بگذاريد.‏براي تقويت موي سر و جلوگيري از ريزش آن گل بابونه را بجوشانيد. در اين آب، حنا را خيس كنيد سپس بر سر بماليد. اگر موهاي شما داراي رنگ‌هاي شيميايي است احتمال دارد باعث تغيير رنگ مويتان نيز بشود.‏

در برخي منابع آمده است که استفاده از گل بابونه براي زنان آبستن جايز نيست زيرا ممكن است سبب سقط جنين شود.‏براي درست كردن دم كرده بابونه، يك قاشق چاي خوري گياه بابونه خشك را در يك فنجان آب جوش ريخته و مدت 5 دقيقه بگذاريد تا دم بكشد.‏

شادابي پوست با لوسيون گل بابونه

گل‌هاي بابونه را به مدت 3 دقيقه در آب بجوشانيد. در ظرف در دار بگذاريد تا سرد شود. از صافي ظريف با فشار عبور دهيد. گلاب و آب ليمو را به آن افزوده و بعد از مخلوط کردن در شيشه قهوه‌اي رنگي بريزيد. صدها سال است که تأثير مرطوب‌ کنندگي گياه بابونه به اثبات رسيده است. اين گياه موجب درمان و تميزي پوست نيز مي‌شود. استفاده از گل بابونه در پوست‌هاي بسيار حساس و پوست‌‌هايي که تحت فشار عصبي، مستعد داشتن لکه‌‌هاي قرمز هستند، توصيه مي‌شود.‏

استفاده از بابونه در زيبايي به اندازه قدمت به کارگيري آن در عطاري‌ها سابقه دارد. خواص آن به خصوص براي پوست‌هاي شکننده و حساس در مقابل تغييرات جوي مفيد است. امروزه در صنعت لوازم آرايش آن را به تنهايي يا همراه گياهان ديگري از قبيل اکليل کوهي، خلنگ و بنفشه به کار مي‌گيرند. دم کرده ساده بابونه در استعمال خارجي روي پوست صورت براي حفاظت از پوست بهترين تأثيرها را دارد. شامپوي همراه با بابونه اندکي رنگ مو را روشن مي‌کند. بابونه در کنار زيزفون و نعناع در برخي از کشورها بيشترين مصرف را در صنعت داروسازي دارد.‏

درمان سينوزيت

گل بابونه در درمان انتهايي سينوزيت موثر است. بخور بابونه تاثير زيادي در جمع کردن بيماري و دوران نقاهت و کاهش درد در ناحيه پيشاني دارد.
موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ پنجشنبه 1390/10/01 ] [ 1:17 PM ] [ محسن آزاد ]

اگر همسر شما متولد شهريور است، بهتر است فكر انجام كارها را از سر بيرون كنيد. او از بي توجهي شما به خودش، حفاظت، افكار بي سر وته، کثیفی ٬درهم برهمي خانه، پست فطرتي واقعا متنفر است. اگر هنوز زن وي نشده ايد و مي خواهيد راه مخفي دل او را پيدا كنيد، سعي كنيد هميشه خوش لباس باشيد و در زير موهايي كه آرايشگاهي كه تازه آنها را درست كرده، افكاري روشن و جالب داشته باشيد. صحبت از مو و آرايشگاه شد، در اين مورد اصلا سعي نكنيد از فلان هنر پيشه سينما پيروي كنيد. آرايش موي شما بايد زيبا و ساده بوده موجب تعجب بيننده نگردد. اين جمله اخير را حتما به خاطر بسپاريد. مرد متولد شهريور پيوسته در جست و جوي زني است كه چه از نظر جسمي و چه از نظر فكري تميز باشد، خوب بپوشد و از پيروان مدهاي عجيب و غريب نباشد. البته منظور ما اين نيست كه مثل مادر بزرگ و يا حتي مادر خود لباس بپوشيد اما مطمئن باشيد كه اگر طوري لباس پوشيديد كه موجب تعجب آدم هاي بين سي تا چهل ساله بگردد،‌ يك قدم خيلي بلند خود را از او دور كرده ايد. براي او غير قابل تصور است كه يك زن روشنفكر و فهميده لباس هاي خيلي فانتزي به تن كند. رفتار دوستانه و محبت هاي گاهگاهي او را حمل بر چيزي نكنيد، او ممكن است در يك گردش جمعي اگر شما احساس سرما كرديد، اولين كسي باشد كه كت خود را در بياورد و روي شانه شما بيندازد و يا اولين داوطلب براي رساندن شما به منزل باشد، اما اگر شما صد در صد آن دختر دلخواه او نباشيد،‌ هرگز آن جمله هيجان انگيز « عزيزم با من ازدواج مي كنيد؟ » را نخواهيد شنيد. از نظر پدر بودن هم او كسي نيست كه بچه دار شدن يكي از بزرگترين آرزوهاي زندگي وي باشد. احتمالا خود خواهي بخصوصي كه در نهاد او وجود دارد، با مسئوليت ها و احساساتي كه يك مرد بايد در مقابل كودكان خود داشته باشد، سازگار نيست و به همين دليل خانواده يك چنين مردي معمولا كوچك است و تعداد بچه ها از يكي دو تا تجاوز نمي كنند، اما وقتي بچه هايي به دنيا آمدند، مرد متولدشهريور دقيقا از آن ها مراقبت به عمل مي آورد، حتي يك لحظه هم مسئوليت هاي پدرانه خود را فراموش نمي كند. او ساعت ها وقت خود را صرف ياد دادن معلومات خويش به بچه ها مي كند و در اين مورد مخصوصا سعي دارد كه آنان را افرادي متكي به خود و با عزت نفس تربيت كند. مرد متولد شهريور در منزل با روي باز به شما كمك مي كند تا كارهاي خانه را زودتر و راحت تر انجام بدهد. سرگرمي هاي مورد علاقه او موسيقي و مطالعه است و مي خواهد كه بچه هايش نيز در امور هنري صاحب نظر باشند و نسبت به اخلاقيات پايبندي فراوان از خود نشان بدهند. رفتن به دانشگاه را براي كودكان خود صد در صد مي داند. پيش گرفتي يك چنين روشي بالطبع موجب مي شود كه كودكان يك پدر متولد در شهريور با عشق به كتاب و علاقه به فراگيري بزرگ بشوند. شما كمتر ممكن است بچه هاي اين مرد را لوس ببينند زيرا انضباط يكي از اصولي است كه او آن را به شدت به موقع اجرا مي گذارد. تمام اين كارها بسيار خوب و منطقي هستند، اما بدون شك بچه هاي اين مرد از نظر محبتي كه به آها ابراز مي شود، كمبودهايي خواهند داشت چون او در ابراز عشق و محبت پدرانه نيز جانب احتياط را نگاه مي دارد. پيروي از اين روش موجب مي شود كه بي جهت ديواري بين او و بچه هايش كه صميمانه و از ته دل آنان را دوست دارد به وجود بيايد. اگر چه اين ديوار بعدها كه بچه ها بزرگتر شدند، تبديل به يك ديوار بلورين مي گردد كه از پشت آن تمام حقايق قابل ديدن مي گردند، اما به هر حال به عنوان يك ديوار غير عابل عبور بر سر جاي خود باقي مي ماند. از آن گذشته مرد متولد شهريور نسبت به بچه هاي خود نيز حساس است و توقع زيادي از آنان دارد. مرد متولد شهريور از شما توقع خواهد داشت كه مراقب سلامت او باشيد و متقابلا ً اگر شما هم بيمار شديد، صميمانه به پرستاري تان مي پردازد و طي آن مدت حتي ناز شما را هم خواهد كشيد. اما مراقب باشيد كه امر به شما مشتبه نشود. اگر در زندگي روزمره به او پشت كنيد، حتي دست خود را براي برگرداندن شما به خانه روي شانه تان نخواهد گذاشت. اگر مشاهده كرديد كه از چيزي ناراحت و دلواپس است، فورا قدم پيش نگذاريد و سعي نكنيد كه او را از اين حالت در بياوريد. براي او دلواپسي هاي كوچك نوعي تمرين مغزي و نمك زندگي است


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ شنبه 1390/09/26 ] [ 5:6 PM ] [ محسن آزاد ]

*مورچه هر روز صبح زود سر کار می رفت و بلافاصله کارش را شروع می کرد**با خوشحالی به میزان زیادی تولید می کرد*
*رئیسش که یک شیر بود، ازاینکه می دید مورچه می تواند بدون سرپرستی بدین گونه کار کند، بسیار متعجب بود*
*بنابر این بدین منظور سوسکی را که تجربه بسیار بالایی در سرپرستی داشت و به نوشتن گزارشات عالی شهره بود، استخدام کرد*
*اولین تصمیم سوسک راه اندازی دستگاه ثبت ساعت ورود و خروج بود*
*او همچنین برای نوشتن و تایپ گزارشاتش به کمک یک منشی نیاز داشت*
*عنکبوتی هم مدیریت بایگانی و تماسهای تلفنی را بر عهده گرفت*

*شیر از گزارشات سوسک لذت می برد و از او خواست که نمودارهایی که نرخ تولید*
*را توصیف می کند تهیه نموده که با آن بشود روندها را تجزیه تحلیل کند*
*او می توانست از این نمودارها در گزارشاتی که به هیات مدیره می داد استفاده کند*
*بنابراین سوسک مجبور شد که کامپیوتر جدیدی به همراه یک دستگاه پرینت لیزری بخرد*
*او از یک مگس برای مدیریت واحد تکنولوژی اطلاعات استفاده کرد*

*مورچه که زمانی بسیار بهره ور و راحت بود،*
*از این حذ افراطی کاغذ بازی و جلساتی که بیشترین وقتش را هدر می داد متنفر بود *
*شیر به این نتیجه رسید که زمان آن فرا رسیده که شخصی را به عنوان مسئول واحدی*
*که مورچه در آن کار می کرد معرفی کند*
*این سمت به جیر جیرک داده شد**.*
*اولین تصمیم او هم خرید یک فرش و نیز یک صندلی ارگونومیک برای دفترش بود*
*این مسئول جدید یعنی جیر جیرک هم به یک عدد کامپیوتر و یک دستیار شخصی *
*که از واحد قبلی اش آورده بود، به منظور کمک به برنامه بهینه سازی استراتژیک *
*کنترل کارها و بودجه نیاز پیدا کرد*
*اکنون واحدی که مورچه در آن کار می کرد به مکان غمگینی تبدیل شده بود که دیگر هیچ کسی در آن جا نمی خندید و همه ناراحت بودند*
*در این زمان بود که جیر جیرک، رئیس یعنی شیر را متقاعد کرد که نیاز مبرم به شروع یک مطالعه سنجش شرایط محیطی وجود دارد*
*با مرور هزینه هایی که برای اداره واحد مورچه می شد، *
*شیر فهمید که بهره وری بسیار کمتر از گذشته شده است*

*بنابر این او جغد که مشاوری شناخته شده و معتبر بود را برای ممیزی و پیشنهاد راه حل اصلاحی استخدام نمود*
*جغد سه ماه را در آن واحد گذراند و با یک گزارش حجیم چند جلدی باز آمد،*
*نتیجه نهایی این بود: تعداد کارکنان زیاد است*

*حدس می زنید اولین کسی که شیر اخراج کرد چه کسی بود؟*
*مسلماً مورچه؛ چون او عدم انگیزه اش را نشان داده و نگرش


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ سه شنبه 1390/09/22 ] [ 10:36 AM ] [ محسن آزاد ]
Cameroon 2011, 1000 Francs



In the 20th century numismatics became the most popular hobbies in the world..
Central banks began to produce different commemorative coins to the delight of collectors.
Here are some of the most unusual coins from all over the world.
Côte d'Ivoire in 2010, 1,000 francs


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
ادامه مطلب
[ جمعه 1390/09/18 ] [ 9:57 PM ] [ محسن آزاد ]


آمارها نشان داده که ذهن انسان در زمان های کوتاه و مکرر بسیار متمرکزتر از زمان های طولانی عمل می کند. بنابراین حتی اگر فقط ده دقیقه برای درس خواندن فرصت دارید، آن را به فواصل زمانی کوتاهتر تقسیم کنید. همچنین بهتر است پس از هر ده دقیقه درس خواندن به خودتان استراحت بدهید. از آنجا که مغز انسان به منظور ساخت پروتئین و تجدید نیرو به زمان نیازمند است، این روش کارایی بسیاری دارد. زمان استراحت به مغز فرصت جذب آموخته ها را می دهد، در مقابل درس خواندن برای مدت زمان طولانی نه تنها کسالت آور است بلکه باعث خستگی، ایجاد استرس و گیج شدن می شود، در نتیجه قدرت یادگیری را کاهش می دهد.


چند نکته در رابطه با مطالعه مفید را پیش روی شما دوستان قرار می دهیم که امید است مورد استفاده قرار گیرد. لذا برای درس خواندن مفید لطفا توصیه های کاربردی زیر را بکار گیرید:

با خیالی آسوده استراحت کنید

اگر زمان بشما اجازه می دهد به منظور تجدید قوا، یک روز کامل را به استراحت بگذرانید. با این کار ممکن است احساس عذاب وجدان کنید و مرتبا با خود بگوئید: باید امروز را هم درس می خواندم و زمان گرانبهایی را که به استراحت تخصیص داده اید، با استرس سپری کنید. اما فراموش نکنید که در حالت استرس مغز اطلاعات جدید را جذب نمی کند. یک روز را به فراغت بگذرانید و احساس بدی از درس نخواندن خود نداشته باشید.


وضعیت جسمی خود را در نظر بگیرید

در زمانهایی که خسته، عصبانی، حواس پرت و شتاب زده هستید درس نخوانید. زمانی که مغز انسان در حالت آرامش است، مانند یک اسفنج اطلاعات را جذب می کند، برعکس زمانی که استرس دارید، تلاش شما برای یادگیری بی فایده است، زیرا در چنین حالتی مغز اطلاعات را دفع می کند. هیچگاه در زمانی که فکر شما به چیزهای دیگری مشغول است، خود را مجبور به درس خواندن و یادگیری نکنید، این کار چیزی جز اتلاف وقت نیست.


درس ها را در همان روز مرور کنید

زمانی که چیز جدیدی یاد می گیرید، سعی کنید در همان روز نکات مهمش را دوره کنید. با گذشت چند روز، برای یادآوری آن مطالب به تلاش بیشتری نیاز خواهید داشت. به هر حال یک مرور سریع در انتهای روز، باعث ماندگاری بیشتر در مغز و یادآوری آسانتر مطالب خواهد بود.


مرحله به مرحله پیش بروید

ممکن است باور نداشته باشید که همیشه از کل به جزء و از بزرگ به کوچک رسیدن، روش کارایی در امر یادگیری در سنین مختلف است. در زمان درس خواندن ابتدا سعی کنید یک درک کلی از مطلب داشته باشید سپس وارد جزئیات شوید، با این روش امکان موفقیت شما بیشتر می شود.


محیطی مناسب برای درس خواندن فراهم کنید

همیشه فراهم کردن محیط مناسب برای درس خواندن را در اولویت اول قرار دهید. به طور مثال اگر به سکوت احتیاج دارید، تمام سعی تان را برای ایجاد یک مکان دور از سر و صدا برای موفقیت در درس خواندن، به کار بگیرید.


میزان خستگی مغزتان را در نظر داشته باشید

کاملا طبیعی است که گاهی مغز انسان در اثر خستگی، مطالب را فراموش می کند. این امر هرگز بدان معنا نیست که شما آدم کودنی هستید. پس به جای عصبانی شدن، سعی کنید چنین حالتی را پیش بینی کنید و با آن کنار بیایید. تصور کنید که مغز شما لایه های اطلاعات را به ترتیب روی هم می چیند، با قرار گرفتن اطلاعات جدید در سطوح بالا، اطلاعات لایه های پایین تر کهنه شده و به آسانی قابل دسترس نخواهند بود، بنابراین به فراخوانی شما دیرتر جواب می دهند، مرور کردن تنها روش جلوگیری از چنین پیشامدی است.


با برنامه ریزی مناسب، درس خواندن را به عادت تبدیل کنید

عموما اگر ساعات مشخصی از روز را برای درس خواندن برنامه ریزی کنید، خیلی زود به آن عادت خواهید کرد. بدون تخصیص ساعات مشخصی از روز، ممکن است هیچگاه وقت درس خواندن پیش نیاید. یک روش مناسب برای این کار یادداشت کردن زمان در دفتر روزانه است، درست مثل اینکه از پزشک وقت گرفته اید، مثلا در دفتر یادداشت خود بنویسید : ۲ تا ۴ بعد از ظهر درس خواندن.


هدف داشته باشید

یکی از دلایل اصلی که باعث می شود افراد به اهداف خود نرسند این است که معمولا آنها را دست نیافتنی می پندارند. در صورتی که با برنامه ریزی و مدیریت صحییح می توان به کلیه اهداف خود دست یافت.
کافی است سعی کنید فرق بین اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را دریابید، اهداف بلند مدت را مانند یک رویا در ذهن بپرورانید و نگه دارید، در عین حال فعالیت های روزانه زندگی را به اهداف کوتاه مدت اختصاص دهید.


ناامیدی دشمن یادگیری است

افرادی که دائما خود را به دلیل کندی در یادگیری سرزنش می کنند، حتی اگر پیشرفتی مناسب و قوه یادگیری بالایی داشته باشند، همواره در استرس به سر می برند. در مقابل افرادی که به خود و سرعت یادگیری شان اطمینان دارند، حتی اگر از هوش و استعداد کمتری نسبت به گروه قبل برخوردار باشند، نتیجه کارشان بهتر است، زیرا این افراد انرژی خود را صرف نگرانی و حساسیت های بی مورد نکرده، آهسته و پیوسته پیش می روند.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ دوشنبه 1390/09/14 ] [ 1:0 PM ] [ محسن آزاد ]

سلام.به آدرس زیر بروید..مطلب قشنگیه...مطلب رو بخونید و اینجا نظر بگذارید

لطفا از گذاشتن نظر تبلیغاتی و شعر و... خود داری کنید و نظر شخصی خودتان را قرار دهید

با تشکر

http://www.eshghalaihessalam.blogfa.com/post-106.aspx

موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ یکشنبه 1390/09/13 ] [ 3:26 PM ] [ محسن آزاد ]
اگر جزو علاقه مندان دنیای پرهیجان شعبده و شعبده بازی باشید حتما مرد ماسکی را می شناسید، یا حداقل نامش را شنیده اید؛ همان شعبده بازی که با نقاب و لباس های سیاهش، دنیای شعبده بازی را دگرگون کرد و تابوهای دنیای سحر و جادو را زیر پا گذاشت و ناگفته های این دنیای پر از فریب را برای تماشاچی ها رو کرد. از اولین اجراهای تلویزیونی این شعبده باز اسرارآمیز، این سوال ها در ذهن خیلی ها به وجود آمد که او کیست. از کجا آمده و چه می خواهد؟ اگر شما هم دوست دارید اطلاعات بیشتری از زندگی مرد ماسکی داشته باشید، این گزارش را از دست ندهید ...

- مرد ماسکی کیست؟

مرد ماسکی کسی نیست جز "وال والنتینو" شعبده باز و مجری معروفی که در سال 1956 در لاس وگاس آمریکا به دنیا آمده است.

- آیا مرد ماسکی پیش از شهرت در دنیای شعبده بود؟


بله، او پیش از اینکه خودش را به عنوان مرد ماسکی معرفی کند، 16 سال تمام در صفحه های مختلف به اجرای برنامه های شعبده بازی می پرداخت و می توان گفت در آن زمان هم شعبده باز قابلی بود.

- چطور به سمت دنیای شعبده کشیده شد؟


والنتینو 5 ساله بود که پدرش به عنوان جایزه برایش یک توپ و گلدان خرید و او حقه توپ و گلدان را یاد گرفت و از آن زمان بود که مجذوب دنیای سحر و جادو شد.

- شعبده بازی را چگونه آموخت؟

والنتینو به خاطر علاقه ای که به دنیای سحر و جادو داشت، بیشتر اوقات فراغتش را در یک مغازه فروش وسایل شعبده بازی در بالای بلوار هالیوود می گذراند، کم کم با صاحب مغازه، جوبرگ، رابطه دوستانه ای برقرار کرد و حقه ها و تردستی های زیادی را از او یاد گرفت. جوبرگ، ساعت ها به والنتینوی کوچک چگونگی انجام حقه ها را می آموخت و در همان مغازه کوچک با هم حقه ها را تمرین می کردند، آنها بعضی وقت ها آن قدر تمرین می کردند تا والنتینو حقه را به خوبی یاد بگیرد. مرد ماسکی خیلی از حقه های ابتدایی و نمایش های دستی را پشت پیشخوان همین مغازه یاد گرفت.

- فعالیت شعبده بازی اش را چگونه آغاز کرد؟


با توجه به علاقه ای که والنتینو به دنیای شعبده و سحر و جادو داشت و از همان ابتدای کودکی حقه های شعبده بازی را با جدیت دنبال می کرد، شعبده بازی برایش تنها یک تفریح و سرگرمی نبود، بلکه قسمتی از رویاهایش بود و به خوبی می دانست که در آینده می خواهد به یک شعبده باز ماهر تبدیل شود. والنتینو 11 ساله بود که فعالیتش را به طور جدی آغاز کرد، او با دریافت مبلغی به عنوان دستمزد در مهمانی های کودکانه و جشن های مدارس شرکت می کرد و حقه هایی را که از جوبرگ آموخته بود به اجرا می گذاشت، تشویق و تحسین تماشاچیان هم او را مصمم می کرد تا در این راه جدی تر قدم بردارد.

- کار حرفه ای اش را چطور آغاز کرد؟


او با انجام حقه های کوچک مهارت خاصی در دنیای شعبده و شعبده بازی کسب کرد، در آغاز با اجرای نمایش های کمدی شعبده بازی را به طور رسمی تری دنبال کرد، او آن قدر با استعداد بود و آن قدر خوب مخاطبانش را جذب می کرد که در همان زمان هم بدون نقاب طرفداران زیادی داشت. رفته رفته برنامه هایش رنگ و بوی جدی تری به خود گرفت و در دهه 80 ابتدا به هالیوود راه پیدا کرد و بعد برای اجرای برنامه به لاس وگاس دعوت شد، جایی که بهترین و بزرگترین شعبده بازان برنامه اجرا می کردند و والنتینو هم به عنوان یک شعبده باز همیشه آرزو داشت به شهر پرزرق و برق لاس وگاس برسد و در آخر با موفقیت هایی که در زمینه اجرای برنامه هایش کسب کرده بود به آرزویش رسید.

- چرا او در دنیای شعبده یک فرد متفاوت شناخته شد؟

وال والنتینو در دهه 90 بین شعبده بازان اسم و رسمی داشت و اکثر حقه ها را به خوبی می دانست، اما به این نتیجه رسیده بود که دنیای شعبده بازی یکنواخت شده است، برای همین تصمیم گرفت کار جدیدی انجام دهد و با کمک شبکه تلویزیونی فاکس یک انقلاب عظیم در دنیای شعبده بازی به پا کرد. او تصمیم گرفت با پشتیبانی این شبکه برنامه ای تلویزیونی بسازد و رازهای شعبده را فاش کند، کاری که تا پیش از آن هیچ شعبده بازی انجام نداده بود.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
ادامه مطلب
[ یکشنبه 1390/09/13 ] [ 3:5 PM ] [ محسن آزاد ]
در حقیقت این عکس متعلق به منظره ای واقعی است در ایالت کالیفرنیای آمریکا در شهر ناپا ، شرق دره سونوما معروف به بليس ( برکت ). عکس توسط عکاس حرفه ای ، چارلز اوریر Charles O’Rear در سال ۱۹۹۶ گرفته شد و بعنوان پیش زمینه ویندوز آن زمان یعنی ایکس پی تعیین گردید عکسی که تبدیل به آشنا ترین منظره و یکی از ۱۰ عکس محبوب و مشهور دنیا شد. ماکروسافت هنوز هم از این عکس برای پیش زمینه ویندوزهای جدید خود بهره می گیرد تصویری که در انتها مشاهده میکنید در واقع یکی از والپیپر ویندوز ۷ میباشد 


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
ادامه مطلب
[ جمعه 1390/09/11 ] [ 0:21 AM ] [ محسن آزاد ]

هر جا که میروم ز غمت دیده پر نم است

هر ماه من ز داغ تو ماه محرم است

یک لحظه بی محبت تو کی کشم نفس

دنیای بی حسین، برایم جهنم است

عمری گریستم ،که موظف، به گریه ام

گر، نه فلک، به گریه شود، باز هم کم است

در مکتب تو، بحث سفید و سیاه نیست

نام تو افتخار خداوند عالم است

شرح غلام ترک تو ، متن کتابهاست

یک موی او به قیمت صد جام و صد جم است

مریم که در کتاب خدا ذکر نام اوست

یک زینب تو اسوه و استاد مریم است

انگشتری که هست در انگشت مصطفی

بی شبهه نام نامی تو نقش خاتم است

یک کشتی نجات به امت دهد نجات

فرمایش نبی است حدیث مسلّم است

نی هم، اعتراف نموده به آن حدیث

حکم تو یا حسین ز هر حکم محکم است

در یوم حشر عفو تو، عفو عمومی است

از یک کنار حکم نمایی که در هم است

گفتم به دل، که این همه دلواپسی چرا؟

عشق حسین، برای شفاعت فراهم است

اوضاع روزگار اگر نامنظم است

ای ناظم الامور تو کارت منظم است

اشکی که در عزای تو جاری شود ز چشم

سوگند می خورم که ز مجرای زمزم است

یک یا حسین گفتن من رمز آبروست

نام حسین ترجمه اسم اعظم است

زخمی است زخم عشق که گویند بی دواست

اما نگاه مرحمت دوست مرهم است

خوش زاد ریزه خوار حسین باش و اهل بیت

تحت عنایت است گدایی که محرم است

ماه محرم ماه پيروزي خون بر شمشير را بر تمامي مسلمانان جهان تسليت عرض مي كنم

اين پست ثابت است.لطفا در نظر سنجي شركت كنيد و در پست هاي ديگر نظر بگذاريد.


موضوعات مرتبط: مطالب دیگر
[ چهارشنبه 1390/09/02 ] [ 2:26 PM ] [ محسن آزاد ]
درباره وبلاگ

ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلامی
به گــــــــــــرمی نـــــــــــــفسهاتون..
محسن 22 ساله کارشـــــــــــناس
عـــــــــــــــــلوم آزمــــــــــــــــایشگاهی
و ســـــــــــــاکن شهر تهـــــــــــــــــران
هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــستم.
امیــــــــــــــــــــــــــــــــــــدوارم که
لحظـــــــــــــــــات خـــــــــوب و خوشی
را در وبـــــــلاگم سپـــــــــــــــری نمایید.
.
.
........(_\.........
.../_)...) \........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
.
.
.
.
.
........(_\.........
.../_)...) \........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
.
.
.
.

.
.
بيا نترس من باهـــــــــــــــــــــاتم...
..
.
.
.
.

.
.
........(_\.........
.../_)...) \........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
.
.
.
بيا پايــــــــــــــــــــــــين تر..
بيا حـــــــــــــالا..
..
.
.
.
بــــــه وبـــــــــــــــلاگم خــــــــوش آمدید.
----------------------------------------
بهـ دنبالـ ظواهر نرو؛ شاید فریبـ بخوریـ

بهـ دنبالـ ثروتـ نرو؛ اینـ همـ ماندنیـ نیستـ

بهـ دنبالـ کسیـ باشـ کهـ بهـ لبانتـ لبخند بنشاند

چونـ فقطـ یکـ لبخند میـ تواند

شبـ سیاهـ را نورانیـ کند

کسیـ را پیدا کنـ کهـ دلتـ را بخنداند...
-----------------------------------------------
نمی دونم از کــجا شروع کنم قصه تلخ ســـــادگیمـــو

نمی دونم چرا قسمت می کنم روزای خوب زندگیمو

چــــــرا تو اول قصه همه دوســـــــــم مــــــــــــی دارن

وسط قــــــــــصه می شه سر به سر من مـــی ذارن

تا می خواد قـــــصه تموم شه همه تنهام مــی ذارن

مــــــی تونم مثل همه دورنگ بـــــاشم دل نــــبازم

مــــــی تونم مثل همه یه عـــــشق بادی بــــسازم

تا با یک نـــــیش زبــــــون بترکه و خراب بـــــــــــشه

تا بـــــــیان جمعش کنن حباب دل ســــــــراب بشه

مــــــی تونم بازی کنم با عشق و احساس کسی

مـــــــی تونم درست کنم تـــــــرس دل و دلواپسی

مــــــــی تونم دروغ بگم تا خودمو شــــــــیرین کنم

مــــــــی تونم پشت دلا قایم بشم کــــــــمین کنم

ولی با این همه حــــــــرفا باز مـــــــــــنم مثل اونام

یه دروغگو مـــــــی شم همیشه ورد زبــــــــــــــونا

یه نفر پیدا بـــــــشه به مـــــــــن بگه چیکار کــــنم

با چه تیری اونی که دوسش دارم شکار کنم ؟؟؟؟

من باید از چی بفهمم چه کسی دوسم داره ؟؟؟

توی دنیا اصلا عشق واقعی وجود داره .........؟؟؟
امکانات وب

صداياب

دریافت كد ساعت

کد متحرک کردن عنوان وب

Google Pagerank Checker Tool
mouse code|mouse code

كد ماوس